پذيرش > سایت نوشته ها > اين آبروي شهرم نيست امنيت شهرم است
گفتوگوي روزگار با سيدامير صدرصهري، رئيس شوراي شهر خمينيشهر
اين آبروي شهرم نيست امنيت شهرم است
22 خرداد 1390 - آمنه شيرافكن - نسخه قابل چاپ
رئيس شوراي شهر خمينيشهر يك روز پس از حادثه از سوي شهروندان در جريان خبر تجاوز به تعدادي از زنان در يكي از باغهاي خمينيشهر قرار ميگيرد. باور نميكند و از چند نفر از مسوولان جوياي واقعيت ميشود. هيچ كدام از مسوولان نيروي انتظامي و دادستاني و دادگستري اطلاعات موثقي در اختيار او قرار نميدهند و حالا كه بيش از يك هفته از اين ماجرا ميگذرد، او هنوز اخبار و اطلاعاتش را به نقل قول از منابع خبري غيردولتي برايمان نقل ميكند. گله دارد از اينكه به عنوان منتخب مردم، به دليل امنيتي شدن موضوع در جريان اطلاعات و جزييات كار قرار نگرفته و تاكيد دارد كه لاپوشاني و مسامحه در اين ماجرا تنها موجب تكرار چنين وقايعي خواهد شد. به آينده و تصحيح اين روند در شهرش اميدوار نيست و مسوولان نيروي انتظامي را در بيتوجهي به رسيدگي قاطع با فساد و جرائم در اين شهر مذهبي و تاريخي مقصر ميداند.
پنج سال پيش يكي از شخصيتهاي انقلابي خمينيشهر، طوماري از مفاسدي را كه در شهر رخ داده به مسوولان امنيتي استان گزارش ميدهد. رئيس شوراي خمينيشهر كه يكي دو روز ديگر به اين فرد وقت داده تا در شورا گزارشي از فسادها و مسائل غيراخلاقي صورتگرفته ارائه دهد، ميگويد:«اگر همان پنج سال پيش نهادهاي امنيتي و انتظامي شهر، گزارش اين فرد انقلابي را جدي ميگرفتند، شايد امروز خبر دردآور حادثه تجاوز در باغ را نميشنيديم.»
وقت اداري شورا به پايان رسيده و مسوول دفتر سيدمحمدجواد ابطحي نماينده خمينيشهر، شماره همراهش را ميگيرد و از او ميخواهد تا پاسخگوي سوالاتمان باشد.
دقايقي بعد، مرد بلندبالايي وارد ميشود. با حوصله پذيراي سوالاتمان است و براي گفتوگو با او راهي دفترش در ساختمان شوراي شهر ميشويم.
تصوير آيتالله صهري نماينده دور نخست شوراي خمينيشهر روي ديوار مقابلمان نقش بسته و كمي آنسوتر، سيدامير صدرصهري، فرزند او پاسخگوي سوالاتمان ميشود.
***
* ميدانيد كه خبر دير منتشر شد. شما كي در جريان ماجرا قرار گرفتيد؟
در مراسم فاتحهاي شركت كرده بودم. يك روز از جريان گذشته بود كه يكي خبر را برايم گفت. ابتدا باور نكردم و پيگير ماجرا شدم. به شورا كه رسيدم و پرس و جويي كردم، ديدم مساله جدي است. وقتي ديدم سر و صدا شده و ماجرا واقعي است، با دفتر نيروي انتظامي تماس گرفتم. آقاي رفيعي رئيس دفتر فرمانده نيروي انتظامي شهرستان هم وعده داد با من تماس خواهد گرفت كه هيچ وقت نگرفت و اطلاعي از نيروي انتظامي در اختيار من قرار نگرفت. فهميدم دستور دادهاند خبر جايي درز نكند چون براي خودشان آبروريزي است. اما نميدانم شورايي كه در تمام مسائل شهر دخيل است چرا نبايد در بحث امنيتي دخيل باشد.
