پذيرش > سایت نوشته ها > روش های مبارزاتی پرهيز از خشونت؛ چشم آندازها و موانع/ قسمت دوم و پایانی
روش های مبارزاتی پرهيز از خشونت؛ چشم آندازها و موانع/ قسمت دوم و پایانی
16 مهر 1389 - - نسخه قابل چاپ
پنجشنبه ۱۵ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷ اکتبر ۲۰۱۰
آراز فنی
بازتابی کوتاه به سمینار ضد خشونت توسط آقای پر هرگرن
Per Hergren och icke våld seminariet
سمیناری که هیئت مدیره ی جامعه ی دفاع از حقوق بشر و دموکراسی در ایران در رابطه با بررسی خشونت و استفاده از راهکارهای بی خشونت در مقابله با قدرت امنیتی/پلیسی برگزار شد تعداد 41 نفر از اعضای جامعه شرکت کردند. این سمینار با سخنرانی پر هرگرن و مشارکت اعضا در پاره ای از کنشهای تمرینی ادامه پیدا کرد. نقطه اساسی سئوالها از هرگرن برمی گشت به قابلیت انطباق این نوع کنشها در جامعه ی ایران.
پر هرگرن بعد از معرفی خود و بخشی از فعالیتهای خود بعنوان کنشگر بی خشونت به توضیح فعالیتهایش با گروهی بنام "گاوآهن" 1پرداخت. این جریان که در اواخر دهه ی هفتاد واوایل دهه ی هشتاد در آمریکا به فعالیت مشغول بود بر علیه جنگ و سلاحهای کشتار جمعی فعالیت و اقدام می کرد. از مهمترین شاخصها و راهکارهای برخورد به فرهنگ خشن و نیروهای امنیتی این گروه عبارت بود از:
سازندگی بجای تخریب. در هر عملیاتی که صورت می گرفت سعی می شد که از مواد اولیه تخریب شده استفاده شود
ارتباط منظم و منطقی با کسانی که بعنوان مسئول و یا محافظ سلاح ها و یا پایگاه های نظامی بودند حفظ می شد
گفتگوهای اولیه و نیز بازتاب به کارهای انجام شده یک عنصر اصلی در فعالیت کنشهای بی خشونت بود
حفظ جان کنشگرها و نیروی مقابل از پرنسیب های مهم کار بود
خنثی کردن کار پروکاتورها (تحریک کننده ها) با روشهای مناسب و ایزوله کردن آنها در یک کنش بی خشونت مهم ارزیابی شد
دیالوگ و ایجاد ارتباط با پلیس و نیروهای امنیتی ضروری معرفی شد. طبیعتن مدل بررسی کشورهای غربی بودند. (بحث عمومی در رابطه با عدم انطباق/ انطباق این اصل در ایران) ضروری است. نظر عمومی بر این بود که نیروهای امنیتی رژیم خشونت را به نیروهای معترض و تغییر طلب تحمیل می کند
انطباق رویکردهای عمومی تئوریک، سازنده و نوآور بودن در هر کنشی بیشترین اهمیت را دارد. تاکید شد که قوانین عمومی و جهانی مطلق برای مبارزه ی بی خشونت وجود ندارد. ایده ی عمومی بر استفاده از مواد اولیه بجای نفی و تخریب هر مقوله ای استوار است. گاندی، نهرو و ماندلای پیر از پیشتازان کار معرفی شدند. به باور سخنور جلسه، هنوز هم خیلی از کنشهای گاندی قابل اجراهستند.
نیچه و فیلسوفانی مثل فوکو و دلوز بعنوان کسانی که در توضیح قدرت نوآور بوده و تفسیر قدرت را از هرمی به قدرت سیال و متقابل تغییر داده اند معرفی شدند. بقول هرگرن قدرت تنها در ساختارها و موسسات نیست.
