خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > اخبار > بهمن، بگذار به خاطر« عشق » بیشتر ما را عذاب بدهند

بهمن، بگذار به خاطر« عشق » بیشتر ما را عذاب بدهند

4 خرداد 1390 - نامه ی ژیلا بنی یعقوب به بهمن احمدی امویی به مناسبت تولدش - نسخه قابل چاپ

بهمن عزیزم،

اول خرداد، تولد تو بود و من بدون تو سالروز تولدت را در خانه کوچکمان جشن گرفتم.البته تنها نبودم.دوستان خوبمان من را تنها نگذاشتند.و چه تلاشی کردند برای تنها نگذاشتنم و چقدر یاران صمیمی در گوشه و کنار جهان زحمت کشیدند که نشان بدهند تو و سایر همراهان دربندت را فراموش نکرده اند.و این همراهی بزرگ آنها، مرهمی بود برای من، مرهمی بر تلخی نبودنت .

و من همچنان از ملاقات حضوری با تو محروم هستم.حتی در روز تولدت هم اجازه ندادند بدون آن حائل کدر شیشه ای و بی واسطه آن سیم های تلفن روبروی تو بنشینم و دستت را در میان دستهایم بگیرم و بگویم: عزیزم تولدت مبارک.

می دانستم هیچ فایده ای ندارد اما هفته پیش چندین و چند بار به دفتر دادستان زنگ زدم .نمی دانم انسان چرا وقتی از پاسخ منفی که در انتظارش هست، اینقدر مطمئن هست،باز هم سوالش را تکرار می کند؟آیا نشان دهنده حماقت من است ؟ در ناامیدی کامل هفته پیش بارها و بارها به دفتر دادستانی تهران تلفن زدم و گفتم بعد از ده ماه که از ملاقات حضوری با همسرم محروم بوده ام لااقل هفته بعد به خاطر تولدش اجازه یک ملاقات حضوری را به من بدهید.

از پشت شیشه کابین و از میان سیم تلفن که برایت این داستان را تعریف کردم.ناراحت شدی.گفتی مگر قرار نبود دیگر چنین درخواست هایی نکنی؟مگر نمی دانستی پاسخ شان منفی است؟نمی دانستی؟!

سرم را انداختم پایین و گفتم :می دانستم اما...اما دلم برایت تنگ شده بود، نزدیک یکسال است فقط از پشت این شیشه هایی که حتی تمیز نیستند تو را دیده ام.فکرش را بکن...نزدیک یکسال نتوانسته ام تو را برای یک لحظه، فقط یک لحظه در آغوش بگیرم و دست هایت را محکم بفشارم.

باز همانقدر محکم گفتی:من هم دلم برایت تنگ شده، اما خواهش می کنم دیگر از آنها درخواست نکن.مخصوصا وقتی می دانی پاسخ منفی است.

گفتی بازجوها همین را می خواهند، انها خوشحال می شوند وقتی رنج تو را می بینند.گفتی باید خودت را آماده کنی حتی همین ملاقات کابینی را هم از ما بگیرند و خم به ابرو نیاوری.

گفتم:می دانم از رنج من و تو شاد می شوند.اصلا برای همین تو را به زندان انداخته اند که رنج بکشیم.سعی می کنم قوی باشم.اما برایم اهمیتی ندارد آنها عشق من و تو را به یکدیگر نقطه ضعف تلقی کنند که عین قوت ماست.بگذار به خاطر این عشق، بیشتر ما را آزار بدهند ، اما عزیزم، این رنج ها حاصلش در این دوسال فقط یک چیز بوده :عشق من به تو بیشتر شده.

و با خنده ای گفتی: و البته عشق من به تو.

دستم را روی شیشه کابین گذاشتم و تو هم دستت را در آن سوی شیشه درست روی دست من مماس کردی و سعی کردم گرمای دست قوی ات را از پشت شیشه جذب کنم .و بعد بوسه ای از پشت شیشه برایت فرستادم. گفتی این هدیه تولد من است؟

عزیزم، بیشتر از قبل به صبوری ات افتخار می کنم و بیشتر از همیشه دوستت دارم.

تولدت مبارک

البته این خبر که کیک تولدش به شکل بازداشتگاه اوین بود، براش هم جالب و هم عجیب بود.گفت ابتکاری بودنش جالبه واقعا، اما یک کمی عجیبه!

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

پروین ذبیحی برنده جایزه حقوق بشری سازمان غيردولتى اتريشى سودويند شد
پخش کارت پستال و بروشور در روز جهانی زن در تهران
تمدید زمان برای امضای بیانیه‌ی جمعی از فعالان زن به مناسبت هشت مارس
مجوزی که در نطفه خفه شد
بیش از 2000 امضا در اعتراض به تبعیض های آموزشی به مجلس تحویل داده شد

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English