خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > تریبون > گفت و گو > از زمانی که متولد شدم ، به خاطر زن بودنم مجبور به انتخاب کمپین شدم

از زمانی که متولد شدم ، به خاطر زن بودنم مجبور به انتخاب کمپین شدم

25 تیر 1386 - گفت و گو با بنفشه حجازی، شاعر، نویسنده و منتقد ادبی و از اولین حامیان کمپین یک میلیون امضا/نیلوفر انسان - نسخه قابل چاپ

بنفشه حجازی در سال 1333 در بروجرد به دنیا آمد. وی شاعر، رمان نويس و محققی کوشا در زمینه اجتماع، تاریخ، شعر و ادبیات است و در حال حاضر در تهران به سر می برد. سوای آثار ادبی، حوزه پژوهشی وی بیشتر زنان ایرانی و تاریخ تحولات اجتماعی آنان است. از آثار او می توان به ، زن به ظن تاريخ: بررسي جايگاه زن در ايران باستان؛ به زير مقنعه :بررسي جايگاه زن ايراني از قرن اول تا عصر صفوي؛ ضعيفه: بررسي جايگاه زن ايراني در عصرصفوي ؛تاریخ هیچکس :بررسی جایگاه زن ایرانی در عصر افشاریه و زندیه ؛تذكره اندروني : شرح حال و شعر شاعران زن قرن سيزدهم تا پهلوي اول ؛ زنان ترانه : بررسی حضور زن در ترانه ها و اشعار عامیانه ؛چندکلمه از مادرشوهر : امثال و حکم مربوط به زنان در زبان فارسی ؛ تاج الرّجال : رابعه عدويه و... اشاره کرد .پنج مجموعه شعر و چهار رمان و آثاری برای کودکان از او انتشار یافته است. ادبیات کودکان و نوجوانان ،جنبه ها و ویژگیها نیز از دیگر آثار اوست.

دو ساعتی مهمان او بودم و با محبت فراوان به سوالات من پاسخ داد . آنقدر با شور از حقوق زنان و کمپین یک میلیون امضاء می گفت که یک بار حلقه اشک را در چشمانش دیدم . حاصل گپ 2 ساعته من با این نویسنده گرانقدر را در پی می خوانید .

تغییر برای برابری : خانم حجازی چرا تصمیم گرفتید از اولین امضاء کنندگان کمپین یک میلیون امضاء باشید ؟

ب . ح : من فکر می کنم از زمانی که به دنیا آمدم مجبور بوده ام کمپین را انتخاب کنم و خوشحال هستم که با یک بلوغ فکری کمپین را انتخاب کردم نه صرفا چون زن هستم . منظورم این است که نهایتا اگر هر زنی به مسائل خودش فکر بکند راهی برای حل مسائل و مشکلاتش پیدا می کند،درست یا غلط .اما کسی که در زمینه مسائل زنان فعالیت می کند و سعی می کند کارش را گسترش دهد باید با دیگر زنان و مردان تبادل اطلاعات کند تا بتواند قدمی مثبت هم برای خودش هم برای جامعه اش بر دارد ؛ وقتی دارد عملی اتفاق می افتد فرد بایدسعی کند خودش را به آن عمل نزدیک کند حتی اگر مختصری تفاوت اندیشه با آن فعالیت داشته باشد . منظورم همین کمپین است .

تغییر برای برابری : خوب دیدگاهتان نسبت به این شیوه عمل چیست ؟ آیا روش کاری را در کمپین می پسندید ؟

ب . ح : کمپین به شدت مورد تایید من است برای اینکه همان کاری است که بیش از 2 دهه است دارم انجام می دهم . کاری است فرهنگی ، آموزشی ، آگاهی دهنده و اطلاع رسان . کمپین از این خصوص مورد توجه و تایید من است . ما جنبش های مختلفی درایران داشته ایم ، جنبش ها سعی می کردند راهکارهای نسخه برداری شده را ، مختصری با شرایط ایران تطبیق دهند و وارد عمل شوند که منجر به شکست می شد . کمپین و این نوع فعالیت چهره به چهره و کو به کو از درون مقتضیات و شرایط خاص اجتماعی و فرهنگی ایران زاییده شده بنابراین راهی است درست که به قول خانم عبادی کسی دیگر نمی تواند آن رامتوقف کند. آگاهی همانند دریا مد می کند و جلو می آید و من به همین دلایل خوشحال هستم که بیانیه کمپین را امضاء کردم و به آن پیوستم. پیوستن به دریایِ حرکت ترس از روزها ی جزر را کم می کند .به همین خاطر پیوستن هر قطره ای به این دریا نعمت افزاست.

