خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > سایت نوشته ها > نافرمانی مدنی و کمپين يک مليون امضا/ آگاهی بنیان رهایی است/ محمد فلاح (...)

نافرمانی مدنی و کمپين يک مليون امضا/ آگاهی بنیان رهایی است/ محمد فلاح نیا

12 شهریور 1386 - - نسخه قابل چاپ

محمد فلاح نيا : امروز سالروز کمپين يک مليون امضا است.يک سال از شروع کمپين گذشته است.در اين مدت جنبش زنان ايران اوج و حضيض های بسياری به خود ديده است و چيز های بسياری هم در اين تجربه های مشترک آموخته است.و حتی بر ديگر جنبش های اجتماعی نيز تاثير گذاشته.اين خودش يک پيروزی است.پيروزی ای بزرگ.به تمام دوستانی که در اين راه فعاليت می کنند،تبريک می گويم و فردايی بهتر را برای جنبش زنان آرزو می کنم.به مناسبت سالگرد کمپين تصميم گرفتم مطلبی در مورد ويژگی های عمده ی کمپين بنويسم.

کمپين يک مليون امضا الگوی خوبی از يک نافرمانی مدنی است.شايد از لحاظ مصداق،بين فعالان جنبش های اجتماعی و مدنی،مصداق و يا تعريف واحدی برای نافرمانی مدنی وجود نداشته باشد.نافرمانی مدنی برای اکثر افراد مجموعه ای از کنش های عملی است.اما می توان ويژگی هايی را برای نافرمانی مدنی بر شمرد که از طرف فعالان جنبش های اجتماعی و مدنی مورد توافق بيش تری است.نافرمانی مدنی ،چند خصوصيت عمده دارد.اول اين که حتما در مخالفت با قانونی خاص است.جهان امروز جهانی است که با قانون ها اداره می شود.قانون تنها ابزار ملموسی است که بشربا کمک آن می تواند زندگی اجتماعی خود را اداره کند.علی رغم آن که بحث پيرامون قانون و تاثير آن بر زندگی فردی و اجتماعی انسان ها بسيار گسترده و عميق است،اما به وضوح می توان مشاهده کرد که درزندگی امروز بشر قانون با اين که عمر بسيار بسيار کوتاهی در برابر فرهنگ دارد،اما می تواند حتی فرهنگ های چندين وچند هزار ساله را هم تحت تاثير قرار دهد.بگذاريد مثالی مطرح کنم.زمانی در فرهنگ و عرف مردم ايران رای دادن زنان يک تابو محسوب می شد و عدم حق شرکت زنان در انتخابات به صورت پديده ای فرهنگی در اذهان مردم ايران ريشه های عميق دوانده بود.به گونه ای که وقتی برای اولين بار بحث رای دادن زنان در ايران مطرح شد،طيف کثيری از مردم دست به اعتراضات و شورش های گسترده زدند.حال آن که وقتی قانون حق رای و شرکت زنان را در انتخابات تصويب کرد،به مرور زمان در عرض چند دهه مردم به کلی فراموش کردند که چه طور در برابر رای دادن زنان صف آرايی کرده بودند.امروز ديگر رای دادن رنان به صورت يک فرهنگ در ذهن مردم جای گرفته.طوری که اگر کسی بخواهد اين حق را از زنان صلب کند دوباره همه در برابر آن می ايستند.درست است که اين اتفاق در طول زمان حادث شده ،اما بايد پذيرفت نقش قانون در تسريع اين پديده انکار نا پذير است.اگر قرار بود برای از بين بردن يک فرهنگ همان قدر زمان صرف کنيم که به وجود آمدن آن زمان برده است،بايد قرن ها طول می کشيد تا زنان ايرانی به حق رای و شرکت در انتخابات دست يابند.رای دادن نمونه ای است از هزاران مساله در مبارزات زنان ايران که با تصويب و دخالت قانون و البته مبارزات گسترده ی زنان ،امروز ديگر در جامعه غير عادی جلوه نمی کند.می توان با نگاهی به تاريخ حظور زنان در مدارس،تاسيس اولين مدارس دخترانه،حظور زنان در مجامع آکادميک،حظور زنان در مجلس و... به اهميت تصويب قوانين پی برد.هيچ کدام از اين پديده ها در ايران سابقه نداشتد.و حتی پديده های بسيار منفی هم تلقی می شدند.اما با تغير قوانين، امروز به صورت امری عادی تلقی می شوند.