* روايتهاي مختلفي از اتفاقي كه در خمينيشهر افتاده، مطرح است. شما برايمان از اطلاعاتي بگوييد كه تاكنون در اختيارتان قرار گرفته است؟
به عنوان مسوول ما را توجيه نكردهاند كه واقعيت چيست. اين نشاندهنده عدم اعتماد است. چرا بايد من رئيس شوراي شهر از چنين مسالهاي بيخبر باشم و اطلاعاتش را از مردم بگيرم. من حتي نام فاميل خانوادهها را نميدانم. بر اساس شنيدهها، يك خانواده اصفهاني اينجا را اجاره كرده و گويا مهمان تبريزي و تهراني و به نقل قولي چند نفر هم مهمان ارمني داشته. تعداد افراد مجرم هم بين 20 تا 25 نفر بودهاند كه هشت نفر مرتكب تجاوز شدهاند.
* منبع اطلاعات شما چيست؟
يكي از دوستان ما در شورا در امور اجتماعي با بسيج و اطلاعات در تماس است و اخبار را او به من داده است. البته تا زماني كه خود مسوولان شفافسازي نكنند، خدا گواه است نميشود، حرفي زد.
* در شهر پيچيده خانوادهاي كه در باغ بودهاند پوشش زنندهاي داشته و لخت بودهاند، فكر ميكنيد وقتي شما در جريان هيچ خبري قرار نميگيريد، انتشار چنين اخباري در شهر نشان از چه دارد؟
اگر هم گفتهاند كه پوشش درست نبوده يا مسائلي از اين نظير اصلاً قابل توجيه نيست چراكه اين افراد در حريم خصوصيشان بودهاند، حالا گيريم كه اصلاً پوشش مناسبي هم نداشتهاند يا بر اساس آنچه در شهر شايعه شده، لخت باشند، به هر شكل آنها در خانهشان بودهاند. حتي سيستم قضايي ما بدون حكم قضايي، مجوز ورود به خانه افراد را ندارد. گويي اين توجيهات قرار است صورتمساله تجاوز به تعدادي از زنان ايراني را كاملاً حذف كند. حتي خانه هم تيمي بوده، كسي حق ورود غيرقانوني نداشته. اين معضل است و خليفهكشي. اگر چنين رخدادهايي در شهر باب شود، مطمئن باشيد هيچ كس ديگر در حريم شخصياش حتي در كنار خانواده احساس امنيت نخواهد كرد.
* به عنوان فردي بومي فكر ميكنيد، چه دليلي باعث شده در شهر شما چنين اتفاقي رخ دهد؟
ببينيد به هر شكل اين اتفاق ريشه در مهاجرت بيضابطه و فروش ويلاها و باغها به افراد غيربومي دارد كه ما سالهاست درباره تبعات اجتماعي منفي آن هشدار دادهايم. به هر شكل اين مساله يكي از مضرات مهاجرتها بوده و بدون حساب و كتاب ساختن ويلاها. مسببان اين كار بايد مجازات شوند تا از اتفاقهاي مشابه جلوگيري شود. نكته اصلي اين است با شناختي كه از مردم دارم، اينجا شهري مذهبي و سنتي با فرهنگي غني است. مهاجرت شهروندان به خمينيشهر بحث اختلاط فرهنگي را به وجود آورده و بايد اين مساله آسيبشناسي شده و مبتني بر شناخت باشد. واگذاري باغها و اراضي كشاورزي و ويلاها به افراد غيربومي بدون آنكه آنها را از فرهنگ غالب در خمينيشهر آگاه كنند، مسالهاي اصلي است كه امروز به چنين فاجعهاي منجر شده است. ببينيد ما به لحاظ سنتي در هيچ باغي بزن و برقص و چنين تشريفاتي نداريم. اگر قرار است چنين اتفاقي هم بيفتد، بايد فرهنگ آن در منطقه ايجاد شده باشد. نه اينكه بياييم در جايي سنتي با واگذاري بخشي از اراضي به دلايل مالي زمينههاي ايجاد شرايط بحران را به وجود آوريم.
