خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > سایت نوشته ها > کمپين در اصفهان : چالشها و چشم انداز / نفیسه آزاد زنستان

کمپين در اصفهان : چالشها و چشم انداز / نفیسه آزاد زنستان

26 شهریور 1386 - - نسخه قابل چاپ

اصفهان از دير باز به عنوان يکي از شهرهاي مهم و تاثير گذار در عرصه هاي مختلف سياسي و اجتماعي شناخته شده است.بستر فرهنگي ديرپا و منحصر به فرد اين شهر زيبا و تاريخي با چهره هاي شاخصي که در زمينه هاي مختلف به جامعه ادبي و هنري ايران معرفي کرده است،قابل شناخت است . اما در اين ميان زنان اصفهاني به مانند همه شهرهاي ديگر چهره اي کم فروغ تر از مردان داشته اند ولي در عين حال اين بدان معنا نيست که زنان نخبه و يا فعال در اين شهر کم بوده است.با توجه به چهره و بافت سنتي موجود در بسياري از محله هاي فعلي کار اجتماعي به ويژه در حوزه زنان در اصفهان نيازمند ريزبيني و دقت عملي خاص خود مي باشد. معرفي حرکتهاي اجتماعي باتوجه به حساسيت هاي مذهبي و اجتماعي ، فرهنگ عامه مردم بايد به گونه اي صورت گيرد که با خود بازتاب منفي کمتري داشته باشد. از آن جمله است حرکتي که در جهت رفع تبعيض قانوني از زنان تحت عنوان کمپين يک ميليون امضا ءصورت گرفته است.

اصفهان به سبب نزديکي مسير و ارتباطات فوق العاده زياد اقتصاد و فرهنگي همواره با تهران داراي تعاملات موثر ي بوده است.از همين رو تنها اندکي پس از شکل گيري ايده کمپين و در همان روزهاي ابتدايي نيروهاي فعال در حيطه زنان با داشتن روابط با اعضاء اوليه کمپين و با شرکت در جلسات تشکيل شده در تهران با کمپين آشنا و کار خود را در اصفهان آغاز نمودند. روند ابتدايي و حتي اکنوني جنبش زنان در اصفهان ارتباط تنگاتنگي با سازمانهاي غير دولتي (NGO) داشته است ، به طوريکه هسته اوليه فعاليتهاي کمپين در اصفهان نيز از اين سازمانها شروع شده و ادامه دارد.در همان زمان جلساتي در اين باب تشکيل شده و تقسيم کاري صورت گرفته است. اصفهان به دليل داشتن دانشگاههاي بزرگ و معتبر در کليه رشته ها جايگاه بسيار مناسبي از نظر حرکتهاي دانشجويي داشته است. اما متاسفانه با برخوردهاي امنيتي صورت گرفته در دانشگاهها و بعضاٌ حکمهاي کميته انضباطي براي دانشجويان فعال در زمينه کمپين ،همانطور که در دانشگاههاي تهران نيز شاهد آن بوده ايم ، اين حرکت دانشگاهي کند شده است.

اما متاسفانه با وجود سابقه زماني کمپين در اصفهان ، گروه ثابتي جهت پيگيري فعاليتها شکل نگرفته است ، فعالان کمپين در اصفهان معتقدند که اين به دليل جو فرهنگي حاکم بر شهر و فردي بودن و لايه اي بودن حرکتها ي اجتماعي در اصفهان است، که با توجه به جلسات متعدد در NGO ها هرگز گروه پايداري شکل نگرفته است و سازماندهي درستي در اين زمينه وجود ندارد.در واقع افراد علاقمند در زمينه جمع آوري امضا ء هر کدام به تنهايي فعاليت کرده و در بسياري موارد حتي از وجود يکديگر و فعاليتهاي هم آگاه نيستند. اين مسئله باعث شده است که کارگاههاي آموزشي برگزار شده نيز اثر بخشي خود را از دست داده و افرادي که بدون گذراندن اين آموزشها و بدون ارتباط با افراد آموزش ديده مشغول جمع آوري امضا هستند دچار سوالات و سوء تفاهماتي نسبت به کل حرکت باشند که گاه تا مدت زيادي بدون پاسخ مي ماند.از طرفي عده ا ي از فعالان کمپين معتقدند که با توجه به شرايط خاص فرهنگي اين شيوه بهتر از شيوه هاي ديگر پاسخ مي دهد و حرکت را با هزينه کمتري مواجه خواهد کرد، بدين ترتيب هر کدام از فعالان جمع آوري امضاء در حوزه شخصي خود و بسته به انواع ارتباطات خويشاوندي و اجتماعي خود اقدام به جمع آوري امضا کرده و از اين طريق به حرکت کمک خواهد کرد و تهديد کمتري را هم متوجه خود و فعاليت خود خواهد نمود .