تغییر برای برابری : این روزها نزدیک به سالگرد آغاز به کار کمپین یک میلیون امضاء هستیم . حتما در این مدت پیگیر اخبار کمپین بوده اید . در این 11 ماهه چه نقاط ضعف و قوتی در کمپین دیدید ؟ آیا ضعفی در عملکرد کمپین بوده که لازم باشد حتما بیان شود ؟

ب.ح : مسلما چیزی که به این گستردگی و وسعت شروع می شود و مدام در حال تولید فکر و اندیشه و روش جدید است و نسخه های آماده را نمی پیچد حتما همانطور که در نوشته های کوچه به کوچه و مقالات سایت مشخص است ضعفهایی اجتناب ناپذیری هم پیش رویش می آید اما این ضعفها ضعفهایی است که به دلیل صداقت بچه ها در نوشتن و نگاه انتقادی ای که به حرکت خودشان دارند مسلما کم و کمتر می شود اما مشکلات دیگری پیش می آید و دائما این مشکلاتی که حساب نشده است و پیش بینی نشده تا بیاید روش مقابله صحیح با آن اتخاذ شود مقداری ضعف در این میان دیده می شود ولی بچه ها یاد می گیرند و درباره آن صحبت می شود و سعی می کنند که دوباره در همان موقعیت مشابه برخورد درست تری با مشکل پیش آمده شود . ولی مسلما کسانی که نمی خواهند کمپین حرکت کند مشکلات جدیدی ایجاد می کنند . مجددا زنان باید سوار بر موج مشکلات جدید شوند و از آن عبور کنند .

تغییر برای برابری : خانم حجازی می خواهیم کمی هم از دید حامیان این حرکت ، نگاه انتقادی از درون به آن داشته باشیم تا به پیشبرد اهداف کمپین کمک شود . به خاطر همان مجددا مجبور هستم از شما سوال کنم که هیچ حرکتی بدون نقص و ضعف نیست ضعف کمپین در این 11 ماه به نظرتان چه بوده است ؟

ببین من در زندگی همیشه سعی کرده ام که عملی فکر کنم و آرمانهایم را گام به گام به عمل در بیاورم ، بنابر این خوب می دانم فاصله ای هست بین کار اجرایی و آرمان ، یا نحوه دستیابی عملی به یک آرزو یا آرمان. اگر آرمانها خیلی اسطوره ای و دور از دسترس باشند و با زمین فاصله داشته باشند مسلما بر سر این کمپین همانی خواهد رفت که بر سر تفکرات آرمانگرا رفت . این را از این نظر می گویم که بدانید کمپین گاهی با بعضی از آرمانهای من نمی خواند . اما من خودم را موظف به همکاری و پیوستن می دانم.

تغییر برای برابری : مثل ؟

نگران مصادره شدن کمپین و فعالیتهای زنان به نفع گروههای خاص هستم . اما از نظر اجرایی فکر می کنم که چه باید کرد ؟ آیا با گفتن یک نه بزرگ، نه ای به وسعت ایران، خودمان را و این جمعیت کوچکی که دارد پا می گیرد ، این نهال را با برداشتن این تکیه گاه از بین باید برد یا نه ؟ این را هنوز نمی دانم. دلم می خواست که کمپین بدون وابستگی و بدون شعار های وابسته بالا بیاید ولی حالا از طرف دیگر به قول افغانها که می گویند ما کم زور نیستیم زور خیلی پر زور است خوب اینجا هم زور خیلی پر زور است بنابراین اگر سعی کنیم آن را ندیده بگیریم چه اتفاقی می افتد ؟ همینی هم که داریم ممکن است کاملا با خشونت سرکوب شود و مجبور به پنهان کردن آن باشیم . در هر صورت می دانی که یکی از روشهای تاریخی این منطقه به دلیل استبداد مداوم تقیه بوده است که البته اسم مذهبی آن است و پیش از ورود اسلام هم مجبور به پنهان نگاه داشتن عقاید بوده ایم .

