خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > سایت نوشته ها > چالشی در مقوله‌ی قتل‌های ناموسی

چالشی در مقوله‌ی قتل‌های ناموسی

28 تیر 1391 - گفتگوی نوشین شاهرخی با احمد اسکندری - نسخه قابل چاپ

شهرزاد نیوز: در این فرهنگ‌ها، ناموس عبارت است از مجموعه رفتار و کردار جنسی دختر و یا زنی که متعلق به یک خانواده‌ی معین هست. وانگهی، ناموس در تملک جمع است یعنی با این تعبیر رفتار یک دختر می‌تواند ناموس خانوادە، عشیرە، "جامعە" را خدشه‌دار کند.

شهرزادنیوز: یکی از تهدیدهایی که برخی از زنان و دختران جوان را حتی در اروپا تهدید می‌کند، تهدید قتل از سوی خانواده است که گاه با تخلف دختر یا زن از سنت ایلی عشیرتی به وقوع می‌انجامد. در رابطه با چند و چون قتل‌های ناموسی و یا جنایت‌هایی که در حیطه‌ی خیانت همسر، شکاکیت، حسادت و یا ناکامی‌های جنسی رخ می‌دهد شهرزادنیوز با احمد اسکندری، پژوهشگر ساکن سوئد، به گفتگو نشسته است.

در این گفتگو نمونه‌ی قتل مریم صادقی معروف به یلدا، پیشمرگه‌ی کرد که در دسامبر 2011 از سوی شوهرش با شلیک گلوله جان سپرد، نیز مورد بررسی قرار می‌گیرد.

شکستن نورم‌ها

احمد اسکندری بر این نظر است که موارد قتل‌های ناموسی در سال‌های اخیر افزایش یافته است که دلایل آن را این‌گونه ارائه می‌دهد.
احمد: "از یک طرف مبارزه برای حقوق یکسان و برابری جنسیتی در سطح جهان و به خصوص در میان جوامع و کشورهایی که این جریان در آن اتفاق می‌افتد خیلی برجسته شده و در نتیجە خبر رسانی در این زمینه بسیار بیشتر است. ممکن است قتلهای زیادی در گذشته انجام گرفته، ولی تحت عنوان قتل نفس و جنایات "معمول" در جامعه تلقی شدەاست. از طرف دیگر وقوع چندین قتل‌ ناموسی برجسته که در کشورهای اروپایی اتفاق افتاده و پوشش خبری زیادی داشته، ویژگی خاصی پیدا کردەاست. به خصوص مواردی در انگلستان، آلمان، سوئد، نروژ، دانمارک، کانادا و اگر اشتباه نکنم یکی دو مورد هم در استرالیا پیش آمده. برخلاف آن تصوری که ما داریم از مسئله‌ی ناموس که مثلا فلانی به خاطر ناموس همسر یا دخترش را کشت، آنچه که زیر کاتگوری قتل‌های ناموسی طبقه‌بندی می‌شود کاملا متفاوت است. علتش هم این است که برخلاف این قتل‌ها که می‌تواند به دلایلی ازجمله خیانت در زندگی همسری، حساسیت، شکاکیت، یا برآورده نشدن نیازهای فیزیکی و روحی انجام گیرد، دلیل اصلی خشونت و قتل‌های ناموسی خروج عمدتا دختر یا زن جوان از نورم‌ها و چارچوب‌های خانوادگی، عشیره‌ای و مذهبی و آن کاست مذهبی می‌باشد که در آن قرار گرفته‌است."