مسئله ديگر علاقمنديهاي متفاوت در بين فعالان کمپين در اصفهان است که صفت برجسته حرکت در ديگر نقاط نيز هست در بين جمع آوري کنندگان امضا از افراد نزديک به محافل سياسي تا روزنامه نگار و دانشجو و زنان شاغل در محيط خانه و شاغل در صنعت و محيط هاي اداري به چشم مي خورد که اين در واقع تاکيدي است بر اين نکته که کمپين يک ميليون امضا براي اولين بار با طرح خواسته هاي حداقلي و با در پيش گرفتن روشي کاملا مسالمت آميز توانسته است زنان و مرداني با پيشينه هاي مختلف و علائق مختلف را گرد آرمان برابري خواهي جمع کند .

در جلسه اي که در اصفهان و در حضور تعدادي از اين فعالان بودم ، بحثها و چالشهاي ايجاد شده نشانگر آن بود، که فعاليت در کمپين زناني را دور هم جمع کرده که در روال طبيعي هرگز يکديگر را نمي يافتند و مشترکات خود را نمي شناختند.

هايده تابش زني 47 ساله است که با علاقمندي خاص خود ابتدا با اينترنت آشنا شده و سپس با پيگيري مسائل زنان ، کمپين را شناخته است. او مي گويد : زماني که در اينترنت کمپين را يافتم و شناختم براي آنها ايميلي زدم و بلافاصله جواب گرفتم ، او از اين طريق با اعضاي فعال کمپين در اصفهان آشنا شده و کار خود را شروع کرده است. هايده متاهل و داراي دو فرزند است . زماني که از او درباره دليل فعاليتش در کمپين مي پرسم : ميگويد هرگز در زندگي شخصي ام مشکلي نداشتم ، همسرم و من زندگي خوبي داشته ايم ، اما گمان مي کنم اين قوانين تبعيض آميز در نهايت دنياي ما را از هم جدا مي کند و همينطور در اطرافم مواردي را مي بينم که اين قوانين باعث مشکلات بسياري براي زنان شده است. او مي گويد از روزي که با اين حرکت آشنا شده ام به دختراني که مي خواهند ازدواج کنند مي گويم : به جاي آنکه برروي مهريه هاي بالا تاکيد کنيد سعي کنيد که حقوق قانوني خود را به دست آوريد. او همچنين مي گويد هر تجربه خود را در زمينه جمع آوري امضا مي نويسم و هر بار با مطالعه آن از تجربه هاي خود درس مي گيرم و اين باعث مي شود که آنها را فراموش نکنم.

