خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > تریبون > مقالات > اینترسکشونالیسم و معنی آن (Intersectionality/ism) / آراز فنی

اینترسکشونالیسم و معنی آن (Intersectionality/ism) / آراز فنی

15 فروردین 1390 - - نسخه قابل چاپ

تغییر برای برابری: جنبش زنان ایران در سال های اخیر با حرکت های اعتراضی سراسری و مستمر، انتشار روایت ها و تحلیل های گوناگون از شرایط موجود قدرت در ایران وبا برخورد سامان اجتماعی مردسالار دینی، با تدوین مانیفست ها، خواست های برابرطلبانه و انسانی برای زنان و نیز فرموله کردن مطالبات مشخص در حوزه های گوناگون اجتماعی که زنان حضور دارند – یعنی همه ی عرصه های اجتماعی – قدم جدی برای ساختن یک جامعه ی دموکراتیک برداشته است. به دیگر بیان، در درون این جنبش تحلیل از شرایط موجود و تغییر برای یک شرایط مطلوب و انسانی همزمان پیش برده می شوند.

با شناخت مختصری که من از حرکت های زنان در کشور سوئد و پاره ای از کشورهای اروپائی/غربی و بطور پراکنده از کشور هند دارم، می توانم به جرات بگویم که جنبش زنان ایران در منطقه و نیز در دنیا به دلیل آگاهی خوب پیشروان و بدنه ی این گروه از وضعیت سیاسی جهان/ایران و تحلیل از شرایط حاکم در ایران و نیز تحلیل های مقایسه ای که از جنبش زنان دنیا ارایه می دهند، در پیشاپیش جنبش تغییر در روابط حاکم در موسسات قدرت قرار گرفته است.

این ضرورت با توجه به خشونت گسترده در جامعه ی جهانی، نظامی گری و ارایه ی راه حل های نظامی برای حل تضادها و اختلاف های اجتماعی سیاسی توسط سامان پدرسالارانه حاکم در کشورهای بزرگ جهان و حضور تفکر مردسالارانه در دنیا/ایران یکی از راهکارهای درست و بنیادی برای ایجاد یک دنیای صلح آمیز است. متاسفانه بدلیل عدم وجود رشته های درسی دانشگاهی فمنیستی در ایران، برخورد خصمانه ی نظام سیاسی حاکم با این جنبش و نیز عدم امکان تنظیم یک رویکرد علمی و عملی که بتواند به هدایت وسیع زنان در کسب مطالبات خود بپردازد، وقفه ای بوجود آمده که می بایست با ارایه نظریه های جدید و معرفی نمونه های موفق به ایجاد جرکتهای جدید جهت تغییر در قدرت موجود کمک کرد.

در سلسله مقاله هائی که در شماره های بعدی چاپ خواهد شد تلاش خواهد شد که با درک جنبش های مدنی و زنان بطور عمومی، به تحلیل، معرفی و انعکاس تئوریهای جدید و یا ارایه نگرشهای جدید از مسئله ی قدرت، تعریف قدرت و راهکارهای موفق در برخورد با قدرتهای حاکم از منظرهای جدید فمنیستی پرداخته شود. این مقالات هر کدام به برسی روابط هر حوزه با سایر حوزه ها و نیز به متدولوژی و شناخت شناسی اجتماعی علوم نیز اشاره خواهد داشت. بطور کلی پنج تا شش مقاله می تواند در این مرحله نیاز ما را در معرفی این حوزه ها برآورد کند.

اینترسکشیونالیسم یک معرفی کوتاه

مفهوم انترسکشیونالیسم که بعد از این به دلیل عدم وجود یک واژه ی مناسب "تحلیل روابط واحدهای گوناگون اجتماعی" معنی خواهد شد، بعنوان یک گفتمان علمی در اواخر ده ی هشتاد قرن پیشین در بین فمنیستهای چپ، پساکلنیال ها و فمنیست آنارشیست ها متداول شد. همانطوری که می دانیم فمنیست های رادیکال در تئوری و عمل تا آنجا پیش رفتند که خواستار ایجاد جوامع مستقل زنان بدون حضور فیزیکی و معنوی مردان شدند و برخی اساسن مردان و ساختارهای سیاسی مدنی که توسط هژمونی مردان اداره می شوند را غیر قابل تغییر ارزیابی کردند. در مقابل فمنیستهای رادیکال، فمنیستهای چپ قرار داشتند که به عامل جنسیت و حتی قومیت ارزش لازم را نداده و مهمترین توجه خود را به تحلیل طبقاتی از تضادهای طبقاتی منعطف کرده و جستجوی راهکارهای مناسب را تنها در حل تضادهای موجود وایجاد رابطه های تولیدی جمعی و سوسیالیستی قرار دادند. برای آنها مهمترین تضاد اجتماعی تضاد بین سرمایه و نیروی کار بود. هویت زنانگی/جنسی بعنوان یک زیر گروه در حوزه های گوناگون طبقاتی ارزیابی شده و زنها به عنوان یک نیروی کار قابل فروش تقلیل پیدا کردند و یا اینکه بعنوان نیروئی که به بازتولید در خانه مشغول هستند توضیح داده شدند. در هر دو صورت عامل جنسیت؛ عامل تعین کننده ای نبود.