مراحل قتل ناموسی

احمد پروسه‌ی تصمیم‌گیری جمعی برای قتل را از ابتدا تا پایان آن به تصویر می‌کشد.
احمد: "کل جریان خشونت‌های ناموسی و پروسه‌ای که منجر به قتل می‌شود کاملا شبیه یک دادگاه نامتعارف است. در این دادگاه به شایعه اهمیت بسیار زیادی داده می‌شود؛ شایعه به اتهام منجر می‌شود و بعد تبدیل به جرم می‌شود. سپس فرد اخطار می‌گیرد و وقتی اخطار را قبول نکرد مجمع عمومی خانوادگی و عشیره‌ای برایش تشکیل می‌دهند. معمولا رئیس خانواده یا رئیس عشیره در این زمینه دخالت می‌کند؛ (قابل توجە اینکه فاصله‌ی جغرافیایی بین محل زندگی دختر و خانوادەاش با رئیس عشیرە نقشی ندارد و حتی اگر در دو قارە هم باشند مثل این‌ست کە در شهرکی دورهم هستند!) تصمیم جمعی گرفته می‌شود برای اینکه این دختر یا خانم جوان را بکشند؛ آنگاە قاتل را تعیین می‌کنند و به خصوص در کشورهای اروپایی چون می‌دانند که وقتی قتل از طرف نوجوانان زیر هجده‌سال باشد جرمش کمتر می‌شود، قاتل را در این سنین بیشتر انتخاب می‌کنند. وسیله و مکان و زمان قتل را تعیین می‌کنند. بعد از انجام جنایت، قاتل تشویق می‌شود ـ در جمعی کف‌زننده و تشویق‌کننده برای قاتل ـ قاتل سرش را بلند نگه می‌دارد چون از ناموس خودش، خانواده، عشیره و هم‌مذهبی‌هایش دفاع کرده است. این قاتل از دید این جمع و گروه نه‌تنها جرمی ندارد، بلکه به نوعی امتیاز هم می‌گیرد. وقتی در این چارچوب ما نگاه می‌کنیم می‌بینیم که قتل ناموسی کاملا متفاوت هست از قتل‌های دیگر و شما وقتی از این زاویه نگاه کنید می‌بینید کە در کشورهای مختلف و در مذاهب و فرهنگ‌های مختلف دنیا اتفاق می‌افتد؛ از جمله در بخشی از کشورهای آفریقا، خاورمیانه، عراق، ایران، کردستان، ترکیه، هندوستان، پاکستان. به خصوص بنگلادش و پاکستان کشورهایی هستند که در موارد زیادی این اتفاق آنجا می‌افتد. محققینی که در این زمینه کار کرده‌اند نشان می‌دهند که ای بسا وابستگی به فرهنگ و آن چارچوبی که باعث ارتکاب این جرم است ممکن است از جاهای دیگر هم سر درآورد، مثلا به آمریکای لاتین هم برسد و اثری از آن در این کشورها هم پیدا شود. و این پدیده به هیچ روی پدیده‌ای نیست که ویژه‌ی یک مذهب، یک دین، یک ملیت، یک قومیت و یا یک کشور و یا حتی یک منطقه‌ی جغرافیایی از جهان باشد، بلکه می‌تواند در مناطق مختلف این اتفاق بیفتد."

معانی ناموس

احمد تأکید می‌ورزد که ناموس در جوامع و فرهنگ‌های مختلف معانی خاص خودش را دارد.
احمد: "اجازه دهید یک مثال بزنم. چند سال پیش وقتی که یک قتل ناموسی در سوئد صورت گرفت یک نویسنده‌ی یونانی بحث بسیار جالبی کرد و گفت که در جنگ داخلی یونان برادرش در ارتش یونان سرباز بوده و در مقابل چریک‌های مبارز می‌جنگیده. از زبان برادر می‌گوید که آنها عده‌ای از چریک‌ها را در جنگ دستگیر می‌کنند که دو نفرشان دختر بودند. فرمانده نظامی به آنها که هشت نه نفر بودند می‌گوید این دو دختر در اختیار شماست و هر چه می‌خواهید با آنها انجام دهید. نویسنده مسئله را از این زاویه‌ی جالب مورد بررسی قرار می‌دهد و می‌گوید فرمانده گفته برای دفاع از ناموس میهن و برای دفاع از کشورمان و اینکه اینها علیه میهن برخاسته‌اند شما حق دارید به این دختران تجاوز کنید. می‌گوید برادرم در برابر یک وضعیت اخلاقی قرار گرفته که بر اساس نورم‌های اخلاقی‌اش این کاملا تجاوز بود به ناموس این دختران. این دختران را در جنگ گرفته و اسرای جنگی بودند. تجاوز جنسی به اینها برخلاف موازین اخلاقی و ناموسی که برادر به آن اعتقاد داشت و او حاضر نمی‌شود این کار را انجام دهد. گویا برادر و یک نفر دیگر امتناع می‌کنند و کار به دادگاه می‌کشد و سال‌ها به طول می‌انجامد و می‌گوید خانواده ما پول زیادی دادند تا برادرم را از مرگ نجات دادند برای اینکه طبق قوانین ارتش در زمان جنگ سرباز باید از هر فرمانی که فرمانده‌اش می‌دهد تبعیت کند. این مثال نشان می‌دهد که ناموس حتی دریک فرهنگ و کشور تا کجا می‌تواند برداشت‌های متفاوت داشته باشد. در زبان فارسی ما هم ناموس داریم و هم شرف که معادل هر دو آن در زبان‌ انگلیسی "آنر" (Honour) می‌شود که به معنای افتخار هم هست.