تغییر برای برابری : شما در صفحه 19 کتاب زن تاریخ( همان ظن به زن تاریخ) در بخش مقدمه گفتید که سعی کرده ام از روی کلماتی که زندگی آنها ( زنان ) را توصیف کرده است و با بازنگری نقش ها و گرته هایی که به جای مانده است بر واقعیات و نحوه ی زیست زن در جامعه آن زمان دست یابم و به نوعی زمینه ی شکل گیری افکار امروزی راجع به زن را روشن نمایم. خانم حجازی آیا واقعا نحوه زیست زن در جامعه آن زمان زمینه شکل گیری افکار امروزی راجع به زنان است؟ یعنی آنچه که امروز نصیب زنان شده است حاصل آن روزهاست ؟

بله !ببین قرنهاگذشته است و اتفاقاتی افتاده است . همه این اتفاقات ریشه در تاریخ دارد . اقتدار مادر به چه بر می گردد ؟ به نانایا و به اسطوره های ربه النوعی . پیش از اینکه سهم مرد در تولید مثل شناخته شده باشد زن ماده خدا ست ودوران مادر شاهی و خدایی خودش را آغاز می کند چون که نفوس و سرباز و کارگر تولید می کند ؛ فرزند تولید می کند . این قدرت مادری برخاسته از عملکرد زن و نقش اوست و انکار ناپذیر است و می بینید که با تمام مضایقی که برای زن وجود دارد در یک خانواده سنتی ، مادر و مادربزرگ و زن پیر اقتداری مخفی دارند . این قدرت مخفی برخاسته از آن قضیه است .طبیعت امکان داده زنان به بهترین وجه به این امکان پاسخ داده اند قدرت مادری تاریخی شده.( راجع به این اقتدار هم حرف دارم که اینجا جایش نیست )اما زنان که فقط برای این کار خلق نشده اند سایر تواناییهای بالقوه آنان نیز امکان ظهور و بروز می خواهد. جامعه ما همیشه در این مورد در تضاد بوده چه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام . به هیچ وجه هم با این نظر موافق نیستم که زنان ایران قبل از اسلام آنقدر امکان داشته اندکه ما آذرمیدخت و پوراندخت پادشاه داشتیم بلکه دقیقا چون در خاندان ساسان پسری نماند آذرمیدخت و پوراندخت انتخاب شدند و این عین متن تاریخ است . اما به ترتیب که جامعه به جلو جرکت کرد با افزوده شدن به آیینها و مناسک مرد سالار زنجیری بر زنجیر زنان اضافه شد . بر عکس آنچه که دیگران فکر می کنند بهترین دوران زنان دوران پس از حمله مغول است چرا که خرده فرهنگ اقتدار زن نه فقط مادر داخل فرهنگ ما شد ، ما توانستیم تعدادی پادشاه خاتون داشته باشیم. بد ترین دوره دوره صفویه به بعد است به تدریج زنها هی رانده می شوند و رانده می شوند تا می رسند به پستوها . شاه عباس صفوی که خود مشهور به خوش گذرانی است شبی در یکی از کوچ های خود دید یکی از کجاوه های کاروان زنانی که به همراه خود می برد کج است وقتی خواست آن را درست کند دید یکی از زنان حرمسرا با شتربانی در حال معانقه است. دستور داد که آنها را با کجاوه در محل دفن کنند و از آن پس باقی مانده آزادی زنان حرمسرا مثل اینکه می توانستند از ایوانهای کاخ رفت و آمد درباریان و سفرا را تماشا کنند از آنها گرفته شد .منظورم این است که استفاده درست و بجا از امکانات و نشان دادن بلوع اجتماعی و فرهنگی در گرو زمینه تمرین است. زنان آن دوره حاضر بودند که شوهر داشته باشند حتی اگر یک قاطر چی به دلیل این که حرمسرای عریض و طویل ثروتمندان و قدرتمداران زنان را از یک نیاز ساده و ابتدایی یعنی داشتن یک خانواده به معنی واقعی دور می کرد.

