خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > سایت نوشته ها > کجا ايستاده ايم، چه می خواهيم؟ سالگرد ۲۲ خرداد، روز همبستگی زنان ايران، عفت (...)

کجا ايستاده ايم، چه می خواهيم؟ سالگرد ۲۲ خرداد، روز همبستگی زنان ايران، عفت ماهباز

23 خرداد 1386 - گويا نيوز - نسخه قابل چاپ

۲۲ خرداد ۱۳۸۴ نطفه عطف جنبش يک ميليون امضا گرديد، امروز تداوم فعاليت های زنان برای دامن زدن به بحث حقوق برابر، و به منظور برقراری برابری زنان و مردان در ايران زمين، در گوشه کنار جهان مديون اين جنبش است

۲۲ خرداد ۱۳۸۴ سالگرد تجمع زنان، در مقابل دانشگاه تهران است . دز همان سال از تجمع زنان دز ۸ مارس در پارک دانشچو ، پليس با چوب و چماق و دستگيری تعدادی جلوگيری، بدنبال ان در ۲۲ خرداد سال ۱۳۸۵ در سالگرد روز همبستگی زنان ايران تجمع گروه هايی از زنان در ميدان هفت تير ، با همراهی جنبش دانشجويی و دانش آموزی و ديگر فعالان جنبش های مدنی به توسط "پليس ويژه زن" به خشونت کشيده شد. ۴ مارس ۱۳۸۵ که در سی دونفر از فعالين جنبش زنان، را در خيابان معلم در جلوی دادگاه انقلاب دستگير نموده، ابتدا انها را به اداره مفاسد اجتماعی و بعد از ۲۴ ساعت آنها را به زندان اوين انتقال دادند.اين تجمع در اعتراض به دادگاهی نمودن برخی از فعالين اين جنبش از جمله نوشين احمدی و پروين اردلان و سوسن طهماسبی صورت گرفته بود در پی اعتراضات جهانی، اين عده را در روز ۸ مارس ازاد کردند*a

۲۲ خرداد ۱۳۸۴ نطفه عطف جنبش يک ميليون امضا گرديد، امروز تداوم فعاليت های زنان برای دامن زدن به بحث حقوق برابر، و به منظور برقراری برابری زنان و مردان در ايران زمين، در گوشه کنار جهان مديون اين جنبش است.

جنبش زنان که امروز از فعالترين جنبش مردمی ايران است از گزند وزارت اطلاعات برکنار نمانده است. وزارت اطلاعات با دستگيری و فرا خواندن زنان به دادگاه های انقلاب، با تهديد و اخراج از دانشگاه و محل کار،و با خانه نشين کردن انها ، عرصه زندگی را بر انها تنگ نموده است. "از ۲۲ خرداد سال ۱۳۸۵ تاکنون ما شاهد ۱۲۱ مورد بازداشت فعالان جنبش زنان و زندانی شدن آنان بوده ايم، برای آنان نزديک به يک ميليارد تومان وثيقه و کفالت صادر شده است و احکام صادره برای آنان مجموعا ۱۴ سال حبس تعليقی و نزديک به ۹ سال حبس قطعی (تعزيری) برای مدافعان حقوق زنان بوده است".*b

* cدر اين ميان فعالين و مدافعان جنبش يک ميليون امضا در خارج از کشور هم بی نصيب از حمله وزارت اطلاعات نماندند.از جمله روزنامه کيهان در ياداشت روز خود "زلف ها به کدام دم گره خورده"روز دوشنبه سوم ارديبهشت ۱۳۸۶ با آوردن اسامی برخی از فعالين جنبش يک ميليون امضا ، با معاند و خارج از کشوری خواندن اين فعالين، قصد دارند در وهله ااول "لولويی" از آنها برای فعالين زن داخل کشور بسازند. با وابسته خواندن و ارتباط، فعالين جنبش زنان، به اين افراد، انگ وابستگی به سيا و مافيا و برای برپايی انقلاب مخملين به انها بزنند و از طرف ديگر خود اين فعالين را تهديد کنند که مبادا قصد بازگشت به کشورتان را داشته باشيد..

جمهوری اسلامی با تهديد زندانی کردن افراد با روانه نمودن انها به زندان با اعدام نمودن عزيزانشان ، در ميان سالی مجبورشان کرده که روانه خارج شوند. امروز هر کدام از انها با کار طاقت فرسا در مراکز مختلف ، از جمله در خانه سالمندان يا تاکسی با روزی دوازده ساعت کار از هشت صبح تا هشت شب پول در آورده اند. جمع اوری کمک مالی از چنين افرادی در خارج از کشور، صورت گرفته است.از اين رو اين کمک های اندک رواتر و گواراتر از اب برای کمک و ياری رساندن به تداوم اين جنبش است. از طرف ديگر اين طرفند ديگر کهنه . قديمی شده و کارکرد خود را از دست داده است و نمی توان با آن نيروهای جنبش را به هراس انداخت.