و این کلمه‌ی افتخار در حقیقت معادل همان "آنر" انگلیسی یعنی ناموس هم می‌شود متعلق به فرد است و ربطی به جمع خانوادگی و اینها ندارد. منتها در این فرهنگ‌ها و به ویژه در کشورهایی کە در آنها خشونت‌های ناموسی اتفاق می‌افتد، ناموس عبارت است از مجموعه رفتار و کردار جنسی دختر و یا زنی که متعلق به یک خانواده‌ی معین هست. وانگهی، ناموس در تملک جمع است یعنی با این تعبیر رفتار یک دختر می‌تواند ناموس خانوادە، عشیرە، "جامعە" را خدشه‌دار کند. این دختر و زن باید از داشتن هرنوع رابطه با کسی که اولا با او ازدواج نکرده و ثانیا در توافق کامل با خانواده‌اش نیست اجتناب کند وگرنه بی‌ناموسی محسوب می‌شود. حتی پوشش و گفتار زن نیز در چنین فضایی می‌تواند منشأ خشونت باشد. بسا عشق‌هایی کاملا پاک که در حالتی کاملا عاشقانه، صادقانه و صمیمانه بوده ولی در خانواده بی‌ناموسی نام گرفته و یا تلقی شده." در این فرهنگ‌ها باکشتن یک دختر "ناموس جمعی" بازسازی شدە و "لکه‌ی ننگ" برطرف می‌شود.

خصیصه‌های مشترک جنایت

احمد به شباهت‌های قتل‌های ناموسی در کشورهای مختلف با زمینه‌های فرهنگی اقتصادی اجتماعی و سیاسی متفاوت اشاره می‌کند.

احمد: "مثلا در یکی از روستاهای دوردست شمال هندوستان در سال ١٩٩٩موردی را می‌بینید ـ اسم روستا شیملا با جمعیت چند صد نفر است ـ که دختر و پسری عاشق همدیگر هستند که مطابق قوانین کاست روستا حق ندارند با یکدیگر ازدواج کنند و ازدواج حتما باید خارج از کاست و این روستا باشد. وقتی این عشق بعد از سه سال برملا می‌شود، ناچار اینها فرار می‌کنند و بدنبال دخالت‌های آشتی‌جویانه دختر را برمی‌گردانند. سرانجام به پسر اخطار می‌دهند که دیگر حق نداری به این روستا برگردی و دختر را تنها برمی‌گردانند و این دختر باید ازدواج می‌کرده که معنی آن خروج از این روستا می‌شد. ولی چون پسر دختر را خیلی دوست داشته، روزی مست می‌‌کند و جلوی در خانه‌ی دختر حاضر شدە می‌گوید من زنم را می‌خواهم و این باعث می‌شود که مردان روستا می‌ریزند و به طور وحشیانه‌ای پسر را می‌کشند و سپس فکر می‌کنند که این پسر به خاطر دختری آمده که با او فرار کرده بود. می‌روند و دختر را نیز می‌کشند. البته در کشورهای مختلف خاورمیانه هم این نمونه پیدا شده و هست و حتی در همین سوئد در مورد دختری به نام فادیمه که پدرش وی را کشت. پدر و خانواده‌ی دختر تهدید کردە و به پلیس گفته بود تا زمانی که این دختر به این شهر برنگردد ما کاری به او نداریم ولی به محض اینکه برگردد به این شهر ممکن است هر اتفاقی بیفتد. دختر هم که خیلی دلش برای مادر و خواهرانش تنگ شده بود در سفری چندساعته پیش مادر و خواهرانش آمده بود، پدرش فهمید و دختر را کشت. این چارچوب واقعا شگفت انگیز است که چطور در فرهنگ‌های مختلف و در مناطق جغرافیایی مختلف تقریبا به یک شکل عمل می‌کند. در اینجا اشارە به یک نکته‌ اهمیت دارد؛ اینکه یک عده از کسانی که در این زمینه کار تحقیقی کرده‌اند، حال چه ایرانی و چه عرب، ترک، کرد و یا حتی اروپائیان که تحصیلات دانشگاهی کرده‌اند استدلال می‌کنند که گویا این مسئله با مشکل در انتگراسیون و هم‌پیوستگی ارتباط دارد. یعنی که اگر سیاست هم‌پیوستگی در کشورهای پناهندە‌پذیر به درستی انجام گیرد این قتل‌ها اتفاق نمی‌افتد و ربطش می‌دهند به مسائلی چون تبعیض، بیکاری، و به اندازە کافی انتگره نشدن یک خانواده‌ی معین در یک کشور. ولی متأسفانه نمونه‌های قتل‌های ناموسی که پیش آمده خلاف این را ثابت می‌کند. مثلا یک دختر پاکستانی در دانمارک ـ که توسط پدرش که دو نفر را اجیر کرده بود که وی را کشتند ـ عزیزکرده‌ی خانواده بود به نام نادیا که هجده ساله بود و پدرش یک شرکت موفق داشت و زبان دانمارکی هم درست مثل زبان مادری خودش صحبت می‌کرد. هم به لحاظ اقتصادی وضعش خوب بود و هم در جامعه‌ی دانمارک جا افتاده بود و سی سال بود در دانمارک زندگی می‌کرد اما هیچیک از اینها مانع نشد که این کار را انجام ندهد. تنها به این دلیل کە دخترش عاشق یک پسر پاکستانی شدە بود که مورد تأیید پدر نبود. یا مثلا در کانادا یک مرد افغانی که دو همسر داشت ـ و یکی از آن دو به عنوان خاله‌ی بچه‌ها نزدشان بود، چون قوانین کانادا اجازه چند همسری نمی‌دهد ـ وقتی متوجه شد همسر دوم و سه دخترانش جوری لباس می‌پوشند و رفتار می‌کنند که مطابق نورم او نیست، با همکاری پسرش هر چهار نفر را کشتند و در ماشین گذاشته و ماشین را در دریاچه انداختند و گفتند تصادف بوده که بعدا معلوم شد که جنایت بوده. این آقا میلیونر بود و مرتب رفت و آمد به اروپا و دوبی داشت و بیزینس خیلی خوبی داشت. اینکە بیکاری، هم‌پیوستگی، تبعیض و بیگانه‌ستیزی مشکل عمدەای در کشورهای اروپایی، کانادا، استرالیا و... است موضوع دیگری است. حتی ممکن است در موارد معدودی چنین زمینه‌ای راە را برای انجام قتل ناموسی هموار کردە باشد. از زاویه‌ی دیگر اگر صحبت انتگراسیون و مسئله‌ی تبعیض برجسته شود آنوقت این تحقیق یک جایش می‌لنگد و آن هم در خود آن کشورهاست. وقتی در پاکستان، اردن، عراق، ترکیه و ایران این مسئله اتفاق می‌افتد آنجا که دیگر مسئله‌ای به نام انتگراسیون وجود ندارد و در موارد زیادی که قتل‌های ناموسی اتفاق افتاده ربطی به جایگاه طبقاتی و بی‌کاری یا فقر خانواده نداشته، بلکه دلایل دیگری عامل این مسئله بوده است."