از ديگر موارد گفتني در مورد فعاليت کمپين در اصفهان عدم بازتاب رسانه اي آن در طول اين مدت بوده است . کساني که در اصفهان فعاليت مي کنند ، با توجه به شرايط فرهنگي موجود (که مانند هر شهري ويژه خود آنهاست) از روشهاي بسيار جالب و ابتکاري در زمينه جمع آوري امضا بهره مي برند که البته طبيعي است که گاهي هم با شکست مواجه مي شود . اما متاسفانه اين ابتکارات تا به حال بازتاب کمي در بين اعضاي ديگر کمپين و رسانه داشته است . به نظر مي رسد نبود فعاليت گروهي موثر مانع از تشکيل هسته هايي شده است که نوشتن و فعاليت رسانه اي را تشويق کند و ارتقا بخشد. هر چند که يکي از فعالين کمپين که دستي هم در روزنامه نگاري دارد مي گويد : من سعي خودم را در متشکل کردن آدمها ي فعال کرده ام و از اين به بعد هم خواهم کرد اما شايد مقتضيات اجتماعي اصفهان ايجاب کند که فعاليت به همين شکل ادامه پيدا کند . از او مي خواهم که تجربيات خودش را بنويسد ، با خنده پاسخ مي دهد که آنوقت شغل خود را از دست خواهم داد، حقيقت آن است که دايره امنيتي و تحديد فضاي کار در شهرستانها بسيار تنگتر از تهران است و کار کردن در اين شرايط زيرکي هاي خاص خودش را مي طلبد اما ما همچنان برآن تاکيد مي کنيم که جمع آوري امضا جرم نيست و حرکت ما کاملا در چارچوب قوانين است. او مي گويد در حد خودم سعي کرده ام که فعاليتها و مسائل مربوط به زنان را در رسانه هاي محلي انعکاس دهم و ارتباط بهتري بين فعالين برقرار کنم.او همچنين مي گويد در ابتداي فعاليت در ميان پسران هم فعالين موثري داشتيم که به کار آگاهي رساني و جمع آوري امضا مشغول بودند اما در حال حاضر فعاليتشان کمتر شده است. هر دو مي دانيم جامعه اي با فرهنگ مردسالارانه با مرداني که داعيه برابري طلبانه داشته باشد چگونه برخورد خواهد کرد.متاسفانه براي ديدار و گفتگو با اين عزيزان و شنيدن حرفها و تجربه هاي آنان زماني در اختيار نيست.

در انتهاي بحث فعالين گرد آمده بر آن تاکيد مي کنند که در آينده بر روي تشکيل چنين گروههايي کار خواهند کرد. آنها معتقدند که علي رغم سود بخشي فعاليت هاي منفرد همراهي و اطلاع از ديگر فعالين مي توند در غنا و اثر بخشي و ادامه دار بودن حرکت موثر باشد. يکي از دانشجويان فعال در اين زمينه مي گويد: فکر مي کنم الآن زمان آن رسيده که نيروهاي جديدي به ما اضافه شوند چون اگر همين طور ادامه دهيم ممکن است دچار رکود و خستگي شويم ،با هم بودن به ما انرژي و توانايي مضاعفي خواهد بخشيد. او که از فعالين موثر در دانشگاه بوده است و در اين رابطه با مشکلاتي هم روبرو شده است مي گويد: فعاليت در دانشگاه بسيار خوب بوده است اما به دليلي فصلي بودن دانشگاهها و رفتن دانشجويان فعال پس از اتمام تحصيلات و يا در تابستان اگر فعاليت خودم را صرفا در دانشگاه متمرکز کنم با انقطاع روبرو خواهم شد.

در جمع بندي نهايي اگرچه فعاليت در اصفهان علي رغم بي صدا بودن آن موفق ارزيابي مي شود ،اما همگان بر آن تاکيد دارند که از اين پس به ارتباط گيري هاي بيشتر و فعاليت در حوزه عمومي خواهند پرداخت ، که البته اين مهم نيازمند گفتگو و يافتن راههاي بهينه و بهره گيري از پتانسيلهاي موجود در افراد فعال کنوني است.

با وجود پيگيري به خاطر کمبو وقت و همچنين نبود رابطه ميان فعالين کمپين در اصفهان موفق به صحبت و طرح نظرات عده اي از اين فعالين نشدم ، که اميد است در آينده با تشکيل هسته هاي موثر در اين زمينه هم راه رابطه بااين عزيزان باز شود و هم با تشکيل کارگاههاي مختلف آموزشي کيفيت نيروي کار بالاتر رفته و از اکتفا کردن به حلقه هاي دوستي و خويشاوندي فراتر روند.

از آنهاخداحافظي مي کنم با اين اميد که در آينده اي نزديک شاهد حرکت پرتوان تر آنها باشم و بازتاب آن را در رسانه کمپين و جهت اطلاع ديگر زنان هم وطن فعال ببينم.

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

یک خبر تلخ؟ یک قانون‌شکنی؟ یک تصمیم بخشنامه‌ای جدید؟
چرا بایست به سکسوالیته پرداخت؟ / نفیسه آزاد
آزارجنسی خانگی؛ «قربانی» نه، «نجات یافته»
زنان، بزرگترین بازندگان بهار عرب
سانسور از دیدگاه جنسیتی/الهه‌ امانی

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English