خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > تریبون > مقالات > مردان در کمپين/ آزاد روشني

مردان در کمپين/ آزاد روشني

30 خرداد 1386 - - نسخه قابل چاپ

طبيعي است موضوعيت مردان در کمپين به دليل اتصال مستقيم آن به جنبشي به نام زنان در نگاه اول سوال برانگيز باشد. اما مي بينيم مرداني را که در سطوح مختلف در جهت حصول هدف يک مليون امضا تلاش مي کنند. در اين مقاله سعي بر اين است که تيپ هاي متفاوت مرداني را که متن بيانيه کمپين را امضا مي کنند، مشخص کرده و با دادن کدهايي براي شناسايي آنها، راهکارهايي براي برخورد مناسب با هر دسته ارائه شود. در اين مطلب مردان به سه دسته کلي تقسيم شده اند که البته در صورت لزوم در هر دسته زير شاخه هايي هم معرفي خواهد شد. لازم به ذکر است که اين تيپ بندي بيشتر براي مرتب کردن مطلب بوده و بديهي است اکثر مردان داراي ترکيبي از انگيزه هاي ذيل هستند و تنها حدت و شدت حضور هر کدام از ذهنيت ها در هر فرد متفاوت است. پس در واقع افراد تيپ بندي نمي شوند بلکه رفتار و ذهنيت مورد بررسي قرار گرفته و براي سادگي بيان در کاسه يک فرد ريخته خواهد شد. به علاوه در طول اين مقاله تلاش خواهد شد احتمال شکل همکاري هر دسته – از امضا دادن خالي گرفته تا امضا جمع کردن يا حتي برنامه ريزي براي ديگران و اجراي کارگاه و... – را بر اساس تيپ مورد نظر تا حدودي مشخص کرده و براي ارتقا سطح همکاري راه حل پيشنهاد شود. همچنين بر اين هستم که همواره هدف ديگر کمپين يعني ساختن آگاهي از طريق تعامل با افراد را گوشه ذهن داشته باشم . و اما دسته بندي رفتاري:

نگاه مرامي:

اين دسته را مي شود از لحن داش مشتي شان و تاکيد روي واژه هايي چون "مردانگي" و "مردي" يا نوع صحبتهايشان که بر پايه ضعيفه بودن زن است، شناسايي کرد. مثلا مي گويند: "ضعيفه اَن ديگه بايد بهشون کمک کنيم" يا شايد به اين وضوح از کلمه "ضعيفه استفاده نکنند: "زن اَن ديگه. بايد بهشون کمک کنيم".

اين گروه از مردها با اين ديد امضا مي کنند که بر ضعف زنان ترحم کنند. بحث اين دسته اصولا سر انسان بودن نيست. همانطور که بر فرض براي کفتر هايشان دلسوزي مي کنند، با شنيدن داستان ظلمي که بر زنان مي رود به رگ جوانمرداي شان بر خورده و برگه را امضا مي کنند. يا ديداين دسته بدين صورت است که آنها ساحل نشينان ايمني هستند که از سر رافت دستي براي نجات مغروقان دراز مي کنند. آنها چون از نظر ذهني عادت دارند که حق زنان را آنها بايد بدهند، در اين مورد هم با اين برداشت که اجازه دادن اين حق با آنها است و در اين پرسشنامه از آنها اين مساله استفسار شده، راي به دادن اين حق به زنان مي دهند. به نظر آنها اين "راي آنها است" نه "اقرار به حقيقت" و در ذهن خود بر اين باورند که همانطور که اين راي را دادند، مي توانستند راي معکوس را هم بدهند. اين دسته همانطور که در يک جو رواني خاص امضا مي کنند، در جو ديگري امضا نمي کنند. مثلا اگر همسرشان همراهشان باشد و بحثي بينشان در بگيرد، براي ديکته اراده خود به راحتي از امضا کردن صرف نظر مي کنند. يعني کلا دادن حق زنان را ابزاري مي داند که اختيار استفاده از آن در دست خودشان و بر اساس منافعشان تنظيم مي شود. پيشنهاد براي برخورد (در مرحله امضا گرفتن) با اين دسته افراد اين است که سعي کنيد تا حد ممکن وقتي تنها هستند به آنها نزديک شويد تا امتناع از امضا کردن هيچ فايده ارعابي برايشان نداشته باشد و تنها لذت نشان دادن رقّت قلب، برايشان بماند. اين نوع برخورد مردان هرچند براي گرفتن امضا کافي و جوابگو است ولي در جهت هدف ديگر کمپين يعني ايجاد آگاهي اجتماعي کمکي نمي کند. حتي شايد با توجه به نگاه طرف مقابل (فرد با مرام) که بر پايه مردسالاري مطلق است امضاي ارزشمندي نباشد و کمپيني متعهد بايد روي تغيير ذهنيت آن فرد کار کند و سعي کند او را با دلايل ديگر -که در ادامه به تفصيل درباره آنها توضيج داده خواهد شد- قانع کند.