یلدا، پیشمرگ کرد

بر اساس پیش‌درآمدی که در پروسه‌ی قتل‌های ناموسی احمد تصویر کرد، وی قتل مریم صادقی (یلدا) پیشمرگ کومه‌له را در رده‌ی قتل‌های ناموسی نمی‌داند، بلکه آن را در زمرە جنایاتی ارزیابی می‌کند که به حیطه‌ی اختلافات زناشویی، شک، حسادت، شکاکیت و نیز ناکامی‌های روحی، جنسی بازمی‌گرداند.

احمد: "مریم صادقی (یلدا) با مردی زندگی می‌کرد که هردو پیشمرگه‌ی کومه‌له (بخش حزب کومه‌له) بودند. دوستان و اطرافیان آنان می‌دانستند که این‌دو با هم اختلاف دارند و یک شب وقتی که این‌دو در اتاقشان بودند صدای شلیک گلوله می‌آید و وقتی دیگران به اتاق می‌دوند با جسد بی‌جان یلدا روبرو می‌شوند و مرد می‌گوید که او خودش را کشته. متأسفانه حزب کومه‌له به جای اینکه این ماجرا را به عنوان اتفاقی که در هر جامعه‌ای ممکن است بیفتد و اینکه هنوز جزئیات امر معلوم نیست تلقی کند، شروع کرد به اعلامیه دادن که به احتمال زیاد این ماجرا خودکشی هست. منتها کسان دور و بر که سابقه‌ی این دو نفر را می‌دانستند خیلی زود عکس‌العمل نشان دادند و پلیس آسایش ـ که پلیس انتظامی شهر سلیمانیه هست ـ فورا آمدند و مرد را گرفتند و در همان یکی دو روز اول گفتند که شواهدی هست که این نمی‌تواند خودکشی باشد. بعدا در تحقیق پلیس معلوم شد که یلدا درست شب قبل از ترورش به پدر یا خواهرش زنگ زده و از آنان کمک خواسته. آنها متأسفانه در راه بودند و روزی رسیدند که قتل انجام گرفته بود."
قتل و نه خودکشی
احمد دلایل خود را در رد خودکشی ارائه می‌دهد.