بنا بر اين نافرمانی های مدنی بايد در راستای مخافلت با قوانين فرسوده ی گذشته و تصويب قوانين جديد باشد.ما نمی توانيم برای تغيير يک پديده ی اجتماعی منتظر گذشت سال های طولانی بمانيم بنا بر اين بايد قوانين را نشانه بگيريم.

ويژگی ديگری که در مورد نافرمانی مدنی می توان اشاره کرد،اين است که نا فرمانی مدنی،بايد آشکار باشد.ما نمی توانيم به صورت غير شفاف و يا در خانه دست به نافرمانی مدنی بزنيم.مخالفت با قانون در پشت در های بسته و به صورت غير شفاف اصلا مخالفت مدنی محسوب نمی شود.شايد بعضی مبارزات اجتماعی به صورت مخفی و پشت در های بسته انجام شوند.اما آن نوع مبارزات بيش تر در حيطه ی مبارزات حزبی قرار می گيرند و هر نامی که بر آن ها بگذاريم،نهايتا در حيطه ی نافرمانی های مدنی قرار نمی گيرند.فرض کنيم که مثلا ما قانون طلاق را ناعادلانه می دانيم.اما آن را علنی نکنيم و اين بحث را به سطح جامعه نکشانيم.در آن صورت اين آگاهی ما از ناعادلانه بودن اين قانون چه حاصلی دارد؟ و چه تاثيری در فرهنگ کل جامعه می گذارد؟؟؟؟اين کار مثل کار دوستانی است که وقتی يکی از فعالان سياسی در زندان بود و دست به اعتصاب غذا زده بود،می گفتند ما برای همدردی با او در خانه هايمان دست به اعتصاب غذا می زنيم!!!خب اين کار چه حاصلی برای آن مبارز در زندان می توانست داشته باشد؟؟؟در مورد اين مساله ی خاص يکی از راه ها مثلا می توانست اين باشد که در برابر زندان دست به تجمع بزنيم.اين يک اعتراض آشکار است.و يا اگر باپرداختن هزينه های يک تجمع مشکلی داشتيم بيانيه ای بايد تنظيم می شد و هر کس با اسم حقيقی بيانيه را امضا می کرد .البته خب بعضی از دوستان هم همين کار را کردند. بايد بپذيريم که اگر می خواهيم فعاليت مدنی و اجتماعی کنيم بايد آشکار باشد تا نتيجه بخش باشد.

ويژگی سومی که در مورد آن بحث می کنم،که به نظرم از مهم ترين ويژگی های نافرمانی مدنی است،اين است که ما بايد بپذيريم هر چيزی بهايی دارد.و برای به دست آوردن آن بايد،بايد و بايد حاظر باشيم بهای آن را بپردازيم.مبارزه بدون پرداختن بهای آن معنا ندارد.البته منظورم اين نيست که همه الزاما بايد به يک اندازه بها بپردازند،اما پرداختن بها انکار ناشدنی است.حال به هر اندازه که باشد.بعضی افراد صرفا با بيان نظرشان به صورت علنی وارد ميدان عمل می شوند و بعضی افراد هم فعاليت های دنباله دار و طولانی تری را در پيش می گيرند.پس هر کس که می خواهد وارد عرصه ی مبارزات اجتماعی شود لازم است از بهايی که ممکن است در اين راه بپردازد آگاه باشد و اگر در خود توانايی نمی بيند، بهتر است که وارد اين عرصه ها نشود.البته اين ما نيستيم که برای ديگران ديگران تصميم می گيريم.هر فرد خودش بايد با درون خودش صادق باشد و با اطلاع و آگاهی کافی قدم در راه مبارزه بگذارد.نه اين که اول پرتاب شود ميان يک جريان و بعد بخواهد تصميم بگيرد چرا که بدون آگاهی وارد عرصه ی مبارزه شدن، جز صرف انرژی و وقت بيهوده چيزی نيست.و حتی ممکن است خيانت به آن جريانی باشد که به آن می پيونديم.