خوب اگر چینی ها پای زنان را می بندند تا کوچک بماند روح را هم که ببندی کوچک می شود و زنی که روح و مغزش کوچک ماند به پستو رانده می شود . این بر مردان هم تاثیر می گذارد . مرد هم به هر حال دوست دارد که زن کنارش همسنگ او باشد و وقتی می دید که این زنی که کنار اوست هم ترازش نیست گمان می کرد که باید تعداد آنها را افزایش دهد . تضاد جامعه ما یکی و دوتا نیست . همین فاصله بین زن آرمانی و زن واقعی ، توقعات سرکوب کننده عیال و قبول داشتن بعضی حرکات از دیگران منجر به رواج فحشا شده است .به غیر از صدها عامل اقتصادی و اجتماعی. زنها را حتی از لحاظ جنسی هم سرکوب کردند زن دیگر حتی توقع جنسی هم نداشت وقتی توقع جنسی ندارد می بینیم که 12000 فاحشه رسمی در زمان شاه عباس در اصفهان وجود داشت که مالیات می پرداختند که تازه عده ای هم غیر رسمی وجود داشتند . این تضادهای جامعه است . خود پدید آورنده این اوضاع است و بعد توقع دیگری دارد. حالا اگر عده ای بیایند و بگویند ما می خواهیم انسان باشیم مثل تو ِ مرد، تا هر دو خوشبخت باشیم جامعه این را نمی پذیرد . اینطور است که افکار شکل می گیرد . و حالا باید زنها را روشن کرد تا بپذیرند که مرد جفتشان است نه خدای آنها . مرد آن نیست که فقط برای شما نان بیاورد شما هم دارای توانایی هایی هستید که باید سهمی از زندگی خود را به دوش بگیرید .

تغییر برای برابری : از کتابهای شما اینطور برداشت می کنم که بعضی مسائل آن دوره مثل چند همسری بر طبق یک سری شرایط و مقتضیات آن زمان حتی قبل از دین اسلام ، و بعد از اسلام هم بر طبق یک سری از قوانین الهی وجود داشته است اما قانونی رسمی به شکل قانون امروزه نبوده است . مثلا چند همسری در برخی از دوره های ایران با مقاصد سیاسی انجام می شده است . من اینطور فکر می کنم که اگر هم در آن دوره قانونی برای مثلا چند همسری وجود داشته زمینه فرهنگی آن پر رنگ تر بوده است و هر چه به امروز نزدیک تر می شویم جنبه قانونی آن پر رنگ تر می شود . چنانچه وقتی به مردی که 4 همسر دارد بگوییم چرا 4 همسر داری می گوید چطور در مثلا 1000 سال پیش این امکان وجود داشته که 10 زن بگیرند من هم الان 4زن گرفته ام جرم که نکرده ام ، قانون هم به من این اجازه را می دهد . در واقع به نظر می آید فرهنگ کم کم تغییر شکل داده و با ظهور مدرنیته قانون را ساخته است اما با همان توحش دوران گذشته یا به قول خود شما هر چه تمدن بیشتر شده است توحش هم بیشتر شده است . بک جورهایی مدام انگار این فرهنگ و قانون با هم درگیر بوده اند . شما چقدر فرهنگ و قانون را بر هم تاثیر گذار می دانید ؟

