پذيرش > سایت نوشته ها > امروز من فرار کردم!/ رویا کاشفی
امروز من فرار کردم!/ رویا کاشفی
23 اردیبهشت 1390 - - نسخه قابل چاپ
فرار کردم!
شالم رو گردنم انداختم، کتم و پوشیدم سرم رو انداختم پایین و بدون اینکه چشمم تو چشم کسی بیافته از پله های زیبای لانکستر هاوس آمدم پایین.
پلیسی که قفل در رو باز میکرد پرسید، "مادام بر میگردند؟" بدون اینکه نگاهش کنم یا حرفی بزنم با سر پایین لبخندی زدم و از ترس اینکه بغضم بترکه تقریبن به حال دو محوطه رو ترک کردم!
اما کجا بودم؟ از چی فرار کردم و چرا اصلن بغض کرده بودم؟
امروز به جلسه ای دعوت بودم؛ جلسه ای که در ساختمان زیبا ولی پنهان لانکستر هاوس برگزار میشد. ساختمانی که درش به روی همه باز نیست و مالکش وزارت امور خارجه بریتانیاست.
جلسه برای جشن گرفتن موفقیت و دهمین سال تشکیل "فوروم بین المللی زنان عرب" [1]] بود. وزرای انگلیسی، نمایندگانی از مجلس اشراف بریتانیا، چندین و چند نهاد تجاری بین المللی، بانک جهانی و البته زنان بسیار آراسته و موفق عرب چه در عرصه سیاست و چه در عرصه اقتصادی از شرکت کنندگان و سخنرانان بودند.
با خودم فکر کرده بودم که فرصت بسیار مناسبیه که از وضعیت زنان در ایران با هر کسی که گوش میده صحبت کنم و به همین دلیل با پشت سر گذاشتن هفتخوان مراحل امنیتی و نشان دادن دعوتنامه و دو مدرک شناسایی ساعت نه صبح وارد این ساختمان شدم. اینطور که به نظر میرسید تمام خدمات رو کارمندان وزارت امور خارجه بریتانیا انجام میدادن. طبق آداب و رسوم سنتی انگلیسی مردانی با کت های قرمز و دستکش سفید راهنمایی میکردند و شاندلیه های کریستال و طلایی درخشش و نور عجیبی داشتند.
بر اساس برنامه، برای جلسه خوشامدگویی یک ساعت و نیم فرصت گذاشته شده بود - نه و ربع تا یکربع به یازده. جایی رو پیدا کردم برای نشستن و تلفنم رو درآوردم که صداش رو ببندم. دیدم ایمیل آمده . ایمیل درباره قصاص مجید - جوانی که اسید به صورت آمنه پاشیده بود - بود و اینکه آیا میشد کاری کرد که جلوی چرخه خشونت گرفته بشه یا نه؟
سخنرانی ها شروع شد و ایمیل ها هم همینطور میامدن. سفیر کویت در بریتانیا شروع به صحبت کرد و از اینکه با تمام اینکه حق رای و انتخاب شدن فقط در سال 2005 به زنان کویتی داده شده بوده در اولین دوره انتخابات محلی که چند ماه بعد بود چندین زن نامزد و انتخاب شدند و اینکه امروز حد اقل چهار زن در رده های بالا تصمیم گیری در کویت خدمت میکنند.
"آمنه در مصاحبه با بی بی سی گفته نمیبخشه"
اولین وزیر دارایی زن در دنیای عرب گفت که هیچ کشوری با نصف ظرفیتش نمیتونه به جلو بره.
"خون رو با خون نمیشورن"
خانم وزیر دارایی لبنانی معتقده که تحصیل تا حد دیپلم برای زنان باید اجباری باشه و تمام امکان دولت برای تحصیلات عالی زنان باید گذاشته بشه. یاد دانشگاههای خودمون افتادم و درصد بالای دختران ما با تحصیلات عالی که یا بیکارند یا در کاری که بی ربطه اشتغال دارن.
"به امنه بگوئید که: مادر احسان چهارپایه را از زیر پای نوجوان بهنود شجاعی کشید بجرم کشتن پسرش در نوجوانی و خود به جرگه کشندگان یک انسان پیوست اما در نبودن احسان هیچ تاثیری نداشت و برادر لاله سحرخیزان با کشتن شهلا جاهد به جمع قاتلان اضافه پیوست اما لاله زنده نشد و جامعه نیز با این کشتن مضاعف اصلاح نشد و نخواهد شد."
حالا نوبت خانم وزیر امور اجتماعی اماراته. ظاهرن اونجا بهشت برابریه.
فکری که دیوانه وار تو سرم میگرده اینه که پس تکلیف حقوق بشر اسلامی چی شده این وسط، که این زنهای دنیای عرب تونستن اینقدر پیشرفت کنن؟ پس فرهنگ مردسالار و زن ستیز عرب/اسلامی چی شده؟ ولی در عین حال یادم میاد که کشورهای مسلمان این زنان، همه، کنوانسیون رفع تبعیض از زنان رو امضا کردن، همه برای پیشرفت و توسعه شعار برابری خواهی میدن و بهبود وضعیت نیمی از جمعیتشون در دستور کارشونه.
