پذيرش > سایت نوشته ها > راهپیمایی طولانی زن های جنوب
راهپیمایی طولانی زن های جنوب
2 اسفند 1389 - - نسخه قابل چاپ
جهان زن/کیوان آذری
در حالی که زنان در رواندا از سال ۱۹۶۱ از حق رای برخوردار هستند، چهار سال بعد از آن بود که نخستین زن به مجلس راه پیدا کرد. ولی تا سال ۱۹۹۹ زنان زیادی به صورت فعال در صحنهٔ سیاسی رواندا دید نمیشدند. نخستین بار در ۱۹۹۴ بعد از نسلکشی قبیله توتسی وضعیت از پایه تغییر کرد. چون خیلی از مردها کشته یا معلول و از کارافتاده شده بودند، زنان مسئولیت به عهده گرفتند و نشان دادند که توانایی به دست گرفتن امور و انجام کارها را دارا هستند.
خانم ایماکوئل اینگابینه(Immaculee Ingabire)مسئول هماهنگ کنندهٔ اتحادیه مبارزه با خشونت علیه زنان در رواندا در این مورد می گوید:«به زنان بیشماری تجاوز شد، ولی این زنان بودند که کشور را در دوران هرجومرج هدایت کردند، همین امر موجب فروپاشی سیستم مردسالار شد.» در زمان پس از نسل کشی، تقریبا یک سوم خانواده ها توسط زنان سرپرستی می شدند. زنان به مشاغلی مانند ساختوساز و کارهای فنی وارد شدند، که سابق بر این بر عهدهٔ مردان بود و زنان به احزاب راه پیدا کردند. در بازنگری قانون اساسی رواندا در سال ۲۰۰۱ زنان مشارکت بزرگی داشتند:آنجا بود که برای نخستین بار حق وراثت برای زنان به رسمیت شناخته شد و همچنین قانونی تصویب شد، که ۳۰٪ از پستها را در تمامی مشاغل حساس و تصمیم گیرنده برای زنان تضمین می کرد. خانمها درخواست وزرات برابری شغلی و زنان را داشته و شوراهای ملی را برپا کردند،که تا آنجا که ممکن است در خیلی از سلسله مراتب قدرت (از شورای محلی تا رأس حکومت)آنها را نمایندگی کنند. در هیئت دولت بیدرنگ به چهار خانم مسئولیت وزرات صنایع، انرزی، کشارزی و خارجه واگذار گردید.
با این حال خیلی از مسائل حل نشده باقی مانده اند. به نقل از یک گزارش از وزرات کار، در دستگاههای حکومتی ۷۴٪ از پستهای وزارت خارجه در اختیار مردها است. به همین ترتیب ۸۰٪ از مدیران و ۶۷٪ از کارشناسان را مردان تشکیل می دادند. اکثر بانوان به عنوان منشی و یا معاون اداری مشغول به کار هستند. همچنین در بخش خصوصی بیشتر زنان در شعلهای ناامن و با دستمزد اندک و پستهای غیررسمی به کار گرفته می شوند. فقط ۱۸٪ درصد از شرکتها ثبت شده به زنان تعلق دارند.
اعمال خشونت بر زنان هنوز فصلی تیره را به خود اختصاص می دهد. به رغم وجود خواست سیاسی هنوز میبایست کوشش شود تا طرز فکرها عوض شود. خانم ایماکوئل اینگابینه می گوید: «ما باید نشان دهیم، که این فرهنگ غیر قابل تغییر نیست. هر جامعهای این قابلیت را دارد که سنتهای خود را ارتقا دهد.»
در افغانستان اما وضعیت به منوال دیگری است. خشونت خانوادگی، تجاوز، اسیدپاشی و قتل زنان به شدت در حال افزایش است. ولی زنان ساکت ننشسته اند. سخنورانی مانند مالالای جویا(Dschoja Malalai ) وجود دارند، که در ۲۰۰۵ در سن ۲۷ سالگی به مجلس راه پیدا کردها ست.