همیشه قانون بوده است ، تا بوده یا قوانین موضوعه و انسانی بوده یا قوانین الهی . اکنون ما در پی آن هستیم که قوانین موضوعه را که به نظر مبنای الهی دارند تغییر دهیم و بگوییم که این قوانین حتی با این مبنا هم بر اساس شرایط آن زمان بوده اند و اکنون قابلیت تغییر را دارند. بشر بر طبق عرفی که ما نام قانون را روی آن می گذاریم سعی کرده که روابط بین خود را تنظیم کند . قبل از اسلام و در ایران باستان مسئله ازدواج نوع دیگری بوده است ؛ یک پادشاه زن بوده ، یک چاکر زن بوده که در خدمت پادشاه زن بوده ، زنانی که خودشان دوست داشتند با یک نفر ازدواج کنند که خود سرای زن نامیده می شده اند و بعدها اگر صاحب پسری می شد آن پسر می آمد مادر و پدر را دوباره عقد می کرد که جامعه برگردد بر روال مرد سالار خودش و انواع دیگری هم وجود داشته است . بعد از اسلام هم تعدد زوجات به شرط عدالت تسری پیدا کرد . به شرط عدالت البته شرط محدود کننده ای بود که هیچ وقت اجرا نشد و مردان به هر حال اگر به سفر طولانی مدتی می رفتند هر جا زنی می گرفتند. قضیه سیاسی هم مربوط به امرا ، حکما و پادشاهان بود که برای اتحاد سیاسی صورت می گرفت . و همینطور ثروت هم باعث تعدد زوجات بوده است و یک فرد چون پول داشت به خاطر تنوع طلبی، زنان متعددی می گرفت و یا شاید به خاطر این که سرزمینشان حکمرانانی از خون پادشاه داشته باشد .

تغییر برای برابری : یعنی به هر حال طبق عرفی که به گفته آنها نشات گرفته از قوانین الهی بود مسئله تعدد زوجات صورت می گرفت ؟

در بسیاری موارد به نظر می رسد محدود کننده انبارکردن زنان بوده ولی برای مردم معمولی . اما زور مداران به راه خود می رفتند وبرای آن هم موارد شرعی و فقهی می تراشیدند. تاریخ به من می گوید که میل جامعه ایرانی و یا امکان اقتصادی جامعه بر تک همسری بوده ، اما اجازه چهار زن عقدی ناصرالدین شاه را که می خواست زن عقدی پنجم را بگیرد مجبور کرد که یکی از زنان رسمی خود را طلاق دهد. یعنی در قبال داشتن زنان رسمی ، قوانین الهی را اجرا می کرد اما از آن طرف انبار کردن زنان در حرمسراها مانعی نداشت .

تغییر برای برابری : فکر می کنید چقدر اهمیت داشته باشد که خواسته های کمپین که خواسته هایی حد اقلی برای بهبود وضعیت زنان این سرزمین است ، در چه چهارچوبی قرار گرفته باشد ؟

ببینید فکر می کنم اعضای تشکیل دهنده کمپین جواب این سوال باشد . اگر همه طیف ها با تمام گرایشها و طرز فکر ها و نگاه به جهان و اعتقاداتشان آزاد باشند که در کمپین شرکت کنند و هر کدام به روش خودشان خیلی هم خوب است . چه کسی گفته که من بهتر می توانم کار کنم و او نمی تواند . حتی مطالبات مذهبی را هم ما مجبور هستیم دوباره تقاضا کنیم . ما دوباره به عقب برگشته ایم و مجبور هستیم یک سری از مسائل را بخواهیم . خوب آنها دنبال این چیزها باشند . وقتی از من سوال کردند که کدام یک از مطالبات برای شما مهم است من گفتم شهادت . چرااگر من حرفی می زنم به عنوان یک انسان حتما مردی باید آن را تایید کند؟. من از خودم می پرسم چرا ؟ مگر من مغز ندارم ؟ چطور همه کاری می توانم انجام دهم اما عقل ندارم که شاهد یک ماجرا باشم ؟ تاکید غیر علمی بر عاطفی دانستن ما و احساساتی بودن ما و مارا تجسم جمال دانستن وراه کمال را برما بسته دانستن و اعوجاج ذهنی و زبانی و عاطفی به ما نسبت دادن درست نیست. آیا مساویند آنها که می دانند و آنها که نمی دانند ؟چگونه جواب داده می شود به این سوال اساسی و آسمانی که من نوعی نمی دانم اما فلان مرد جاهل آموزش ندیده و نادان می تواند. بنابراین من روی شهادت تاکید دارم که اساس آن انسان بودن من است . وقتی که انسان حساب شدم حتما همه چیز حل می شود . پس معیار من برای ورود به کمپین حق شهادت است ، چرا که حتی در مورد دیه هم فکر می کنم فیزیک من را در نظر می گیرند و ارزش آن را کمتر از مرد می دانند . بعد فکر من را هم به عنوان یک زن نمی خواهند و آن موقع است که من باید فکر کنم و کمپین فرصت این فکر کردن را می دهد . چون منِ زن را همیشه در قفس نگه داشته اند و من همیشه دنبال راه فرار بوده ام بنابراین فکرم اگر جان بگیرد قوه تحلیل بالایی دارد چون همیشه با سختی روبرو بوده است . هر جامعه ای ارزشش به نوع احترامی است که در آن به زن میگذارد . من خودم هم زن هستم و زنها را می فهمم و فکر می کنم به همین خاطر کمپین مهم است که زنهایی راکه در مقابل ما می ایستند و می گویند که نمی خواهیم آن چیزی را که شما می خواهید هم آموزش می دهد . به خاطر آموزش است که کمپین بی نظیر است و در کنار آن کار خوبی که انجام می شود آموزش دادن مردان است . چون تنها با یک بال پرواز کردن افتادن است . ما باید سیمرغ باشیم . کمپین با تنوع افراد شرکت کننده در آن برای من تجسمی از سیمرغ است .

