پذيرش > كوچه به كوچه > دختر آفتاب، از میان ما رفت- برای بهاره علوی/ رحمان جوانمردی
دختر آفتاب، از میان ما رفت- برای بهاره علوی/ رحمان جوانمردی
7 اردیبهشت 1390 - - نسخه قابل چاپ
دختری بود با سنی کم و عمری کوتاه، مادر نبود و عمرش کفاف نداد مادر خوانده شود، ولی بوی مادران کردی را میداد که درد آشناست، مادری دلسوز و پر از عاطفه، مادری که میتونست کوه به کوه و کومه به کومه و در به در دنبال فرزند اسیرش بدود. مادری که در پی جان و جسد فرزندش به هر ناکجایی سفر کرده و دست از تلاش بر ندارد. مادری که خیال و خوابش رهایی فرزندان در زندان و در صف اعدامش بود. مادری با خوابهای و رویاهایی مانند آفتاب روشن و تابان. بهار هر چند در پشت میلههای زندان بزرگ سرزمینش مانده بود، اما فکر و خیالش به همه جای جهان سر می کشید و چون ماندههای اندکی که باری سنگین از جامعه مدنی را بدوش میکشند حضورش در جمع یاران حاضر بود، آنگاه که نیاز بود. بهار ۲۱ ساله بود و از نسل تازه و شاداب فمینیست کرد، یک بانوی جوان نواندیش بود که دیوانهوار در پی آزادی جنس خود بود. بهاره وبلاگ نویس صاحب نوشته و اثر بود و دغدغههای اجتماعی همنسلان خود و تمناهای زنان بی حقوق جامعهاش را با کلماتش فریاد می زد.
بهاره پر از ایده و پروژه بود برای محرومین جامعه کردستان. بهاره پر از عشق و آرزو بود. بهاره سرشار از مهر به همنوع و عاطفه به انسان بود. و بهاره خیلی زودتر از همسن ها و همنوعانش بر مقدرات و سرنوشت خود حاکم بود و نمونهای بود از مسولیت پذیری یک زن جوان کرد نسبت به جامعه، جنس و ملتش.
بهار را فراموش نخواهیم کرد و با کارها، تلاشهایش و با ایدهها و نگرانیهایش در قلب ما باقی خواهد ماند، او به حق دختر آفتاب سرزمینش بود و نور او زمین سرد مارا گرمایی بود.............
از صمیم قلب این ضایعه بزرگ و خزان نا بهنگام بهارمان را به دیاکو و مادر بهاره به رفیق و یار بهاره و به بستگان داغدیده و دوستان و آشنایان تسلیت می گویم.
وبلاگ بهاره: دختر خورشید
http://2khtarekhorshid.com/
باید این ناله ی خشم آلودت/ بی گمان نعره و فریاد شود/ باید این بند گران پاره کنی/ تا تو را زندگی آزاد شود/ خیز از جا پی آزادی خویش/ خواهر من، ز چه رو خاموشی/ خیز از جای که باید زین پس/ خون مردان ستمگر نوشی(بهنقل از: وبلاگ دختر خورشید)
ارسال به
بالاترین
،
توییتر
،
فریندفید
،
فیسبوک
در همين بخش :
روايت بيست و پنجمين شهريور / نرگس طیبات
وقتی آتش خاموش شود/فرشته نوبخت
آن گاه که زن شدم / ویژه نامه 8 مارس 1391
چیزی زیر پوست این شهر می جوشد / دلارام علی
گرسنگی / وبلاگ سیب و سرگشتگی
ديگر بخش ها :
طرح یک میلیون امضا
|
مقالات
|
سایت نوشته ها
|
اخبار
|
گزارش كمپين
|
گفت و گو
|
علیه سکوت
|
كوچه به كوچه
|
نامه های شما
|
گزارش ویژه
|
گفتگو با اعضا
|
ویژه سالگرد کمپین
|
تصویر برابری
|
دل آرام علی
|
تریبون
|
مقالات
|
تاریخ شفاهی
|
خارج از چارچوب
|
کتابخانه
|
درباره کمپین
|
کمپین در شهرها
|
کمپین در بند
|
صدای تغییر
|
ویژه 22 خرداد
|
لایحه حمایت از خانواده
|
گالری
|
عشا مومنی
|
امیر یعقوبعلی
|
خدیجه مقدم
|
راحله عسگری زاده و نسیم خسروی
|
پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز
|
زینب پیغمبرزاده
|
سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی
|
احترام شادفر
|
نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی
|
وبلاگ مهمان
|
پرونده خرم آباد
|
دستگیری ها
|
مریم مالک
|
پرستو اللهیاری
|
مهرنوش اعتمادی
|
سمیه رشیدی
|
Other Languages
|
همراهان
|
«فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت»
| English
|