در هر کنش بی خشونت نباید به قانونی بودن استفاده ی پلیس از خشونت بهای زیاد داد. ما کنشگران بی خشونت همان اندازه قانونی هستیم که پلیس. تعداد تظاهراکنندگان در ایجاد فضای غیر خشن موثر است
مکانیسم تکامل کنش بی خشونت باید چون گلوله برفی عمل کند. یعنی اینکه بزرگتر شده و به سایرین نیز سرایت کند
ترس و پذیرش قدرت، دو پدیده اجتماعی هست که به کسانی که حکومت می کنند قدرت حکومت کردن می دهد و در ضمن کسانی که بدلیل ترس و یا حقظ جان خود/املاک خود در مسایل زندگی و سیاست مشارکت نمی کنند در ایجاد و یا بازتولید دیکتاتوری و استفاده ی پلیس از خشونت سهیم هستند.
آنچه در این سخنرانی و تمرینها اهمیت داشت سعی در خارج شدن از فضای ایران و اجازه دادن به سیالیت افکار شرکت کنندگان و یافتن راهکارهای مبارزه ای جدید ازتک تک ما بود. ساختن فضائی فکری که امکان پیاده شدن چنین کنشی را بطور ذهنی و مادی تجربه کنیم پیش زمینه ی کار توضیح داده شد. دوستان شرکت کننده با حفظ انتقادات خود با ذکر مثالهای مشخصی از تظاهرات و اقدامات مردم در دو سال گذشته از امکان کاهش خشونت صحبت کردند. نقش زنان و سالمندان در ایجاد چنین فضائی، کلیدی ارزیابی شد.
باز تاب من به سخنرانی
بنظر من تعداد زیادی از مثالهای پر هرگرن قدیمی بودند – بغیر مثال کشتیهای ارسالی به نوار غزه2 – که بر می گشت به ماه های اخیر و در آن هم نمونه های موفق و ناموفق راهکارهای بی خشونت همزمان حضور/وجود داشت بنظر می رسید که هرگرن برای بروز کردن مطالب خود هم به لحاظ تئوریک و هم عملی می بایست در مثالها و جمع بستهای خود تجدید نظر کند. برای مثال در سالهای اخیر یک موج بزرگی از حرکتهای بی خشونت در سراسر دنیا در مقابله با جهانی شدن اقتصاد نئولیبرال و برخورد به جنگ طلبی جرج بوش و حکومت وقت آمریکا اجرا شده اند که بررسی روشهای استفاده شده و نیز چگونگی ترتیب دادن چنین حرکتهای اعتراضی گسترده و سیویل (برنامه ریزی، نوع شبکه ها و امکانات) می تواند اطلاعات ما را برای چنین راهکاری تقویت کند.
فرق مهم بین فضائی که پر هرگرن زندگی می کند با فضائی که ما زندگی می کردیم و یا هموطنان ما آنرا با گوشت و پوستشان لمس و تجربه می کنند خشونت و بیرحمی بیش از حد مامورین امنیتی (بخوان ضد امنیتی) جمهوری اسلامی است. ترس از شکنجه، اعدام، آزار و اذیتهای مستمر مامورین امنیتی در رفتار و تفکر خیلی از مردم نشسته است. برخورد با عواملی که ترس ایجاد می کنند و از بین بردن چنین روحیه ای، مقابله ی انسانی و قانونی با چنین ماشین جهنمی برمی گردد به سازماندهی مقاومت، آگاهی توده ی مردم از قانونیت و قدرت خود و در ضمن ضعف دشمن.
آسیب شناسی و روانشاسی مردمی که می ترسند و بررسی دلایل آن نمی تواند موضوع این نوشته ی کوچک باشد ولی می تواند در جلسات بعدی و نیز نوشته های بعدی مورد بحث قرار گیرد. سئوال اینکه خانه ی اصلی ترس کجاست و چرا ما آدمها می ترسیم؟ و یا از چه موردی بیشتر می تسیم و همچنین آیا ترس درجاتی دارد و اگر دارد چگونه می توان آنرا کاهش داد؟ و سئوالهائی نظیر اینها می تواند مورد مداقه ی ما قرار گیرد. در نهایت مطالعه ی حرکات زنان جامعه ی ما که در جریانهای مدنی، جنبش یک میلیون امضا و تغییر برای برابری منسجم و سازمانیافته و یا بدون برنامه ریزی و خلاق در مقابل مردسالاری، حکومت مردسالار ایستاده و با حاکمیتی که در خانه، محل کار و خیابانها سعی در تقلیل مقام و ارزش زنان دارند مقابله کرده و مبارزات/مثالهای موفق با این استراتژی ها که عمومن از راهکارهای بی خشونت استفاده شده در سمینار بعدی بررسی خواهد شد.