اما ایمیل ها یکی بعد از دیگری میاد:
"کسی شماره آمنه رو داره؟"
"بی بی سی حتمن داره ازشون میتونیم بگیریم"
"پارسال بهاره (دختر خورشید ما که دیگر نیست) با چند نفر او را دیدن ولی اونموقع هم فقط حرف قصاص رو میزده"
"من دختر هيجده ساله دارم حتي ثانيه اي جاي مادر آمنه يا خودش منو از خشم لبريز ميكنه – همين"
"دیره"
"خیلی دیره"
نادره شاملو، زن موفق ایرانی و مشاور ارشد بانک جهانی، دهمین سال فعالیت فوروم بین المللی زنان عرب رو تبریک میگه. از حمایت بانک جهانی برای پیشرفت زنان در جهان اسلام تعریف میکنه. جالبترین حرفی که میشنوم که از دنیای ایمیل ها و آمنه من رو میکشه بیرون اینه که بدون تردید فرهنگ عرب در حال تغییره و این علاقه به برابری و سرمایه گذاری دولت ها روی تمامی مردم این کشورها مهمترین نشانه این تغییره.
سرم تیر میکشه: کی ما میتونیم از این تغییر فرهنگ صحبت کنیم؟ کی ما میتونیم سنت و فرهنگ و مذهب رو بهانه ای برای جلوگیری از پیشرفت نداشته باشیم؟ کی ما میتونیم قربانی توسعه فرهنگ حجاب و عفاف نباشیم؟ کی ما میتونیم با قدرت در صحن بین المللی بیاستیم و از پیشرفت کشورمون برای بوجود آوردن برابری تعریف کنیم؟ کی ما میتونیم یک ملت باشیم، نه فقط زن و مرد که مهمتر از اون، با زنی که حقوق خودش رو قربانی قدرت و مقام و پول میکنه و در مقابل پیشرفت زنان می ایسته؟ کی ما میتونیم یکصدا برای حقوق برابر خودمون مبارزه کنیم؟
یکساعت و سی دقیقه گذشته همه با شادی دست میزنن و برای صرف چایی و قهوه به وسیله مرد قرمزپوش مو نقره ای دعوت میشن ولی من؟ من با خودم فکر میکنم با تمام احترام و تحسین برای اونها تحمل شنیدن شش ساعت پیشرفت و دست آورد زنان دنیای عرب و حمایت بین المللی رو ندارم. باید با نادره سلام علیک کنم ولی نه!
فرار کردم!
شالم رو گردنم انداختم، کتم و پوشیدم سرم رو انداختم پایین و بدون اینکه چشمم تو چشم کسی بیافته از پله های زیبای لانکستر هاوس آمدم پایین...
به نقل از فیس بوک خانم رویا کاشفی
ارسال به
بالاترین
،
توییتر
،
فریندفید
،
فیسبوک
يادداشت
[1] [ ‘Arab International Women’s Forum’ – 10th Anniversary Conference
در همين بخش :
یک خبر تلخ؟ یک قانونشکنی؟ یک تصمیم بخشنامهای جدید؟
چرا بایست به سکسوالیته پرداخت؟ / نفیسه آزاد
آزارجنسی خانگی؛ «قربانی» نه، «نجات یافته»
زنان، بزرگترین بازندگان بهار عرب
سانسور از دیدگاه جنسیتی/الهه امانی
ديگر بخش ها :
طرح یک میلیون امضا
|
مقالات
|
سایت نوشته ها
|
اخبار
|
گزارش كمپين
|
گفت و گو
|
علیه سکوت
|
كوچه به كوچه
|
نامه های شما
|
گزارش ویژه
|
گفتگو با اعضا
|
ویژه سالگرد کمپین
|
تصویر برابری
|
دل آرام علی
|
تریبون
|
مقالات
|
تاریخ شفاهی
|
خارج از چارچوب
|
کتابخانه
|
درباره کمپین
|
کمپین در شهرها
|
کمپین در بند
|
صدای تغییر
|
ویژه 22 خرداد
|
لایحه حمایت از خانواده
|
گالری
|
عشا مومنی
|
امیر یعقوبعلی
|
خدیجه مقدم
|
راحله عسگری زاده و نسیم خسروی
|
پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز
|
زینب پیغمبرزاده
|
سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی
|
احترام شادفر
|
نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی
|
وبلاگ مهمان
|
پرونده خرم آباد
|
دستگیری ها
|
مریم مالک
|
پرستو اللهیاری
|
مهرنوش اعتمادی
|
سمیه رشیدی
|
Other Languages
|
همراهان
|
«فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت»
| English
|