هدف اصلی جنبش اجتماعی زنان ايجاد دگرگونی عميق حقوقی و اجتماعی در جهت بهبود وضعيت زنان کشور است . اين امر تنها در صورت مشارکت و همکاری زنان سراسر کشور، از دورترين روستاهای تا بزرگترين شهرهای کشور، را می توان ممکن ساخت. زيرا جنبش زنان نخبه به تنهايی قادر به پاسخگويی به خواستهای متفاوت زنان نمی تواند باشد. پيروزی تنها با تلاش زنان اسلامی، زنان سکولار و همراهی اين دو با هم امکان پذير است همراهی و همکاری با ديگر جنبش های دمکراتيک ديگر رشد جنبش زنان را تسريع می کند.

در پی رسيدن به اين اهداف۱ :

کارزار جمع آوری يک ميليون امضاء برای تغيير قوانين تبعيض آميز که با هدف آگاهی رسانی و تلاش برای برابری جنسيتی کوچه به کوچه،و شهر به شهر با کمک فعالان با دست داشتن دفترچه های قوانين مدنی ازدواج، طلاق ، حق ولايت بر فرزندان، چند همسری و... از ۵ شهريور ماه ۱۳۸۵ با حدود ۳۰۰ داوطلب آغاز به کار می کند

در پی رسيدن به اين اهداف که است:

کمپين قانون بی سنگسار۲ تشکيل گرديد

: دادخواست برای حذف مجازات سنگسار از قوانين ايران

کمپين دفاع از حق ورود زنان به ورزشگاهها۳ در پی رسيدن به اين اهداف که است کارزار دفاع از حق ورود زنان به ورزشگاهها به منظور حساس سازی جامعه نسبت به جداسازی جنسيتی شکل گرفت آنها با شعار : ورود به استاديوم حق مسلم ماست،و سهم من سهم زن نيمی از آزادی می کوشند که جامعه نسبت به جداسازی جنسيتی حساس سازند.

کمپين وکلای جوان ۴ در پی رسيدن به اين اهداف که است : کارزار وکلای جوان برای تدوين قانون خانواده برابر تشکيل گرديد به اعتقاد آنها، کليدی ترين مرحله در حل نيازهای عملی جنسيتی، برای فمنيست های سکولار: اصلاح قوانين است که در صدرآن اصلاح قانون خانواده جای دارد ،(ازدواج و طلاق و ارث و ولايت و حضانت و تابعيت و امثال آن است

کمپين " مادر من ، وطن من" ۵ در پی رسيدن به اين اهداف که است : کارزار " مادر من ، وطن من" شکل گرفت آنها با شعار : شناسنامه ام را بدهيد درس بخوانم برای رسيدن "حق تابعيت زنان" در کشور مادری، می کوشند. انها می گويند: طبق آخرين آمار ، بيش از ۲۶۰ هزار کودک بی تابعيت و بی شناسنامه حاصل از ازدواج دختران ايرانی با مردان غير ايرانی در کشور بدون هيچ برنامه ريزی ای زندگی می کنند و.آنها می پرسند.. آيا"اعطای تابعيت ايرانی" بعد از ۱۸ سالگی به کودکانی که ۱۸ سال بی هويت زندگی کرده اند، دردی از اين کودکان و مادرانشان، می تواند دوا کند؟. آن روز از وکلای جوانی که به همراهی عده ايی ديگر با دلگرمی اينجا و آنجا مشغول کارزار برای کوکان افغانی بی شناسنامه تلاش می کنند . ۱ -شناسنامه ام را بدهيد درس بخوانم- ۲ -آرزوی داشتن تابعيت کشور مادری. -

جنبش زنان امروز در کجا ايستاده چه می خواهد؟

آيا در چنين شرايطی فعاليتهای کنونی زنان در کسب مطالباتشان را می توان جنبش زنان ناميد؟آيا اين فعاليتها در حد يک «جنبش اجتماعی» بروز کرده است.و

مشکلات عمده ايی که فعالين جنبش زنان در اين دوران با آن مواجه هستند: - آنها هنوز با دولت توتاليتر برآمده از انقلاب مواجه اند. اگر چه بعد از دوم خرداد اصلاح طلبان کوشنيدند تغييراتی اندک را در قوانين ضد زن ايجاد نمايند اما زنان همچنان با موانع روزهای اول انقلاب مواجه اند يعنی نهايت شورای نگهبان بوده، که جدا از آنچه در جامعه می گذرد رای نهايی بر سرنوشت زنان ايرانی را ابلاغ کرده است

مشکل بزرگ ديگر عرف و فرهنگ جا افتاده و هزاران ساله اجتماعی است که متاسفانه لايه های بسياری از زنان را هنوز با خود همراه دارد. گرچه مبارزه زنان عليه تبعيض جنسی پنهان و آشکار چندی است که آغاز گشته است .