خانم کارول من ، جامعه شناس درباره وی چنین می نویسد :« مالالای بخشی از کودکی و جوانی خود را در یک کمپ آورگان و جنگزدگان در پاکستان گذارنده است. آنجا بود که او توانست به مدرسه رفته و انگلیسی بیاموزد. در بازگشت به افغانستان همزمان با حکومت طالبان خود را وقف یک درمانگاه و یک سازمان مخفی کلاسهای سوادآموزی برای زنان کرد. با ورودش به سیاست خشم همکاران خود را در عالم سیاست بر انگیخت چرا که او گذشتهٔ آنها را که چیزی جز جنگافروزی، معاملات مواد مخدر، اسلامگرایی بیرحمانه نبود، برملا می کرد.» مالالای از تعدا زیادی سوقصد جان به در برده است. او در کابل حتی از طرف نمایدگان مجلس مورد حمله قرار گرفته است. زنانی برقعه پوش به نفع او در فرح جلالآباد دست به تظاهرات زدند. بعد از یک مصاحبهٔ تلویزیونی زمانی که در آن جلسهٔ شورای ملی را با باغ وحش مقایسه نمود، او را از مجلس بیرون انداختند.
شوکریا حیدر (Shukria Haidar) نیز که در تبعید در پاریس زندگی می کرد و آن زمان سفیر غیررسمی زنهای افغانستان به شمار می رفت، از بازگشت طالبان احساس ترس می کرد. چرا که همزمان رئیس جمهور کرزای در ژانویه ۲۰۱۰ در کنفرانس لندن در حالی که فقط چهار زن در میان ۶۳ نمایندهٔ حاضر افغان حضور داشتند، سیاست دراز کردن دست دوستی به سوی طالبان را اعلام کرد. در ژوئن همان سال، او ۱۶۰۰ تن از نمایندگان قبیله ها و تشکیلات خودجوش مردمی را (لویی جرگه) در یک گردهمایی بزرگ دور هم جمع کرد. خانم حیدر نگران آن بود که اصل برابری بین زن و مرد که او بعد از سقوط طالبان دو سال تمام برای تصویب آن زحمت کشیده بود از قانون اساسی حذف شود. البته کار به آنجاها هم نکشید ولی دیده بان حقوق بشر متوجه شد که نه حکومت افغانستان و نه حامیان سنتی او(در اجلاس)، از این مسئله صحبتی به میان نیاوردند،که احیانا، در زمان مذاکرهٔ احتمالی با طالبان، بر ضرورت حفظ بدون شرط حقوق زنان پافشاری کنند. خانم مونیکا هاورز پایه گذار مدیا مندیال و برنده نوبل آلترناتیو در سال ۲۰۰۸ در مصاحبه با تاز(Taz) به کوتاهی از نگرانی خود در زمینهٔ وضعیت فعلی زنان در افغانستان پرده برداشت. تا سال ۲۰۰۹ در میان کمکهای مالی برای بازسازی از طرف حکومت آلمان ، سهم امور نظامی ۳۰ برابر بیشتر از مسائل انسانی بوده است.
خانم اورواشی بوتالیا(Urvashi Butalia)،که بیش از بیست سال است که یک انتشارات فمینستی را در دهلی نو سرپرستی می کند، می گوید: «در کشور هند اصل برابری حقوق زن و مرد در قانون به خوبی دیده شده و اثر آن در زندگی روزمره کاملا مشخص است.». در برنامه ریزیهای ۵ ساله دولت سهم زنان به طور جداگانه در نظر گرفته میشود برای کمک به فقرا و بخصوص زنان، دولت به تازگی برای مشاغل رسمی میزان حداقل دستمزد را تعیین کرده است. قانونی نیز بر ضد خشونت در خانواده که یکی از بهترینها در دنیا میباشد، در سال ۲۰۰۵ رسمیت یافت.
با این وجود همچنان در هند، رسم وحشتناک کشتن همسر به خاطر کم بودن جهیزیه حاکم است. با گمانه زنیهای غیر رسمی، هر ساله حدود ۲۵۰۰۰ زن کشته می شوند. هرچند این رسم از سال ۱۹۶۱ غیرقانونی اعلام شده است. ولی در سالهای پایانی دههٔ ۸۰ دوباره در فرهنگ ازدواج رواج یافته است.