نگاه انسان دوستانه (سعدي وار):

نگرش اين افراد را مي توان در شعر سعدي خلاصه کرد که: «بني آدم اعضاي يکديگرند / که در آفرينش زِ يک گوهرند / چو عضوي به درد آورد روزگار / دگر عضوها را نماند قرار...». به معني ساده اينکه نمي شود نسبت به ظلمي که بر بخشي از جامعه يعني زنان مي رود بي تفاوت بود. اين دسته از افراد خود به دو نوع نگاه تقسيم مي شوند:

- "نمي شه نسبت به مشکلات اجتماعي بي تفاوت بود" يا "اگر کاري نکنيم بالاخره نوبت ما هم مي رسه" نمونه جملاتي است که مي توان با اينها يا جملاتي مشابه نگاه اول را تشخيص داد. اين افراد معمولا نگاهي منطقي دارند. يعني معتقد به اين هستند که وظيفه هر عضو جامعه، حساس بودن نسبت به مسائل آن است. در اين دسته از انسان دوست ها اول نگاه بيشتر عقلي است. فرد به اين ديد اجتماعي رسيده است که ظلم بر بخشي از جامعه معضلي است که براي کليت جامعه مضر است. لزوم اين درک در اين شعر برتولد برشت شاعر شهير آلماني در باره وضعيت جامعه آلمان نازي بشکل روشني بيان شده است: "وقتي يهودي ها را گرفتند، گفتيم ما که يهودي نيستيم و کاري نکرديم. وقتي کمونيست ها را گرفتند، گفتيم که ما که کمونيست نيستيم و کاري نکرديم. وقتي مارا گرفتند، ديگر کسي نمانده بود که براي ما کاري کند". خلاصه اين نگاه بر اساس دغدغه اجتماعي فرد شکل مي گيرد.

- بينش ديگر را مي توان با جملاتي اينچنيني تشخيص داد: "هروقت آدم روزنامه را باز مي کند، بلاهايي که سر زنان مي آيد را توي آن مي خواند و اين غير قابل تحمل است" يا "من نمي تونم برخوردهاي غير انساني با زنان را تحمل کنم". آنها معمولا روي دردناکي اين مساله با توجه به غير انساني بودن آن تاکيد مي کنند و اين ديد انساني وجه تمايز اين دسته از با مرامها است. اين نوع نگاه انسان دوستانه بيشتر بر احساس استوار است؛ انسان تاب ديدن ظلم بر همنوع خود را ندارد و به خاطر اين احساسات پر شور دروني بر ظلمي که بر او مي رود، مي شورد. فرق اين افراد با افراد گروه اول (با مرام ها) در نگاه انساني به زن است. اين دسته از افراد زن را مثل خود انسان مي دانند و صرف تبعيضي که بر دسته اي از انسانها مي رود (حالا چه رنگين پوست چه زن)، با آن مخالفند.

کليت نگاه انسان مدار (چه احساسي چه منطقي) يک قدم از نگاه مرامي جلوتر است. اين افراد هم امضا مي کنند و هم مي توان روي کمک آنها در فعاليت هاي ديگر کمپين حساب کرد. اما اين دسته هنوز به نهايت پتانسيل خود نرسيده اند: يعني آگاهي از ظلم مستقيمي که براي آنها در اين تبعيض دو طرفه، مترتب است. مرد مورد بحث حداقل در حال خاضر خود را بطور مستقيم اُبژه اين هجوم تبعيض نمي بيند و تنها به دليل انسان بودن طرف مقابل حال چه با انگيزه منطقي چه احساسي همکاري مي کند. براي اين دسته هم علاوه بر گرفتن امضا يا احيانا همکاري هاي بعدي بد نيست در طول زمان ارتقا سطح آگاهي شان را مد نظر داشته باشيم تا آنها هم متوجه آنچه بر سرشان آمده بشوند. تنها اين آگاهي نهايي است که مي تواند از يک مرد يک عضو کاملا برابر (از نظر انگيزه) با يک زن فعال بسازد. اين اتفاق منوط به شناخت دردهاي مستقيمي است که در ادامه و در توصيف گروه سوم به آن اشاره خواهد شد. البته منظور اين نيست که تا زمان حصول اين آگاهي بايد از اشتياق و انگيزه اين افراد صرف نظر کرد.