فعالين وبخش های تاثير گذار دررفع تبعيض های جنسيتی که عبارتند ار: انجمن های غيردولتی زنان، بسيار جوان و از بابت هايی به دولت وابستگی دارد و اين ضربه پذيری آنها را بالا می برد

رسانه ها ( مطبوعات ، سايت ها ، وبلاگ ها) دولت به راحتی انها را می بندد و يا اينکه به نشريات و يا کتاب های انها مجوز داده نمی شود يا آنها برای ادامه کار مجبورند که به سانسور تن دهند در عرصه کار برد اينتر نت ، هنوز اين دانش همگانی نشده و از طرف ديگر بسياری از زنان جامعه ما، کامپيوتر ندارند فعالان ‏جنبش فمنيستی بيشتر از قشر متوسط و نيمه مرفه جامعه هستند و اين جنبش برای همگانی شدن هنوز بايد راه درازی را طی کند

از خواست های پنهان زنان برای تغيير: (طلاق های زن خواسته)

خواست آشکار زنان برای تغيير عليه تبعيض جنسی:.طبق آمار رسمی برای چهارمين سال پياپی ٦٠درصد دانشجويان دانشگاه‌ها دخترندبا اين وچود مسائل و مشگلاتی زيادی را بايد دختران در دانشگاه ها متحمل شوند

افزايش فشار بر دختران در رابطه با ساعات ورود و خروج به خوابگاه‌ها

- توزيع نابرابر امکانات ورزشی ، تفريحی و آموزشی

- اعمال سهميه بندی جنسيتی در پذيرش دانشگاه‌ها

سياست‌های پنهان و آشکار در زمينه‌ی عدم پذيرش زنان به عنوان اعضای هيئت علمی و پست‌های مديريتی

تعريف قوانين نانوشته دانشگاه‌ها برای زنان

خانم٬ مقنعه‌ات را بکش جلو» «خانم آرايشت را پاک کن» «خانم اين چه وضع لباس پوشيدن / نشستن/ خنديدنه» «خانم ...»

ممنوعيت سيگار برای دختران

. ٬ چنان‌چه دختر و پسر دانشجويی در حال دست‌دادن با يکديگر ديده شوند ممکن است مشکل جدی برايشان ايجاد شود٬‌

پر کردن فرم تأخير و فرم غيبت در خوابگاه ها

و سرانجام برای پی گرفتن اهداف زنان در شرايط کنونی

کارزار جمع آوری يک ميليون امضاء برای تغيير قوانين تبعيض آميز با همراهی و حضور نسلی جوان و جديد، کوچه به کوچه،و شهر به شهر)،کشور به کشور، چهره در چهره افراد اهداف انسانيشان را توضيح می دهند و امضا جمع می کنند.

تاريخ ايران روز يکشنبه۲۲ خرداد ١٣٨۴را به خاطر خواهد سپرد.