و اما آخرين مطلبی که می خواهم بيان کنم،اين است که در نافرمانی مدنی،انديشه های حذفی جايِی ندارند.ما بايد برای رسيدن به فردای بهتر برای همه ی مردم،حظور انديشه های مختلف را در کنار هم بپذيريم .متاسفانه سابقه ی طولانی جريان های ايدئو لوگ که بخش عظيمی از تاريخ مبارزات مردم ايران متاثر از آن هاست باعث شده است که به انديشه های حذفی عادت کنيم.تو يا از ما هستی و مثل ما فکر می کنی و يا حذف می شوی.بسياری از ما تجربياتی اين چنين داشته ايم که به محض صحبت کردن و انديشيدن و حرفی مخالف آن جريانی که با آن فعاليت می کنيم زدن، سريعا کنار گذاشته شده ايم.حتی ساده ترين انتقاد ها را هم بعضی افراد تاب نمی آورند.

اما نافرمانی مدنی اين ويژگی را به صورت بالقوه دارد که انسان ها را علی رغم تمام تفاوت هايشان،در يک مبارزه ی واحد،هم جبهه کند.و در يک نافرمانی مدنی هر کوتوله باش(چيزی شبيه قزل باش!!!) اجازه ندارد خود را برتر از همه بداند و راهش را بهترين راه موجود در عالم!و سريعا بخواهد ديگران را از ميدان به در کند.

در مورد نافرمانی مدنی،سه مورد اولی که ذکر کردم"مخالفت با قانون،آشکار بودن و بها پرداختن" از ويژگی های يک نا فرمانی مدنی است.اما مورد آخر يعنی ايجاد اتحاد بين انواع گروه ها و انديشه ها و عدم وجود انديشه های حذفی،بيش تر يک استعداد بالقوه است که بايد در عمل تلاش کنيم آن را به صورت بالفعل در آوريم.چون نافرمانی مدنی اين توانايی را دارد.

کمپين يک مليون امضا ،ويژگی های يک نافرمانی مدنی را داراست.به اين معنا که با قوانين تبعيض آميز عليه زنان مخالف است،مخالفت خود را از طريق بيانيه کمپين آشکارا بيان کرده است و افرادی که با آن همکاری می کنند و بيانيه ی کمپين را امضا می کنند،همگی با اسم حقيقی و به صورت شفاف وارد عمل شده اند و با امضای خود حاظر به پرداخت بهای آن نيز شده اند.يک امضا با اسم حقيقی کم ترين بهايی است که ما می پردازيم در راه آرمانی که در پيش داريم.تمامی انسان ها با هر جنسيت و مرام و مسلک و نژاد ومذهب و فارق از هر تبعيضی می توانند وارد اين عرصه شوند. اما بايد هميشه به ياد داشته باشيم که بايد برای رسيدن به آرمان های انسانی واحد با هم متحد شويم و انديشه های حذفی را از خود دور نگه داريم.

آگاهی بنیان رهایی است

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

یک خبر تلخ؟ یک قانون‌شکنی؟ یک تصمیم بخشنامه‌ای جدید؟
چرا بایست به سکسوالیته پرداخت؟ / نفیسه آزاد
آزارجنسی خانگی؛ «قربانی» نه، «نجات یافته»
زنان، بزرگترین بازندگان بهار عرب
سانسور از دیدگاه جنسیتی/الهه‌ امانی

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English