نگاهي بر اساس ضررهاي مستقيم تبعيض جنسي فعلي براي مرد:

اين دسته مثل اکثر زنان به سرعت و بدون بحث امضا مي کنند. جملاتي چون "آيا مي شود ما هم دفترچه و فرم براي جمع آوري امضا تهيه و بدين کار اقدام کنيم يا خير" و جملات مشابهي که نشان از تمايل بي دريغ آنها براي همکاري است، نشانه اي براي تشخيص اين نگاه است. مرداني که اين نگاه را دارند کساني اند که از هيچ فعاليتي براي کمپين ابا ندارند. چراکه خود را قرباني مستقيم تبعيض مي دانند و بر عليه تجربه هاي ناشي از نظام مردسالارانه که مستقيما در آن خود را متضرر مي بينند، بطور فطري مقاومت مي کنند. بايد مراقب بود که ايندسته از افراد را بدليل بي دردسر امضا کردن از قلم نيانداخته و براي برقراري ارتباط با آنها تلاش کنيم تا در آينده از توانايي هايشان استفاده شود.

براي روشن شدن اين نوع نگاه يک مثال واضح از مواردي که مرد بطور مستقيم قرباني مردسالاري است، آورده شده است. اشاره به مثالهايي اينچنيني مي تواند جرقه اينکه مرد مخاطب ما هم خود را قرباني نظام مردسالار ببيند، را بزند: يکي از ابتدايي ترين موارد که شايد به خاطر عموميت آن بشود در عمل هم بکار برد نگاه اقتصادي است. اينکه تمامي مسئوليت گرداندن مالي خانواده بر دوش مرد سنگيني مي کند. حتي در خانواده هايي که زن هم شاغل است، در صورت بحران اقتصادي خانواده –حتي اگر خود زن خود را شريک بداند – جامعه در نهايت مرد را مسئول خواهد دانست. اين مساله عامل بسياري از نابساماني ها است. از جمله ناتواني جوانان براي تشکيل خانواده و عواقبي که بر آن مترتب است مثل نبودن روابط جنسي که به اتفاقات دردناکي چون تجاوز مي تواند بيانجامد. از ديگر موراد مي توان به "بودن وظيفه پيشنهاد بر گردن مرد"، "تقبيح داشتن تعداد زيادي از صفات انساني در مردان به دليل زنانه خواندنشان" و "هميشه در موضع دفاع و اثبات حسن نيت بودن در مقابل جنس مخالف" اشاره کرد.

بديهي به نظر مي رسد نگاه متضرر ديدن خود نسبت به نگاه انسان دوستانه و نگاه انسان دوستانه نسبت به نگاه مرامي ارجحيت دارند و تلاش در جهت سوق دادن ذهنيت مردان در اين جهت مي تواند تضمين کننده هدف بزرگتر کمپين (فرهنگي) باشد. منطقي است که اين تغيير زاويه ديد بطور ناگهاني اتفاق نمي افتد. بي معني است از فردي که در مرحله برخورد مرامي است، انتظار حصول اين بينش که "تبعيض به ضرر خود او است" را داشته باشيم. به علاوه بايد حواسمان باشد که در برخورد با هر دسته لااقل در مرحله امضا گرفتن، روي مصداقهاي مربوط به آن دسته تمرکز کنيم. اما در مراحل بعد مي توان در جهت به چالش کشيدن تفکرات آنها بحث هايي را مطرح کرد. در نهايت براي تغيير فرهنگي و نه فقط قانوني جامعه نياز به ايجاد آگاهي مردان نسبت به اينکه آنها هم مانند زنان قرباني وضع موجودند، داريم. براي من واضح است که تبعيض جنسي به دليل ذات دوگانه اش، رابطه زن و مرد را تحت الشعاع قرار داده و نمي شود در جريان آن فقط يک طرف قرباني (فرضا آنطور که در آپارتايد نژادي متصور است) باشد؛ بلکه هر دوجنس قربانيان وضعيت آشفته فعلي اند. بطور مثال اگر در رابطه دوگانه زن و مرد، زن تبديل به کالا شود مرد طبعا راهي جز تبديل شدن به کاسب ندارد که هيچکدام وضعيت اصيل انساني براي اين رابطه نيست و تحقير هر دو جنس در جايگاه جنستي خود است. اما برنده انگاشته شدن مردان در نظام مردسالار يکي از مهمترين دلايل براي دور کردن مردان از رسيدن به آگاهي است. به همين دليل يکي از وظايف کمپيني ها در کنار جمع کردن امضا ايجاد اين آگاهي در کل جامعه از جمله در مردان است؛ چراکه قوي ترين انگيزه براي حرکت انسان، خودخواهي است و زماني مي توان از مردان انتظار همسويي کامل با زنان را داشت که نشان دهيم آنها مستقيما متضرر اند.

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

دهمین دورۀ مراسم تندیس صدیقه دولت آبادی ۱۳۹۲
کارت پستال‌هایی به بهانه‌ی هشت مارس و به یاد همه‌ی مبارزین راه برابری
بیانیه بیش از 350 تن از مدافعان حقوق زنان به مناسبت روز جهانی زن؛ زنان هر روز فرودست‌تر می‌شوند
لباسی که برای تن ما دوخته اند! /اعظم بهرامی
چالش‌ها و چشم‌انداز فعالیت مدنی زنان

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English