زنان سر ساعت آمده بودند، يک يا دو نفر نبودند تعدادشان از صدها نفر تجاوز می کرد. برای اينکه حمله نيروی انتظامی نيروی شان را درهم نشکند با هم و در کنار هم نشستند . پيوندشان افکار مشترک نبود پيوندشان ايدئولوژی و آرمان گذشته نبود. از يک حزب و يک سازمان سياسی فرمان نمی بردند و عليرغم افکار مختلف، در اين لحظه يک دل و يک زبان يک حرف را می زدند.پيوندشان درد مشترک سال ها و قرن ها بود که از آنها می حواست در هزاره ايی ديگر، همچنان برده بمانند. زنان آمده بودند تا با صلح و مسالمت، حواسته هايشان را به گوش همگان برسانند.آنها قصد شکستن شيشه بانکی را نداشتند. قصد نداشتند اتوبوسی را به آتش کشند آنان متمدنانه از وزارت کشور اجازه گرفته بودند در اعلاميه های مختلف روز و ساعت وحتی شعارهای تجمع شان را به آگاهی همگان رسانده بودند. زنان تنها اسلحه ايی که با خود همراه کردند.آگاهی بود و بس،. آنها با مهرو دوستی ، بر طبل حهالت می کوفتند و با سرود،. "جهان ديگری ممکن است"،ره می سپردند. زنان روز ۲۲ خرداد بعد از ربع قرن صبر و تحمل، فرياد برآوردند: "ما می خواهيم وبدست می آوريم" "ما زنيم، انسانيم، شهروند اين دياريم اما حقی نداريم"، "آزادی, برابری حق طبيعی ماست"، "زندانی خشونت، آزاد بايد گردد"، "تساوی حقوقی، خواسته جنبش ماست" و "قوانين ضد زن، مانع پيشرفت ماست" . "قانون عادلانه / رهايی زنانه / راه رهايی ماست. " "قوانين ضد زن منشا استبداد است / تساوی حقوقی کف مطالبات است". "يک صدا متحد، صلح، قانون، آزادی"- "قانون نابرابر، حقوق ضدبشر، ملغی بايد گردد"، "ما زنيم، انسانيم، شهروند اين دياريم، اما حقی نداريم "، "قوانين زن‌ستيز، منشأ اختناق است. " . "حقوق نوع بشر، آزادی ايران است. "،. "قوانين زن‌ستيز، گفتمان صلح‌ستيز، جنگ عليه زنان است. "،. "يکصدا، متحد، صلح، قانون آزادی. "،. "آگاهی، آزادی، قانون انتخابی. "،. "قانون ظالمانه، سنت‌های مردانه، ملغی بايد گردد. "،. "حق زن ايرانی، احيا بايد گردد. "،. "قوانين ضدزن، منشأ استبداد ی خشونت، آگاه بايد گردد. "،. "قانون مردمحور، اين جايگاه برتر، تحقير ما زنان است. "،. "زن ايرانی اگر آگه شود، اين قوانين را به کل منکر شود.

عفت ماهباز

زيرنويس:

*a

۴ مارس ۲۰۰۷ - فعالان جنبش زنان به اداره مفاسد اجتماعی انتقال داده شدند زنستان: طبق آخرين اخبار رسيده، تعداد دقيق بازداشت شده گان تجمع امروز صبح که مقابل دادگاه انقلاب برگزار شد، سی و سه نفر است. ماموران بازداشت شده گان را به اداره مفاسد اجتماعی واقع در خيابان وزرا انتقال داده‌اند. اسامی بازداشت شدگانی که تا الان به دست ما رسيده است: آسيه امينی، ژيلا بنی‌يعقوب، محبوبه عباسقلی‌زاده، محبوبه حسين‌زاده، سارا لقمانی، زارا امجديان، مريم حسين‌خواه، جلوه جواهری، نيلوفر گلکار، پرستو دوکوهکی، زينب پيغمبرزاده، مريم ميرزا، ساغر لقايی، ساقی لقايی، ناهيد کشاورز، مهناز محمدی، نسرين افضلی، طلعت تقی‌نيا، فخری شادفر، مريم شادفر، الناز انصاری، فاطمه گوارايی، آزاده فرقانی، سميه فريد، مينو مرتاضی، سارا ايمانيان ، ناهيد جعفری، سوسن طهماسبی، پروين اردلان، نوشين احمدی خراسانی. منابع ديگری از بازداشت شادی صدر نيز خبر می‌دهند که اين خبر هنوز تاييد نشده است

* bبه نقل از بيانيه جمعی از مدافعان حقوق برابر به مناسبت سالگرد ۲۲ خرداد

* cزلف ها به کدام دم گره خورده؟ ((يادداشت روز) دوشنبه ۳ ارديبهشت ۱۳۸۶

- - ۲۳ آوريل ۲۰۰۷ - سال شصت و چهارم -شماره ۱۸۷۸۲ براساس يافته های خبرنگار «کيهان»، «مرکز فرهنگی زنان» که زير نظر «شهلا لاهيجی» اداره می شود، از کمک های زنان حاضر در گروه های اپوزيسيون و معاند خارج از کشور (چون ويکتوريا آزاد، ژانت آفاری، دخی عبدی، نيره توحيدی، عفت ماهباز، آذر نفيسی و...) برای تامين بودجه خود استفاده می کند. طيف سياسی اين زنان از «سازمان فدائيان خلق» تا «بنياد صهيونيستی پژوهش های زنان۱

Mon / ۱۲ ۰۶ ۲۰۰۶ /

ادوارنيوز:تجمع اعتراض آميز زنان ايرانی دراعتراض به قوانين زن ستيز عصر امروز پيرو اطلاع قبلی جمع کثيری از فعالان حقوق بشر با حضور نزديک به ٥٠٠٠ تن در ميدان هفت تير از ساعت چهار و نيم آغاز شد.

تجمع زنان در ميدان هفت تير به شدت از سوی نيروهای گارد ويژه و نيروهای امنيتی سرکوب شد و بيش از ٦٠ نفر از تجمع کنندگان را نيز بازداشت کردند.