* اينكه ميگوييد مردم سنتي و مذهبي هستند، درست اما آيا انتظار از شهر سنتي اين نيست كه مهمانان آن شهر اين طور با فاجعه تجاوز از سوي گروهي از اشرار مواجه شوند؟ فكر نميكنيد اين مساله زندگي شهروندان بومي منطقه را نيز به خطر خواهد انداخت؟
ببينيد، اين حادثه براي تكتك خمينيشهريها غيرمنتظره و عجيب بود. حادثه بدي است. اگر در تهران ما شاهد چنين رخدادهايي باشيم به نظر من تا حدي طبيعي است اما در جايي مثل خمينيشهر عجيب است. اصلاح رفتارهاي نادرست فرهنگي اعتبار ميخواهد و وقتي شاهد اختلاسهاي ميلياردي در شهرداري خمينيشهر هستيم، شما فكر ميكنيد ما به عنوان مسوول ميتوانيم چه برنامهريزي فرهنگي و مبتني بر آگاهسازي شهروندان داشته باشيم. اما به هر شكل مشكل عدم امنيت براي تردد خانمها بعد از اين ماجرا امري جدي شده است. با خودم فكر ميكنم چطور در اين شرايط دخترم را به خيابان بفرستم كه سوار تاكسي شود، يا همسرم كه براي خريد به بيرون از خانه ميرود، ذهن ما مدام درگير ميشود.
* مردم بومي خيلي از افرادي را كه در جنايت اخير دخالت داشتهاند، ميشناسند. فكر ميكنيد به چه دليل هنوز برخورد جدي براي دستگيري آنها صورت نگرفته است؟
تا اتفاقي نيفتد، مسوولان به مساله نگاه نميكنند، حالا كه اتفاقي افتاده و بازتاب سياسي و اجتماعي و ملي داشته و مسوولان يك استان زير سوال رفتهاند، تازه عدهاي به تكاپو ميافتند كه براي رفع اين مشكل كاري كنند. اولين كار هم عوض كردن مسوول است. تغيير مسوول راهحل نيست، بايد مشكلات سيستماتيك ما حل شود.
دغدغه اصلي مسوولان ما اين روزها سياسي و امنيتي شده و بحث سياسي در اولويت همه كارها قرار گرفته است و هرچند بار هم كه ما مواردي چون اختلاس و قاچاق مواد مخدر را به نهادهاي اطلاعات و نيروي انتظامي متذكر شدهايم، براي برخورد با آن اقدام جدي صورت نگرفته است. حتي اختلاس ميلياردي صورتگرفته در شهرداري ما هم چون سياسي نيست، پيگيري نميشود.
البته نكته ديگر هم سهلانگاري مسوولان در سيستم قضايي و انتظامي است. قضات ما برابر حساسيت موضوع و پرونده افراد با آنها برخورد نميكنند و ميبينيم كه قاتلي در همين شهر تنها به دليل تمول مالي با وثيقه آزاد ميشود. چهار پنج سال پيش حدود يك ميليارد تومان به اندازه يكدهم بودجه سالانه در شهرداري ما اختلاس شد و اگرچه مطابق قانون بايد دو تا سه برابر مبلغ اختلاس از او وثيقه ميگرفتند اما مجرم اين پرونده سر كارشناس رسمي دادگستري را هم كلاه گذاشته بود و عاقبت با ارائه سند زميني كه شايد 30 ميليون هم نميارزيد، از زندان خارج شد. ما هم ممنوعالخروجش كرديم اما خب او الان از طريق قاچاق در خارج از كشور است. شايد اين مساله در پاسخ به پرسش شما يا آنچه چندي پيش در يكي از ويلاهاي شهرمان اتفاق افتاده بيربط به نظر برسد اما مطمئن باشيد كه بيتوجهي به همين پروندهها ترويج فساد در ردههاي مختلف شهر را دامن زده است.
