خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > كوچه به كوچه > تا چیزی در این دنیا گم شود یا من یا او...

تا چیزی در این دنیا گم شود یا من یا او...

16 آذر 1389 - - نسخه قابل چاپ

سيفون را محکم مي‌کشم تا مسلسل وعده غُرغُرهاي امروزش را درفوران بي‌وقفه آب گُم کنم. تنها چيزي که مي‌شود شنيد يک صدايي‌است بين جيغ و فرياد يا مُقَطّع دشنام‌هايي که در يک فش‌فش کَرکننده و لذت‌بخش محو مي‌شوند...آشغا...ثافت...وَلَدالزنا... به ديوار مستراح تکيه مي‌دهم و سيفون را مي‌کشم، يک‌بار، دوبار، سه ‌بار و با صداي هجوم آب آرام مي‌شوم و او بي‌ وقفه فُحش مي‌دهد و در بين فِش‌فِش آب خفه مي‌شود. من لذت مي برم و احساس مي‌کنم بين همه کثافتهايي که از دهانش بيرون مي‌ريزد دارد دست‌وپا مي‌زند. در بين ريزش آخرين قطرات آب، درِمستراح را به‌هم مي‌کوبم و از کنار صورت سُرخش که ازعصبانيت باد کرده، دروقفه بهت‌زده فريادهايش، آرام به اتاق مي‌روم و دررا پشت‌ سرم مي‌بندم. کليد را مي‌چرخانم و او دوباره جريحه ‌دار از بي‌توجهي من ديوانه ‌وارتر از قبل فرياد مي‌زند. سعي‌مي‌کنم با ريتم صدايش بچرخم تا سرگيجه، تا شايد دنيا هم بچرخد و چيزي در اين چرخش گُم شود يا من يا او. يا من يا او....

صدايش بالاتر و بالاتر مي‌رود و من بيشتر و بيشتر مي‌چرخم. دو لگد محکم نثار در مي‌کند. بچه گربه خياباني دراز و بد ترکيبي که تازه از دعواي گربه ‌اي خياباني به اتاقم پناه‌ آورده، ازجايش مي‌پرد و مي‌رود بالاي کُمد، گوشهايش را ازپشت سيخ مي‌کند و با چشمهاي وحشت زده‌اش زُل مي‌زند به من. سرم گيج مي‌رود، مي‌ايستم...دنيا مي‌ايستد. دوتا لگد مُحکم ديگر به در مي‌کوبد و به يادم‌ مي‌آورد که تا اَبَد هم بچرخم، همه‌چيز سرجاي خودش است. نه او کَم شده و نه من. تمام حرصش را نافرجام سر دستگيره دَرِقُفل شده خالي مي‌کند:"جرأت داري بيا بيرون،کُره‌الاغ فهميدي چي‌گفتم؟ تا يک هفته حق نداري پايت را از در اين خراب‌شده بيرون بذاري، فهميدي جنده خانوم؟ همه‌اش تقصيرمنه که توي اين خونه دموکراسي راه انداختم هرغلطي که دلش مي‌خواد مي‌کنه ،بُزمَجّه چندصدبار بهت گفتم روي حرف من گُه مي‌خوري حرف بزني ،خَرفهم شدي..." و لگد محکم ديگري را حواله در مي‌کند.

دسته سيفون را مُحکم مي‌کشم واحساس مي‌کنم زير بلندترين آبشار جهان ايستاده‌ام .من مي‌دوم اما پدر با گامهاي بلندش سه‌ قدم مرا يکي مي‌کند. بوي رطوبت باران کوچه مي‌پيچد توي دماغم. پاهايم ازترس کرخت شده. بايد فرارکنم اما انگار هرچه مي‌دوم عقب مي‌روم، يا او جلو مي‌آيد. فريادش را مي‌شنوم :"عوضي کي به‌تو اجازه داد از خونه بيايي بيرون. جيغ مي‌کشم، الان است که به من برسد. تا انتهاي کوچه راه زياديست. پشت آن پيچ، در ازدحام خيابان مي‌شود گُم شد. چيزي مي‌خورد پشت سرم، آسمان مي‌چرخد، پدرمي‌چرخد، دنيا مي‌چرخد. ولي مي‌دانم درنهايت مي‌ايستد و همه چيز دقيقاً سر جاي خودش است. من، پدر واشکهايم که با قطرات باران مي‌آميزند. "احمق ياغي تو براي من آبرو نگذاشتي". صدايش دور و دورتر در ميانه شُرشُر باران گُم مي‌شو. قطرات باران بي‌صدا مي‌شوند.

مادر مثل هميشه خواب است و زيرآفتاب بعدازظهر يکطرفه لَم داده روي بالش. سکوني که مديون آرام‌بخشهاي اعصاب است. ديروز همانطور که در آشپزخانه بين کوه ظرفهاي کثيف تلمبارشده چند روز گذشته نشسته بود با آن لباس روغني لَک و موهاي آشفته و نگاه ثابت و ماتش برايم تمثال پرستيدني يأس بود. دست چاق و گوشتالودش را تکيه صورت کرده بود و لب‌ و لوچه‌اش به‌طرز رقت‌انگيزي آويزان بود. مادر به دموکراسي خانه عادت کرده او مي‌داند چطور نشنود پدر اعتقاد دارد که او ديوانه است و مادر سالهاست که قرص اعصاب مي‌خورد و من سالهاست که قرصهايم را درچاه مستراح مي‌ريزم. من ديوانه بي‌بَند خطرناکي هستم که مي‌گويم چرا؟ مي‌گويد: "کثافتِ هرجايي، تو دوباره در روي پدرت ايستادي ؟اينجا من رئيس خانه‌ام ،ميگويم بمير بايد بميري.." هنوز صداي شُرشُر سيفون مي‌آيد. هنوز قرصهاي آرام ‌بخش همراه فريادهايش درهجوم بي‌وقفه آب گُم مي‌شوند، هنوز مادرم خواب است و هنوز من به دموکراسي پدرم عادت نکرده‌ام.

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

روايت بيست و پنجمين شهريور / نرگس طیبات
وقتی آتش خاموش شود/فرشته نوبخت
آن گاه که زن شدم / ویژه نامه 8 مارس 1391
چیزی زیر پوست این شهر می جوشد / دلارام علی
گرسنگی / وبلاگ سیب و سرگشتگی

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English