تجمع‌کنندگان نوشته‌هايی با مضمون « ما طالب حقوق زنان» هستيم، در دست داشتند و از جمله خواستهای خود را «اصلاح قانون طلاق و تعدد زوجين» عنوان می‌کردند.
اسامی تعدادی از بازداشت شدگان اين تجمع که اسامی آنها در اختيار ادوار نيوز قرار گرفته است ، به اين شرح است :
مهندس موسوی خوئينی (دبير کل سازمان دانش آموختگان) سميرا صدری (عضو شورای سياستگذاری سازمان ) بهاره هدايت (‌دبير کميسيون زنان دفتر تحکيم وحدت)
ژيلا بنی يعقوب (روزنامه نگار و فعال زنان) بهمن احمدی امويی (نويسنده)
عاطفه يوسفی (دبير انجمن دانشگاه شريف) معصومه لقمانی (فعال دانشجويی دانشگاه الزهرا) دلارام آرام فر دلارام علی (فعال دانشجويی دانشگاه تهران) کاوه مظفری ( فعال دانشجويی دانشگاه تهران) فواد شمس ( فعال دانشجويی علامه) در اين تجمع اعضای سازمان دانش آموختگان ايران (ادوار تحکيم) ، ‌اعضای شورای مرکزی و شورای عمومی دفتر تحکيم ، فعالان جنبش زنان و حقوق بشر و اعضای سنديکای شرکت واحد تهران و ... حضور داشتند .

نوشين احمدی سايت برابری :کمپين يک ميليون امضاء با حضور جوانان پرشور (نسل پنجم فعالان جنبش زنان در ايران) کليد خورد و به دشواری قدم‎های اوليه را برداشت و با انرژی فوق‎العاده‎ای هم‎چنان به راه خود ادامه می‎دهد. بار سنگين پيشبرد آن نيز بر شانه‎های لاغر اما استوار اين نسل جديد قرار دارد. نسل پنجمی‎ها در ۲۲ خرداد ۸۵ خود را مهيای تغيير کردند، بيشترين هزينه را در ميدان هفت تير پرداختند و در تداوم آن حرکت ـ در کمپين يک ميليون امضاء ـ هم‎چنان پايداری می‎کنند، هزينه می‎پردازند، در فضاهای عمومی با طرح بحث‎های اقناعی با مردم امضاء جمع‎آوری می‎کنند، سايت‎ها و بلاگ‎ها را جان می‎بخشند و ذهن و قلم خلاق‎شان، در عرصه‎ی نظريه‎پردازی و ثبت تاريخ مکتوب جنبش زنان، بی‎وقفه جاری و جوشان است

پروين اردلان چهارشنبه ۶ دسامبر ۲۰۰۶در سايت برابری :در حال حاضر کمپين جدا از حاميانش، بيش از ۸۰ عضو فعال در تهران و شهرستان ها دارد به طور مثال از تبريز تاکنون حدود ۱۲۰۰ امضا و در گرگان حدود ۷۰۰ امضا فرستاده شده است. اما هنوز در شيراز و زنجان و اصفهان و يزد و همدان و کردستان دوستان درحال ساختن ساختارهايی متناسب با شهرشان هستندسايت کمپين نيز به دليل نقشی که در اطلاع رسانی دارد در تلاش است «با جذب و آموزش نيروهای جديد در حوزه نوشتاری و معرفی آنها به ديگر گروه های کمپين» از نزديک در جريان کار گروه ها قرار گرفته و به انعکاس فعالانه تر اين حرکت بپردازد. تاکنون طبق گزارش گروه های آموزش و داوطلبان ۹ هفته متوالی است که هفته ای يک تا سه کارگاه درتهران برگزار شده است: حدود ۲۰ کارگاه برای دختران و ۲ کارگاه برای پسران.
گروه کمپين برای مخارج سفر خود به شهرستان‎ها متقبل می‎شوند که همه را از جيب خود می‎پردازند.
۲: کمپين قانون بی سنگسار

