خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > سایت نوشته ها > دختران خردسال گلفروش و آدامس فروش در خیابان های تهران

دختران خردسال گلفروش و آدامس فروش در خیابان های تهران

4 مهر 1391 - - نسخه قابل چاپ

شهرزاد نیوز: در تقاطع بزرگراه‌ها و چهار راه‌های اصلی تهران شب‌هنگام زنان و دختران جوان و حتا خردسال را می‌بينيم كه سيگار و آدامس می‌فروشند و به عابران و سرنشینان اتومبیل ها گل تعارف می‌كنند. پيداست اين زنان و دختران جوان كه بر بستری از آسيب‌های اجتماعی سر برآورده‌اند، نخواهند توانست با فروش آدامس و سيگار شرايط لازم را برای خود فراهم نمايند تا با فراغ بال به زندگی خويش ادامه دهند. در همين راستا امنيت فردی آنان به خصوص دختران خردسال و نابالغ بيشتر از همه اهميت می‌يابد.

گفته می‌شود كه سوداگران مرگ و فساد اخلاقی از دست‌فروشی همين دختران خردسال به منظور پوششی جهت توزيع مواد مخدر و فروش فيلم‌های پورنو بهره می‌گيرند. در عين حال آنان كه به عيان در معرض انواع و اقسام آسيب‌های اجتماعی قرار دارند از ايذاء و اذيت ولگردان و مردان خيابانی در امان نمی‌مانند تا جایی كه اغلب زنان و دختران دست‌فروش به گونه‌های متنوعی از بيماری‌های عفونی آلوده‌اند و به آسانی آن را به ديگران انتقال می‌دهند.

هرچند معاونت اجتماعی و ارشاد نيروی انتظامی، سازمان بهزيستی، كميته‌ی امداد و شهرداری تهران هر كدام به سهم خويش وظيفه دارند تا به جمع‌آوری و سامان بخشی اين كودكان و زنان بی‌پناه اقدام نمايند، ولی همسویی اجرایی ادارات ذی‌ربط در اين ارگان‌ها موجب می‌شود تا هر يك به لطايف‌الحيل از پذيرش و اجرای مسئؤليت خويش شانه خالی كنند. پيداست اين سازمان‌ها كه همراه با كمك‌های مردمی از بودجه‌ی دولتی نيز بهره می‌گيرند تا كنون نتوانسته‌اند ضمن حساس‌سازی، اهميت موضوع را دريابند تا جمع‌آوری و اسكان هميشگی زنان و دختران بی‌خانمان صورت پذيرد.

در همين راستا می‌توان عوارض جانبی تعارض و تخاصم دولت و نهادهای ديگر را با شهرداری به اين مشكل افزود. پيداست كه در چنين گستره‌ای از خصومت‌های جناحی و سازمانی هر يك به آسانی انگشت اتهام را به سوی رقيب نشانه رود و طرف مقابل را به سهل انگاری متهم نمايد تا آنجا كه ضمن فرافكنی پيرامون اين مشكل اهداف سياسی‌ خود را نیز تعقيب كند. رقبای دولتی در چنين فرآيندی مديران شهرداری را به بی‌‌كفايتی و سياسی‌كاری متهم می‌كنند و كارگزاران شهرداری نيز مديران دولتی را ناكارآمد و سهل انگار می‌خوانند. در نتيجه می‌توان همه روزه همين دعواهای حيدری- نعمتی را در روزنامه‌های دولتی به سردمداری "ايران" و "كيهان" از سویی و روزنامه‌‌های مدافع سياست‌های شهرداری به سركردگی "همشهری" و "تهران امروز" از سویی ديگر به تماشا نشست.

اداره‌ی آسيب‌های اجتماعی شهرداری تهران فقط اسكان موقت افراد ولگرد و خيابانی را وظيفه‌ی خود می‌داند و با همين بهانه از پوشش معيشتی مداوم و مستمر آنان سرباز می‌زند. اداره بهزيستی نيز امكانات خود را جهت اسكان پايدار آنان ناكافی می‌خواند و كميته‌ی امداد هم از پايه و اساس از پذيرش خدمت‌رسانی به اين كودكان امتناع می‌ورزد. با اين رويكرد معاونت اجتماعی و ارشاد نيروی انتظامی از جمع‌آوری اين كودكان طفره می‌رود چون هيچ ارگان و سازمانی به تحويل گرفتن آنان راغب نخواهد بود. حتا كودكانی كه به دليل بزه‌كاری به دادگاه كشانده می‌شوند، علی‌رغم تقاضای مكتوب دادگاه و اصرار نيروی انتظامی، نمی‌توانند در يكی از مراكز بهزيستی اسكان يابند. زيرا در اين خصوص بهزيستی به دليل ناكافی دانستن فضای موجود آشكارا از پذيرش دستور دادگاه ابا دارد.

در تمامی معابر عمومی و اماكنی كه در آن‌ها گشت‌های "عفاف" و "حجاب" و عوامل ارشاد و منكراتی نيروی انتظامی حضور فعال دارند، كودكان ولگرد و بی‌خانمان نيز ديده می‌شوند. اما اين نظاميان نيازی نمی‌بينند تا كودكان را‌ جمع‌آوری و به ارگان‌های ذي‌ربط تحويل دهند چون همچنان كه گفته شد همه‌ی اين ارگان‌ها با بهانه تراشی از اين امر مهم سر باز می‌زنند.

طبيعی است كه كودكان خيابانی و بی‌خانمان را بايد از "كودكان كار" مستثنا نمود، چون آسيب‌های اخلاقی و اجتماعی ويژه‌ای آنان را تهديد می‌نمايد. همچنين كودكان ولگرد و خيابانی به اموری اشتغال می‌ورزند كه در جرم‌زایی آن‌ها هيچ شك و شبهه‌ای ديده نمی‌شود. چنانكه بزه‌كاران حرفه‌ای‌ در پوشش اشتغال‌زایی، با همين كودكان كارهای خلاف خود را پوشش می‌دهند. حتا ضمن جذب كودكان به امور "ناصواب"، به آنان می‌باورانند كه آنچه توسط ايشان صورت می‌پذيرد از عرفی عمومی و همگانی تبعيت می‌نمايد كه نمی‌توان آن را "خلاف" به شمار آورد. چنانكه كودكی كه ضمن دزدی دستگير شده بود اصرار می‌ورزيد دزد نيست، بل‌كه سارق است. او دزدی را امری ناصواب و خلاف می‌پنداشت، اما در نگاه او سرقت رفتاری سوای دزدی به حساب می‌آمد.

طبیعتا كودكانی كه در خيابان‌ها رها شده‌اند بر بستری از جرايم اجتماعی می‌زيند كه به طور حتم كودكان كار با آن‌ها آشنایی ندارند. اما با اين همه، دختران نابالغ با آسيب‌های بيشتری دست و پنجه نرم می‌كنند. ضمن آنكه وضع موجود را بايد نتيجه‌ی طبيعی نظام فاسد اداری و مديريتی كشور دانست.

توضیح شهرزاد نیوز: نویسنده ساکن ایران است و از اسم مستعار استفاده کرده است. مشخصات اصلی نزد شهرزاد نیوز محفوظ است.

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

یک خبر تلخ؟ یک قانون‌شکنی؟ یک تصمیم بخشنامه‌ای جدید؟
چرا بایست به سکسوالیته پرداخت؟ / نفیسه آزاد
آزارجنسی خانگی؛ «قربانی» نه، «نجات یافته»
زنان، بزرگترین بازندگان بهار عرب
سانسور از دیدگاه جنسیتی/الهه‌ امانی

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English