* ما از صبح در شهر بوديم و كمتر مسوولي حاضر به گفتوگو شده، ميخواهم بدانم فكر نميكنيد كه نقدهايي كه به افراد و سازمانها مطرح ميكنيد، برايتان دردسرساز شود؟
من به انتساب كسي نيامدم كه به خوشايند يا ناخوشايند كس ديگري بروم. دورهام تمام ميشود و ميروم به دنبال كار و زندگيام. اما به نظرم من لاپوشاني و مسامحه تضعيف نظام است نه سخن گفتن درباره واقعيتها. من خودم را مبلغ نظام و دين ميدانم و در اين راه نميتوانم در برابر ظلمي كه روا داشته شده سكوت كنم. اگر قرار است به عنوان شيعه علوي بر اساس رويه حضرت علي(ع) راه بروم، بايد تلاش كنم تا واقعيت هويدا شود.
ماجرايي كه اخيراً در خمينيشهر اتفاق افتاده و متاسفانه وضعيت شهر را به لحاظ امنيت دچار مشكل كرده، مشكلي است كه ريشه در سالها بيتوجهي مسوولان در رسيدگي به وضعيت منطقه دارد. شايد شما فكر ميكنيد اينكه من نام برخي از خانواده اوباش معروف را ميآورم يا اينكه سازمانها را نقد ميكنم برايم توليد مشكل كند اما من نماينده مردم هستم و فكر نميكنم بالاتر از مرگ خطر ديگري تهديدم كند، اما وظيفه انساني ما بيان واقعيت است و نه هيچ چيز ديگر.
* با يكي از شهروندان كه صحبت ميكرديم، به قاتلي اشاره داشت كه با وثيقه آزاد شده و در شهر ميچرخد. آيا ماجرا صحت دارد؟
بله و بايد به شما بگويم كه يكي از مجرمان پرونده تجاوز اخير هم برادر همين قاتل است. البته خانواده آنها در منطقه ما به انواع فسادها از قاچاق گرفته تا موارد ديگر معروفاند.
* مردم محلي از فساد در نيروي انتظامي ميگويند، به عنوان رئيس شوراي شهر چقدر نهاد انتظامي را مقصر ميدانيد؟
به هر شكل نهاد انتظامي هم توجيهاتي دارد كه شايد بخشي از آن را بتوان درست قلمداد كرد. اينكه سازمان اطلاعات بحث سياسي را در اولويتش قرار ميدهد براي من توجيه منطقي و استراتژيك دارد اما دستكم انتظار ما اين است كه نيروي انتظامي شهرمان در تامين امنيت اجتماعي شهر حضور فعالي داشته باشد. 110 خمينيشهر در همين حادثه تجاوز اخير ديرتر از 110 اصفهان به حادثه رسيده است.
* البته سرهنگ ياردوستي نظر ديگري داشتند و ميگفتند ماشينهاي ما چهار پنج دقيقه بعد از تماس به محل حادثه رسيده است.
من در مقام قضاوت نيستم اما تنها براي روشن شدن افكار عمومي تجربههاي شخصيام از برخورد اين نهاد با شكايت و مسائل را با شما در ميان ميگذارم. چند وقت پيش پسري به جرم شرب خمر با پدرش درافتاد و دقايقي بعد دشنامهاي ناموسي بسيار زشت با صداي بلند در كوچه پيچيد. با 110 تماس گرفتم. 110 خمينيشهر اغلب اشغال است. با شماره همراه سرهنگ ياردوستي تماس گرفتم و وضعيت را گزارش دادم. 20 دقيقه طول كشيد كه موتورسيكلت دونفره نيروي انتظامي به محل حادثه رسيد. مجرم را دستبند زدند و پياده به كلانتري بردند.
* افرادي كه جزء اين اشرار بودهاند براي خمينيشهريها آشنا هستند، چرا با گذشت يكي دو هفته از وقوع جرم هنوز مجرمان بازداشت نشدهاند؟ از كجا معلوم كه اين چهار نفر هم دستگير شدهاند.