دادخواست برای حذف مجازات سنگسار از قوانين ايران:به: رياست محترم قوه قضائيه آيت الله محمد هاشمی شاهروديرونوشت: رياست محترم مجلس شورای اسلامی آفای غلامعلی حداد عادل مجازات سنگسار در دنيای امروز آنچنان غير انسانی و غير قابل پذيرش است که حتی حکومتگران نيز از افشای آن شرمگين بوده و اجرای آن را در ايران تکذيب می کنند. با اين همه، اين مجازات همچنان بخشی از قوانين کيفری ايران را به خود اختصاص داده و اجرای آن بی هيچ تضمين جدی همواره در معرض بروز قرار دارد. ما امضا کنندگان زير به شدت نگران اجرای حکم سنگسار به عنوان يک مجازات در نظام حقوقی ايران هستيم. با اينکه مقامات قضايی دستور توقف سنگسار را در بهمن ماه ۱۳۸۱ صادر کردند؛ اما اجرای سنگسار متوقف نشده است. در ارديبهشت ماه ۱۳۸۵ يک پيش از سنگسار با اين محکومان همچون مردگان رفتار شد؛ بدنهايشان در مرده شويخانه بر اساس موازين اسلامی غسل داده شد و سپس در کفن پيچانده شدند. محبوبه تا شانه، و عباس تا کمر، در خاک دفن شدند. اين دو سپس از سوی جمعيتی که برای کشتن تدريجی آنان داوطلب شده بودند، هدف پرتاب سنگ قرار گرفتند در حالی که حتی خبر سنگسار آنان در رسانه های داخلی با عنوان اعدام منتشر شد. در حال حاضر، جدا از اين دو مورد که حکم آنها به اجرا درآمد، دستکم ۱۱ نفر ديگر، از جمله نه زن به اسامی زير در فهرست محکومان سنگسار قرار دارند که وضعيت آنها بسيار نگران کننده است. همچنين ممکن است موارد ديگری از محکومان به حکم سنگسار در ديگر زندانهای کشور باشد که ما از آنها بی خبريم:

۱.پريسا الف. ( زندان عادل آباد، شيراز) ۲.کبری، ن. (زندان تبريز، تبريز) ۳.خيريه، و. (زندان سپيدار، اهواز) ۴.ايران، الف. (زندان سپيدار، اهواز) ۵.ملک (شمامه) قربانی ( زندان ۷.صغری مولايی (زندان ورامين، ورامين) ۸. اشرف کلهری (زندان اوين، تهران) ۹. فاطمه، ؟، (يکی از زندانهای استان تهران) ۱۰. زهرا رضايی (زندان رجايی شهر، کرج) و دو مرد: ۱.عبدالله فريور (زندان ساری، ساری) ۲.نجف الف. (زندان عادل آباد، شيراز)

۳ـ کمپين دفاع از حق ورود زنان به ورزشگاهها.. پرستو دوکوهکی، از اعضای موسس کمپين دفاع از حق ورود زنان به ورزشگاهها تاريخچه ای از کمپين گفت. از اينکه چی شد آبان ۸۳ به پيشنهاد معصومه ناصری هفت نفری راه افتادن برن استاديوم بازی دوستانه ی ايران ـ آلمان رو ببينن. بعد هم چطوری مهمون باتوم نيروی انتظامی شدن و مجبور شدن برگردن. از اينکه اين اتفاق انگيزه برنامه ای مدون رو در اونها زنده کرد و کمپين رو راه انداختن. اينکه چطوری پارسال تو بازی ايران ـ بحرين تونستن برن تو جايگاه تماشاچی ها بشينن و تيم ملی رو بدرقه کنن جام جهانی. و اينکه اعضای کمپين بعد از دو سال تلاش خسته نشدن و قرص و محکم دارن کارشون رو ادامه می دن.

بعد محبوبه عباسقلی زاده در شرايطی که زنها در معرض خشونت خانگی هستند، در شرايطی که قانون از اونها حمايت نمی کنه، در شرايطی که ما تو قوانينمون مجازاتی مثل سنگسار داريم، ما کمپين دفاع از حق ورود زنها به ورزشگاه رو راه انداختيم و عده ای می پرسند "چرا؟".محبوبه با تاکيد بر اينکه ورود به استاديوم اولويت اکثريت زنان جامعه نيست، تاکيد کرد که برای بيان بحث جداسازی جنسيتی در عرصه عمومی جامعه بايد يه راه همه گير انتخاب می کرديم و استاديوم صد هزار نفری تو بازيهای ملی که از سراسر ايران برای تماشا ميان، موقعيت مناسبی برای طرح اين مسئله است

بازی زنان ايران و آلمان اولين بازی ملی تيم ملی زنان ايران با تيم آلمان بود و فرصت ديگری برای روسری سفيدها تا اين بار در داخل استاديوم حق خود را بخواهند. دستور رئيس جمهور صادر شده بود، اما هزار اما و اگر بر سرش بود و اميد کمی به اجرايی شدنش بود. اين بازی پيش از پس گيری دستور رئيس جمهور بود و کمپينی ها به قول معروف می خواستند تا تنور داغ است، خمير را بچسبانند. آنها در ورزشگاه آرارات، محل برگزاری مسابقه، گرد آمدند و شعارهای خود را دوباره تکرار کردند: ورود به استاديوم حق مسلم ماست، سهم من سهم زن نيمی از آزادی و ... اما آنها با برخورد سرد و غيرهمدلانه زنان مواجه شدند. گروهی که از اصل ماجرا خبر نداشتند و از ممنوعيت حضور زنان در ورزشگاهها بی اطلاع بودند با تعجب می گفتند: شما که وارد استاديوم شده ايد ديگر! و گروه ديگری که از دستور رئيس جمهور مطلع بودند، می گفتند: ورود به استاديوم که آزاد شد ديگر!