امروز مستقل از جایگاه اجتماعی و طبقه در همه گروه های اجتماعی جهزیه پرداخت می شود و این امر هم شامل نمایندهٔ مجلس و کارخانه دار است و هم روزنامه نگار. به گفتهٔ هند شناس (مکس ژان زینس) (Max -Jens Zins) در دههٔ ۷۰ به این مسئله به دیدهٔ خوبی نگاه نمی شد. ولی امروزه از آن به عنوان یک نشانهٔ ثروت و مرتبه اجتماعی یاد می شود. در هند مدرن همه چیز به گرد مصرف می گردد. امروز زن هندی یک وسیله است. وسیله ای که با آن می توان اشیا دیگر را تصاحب کرد.
غیر از این هند با کمبود زن، آن هم به تعداد ۴۰ میلیون نفر دست به گریبان است. این مسئله بیشتر به خاطر سقط جنین های دخترو بی توجهی به بیش از حد به سلامتی دختران خردسال است که خیلی راحت، کمتر از برادرشان تغذیه و نگهداری می شوند و در نتیجه زودتر می میرند. فقط زمانی که دختران سن سه و نیم سالگی را پشت سر گذاشته اند، میزان امید به زندگی در زنان در حد مردان قرار می گیرد.
در سیاست برخلاف آنچه گفته شد، زنان از نفوذ بالایی برخوردار هستند. بزرگترین دموکراسی دنیا در سال ۱۹۹۲، برای انتخابات محلی حداقل پایه ای برای زنان در نظر گرفت که در سطح محلی این امر باعث تغییرات زیادی شد. علی رغم این موفقیت سیاستمداران مرد، همچنان از اجرای این سیاست موفق در انتخابات مجلی سرباز می زنند. (نقل قول از او.ب)
در کشورهای آسیایی و آفریقایی، در اکثر کشورهای تحت حمایت و مستعمره، پیش قراولان جنبشهای فمینیستی همانند غرب، از حلقهٔ مارکسیستها برآمده بودند. آنها تجربیات خود را در زمان مبارزه با استعمار کسب کرده بودند ونگرش آنها نسبت به آینده، استقلال سیاسی و آزادی را در هم تنیده می پنداشت. در مصر خانم هدی شراوی در دههٔ بیست جنبش اتحاد زنان مصری را پایهگذاری و خود را وقف مبارزه برای استقلال کرد. در ۱۹۲۹ او نظرها رابه خود جلب کرد، هنگامی که وی در ایستگاه قطار قاهره بدون روسری از قطار پیاده شد. این ماجرا چند ماه بعد توسط خیلی از خانمهای مصری، در یک راهپیمایی بر ضد فرماندار انگلیسی تکرار شد.
زنان در کنار گاندی
در هند- تحت سلطه انگلستان،خانم کمال ادبی چاتوباد هیایی(Kamaladevi Chattopatahyay) (۱۹۰۳-۱۹۸۸) با اصلاحات اجتماعی ، اشتیاق دوچندانی در شکلگیری اصلاحات برای زنان و استقلال ملی بوجود آورد. او یک اعیان نشین برهمایی ثروتمند و تحصیلکرده به بود. در اوایل دههٔ بیست به صف استقلال طلبها پیوست و ماهتما گاندی را متقاعد ساخت، به خانمها اجازه دهد پا به پای مردان در راهپیمایی مشهور به، راهپیمایی نمک، به صورت صلح آمیز به صف اعتراضات بر ضد حاکم انگلیسی، در سراسر کشور بپیوندند.
در آسیا در مراکش و دیگر نقاط آفریقا اولین تحرکات فمینیستی که از جنبشهای استقلال طلبانه برخواسته بودند، اهداف خود را بر ارزشهای جهانشمول و لائیک بنا نهادند. زنان به راهپیمایی در مؤسسات فراخوانده شدند ولی به یک بخش توجهی نشد و آن خانواده بود. به نظر خانم مارگوت بدران (Margot Badran)، برای نخستین بار مسلمانان فمنیست در پایان قرن بیستم این وظیفه را بعهده گرفتند.
تحرکاتی که در دههٔ ۸۰ به وسیلهٔ تجربیات ایرانیان، برگرفته از جنبشهای مذهبی- فمینیستی ایرانی، تا امروز شدیداً مورد بحث می باشد. لائیکها این تهمت را به فمینسیتهای مسلمان میزنند، که آنها آلت دست بنیادگرایان مذهبی شده اند.