به قول شما همه اينها جاي شبهه دارد، طوري كه من استنباط كردم آن چهار نفري هم كه دستگير شدهاند، در ماجراي تجاوزها نقش اصلي را نداشتهاند و جزء متهمان محسوب نميشوند. كار آنها سه قسمت داشته، اول ورود به حريم خصوصي، دوم آدمربايي و سوم هم تجاوز.
بر اساس قانون مجموعه نيروي انتظامي هر شهرستان بايد سه سال يك بار عوض شود كه در شهر ما چنين اتفاقي نيفتاده است. سارقان و باندهاي خلاف براي خودشان محدوده دارند. در همين مباحث موارد زيادي داشتيم گروهها غير از سرقت، فروش مشروبات و مواد مخدر، امور خلاف ديگر را هم مرتكب ميشوند. اغلب افرادي كه خلاف ميكنند يك كار كاذب هم دارند.
چندي پيش شهروندان خبرم كردند كه در يكي از همين باغها فردي دستگاه صافكاري گذاشته و در ظاهر به كار صافكاري مشغول است اما كار اصلي او ساعت 2 بعد از نصف شب آغاز ميشود؛ فروش كراك و شيشه. اين مساله را به نيروي انتظامي خبر دادم. از اين مساله دو هفته گذشته و همان قدر كه شما در جريان هستيد، من هم در جريانم. يك نكته ديگر اينكه پليس به خوبي اين مساله را ميداند. يك گروه اين باند صافكاري دارند، ماشينهاي نيروي انتظامي براي صافكاري ميروند آنجا. حالا من نميخواهم اشاره مستقيمي داشته باشم اما ديگر نبايد انتظاري داشت. خانوادههايي كه به اينجا به فساد معروفاند، يكي خانواده «ر» و يكي خانواده «ح» است كه اگرچه در دوراني آدمهاي فقيري بودهاند، حالا متمول شدهاند و براي خودشان دم و دستگاهي در شهر راه انداختهاند و از كراك و شيشه گرفته تا فحشا و فساد و فروش مشروبات الكلي فعاليت ميكنند.
* با وجود اينكه خمينيشهر، شهر مذهبي است، چرا اين همه مساله شرب خمر و فروش مشروبات الكلي گزارش ميشود؟ شما هم كه گفتيد متجاوزان مست بودند.
بعد از همين ماجراي تجاوز در دفتر امام جمعه جلسه داشتيم و خطاب به همه مسوولاني كه آمده بودند، گفتم كه در شهر ضعفي هست كه مشروب الكلي با گذشت سه روز از تاريخ توليد در شهرمان ضبط ميشود.
به هر شكل مسوولان سعي كردهاند لاپوشاني كنند. به من گفتند درباره اين موضوع حرفي نزنم چرا كه اين آبروي شهر تو است. من گفتم اين امنيت شهرم است. آبروي شهرم نيست. تاكي بيايم و مسامحه كنم. تنها مشكل فرهنگي مردم منطقه ما قمهزني نيست. اگر مسائل فرهنگي حل شود، قمهزني نيز حل خواهد شد. اما به نظر من برخي ميخواهند خيلي از اخبار و فسادها در منطقه ما زير سايه اخبار مربوط به قمهزني پنهان شود. قمهزني تا پيش از اينكه مسوولان بخواهند در برابر آن بايستند، به پررنگي امروز نبود. اما وقتي همه تمركزشان را ميگذارند كه مساله قمهزني در خمينيشهر يكروزه با حضور نيروهاي انتظامي حل شود، در واقع تنها به مواجهه مردم و تشديد اين آداب و سنن دامن ميزنند. تا مساله فرهنگي شهر حل نشود قمهزني هم حل نخواهد شد.