تغییر برای برابری : کمی درباره طلاق در تاریخ ایران برایمان توضیح می دهید ؟

ببین همه تفکرات مذهبی چون مبتنی بر خانواده هستند به خاطر همین ازدواج را تقدیس می کنند و جدایی را تقبیح . در همه گرایشهای آسمانی ازدواج تقدیس می شود چون به یکی از نیازهای بشر پاسخ می دهد و اینگونه شد که وقتی بچه تولید گشت مردها بیشتر و بیشتر به سمت کارهای خارج از منزل رفتند و زنها ماندند . زنها کشت و زرع کردند ، ساختند ، زبان مادری را خلق کردند . نگهبان آتش خانواده شدند و شدند کدبانو . وقتی قرار است این سیستم که میلیونها سال وجود داشته باقی بماند خوب مبتنی برتقدس ازدواج است. این تقدس در کنار مسائل عدیده ، مسئله بکارت را هم مطرح می کند . جامعه مردسالار می آید و قضیه دست اول بودن و نو بودن را مطرح می کند که همان پادشاه زن و چکر زن دوره ایران باستان است و زنی که بکارت ندارد همان چاکر زن آن روزگاران است . پس اهمیت ازدواج و زشتی طلاق در بکارت خلاصه می شود . طلاق به این صورت است که ناپسند بوده به غیر از مسئله فرزندان. در ایران باستان در متون تاریخی آمده که دختران خود را قبل از آنکه به هیجان حیضی بیفتند شوهر بدهید . این برای آن بوده تا دختر در خانه شوهر عادت ماهیانه شود به این خاطر که به خطا نیافتد . اگر پدری دختر خودش را شوهر نمی داد تا قبل از عادت ماهیانه و او مرتکب به اصطلاح ازدواج خارج از شریعت آن زمان می شد بچه ای که می آمد سقطش ممنوع بود . پدر دختر باید هزینه های آن بچه را تقبل می کرد و هیچ گناهی برای دختر نبود و مسئله بچه دار شدن خارج از ازدواج سنگسار نداشت چون مسئولیتش را پدر دختر می پذیرفت . این برای خانواده ها اجبارایجاد می کرده تا دختر خودشان را شوهر دهند . گویی ازدواج تنها غایت و نهایت زیستن زن در این منطقه و حتی در جهان بوده و هست . وقتی ازدواج نکنی مسئله ای مطرح می شود به نام ترشیدگی وحتما عیب داشتن و مسائل دیگر که زنان رابه سمت ازدواج هل می دهد. اگر طلاق بگیری که دیگر اوضاع بدتر هم می شود . نمی خواهم از طلاق غول بسازم در موارد بسیار زیاد و به طور ماهوی عملی درست است چرا که از زنجیر شدن دو ناهمگون به هم و انواع و اقسام ابتلائاتی که مثلادر ادیانی که طلاق در آن ممنوع بود جلوگیری می کند . طلاق فی نفسه ایرادی ندارد. اما تبعات فرهنگی عرفی و اقتصادی و ...آن است که این رامسئله دار می کند.حقوق متفاوت مترتب بر طلاق است که ظلم را باز تولید می کند . نفسهای خشن و ظالم رابه خدایی بر بندگان تحت اختیار می کشاند.