خانم مارگوت بدران نظر دیگری دارد:«این فمینیست گرایی در کانون تحولات داخلی اسلام قرار دارد. منظور تغییر فرهنگ سنیهای پدرسالار که در طول زمان شکل گرفته است، نیست. بلکه صحبت از آن است که پیامهای برابری حقوق زن و مرد و برابری اجتماعی که در قرآن از آن یاد م یشود، را آشکار کرد». چون آنچه که زمان طولانی از اسلام فهمیده میشد، می بایست به صورت بنیادی از نو بازبینی شود.
فمینیست گرایی اسلامی پایه های خود را بر نتایج مبارزه های قبلی برای بدست آوردن حقوق زنان استوار کرده است و در میانهه ای دههٔ ۸۰ پا به عرصهٔ ظهور نهاد. زمانی که زنان طبقه متوسط به دانشگاهها راه یافته و برای کار خانه ها را ترک کردند، نخستین بار در مورد جدا کردن نقشها در مدیریت خانواده اندیشیده شد. همزمان مفاهیم جنسی (زن و مرد) مذهب شناسان مسلمان آمریکایی به کار گرفته شد، تا از متون مقدس (قرآن) سوال شود.
در مراکش قرار بود، سال ۲۰۰۴، سال اصلاحات حقوق خانواده (مودونا) باشد، که بدون اتحاد غیر ممکن به نظر می رسید. « این اصلاحات در پایان یک مناظره بیست ساله بین صاحبان قدرت از یک طرف ، فمینیست های لیبرال از یک سو و اسلامگراها از طرف دیگر، به ثمر نشست». محمد پنجم (Mohammad VI) این دعوا را در ۲۰۰۳ با یک پادرمیانی فیصله داد. « پادشاه جوان فهمید، که در مورد این موضوع باید توجه به خرج دهد. در زمانی که جامعه مراکش مدرنیزه میشد، به خصوص بعد از سوءقصد۱۶ مه ۲۰۰۳ در کازابلانکا باید از بنیادگرایی اسلامی جلوگیری شود».
روند مشابهی میتوانست در مورد موضوع سقط جنین تکرار شود. خانم محقق سوواد ادوادا (Souad Eddouada) میگوید:« این موضوعی است که مردم در مورد آن شروع به بحث می پردازند. با استناد به مواردی که اسلام در آن، از شأن زن دفاع می کند، می توان سقط جنین را به عنوان تنها راه باقی مانده، در نظر گرفت». در شبه جزیره عرب، سال ۲۰۰۲ در بحرین و ۲۰۰۵ در کویت به هر ترتیب، حق رای برای زنان با اتحاد نیروهای مذهبی و قدرتهای خارجی به تصویب نهایی رسید.
ارسال به
بالاترین
،
توییتر
،
فریندفید
،
فیسبوک
در همين بخش :
یک خبر تلخ؟ یک قانونشکنی؟ یک تصمیم بخشنامهای جدید؟
چرا بایست به سکسوالیته پرداخت؟ / نفیسه آزاد
آزارجنسی خانگی؛ «قربانی» نه، «نجات یافته»
زنان، بزرگترین بازندگان بهار عرب
سانسور از دیدگاه جنسیتی/الهه امانی
ديگر بخش ها :
طرح یک میلیون امضا
|
مقالات
|
سایت نوشته ها
|
اخبار
|
گزارش كمپين
|
گفت و گو
|
علیه سکوت
|
كوچه به كوچه
|
نامه های شما
|
گزارش ویژه
|
گفتگو با اعضا
|
ویژه سالگرد کمپین
|
تصویر برابری
|
دل آرام علی
|
تریبون
|
مقالات
|
تاریخ شفاهی
|
خارج از چارچوب
|
کتابخانه
|
درباره کمپین
|
کمپین در شهرها
|
کمپین در بند
|
صدای تغییر
|
ویژه 22 خرداد
|
لایحه حمایت از خانواده
|
گالری
|
عشا مومنی
|
امیر یعقوبعلی
|
خدیجه مقدم
|
راحله عسگری زاده و نسیم خسروی
|
پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز
|
زینب پیغمبرزاده
|
سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی
|
احترام شادفر
|
نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی
|
وبلاگ مهمان
|
پرونده خرم آباد
|
دستگیری ها
|
مریم مالک
|
پرستو اللهیاری
|
مهرنوش اعتمادی
|
سمیه رشیدی
|
Other Languages
|
همراهان
|
«فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت»
| English
|