خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > تریبون > مقالات > خانه های امن راهی برای گریز از خشونت خانگی

خانه های امن راهی برای گریز از خشونت خانگی

17 آذر 1390 - ترجمه و گردآوری: ژیلا بابایی - نسخه قابل چاپ

تغییر برای برابری: قربانیان خشونت خانگی با موانعی بی شمار برای یافتن و نگهداری مسکن رو به رو هستند. زنانی که از نظر مالی به افرادی که آنها را مورد خشونت قرار می دهند، وابسته‌اند و یا اموالشان در کنترل فرد سو استفاده کننده است، برای ترک خانه امکان مالی کافی ندارند و باید خطر خیابان‌خوابی را به جان بخرند. معضل دیگر در دسترس نبودن خانه های مقرون به صرفه است. خصوصی‌سازی مسکن در شرق و مرکز اروپا منجر به افزایش قیمت خانه شده است. گزارشی که در سال ۲۰۰۳ درباره نسبت خشونت خانگی و مسکن در گرجستان منتشر شد، نشان داد که نداشتن دسترسی به مسکن امن و مناسب یکی از دلایل اصلی بازدارنده زنان از درخواست طلاق و نجات خود از چنگ کسانی است که به آنها آسیب می رسانند و در نتیجه در همان شرایط باقی می مانند.

یکی از راه های مقابله با خشونت خانگی، احداث پناهگاه ها یا خانه های امن با عنوان «شلتر» است، تا در دسترس زنان خشونت‌دیده‌ای که از خانه گریخته‌اند باشد.

نهضت خانه های امن در آمریکا از اوایل دهه‌ی ۷۰ میلادی آغاز شد. دو عدد از نخستین خانه‌های امن تاسیس شده «خانه ی مدافعان مینسوتا» و «خانه‌ی انتقالی بوستون» بودند. مدافعان حقوق زنان و همچنین خود زنان خشونت دیده خیلی زود به این نتیجه رسیدند که عدم وجود مسکن جایگزین، از اساسی ترین مشکلات در راه مبارزه با خشونت خانگی است. بسیاری از گروه‌های اولیه مدافع حقوق زنان، در خانه‌های خود از زنان خشونت دیده پذیرایی می‌کردند.

شلترهای آمریکا و بریتانیا چند رویکرد دارند: بشردوستانه‌، اداری، درمانی یا اکتیویستی.

شلترهای بشردوستانه عموما از جنبش‌های مربوط به فقر و بی خانمانی مشتق شدند و بر رفع نیازهای اولیه مانند غذا، سرپناه و پوشاک تاکید می ورزند.

شلترهای اداری بر کمک گرفتن از سازمانهایی تاکید دارند که به زنان خشونت دیده خدمات ارائه می‌دهند.
شلترهای درمانی بیشتر شبیه آسایشگاه‌ روانی هستند و خدماتی نظیر مشاوره و درمان به زنان خشونت دیده ارائه می دهند.

شلترهای اکتیویستی نگاهی وسیع تر به خشونت خانگی دارند و نه تنها مسائلی مانند نیازهای عاطفی و فیزیکی فرد خشونت دیده را مد نظر قرار می دهند، بلکه ساختارهای اجتماعی که موجب سوءاستفاده از زنان می شود را نیز بررسی می کنند.


بودجه

جذب بودجه‌ برای مکان‌ شلتر در تاسیس و ادامه‌ی کار آن بسیار مهم است. برای مثال مدافعان حقوق زنان در سال 1973 از طریق یک «کمپین نامه» به جمع آوری کمک های مالی پرداختند؛ آنها برای دوستان و آشنایان نامه‌هایی با مضمون برنامه‌های خود برای تاسیس شلتر ارسال کردند و برای این کار از آنها درخواست کمک‌ مالی کردند. درآمد حاصل از ۴۰۰ نامه ارسالی مبلغی در حدود ۷۰۰ دلار در ماه شد. سپس موسسان شلتر، برای دریافت کمک‌هزینه، نامه‌هایی به گروه های دولتی و نیمه دولتی نوشتند و موفق شدند برای پرداخت حقوق کارکنان خود در سال بعد کمک‌هزینه‌ی دولتی دریافت کنند.

موسسان شلتر و مدافعان حقوق زنان، همچنین از خود ساکنین شلتر تقاضای کمک مالی کردند، هر چند بسیار ناچیز و در حد روزی چند دلار باشد؛ گرچه کمک مالی جزو شرایط اسکان در شلتر نبود.

طول مدت اسکان

برخی شلترها برای پذیرایی از زنان خشونت دیده محدودیت زمانی در نظر می‌گیرند. هرچه زن آسیب دبده مدت زمان بیشتری را در شلتر بگذراند, بیشتر می تواند از امکانات شلتر برای بهبود و توانمند سازی خود استفاده کند؛ اما تعداد زنان کمتری می توانند در آن شلتر اسکان گرفته و از امکانات آن بهره مند شوند.