احمد: "اولا هیچ کسی با دو گلوله خودکشی نمی‌کند، بلکه خودکشی معمولا با یک گلوله است. در ثانی بحثی بود که یکی از گلوله‌ها کمانه کرده و اینکه شلیک مرد رو به یلدا نبوده و کمانه به زن برخورده، ولی شلیک کمانه هم یکی می‌تواند باشد و نه دو گلوله. سوم اینکه به تعبیر یکی از خانم‌های رهبر حزب کومه‌له ـ که در صدای آمریکا و رسانه‌ای دیگر گفته ـ یلدا خودش رسما به او مراجعه کرده و گفته که من با این آقا مشکل دارم. بنابراین در حالی که زن و مردی در یک اتاق هستند و تفنگی هم در اتاق هست و این‌دو با هم اختلاف دارند و این نه مرد بلکه زن هست که شکایت کرده، بنابراین وقتی که شلیک گلوله صورت می‌گیرد و آن زن جوان کشته می‌شود، ظن قوی اینست کە پس مرد باید کاری کرده باشد.

بنظر من اگر از زاویه‌ی برابری جنسیتی و حقوق برابر زن و مرد به مسئله نگاه کنیم بلافاصله باید مشکوک شویم که این قتل است تا اینکه خلافش ثابت شود و این کار دادگاه است که ثابت کند کی قاتل بوده و کی نبوده. مشکل اما این بود که اختلافاتی درون حزب کومه‌له و دور و بر حزب پیش آمده بود و چون عده‌ای در سایت‌ها نوشتند که شما باید حقیقت را بگویید و عده‌ای از روشنفکران و روزنامه‌نگاران هم نامه‌ی سرگشاده‌ای نوشتند، حزب کومه‌له شروع بە گاردگیری کرد و موضوع را جور دیگری تلقی کرد. کسانی از درون حزب کومه‌له نوشتند که شما از این مسئله علیه ما استفاده می‌کنید و علیه تشکیلات ما."
نقش تشکیلات؟!

از احمد می‌پرسم که مگر یلدا آن موقع در مقر نبود؟ حزب و تشکیلات که از اختلاف یلدا باخبر بودند چرا به او کمکی نکردند؟

احمد: "این دقیقا آن سؤالی است که برای خیلی‌ها پیش آمده. حزب کومه‌له می‌گوید که ما نمی‌توانستیم خیلی وارد مسائل خصوصی خانوادگی شویم که البته این در مواردی می‌تواند درست باشد، ولی وقتی که زنی می‌گوید من با همسرم مشکل دارم و احتمالا گفته مرا می‌زند و اذیت می‌کند، باید اینها را از هم جدا نگه دارند و نه اینکه در فضایی که اسلحه هست و امکان کتک زدن که ممکن‌ست کار به جاهای دیگر هم بکشد، بەحال خودشان رها کنند. دوم اینکه وقتی زن جوانی شکایت می‌کند، باید مسئول تشکیلات این آقا را هم صدا می‌کرد و می‌گفت که همسرت از دست تو شکایت کرده. اگر دفعه‌ی دیگر او را بزنی و اذیتش کنی ما به مقامات محلی شکایت می‌کنیم و از اینجا بیرونت می‌کنیم. این کار را هم نکردند و بدتر از این وقتی که اتفاق افتاد به جای آنکه بگویند عمیقا از این پیش‌آمد متأسف‌اند و شاید اشتباهی در شیوەی برخورد ما در کار بوده و شاید ما می‌توانستیم ای بسا جلوی این کار را بگیریم و ما بررسی می‌کنیم و نتایج بررسی را اعلام می‌داریم و سرانجام اینکه منتظر نتایج بررسی پلیس محلی و مقامات محلی هستیم، عمدتا به مسئله‌ی دفاع از تشکیلات پرداختند که در تشکیلات ما برابری زن و مرد هست و مردی ممکن نیست زنش را بکشد و الا آخر."

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

یک خبر تلخ؟ یک قانون‌شکنی؟ یک تصمیم بخشنامه‌ای جدید؟
چرا بایست به سکسوالیته پرداخت؟ / نفیسه آزاد
آزارجنسی خانگی؛ «قربانی» نه، «نجات یافته»
زنان، بزرگترین بازندگان بهار عرب
سانسور از دیدگاه جنسیتی/الهه‌ امانی

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English