تغییر برای برابری : یعنی هیچوقت به سادگی مردها زنها نمی توانستند حق طلاق داشته باشند ؟

نه . به همین خاطر زنها طلاق ذهنی دارند و این همان خطی است که جامعه مرد سالار نمی تواند بفهمد .طلاق ذهنی خانمان بر انداز است ، عفت سوز است ، صداقت کش است . جامعه ای که نمی آید مسائلش را به طریق درست و قانونی حل بکند کارها را زیر زمینی می کند . وظیفه زندانی فرار و وظیفه زندانبان مخالفت و جلوگیری است پس وقتی مرد نقش زندانبان را برای زن پیدا می کند زن هم می خواهد فرار کند . وظیفه هر زندانی است که فرار کند . این یک مثال بود تا ببینیم چه اتفاقی دارد می افتد . زنی که به هیچ طریقی از زندگی اش احساس رضایت نمی کند . راهی برای خروج از آن ندارد و اگر طلاق بگیرد محلی ندارد که یک شب به آنجا برود خوب راضی به طلاق نیست . حتی دوستهای تحصیل کرده دانشگاهی من از خانه که بیرون می آیند در ماشین تا صبح سرگردان هستند تا به کسی نگویند چه شده است . خوب این زن چه باید بکند می ماند در خانه یا مریض می شود یا خود کشی می کند یا خود سوزی می کند . اینطور می شود که بحث شوهر کشی یاخیانت در میان زنان پیش می آید .بسیار خوب این جامعه لیاقتش می شود همین فساد . چون قانون به این زن اجازه نمی دهد که رو راست باشد و به همسرش یگوید دیگر دوستت ندارم . حالا انواع مجازاتها هم که باشد ، زن هم یک بشر است و بشر می خواهد زندگی کند و این در حالی است با یک کلمه چهار حرفی به اسم طلاق می شود مانع این همه فساد شد . دست یک زن استاد فیزیک دانشگاه را ، شوهرش شکسته است و این زن هم آبرو دارد نمی رود شکایت کند چون در جامعه اعتبار دارد و کسی باورش نمی شود که او که خودش استاد دانشگاه است و همسرش تحصیل کرده و استاد همان دانشگاه او را کتک زده است . این طور است که عرف و قانون دست در دست هم زندگی را بر زنان تنگ و جهنم می کنند.

تغییر برای برابری : به نظر شما نویسندگان و روشنفکران چه نقشی می توانند در پیشبرد اهداف کمپین داشته باشند؟

این دو عنوان کافی ست تا برای آنان رسالتی بیشترقائل بوده و انتظار فعالیتی گسترده تر و عمیق تر داشته باشیم . اما واقعیت این است که در برخی موارد این دو کلمه فقط اصطلاح است و یدک کش این القاب خودش از نظر تاریخی واعتقادی باید آموزش ببیند.عمل بدون اعتقاد کافی نیست. درست است که در کمپین هر امضا یک عدد است اما امضای یک نویسنده و یک روشنفکر موتور حرکتی دیگری است برای امضاهای بعدی،برای گسترش اندیشه برابری .نویسندگان و روشنفکران مداوا کنندگان فراموشکاری مخفی جامعه هستند به شرط این که ذاتشان از هستی، بخشی برده باشد.

سپاس از صبر و حوصله شما در پاسخ به سوالات .

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

دهمین دورۀ مراسم تندیس صدیقه دولت آبادی ۱۳۹۲
کارت پستال‌هایی به بهانه‌ی هشت مارس و به یاد همه‌ی مبارزین راه برابری
بیانیه بیش از 350 تن از مدافعان حقوق زنان به مناسبت روز جهانی زن؛ زنان هر روز فرودست‌تر می‌شوند
لباسی که برای تن ما دوخته اند! /اعظم بهرامی
چالش‌ها و چشم‌انداز فعالیت مدنی زنان

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English