راه اندازی سايت ميدان زنان سايتی با هدف پيگيری مطالبات زنان که روی کمپينهای مختلفی متمرکز بود فصل جديدی در فعاليت کمپين دفاع از حق زنان برای ورود به ورزشگاهها بود.

نامه به فيفا و AFC ا اولين اقدام کمپين پس از راه اندازی وب سايت ميدان نوشتن نامه ای به فدراسيون بين المللی فوتبال و کنفدراسيون فوتبال آسيا بود. اين نامه که پيش از بازی ايران و سوريه منتشر شد همراه با يک پتيشن صدهزار امضايی بود. (اين پتيشن که مدتی قبل و خطاب به فيفا، ای اف سی، آی او سی و مسئولان ورزشی کشور و به زبان انگليسی، نوشته شده بود؛ امضای بسياری از فعالان مسائل زنان و زنان و دختران طرفدار فوتبال يا مدافع احترام به حقوق شهروندی زنان آن را امضا کرده بودند). روسری سفيدها در اين نامه گفته بودند: ما در طول دو سال گذشته تلاش کرده ايم، مسئولان ورزش ايران را متقاعد کنيم تا حقوق شهروندی ما را در مورد حق تماشای مسابقات فوتبال در استاديومها از ما سلب نکنند؛اما در مقابل، نه تنها از سوی مسئولان شرايط برای اين امر مهيا نشده، بلکه شاهد برخورد فيزيکی و ضبط دوربين ها و وسائل شخصی مان بوده‌ايم و تعدادی از اعضای گروه به خاطر مطالبه حق مدنی خود بازداشت شده و مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌اند. بهانه آنها برای اين تبعيض جنسيتی، نبود امنيت در محيطهای ورزشی برای زنان است، در حاليکه اين عذر، تنها برای زنان ايرانی است و زنان غير ايرانی می توانند آزادانه وارد استاديومها شوند، بازيها را تماشا کنند و تيم ملی خود را تشويق نمايندما معتقديم تبعيض جنسيتی برای طرفداران فوتبال به هيچ وجه قابل توجيه نيست و اگر مسئله، فقدان امنيت برای زنان است، انتظار ما اين است که مسئولان فوتبال ايران، هماهنگی‌های لازم را برای تامين امنيت زنان انجام دهند. با توجه به موارد مذکور،از شما می خواهيم به اين مسئله توجه ويژه مبذول فرماييد و از اختيارات خود برای پايان دادن به اين تبعيض جنسيتی عليه زنان طرفدار فوتبال، استفاده کنيد. بازتاب اين نامه و انتشار گسترده آن مسئولان ورزشی را به واکنش واداشت.

بازی ايران – بوسنی دومين بيانيه کمپين پيش از برگزاری بازی ايران-بوسنی، منتشر شد که در آن اعلام شده بود روسری سفيدها خواهان حضور در تمرينات تيم ملی هستند " معتقديم لازم است فضای جامعه امروز بيش از هر وقت انسانی شود. انسانی! نه زنانه و نه مردانه. اما کمپين تصميم گرفت برای حضور در بازی با بوسنی، روشی متفاوت با دفعات قبل اتخاذ کند. آنها تصميم گرفتند به جای حضور مقابل درب استاديوم و تقاضا برای ورود به داخل ورزشگاه، يک تلويزيون کوچک قابل حمل با خود داشته باشند و مقابل چشمان تماشاچيانی که با بليت به داخل استاديوم می رفتند از تلويزيون کوچک خود بازی را تماشا کنند. اين تصميم از آن جهت گرفته شد که در دفعات قبل، به آنها ثابت شده بود که نيروهای حراست و انتظامی هيچ ابايی از برخوردهای فيزيکی و هتاکانه ندارند و از طرفی تعداد اعضای جوان و کم سن مجموعه زياد بود، نوجوانانی که فقط به عشق فوتبال با کمپين همراه شده بودند و يارای پرداختن هزينه زياد نداشتند. قصد هيچ نوع درگيری فيزيکی نيست و اگر با برخورد فيزيکی خشن پليس مواجه شدند، متفرق خواهند شد. اين موضوع از ترس و نگرانی تعدادی از اعضای کم سن کاست. با وجود اين تصميم، باز با برخورد پليس مواجه شدند و اين بار از ماموران زن برای برخورد با آنها استفاده شد. ماموران زن حراست ورزشگاه، سراپا مشکی، دورتادور آنها حلقه زدند تا رهگذران نتوانند آنها را ببينند. در همين حين عکاس و فيلمبردارانی که از سوی و چون از ابتدا تصميم بر آن بود که از هرگونه درگيری فيزيکی جلوگيری شود، همگی سوار اتوبوس شدند. اما روش جديدی در پيش گرفتند. افراد روسريهای خود را عوض کردند و روسريهای سفيد خود را در دست گرفتند و از پنجره آويزان کردند و همزمان شعارهای خود را بلند می گفتند: سهم من سهم زن نيمی از آزادی، ورود به استاديوم حق مسلم ماست و ...