شلترهایی که محدودیت زمانی برای مهمانان خود قائل نمی شوند, اذعان می کنند که زنان تا زمانی که امکان بازگشت به خانه خود یا مسکنی جایگزین بیابند, امکان استفاده از تسهیلات شلتر و اسکان در آن را دارند.

شلترهای دیگر محدودیتی برای مدت زمان اسکان زنان بر اساس نیازهای آن ها و همچنین پیش بینی خودشان از زمانی که قادر به یافتن مسکنی جایگزین خواهند بود,(بر اساس توافق دوسویه) در نظر می گیرند.

تعدادی از شلترها هم, تسهیلات کوتاه مدت و بلند مدت را به صورت هم زمان ارائه می دهند؛ به این صورت که ابتدا زنان در شلترهای موقت اسکان می گیرند و پس از مدتی به خانه های دائمی منتقل می شوند که می توانند برای یک یا دو سال در آن ساکن باشند تا زمانی که مسکنی جایگزین برای خود بیابند.

قوانین شلتر

وجود قوانین داخلی برای شلتر که استقلال و خودمختاری ساکنان را تهدید نکند, برای ادامه ی حیاط شلتر و سلامت ساکنان الزامی است. ساکنان معمولا به تازگی روابطی را ترک کرده اند که در آنها حق تصمیم گیری, استقلال و خودمختاری خود را از دست داده بودند؛ بنابراین این موضوع که شلتر با قوانین بسیار سخت گیرانه همان روش را تداعی و تقویت نکند, اهمیت حیاتی دارد.برای مثال شلتری در لهستان, بسته های پستی ساکنان را چک می کند, از داشتن شغل های خارج از شلتر آنها را منع می کند, آن ها را وادار به کار برای شلتر می کند, دارایی های مالی شان را ضبط می کند و ورود و خروج آن ها را شدیداٌ کنترل می کند.(برگرفته از MAHR, A Report on Domestic Violence in Poland( چنین رفتارهایی نه تنها به توانمندسازی زنان کمکی نمی کند, بلکه استقلال و خودمختاری آن ها را بیش از پیش تهدید می کند.

وظایف مربوط به نگهداری و تمیزکاری شلتر ها معمولا به عهدخ ی خود ساکنین است. برخی از شلترها قوانینی برای این کار تصویب می کنند. پیشنهاد فعالان حقوق زنان این است که هر شلتر, لیستی از وظایف تهیه کند و ساکنان خود, از بین آنها انتخاب کنند و تصمیم بگیرند که چه کاری به عهده می گیرند.

آدرس و مکان یابی

برخی از شلترها تلاش می کنند که آدرس خود را به صورت مخفی نگه دارند. بسیاری از سوءاستفاده کنندگان, پس از این که از طرف همسر یا شریکشان ترک می شوند, آن ها را به صورت مداوم تعقیب می کنند و دست به آزار و حتی در مواردی هم قتل آن ها می زنند. بنابراین مخفی نگه داشتن محل شلتر نه تنها در مواردی برای امنیت جانی ساکنان لازم است, بلکه به احساس امنیت و آزادی آنان نیز کمک می کند.

هرچند مخفی نگه داشتن محل اسکان برای ساکنان می تواند بسیار سخت باشد. بعضی از سازمان های اداری که زنان برای درخواست وام و غیره به آن ها مراجعه می کنند, آدرس محل زندگی آن ها را مخفی نگاه نمی دارند.همچنین بعضی از مدارس موظفند که آدرس محل زندگی فرزندان را به پدران آن ها گزارش دهند و....
بعضی از شلترها هم آدرس خود را به صورت آشکار بیان و تبلیغ می کنند. این دسته از مدافعان حقوق زنان بر این عقیده اند که آدرس آشکار به حس امنیت و همین طور "پروسه ی بازگشت به اجتماع" زنان آسیب دیده بیشتر کمک می کند. همچنین معمولا همسایگان این شلترها از شرایط زنان آگاهند و در صورت مشاهده ی فعالیت یا اتفاقات متعارف شلتر را آگاه می کنند.

البته شلترهایی هم که آدرسشان مخفی نیست, محل اسکان افراد را در اختیار همسران یا شریکان زن آسیب دیده نمی گذارند.تلفن و آدرس این شلتر ها از طریق مرکز محلی تلفن یا بروشور شلتر قابل دسترسی است. و در صورتی که فرد سوءاستفاده کننده به هر دلیلی این اطلاعات را به دست آورد, قربانی را سریعا به شلتری دیگر یا خانه ای امن (مانند خانه ی یکی از فعالان) منتقل می کنند.

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

دهمین دورۀ مراسم تندیس صدیقه دولت آبادی ۱۳۹۲
کارت پستال‌هایی به بهانه‌ی هشت مارس و به یاد همه‌ی مبارزین راه برابری
بیانیه بیش از 350 تن از مدافعان حقوق زنان به مناسبت روز جهانی زن؛ زنان هر روز فرودست‌تر می‌شوند
لباسی که برای تن ما دوخته اند! /اعظم بهرامی
چالش‌ها و چشم‌انداز فعالیت مدنی زنان

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English