* آقاي صهري هيچ خبري از خانواده قربانيان در دست نيست. فكر نميكنيد در شرايطي كه هيچ اطلاعي از آنها در دست نيست و خودشان از اين حادثه آسيب جدي ديدهاند،
متهمشدنشان، بياخلاقي باشد؟ تكليف اين خانوادهها چه ميشود؟
اينها خودشان آسيب ديدهاند. نبايد مسوول و فردي پيش از اينكه واقعيتي اثبات شده، خبر اشتباهي مطرح كنند.
اگر با سهلانگاري و تغيير مساله اصلي و عدم پاسخگويي بخواهند در برابر اين ماجرا برخورد كنند مطمئن باشيد چنين مسائلي بارها و بارها در شهر تكرار خواهد شد.
* پيشبينيتان از وضعيت آينده؟
اصلاً خوشبين نيستم. متاسفانه اگر حقايق را هم بگويي، ميگويند تضعيف نظام ميكني در حالي كه مشكلات اين طوري نظام ما را تضعيف ميكند نه نقدي كه قرار است منتج به بهبود شرايط شود و از سر دلسوزي است. نظام اسلامي بايد بر پايههاي امنيت اخلاقي و اقتصادي و سياسي و اجتماعي توسعه يابد.
* فكر ميكنيد چنين اتفاقهايي چه تاثيري بر اعتماد مردم به سازمانها و نهادها دارد؟
چنين رخدادهايي هم بحث قضايي و هم بحث امنيتي و اجتماعيمان را زير سوال ميبرند و همه اينها منجر به مسائلي ميشود كه بدون شك افرادي كه تواناييهايي داشته باشند، در شهر نخواهند ماند و موج مهاجرت از خمينيشهر به شهرهاي ديگر را شاهد خواهيم بود. انگي مانند تجاوز، اعتياد، فروش مواد مخدر و مشروبات الكلي و فساد اداري نهتنها سوابق فرهنگي و تاريخي شهر را زير سوال برده بلكه مسوولان ما را نيز زير سوال برده و اعتماد مردم از آنها را سلب كرده است.
* و آخرين اطلاعاتي كه از ماجرا داريد، چيست؟
دو سه روز پيش با رئيس دادگستري، حاج آقا نيكدستي تماس گرفتم و از وضعيت پرونده جويا شدم. ايشان خبر دستگيري چهار نفر را به ما دادند. تنها همين.
روزگار
ارسال به
بالاترین
،
توییتر
،
فریندفید
،
فیسبوک
در همين بخش :
یک خبر تلخ؟ یک قانونشکنی؟ یک تصمیم بخشنامهای جدید؟
چرا بایست به سکسوالیته پرداخت؟ / نفیسه آزاد
آزارجنسی خانگی؛ «قربانی» نه، «نجات یافته»
زنان، بزرگترین بازندگان بهار عرب
سانسور از دیدگاه جنسیتی/الهه امانی
ديگر بخش ها :
طرح یک میلیون امضا
|
مقالات
|
سایت نوشته ها
|
اخبار
|
گزارش كمپين
|
گفت و گو
|
علیه سکوت
|
كوچه به كوچه
|
نامه های شما
|
گزارش ویژه
|
گفتگو با اعضا
|
ویژه سالگرد کمپین
|
تصویر برابری
|
دل آرام علی
|
تریبون
|
مقالات
|
تاریخ شفاهی
|
خارج از چارچوب
|
کتابخانه
|
درباره کمپین
|
کمپین در شهرها
|
کمپین در بند
|
صدای تغییر
|
ویژه 22 خرداد
|
لایحه حمایت از خانواده
|
گالری
|
عشا مومنی
|
امیر یعقوبعلی
|
خدیجه مقدم
|
راحله عسگری زاده و نسیم خسروی
|
پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز
|
زینب پیغمبرزاده
|
سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی
|
احترام شادفر
|
نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی
|
وبلاگ مهمان
|
پرونده خرم آباد
|
دستگیری ها
|
مریم مالک
|
پرستو اللهیاری
|
مهرنوش اعتمادی
|
سمیه رشیدی
|
Other Languages
|
همراهان
|
«فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت»
| English
|