روسری سفيدها در ميدان آزادی ۲۴ آبان ۸۵، بازی ايران – کره شمالی، مقدماتی بازيهای آسيايی قطر، عرصه ديگری برای طرح خواسته اعضای کمپين بود. اين بازی از اهميت چندانی برخوردار نبود، زيرا ايران به بازيها راه يافته بود و نتيجه مسابقه تاثيری در اين اين بازيها نداشت. اين بار تماشاچيان اين بازی هدف قرار گرفته شدند. تراکتهايی با اين مضمون تهيه و تکثير شدند ما هم آمديم به استاديوم آزادی. روزِ استقبال از تيم ملی فوتبال وقتی که استراليا را شکست داد و رفت به جام جهانی ۹۸. سالِ ۷۶ بود. يادمان هست، يادت نيست. ما آمديم پشت ميله‌های درِ غربیِ استاديوم آزادی. کتک خورديم، فحش شنيديم و متفرق شديم به دستِ پليس. مسابقه ايران و آلمان، آبان ۸۳. دردِ باتوم هنوز روی بازوهايمان مانده و غمِ از دست دادنِ ديدنِ بازی از نزديک. يادمان هست، يادت نيست. بعدتر، باز آمديم داخلِ استاديوم. مسابقه ايران و بحرين، خرداد ۸۴. يک نيمه پشت درهای بسته داد زديم، اعتراض کرديم، بليت‌هايمان را بالا گرفتيم و شعار داديم: «سهم من، سهم زن، نيمی از آزادی»، «آزادی، برابری، عدالت جنسيتی». نيمه دوم راهمان دادند. از هيجان زياد نمی‌توانستيم مسابقه را ببينيم. چند دقيقه گذشت که ايران گل زد. عجب گلی بود! خوب يادمان هست، يادت نيست. دو بار ديگر هم آمديم تا پشتِ درهای بسته. مسابقه‌های ايران-کاستاريکا و ايران-بوسنی. هر بار کتک خورديم، فحش شنيديم و پراکنده شديم. يادمان هست، يادت نيست در پايين متن ای ميل کمپين داده شده بود تا خواننده در صورت تمايل با کمپين تماس بگيرد.

۴- -کمپين وکلای جوان برای تدوين قانون خانواده برابر : طيف های مختلفی که هم اکنون در جنبش زنان ايران فعالند در مجموع دو پروژه کلان را دنبال می کنند: پروژه نخست که طيف های سکولار آن را دنبال می کنند به دنبال رفع تبعيض و تحقق برابری و عدالت در عرصه حقوق زنان است وپروژه دوم که توسط طيف های نو انديشی دينی و زنان اصلاح طلب دنبال می شود رفع تبعيض در عرصه تصميم گيری و مشارکت سياسی زنان را در اولويت فعاليت های خود قرار داده است. در پروژه اول نيازهای جنسيتی عملی) (gender practical needs مورد توجه است. کليدی ترين مرحله در حل نيازهای عملی جنسيتی، اصلاح قوانين است که در صدرآن اصلاح قانون خانواده جای دارد. نيازهای عملی جنسيتی معمولا موضوعاتی مانند امور معيشتی و رفاهی زنان را در برگيرد اما تا زمانی که قوانين موجود، وابستگی سنتی زنان به مردان را حمايت و باز توليد می کند، نمی توان موضوعاتی مانند دسترسی و کنترل زنان به منابع و منافع را تضمين نمود. به همين دليل است که اصلاح قوانين مربوط به خانواده که دايره به هم پيوسته ای از ازدواج و طلاق و ارث و ولايت و حضانت و تابعيت و امثال آن است برای فمنيست های سکولار اولويت نخست را پيدا می کند.

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

یک خبر تلخ؟ یک قانون‌شکنی؟ یک تصمیم بخشنامه‌ای جدید؟
چرا بایست به سکسوالیته پرداخت؟ / نفیسه آزاد
آزارجنسی خانگی؛ «قربانی» نه، «نجات یافته»
زنان، بزرگترین بازندگان بهار عرب
سانسور از دیدگاه جنسیتی/الهه‌ امانی

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English