یک تاکید ضروری است و آن اینکه چنین رویکردی نمی تواند در مدت کوتاهی به تنها راهکار غالب در برخورد با نیروهای امنیتی و تمامیتخواه جامعه تبدیل شود. رشد اقتصادی، تکنیکی، موسسات سازمان یافته ی مدنی و آزادیهای نسبی اجتماعی در گزینش و استفاده از این راهکارها موثر هستند. و نیز اینکه مقابله با خشونت با روشهای بی خشونت بطور مکانیکی امکان پذیر نیست. انسانها ماشین نیستند ولی ...امکان کار و تاثیر روی رفتار و کنشهای ما وجود دارد.
موانع عمده ساختاری در استفاده از راهکارهای بی خشونت به شرح زیر خلاصه شد:
وجود شبکه ی امنیتی قوی که حرکت نیروهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی سازمانهای سیاسی و مردم را کنترل کرده و با اعمال قهر و خشونت فیزیکی و روانی امکان رفتار صلح آمیز غیر خشن را خنثی و یا تضعیف کند.
وجود و ساختاری بودن استفاده از سلاح، خشونت در روبروئی با تظاهرات و اعتراضهای مردمی
پشتیبانی فعال اکثریت و یا بخشی از مردم از حاکمیت زور، اطاعت گروههای با نفوذ جامعه و یا سکوت خاموش بقییه ی مردم در مقابل اعمال خشونت
کار/اشتغال بخش قابل توجهی از نیروهای انسانی در ارگانهای امنیتی، وابستگی به چنین شغلهائی بدلیل بیکاری بالا، وجود خدمت سربازی اجباری و یا پذیرش اجباری ارتش/ نیروهای امنیتی
ساختارهای مردسالارانه و هرمی قدرت اجتماعی و عقیدتی
رضایت منفعلانه
پراکندگی نیروهای اپوزیسیون و ضعف موقعیت سیاسی آنها
عدم وجود جامعه ی سازمانیافته ی مدنی و یا ضعیف بودن تشکیلات چنین ارگانهائی
آراز فنی (گوتنبرگ – سوئد) 2010/10/04
عصر نو
ارسال به
بالاترین
،
توییتر
،
فریندفید
،
فیسبوک
در همين بخش :
یک خبر تلخ؟ یک قانونشکنی؟ یک تصمیم بخشنامهای جدید؟
چرا بایست به سکسوالیته پرداخت؟ / نفیسه آزاد
آزارجنسی خانگی؛ «قربانی» نه، «نجات یافته»
زنان، بزرگترین بازندگان بهار عرب
سانسور از دیدگاه جنسیتی/الهه امانی
ديگر بخش ها :
طرح یک میلیون امضا
|
مقالات
|
سایت نوشته ها
|
اخبار
|
گزارش كمپين
|
گفت و گو
|
علیه سکوت
|
كوچه به كوچه
|
نامه های شما
|
گزارش ویژه
|
گفتگو با اعضا
|
ویژه سالگرد کمپین
|
تصویر برابری
|
دل آرام علی
|
تریبون
|
مقالات
|
تاریخ شفاهی
|
خارج از چارچوب
|
کتابخانه
|
درباره کمپین
|
کمپین در شهرها
|
کمپین در بند
|
صدای تغییر
|
ویژه 22 خرداد
|
لایحه حمایت از خانواده
|
گالری
|
عشا مومنی
|
امیر یعقوبعلی
|
خدیجه مقدم
|
راحله عسگری زاده و نسیم خسروی
|
پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز
|
زینب پیغمبرزاده
|
سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی
|
احترام شادفر
|
نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی
|
وبلاگ مهمان
|
پرونده خرم آباد
|
دستگیری ها
|
مریم مالک
|
پرستو اللهیاری
|
مهرنوش اعتمادی
|
سمیه رشیدی
|
Other Languages
|
همراهان
|
«فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت»
| English
|