از طرف پساکلنیالیست ها و پسامدرن ها نیز انتقاداتی به نظریه فمنیست های رادیکال متوجه شد. این برخوردهای ایدئولوژیک تولد گفتمان جدیدی بنام اینترسکشیونالیسم را بدنبال داشت. این مفهوم و این نوع تحلیل در صدد پر کردن آن کاستی هایی است که تحلیل های یکجانبه ی فمنیستی از مسایل و پدیده های اجتماعی ارایه داده بودند. که تلاشی است در جهت دیدن کلیت هستی و آنالیز ارتباط مسایل اجتماعی باهمدیگرو تحلیل میانکنش مشخص بین فمنیسم بعنوان تئوری/پراکسیس و گفتمانهای ملی، تحلیلهای طبقاتی، تحلیل از استیگماتیزه کردن دگرباشی جنسی و مورد تبعیض قرار گرفتن توانخواهان در روابط اجتماعی قدرت. بدیگر بیان مفهوم ساختاری قدرت در علوم اجتماعی بعنوان یک پدیده ی ارزشی، نسبی و نیز اجتماعی ارزیابی می شود که توسط نیروهای غالب در طول تاریخ ساخته و پرداخته شده لذا با تغییر در نیروهای محرکه و حاکم در هر جامعه ای قابل تغییر خواهند بود.

بدین ترتیب گفتمان اینترسکشیونالیستی آنالیزی است از مفهوم قدرت، برخورد به علوم بعنوان یکی از موسسات قدرت، آنالیز حوزه های گوناگون اجتماعی و مردمی و نیز چگونگی پروسه ی تکامل تحلیل این روابط. در عرصه ی بین المللی. پاتریسیا هیل کالینز و کیمبرله کرنشاو و در سوئد پاولینا دلوز رایس و دایانا مولیناری از پژوهشگران پیشرو در این دیسیپلین جدید فمنیستی علوم اجتماعی بحساب می آیند.

توسط این مفهوم پژوهشگران در صدد آشکار کردن و افشای ارتباط حوزه های قدرت/موسسات قدرت باهم دیگر بوده و نیز اینکه چگونه روابط جدید و گفتمان های جدیدی بازتولید می شوند. بنا به این آنالیز، شرایط زندگی زنان تنها توسط جنسیت آنها رقم زده نمی شود بلکه فاکتورهای دیگری از قبیل نژاد، قومیت، طبقه و تخصصها، آموزشها و توانائیها فردی، جایگاه و موقعیت اجتماعی/خانوادگی آنها در این زمینه تاثیرگذارند. بدیگر بیان گفته ی سیمون دوبوار که "زن، زن زاده نمی شود بلکه ساخته می شود" دوباره زنده شده و سیمای جدیدی می گیرد.

این دیسیپلین نه تنها می خواهد روایتی کامل از فرودست بودن زنان در حوزه های گوناگون ارایه دهد بلکه برآن است که توضیح و دخالت نژاد- تعلق به نژاد سفید -و متعلق بودن به تفکر و یا نوع زندگی زناشوئی غالب در بین مرد و زن -هتروسکسوالیتی- در ساختن یک گفتمان علمی و مسلط در قدرت را نیز تبیین کند. در نهایت اینترسکسشیونالیستها بدون وقفه در جستجوی شناخت و افشای محلها/محیطهای عینی و مجازی اجتماعی هستند که در آنها ساختار هیرارشی گونه قدرت وجود دارد تا بتوانند نتایج منفی چنین ساختاری را در روابط بین افراد نشان دهند.

پاره ای از متفکرین و تئوریسین های علوم اجتماعی به این گفتمان جدید انتقاد کرده و می نویسند که: آنالیز روابط قدرت در گفتمان جدید" پدیده ی جدیدی نبود و توضیحات نوینی ارایه نمی دهد. برای مثال معتقدند که، نظریه پردازان ضد سرمایه داری و مخالف سامانهای موجود اجتماعی چون پست کلنیالها و چپهای جدید نیز چنین تحلیلهائی را ارایه می دهند و گفتن و یا پذیرش چنین نظریه هائی تنها به آنارشیسم حاکم بر مطالعات و مطالبات زنان و نیروهای بالنده اضافه خواهد کرد.

من با این نظر و انتقاد موافق نیستم به دلایل گوناگون. مهمترین دلیل مخالفت من این است که گفتمان جدید از طرف کسانی ارایه می شود که زن هستند و تحلیل زاویه های کور تئوری های موجود و شکستن هرم قدرت در جوامع گوناگون را در دستور خود دارند. بدین ترتیب این گفتمان بطور همزمان تئوری و پراکسیس را یکجا در بر می گیرد. این تئوری برای ارضای نیات گروه خاصی نیست. ابزاری است بسیار قوی، موثر که نباید در پشت ویترینهای پرطمطراق دانشگاهی خاک بخورد بلکه برای کنش/عمل و ایجاد میانکنشهای علمی - سیاسی در محیطهای توتالیتر موجود است.

ادامه دارد

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

دهمین دورۀ مراسم تندیس صدیقه دولت آبادی ۱۳۹۲
کارت پستال‌هایی به بهانه‌ی هشت مارس و به یاد همه‌ی مبارزین راه برابری
بیانیه بیش از 350 تن از مدافعان حقوق زنان به مناسبت روز جهانی زن؛ زنان هر روز فرودست‌تر می‌شوند
لباسی که برای تن ما دوخته اند! /اعظم بهرامی
چالش‌ها و چشم‌انداز فعالیت مدنی زنان

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English