پذيرش > سایت نوشته ها > يافته ها و وقايع خشونت خانگي در آسيا، هاوائي و جزيره نشينان پاسيفيك/مایکو هاشیناما و (...)
يافته ها و وقايع خشونت خانگي در آسيا، هاوائي و جزيره نشينان پاسيفيك/مایکو هاشیناما و چیک دابی/ مترجم: لیلا اسدی
6 مهر 1389 - - نسخه قابل چاپ
گستره موضوعي
ارزيابي اوليه نسبت به ادبيات خشونت حاكي از ميزان بالاي خشونت خانگي در خانه هاي آسيايي است. بر اساس نتایج تحقيق انجام شده توسط موسسه جزيره نشينان آسيا- پاسيفيك در ارتباط با خشونت خانگي جامعه محور:
41 تا 61 درصد از پاسخ دهندگان خشونت در روابط جنسي، خشونت فيزيكي يا جنسي و به طور كلي خشونت را در طول دوران زندگي خود تجربه كرده اند.
در يك آمارگيري تلفني از يك نمونه آماري ملي شامل 8 هزار زن و 8 هزار مرد از گروه هاي مختلف نژادي در ايالات متحده كه از نوامبر 1995 تا مه 1996 انجام گرفت؛ روشن شد كه:
12.8 درصد از زنان جزيره نشي آسيا و پاسيفيك تجربه آزار فيزيكي توسط شريك خصوصي خود را حداقل يك بار در طول زندگي خود داشته اند و 3.8 از مصاحبه شوندگان تجربه تلاش براي ارتكاب تجاوز توسط شركاي خود را داشته اند يا از سوي شريك خود مورد تجاوز كرده اند. نرخ آزار فيزيكي طي اين تحقيق آماري كمتر از نرخ گزارش شده توسط سفيد پوستان (21.3) ؛ آفريقايي- آمريكايي ها (28.3) .... از هر نژاد (21.2) افراد داراي نژادهاي مختلط (27 درصد) و هندي آمريكايي ها و بومي هاي آلاسكايي (30.7) است. نرخ پائين آزار فيزيكي زنان جزيره نشين آسيا وپاسيفيك مي تواند به دليل آمار كم گزارش دهي باشد.
مطالعه نظام نظارت بر عامل ریسک رفتاری (BRFSS [1]) كه به طور سالانه و در هر ايالت به طور رندوم و در ميان جمعيت شهري 18 سال به بالا انجام مي شود در سال 2005 خشونت جنسي يا فيزيكي توسط شريك جنسي فعلي يا سابق در 18 ايالت را مورد ارزيابي قرار داده است. بر اين اساس:
نسبت زنان آسيايي كه حداقل تجربه يك نوع خشونت فيزيكي يا جنسي توسط شريك جنسي خود را داشته اند (تهديد به خشونت فيزيكي شده اند يا مورد خشونت فيزيكي كامل قرار گرفته اند يا اين كه ارتباط جنسي ناخواسته داشته اند) 9.7 بوده است، كه پائين نرخ در ميان گروه هاي بومي/ نژادي در مقايسه با 26.8 درصد در بين سفيدپوستان، 20.5 درصد هيسپانيك ها، 29.2 درصد سياه پوستان، 43.1 درصد گروه هاي چند نژادي، 39 درصد آمريكايي هاي بومي/ آلاسكايي تبار و 29.6 درصد از ساير نژادها است.
آمار بومي هاي هاوائي يا ديگر زنان جزيره نشين به دليل تعداد كم پرونده ها، گزارش نشده است.
سازمان ملي بهداشت زنان آسيايي (NAWHO) يك مصاحبه تلفني را با يك نمونه گيري اتفاقي در ميان 336 زن آسيايي،آمريكايي 18-34 سال ساكن در سانفرانسيسكو و لوس آنجلس انجام داد كه از اين پس مطالعه NAWHO ناميده مي شود:
19 درصد از پاسخ دهندگان تجربه فشار براي داشتن رابطه جنسي بدون رضايت را از سوي شريك جنسي خود و از سن 18 سالگي داشته اند و از اين تعداد 44 درصد يا 8 درصد از كل افراد مصاحبه شونده، تجاوز كامل از سوي شريك خود را تجربه كرده اند؛ 16 درصد از پرونده هاي تجاوز مربوط به شريك خصوصي زنان بوده است.
12 درصد گزارش داده اند كه شريك جنسي شان با كتك زدن، لگد زدن، سيلي زدن، هل دادن، پرتاب شيئ يا تهديد آنها با سلاح و ابزار مختلف به آنها آسيب وارد كرده يا براي ايراد آسيب به آنها تلاش كرده است.
14 درصد گزارش داده اند كه فردي به طور مكرر آنها را تعقيب كرده يا اينكه جاسوسي آنها را مي كرده، در موقعيت هاي غيرقابل انتظار ظاهر شده، بيرون منزل آنها، مدرسه يا محل كار آنها ايستاده است. (توجه: اين رفتارها مطابق با تعريف آزار پنهاني است)
جلوه هاي خشونت خانگي در جوامع خاص
كامبوجي ها
در يك مطالعه انجام شده توسط نيروي اقدام عليه خشونت خانگي در بوستون، كه پرسشنامه هايي را در ميان بازارها و ديگر محلها و مناسب هاي محلي توزيع كرد، نشان مي دهد:
47 درصد از كامبوجي هاي آمارگرفته شده، زني را مي شناختند كه سيلي خورده، هل داده شده، كتك خورده يا لگد زده شده يا ين كه از ديگر آزارهاي شريك جنسي خود صدمه ديده است.
44 درصد اظهار داشته اند كه زني را مي شناختند كه شريك جنسي اش به طور مرتب وي را آزار مي داده يا تحقير مي كرده است.
چيني ها
در يك آمارگيري تلفني به طور اتفاقي از 262 نفر چيني (133 مرد و 129 زن) در لوس آنجلس :
18.1 درصد از پاسخ دهندگان (زنان ومردان) تجربه خشونت فيزيكي كم توسط زوج يا شركاي جنسي در دوران زندگي شان گزارش داده اند و 8 درصد از پاسخ دهندگان گزارش داده اند كه خشونت فيزيكي وخيم درطول زندگي شان داشته اند. (توجه: دسته بندي خشونت فيزيكي وخيم يا كم در معيار طبقه بندي محققان مشخص شده است).
6.8 درصد از پاسخ دهندگان (زن و مرد) دوبار خشونت شريك خود را گزارش داده اند. محقق مطالعه انجام گرفته اظهار مي كند كه امكان دارد ارزش هاي فرهنگي سنتي به عنوان حائل حمايتي عليه فشارهاي جنسيتي شده مهاجرت عمل كرده است.
فيليپيني ها
طي يك آمار گيري مستند نشده از زنان توسط نيروي اقدام زنان مهاجر اتحاد براي حقوق پناهنده گان و مهاجرين و خدمات كه در سانفرانسيسكو فعاليت دارد:
20 درصد از 54 زن فيليپيني تجربه برخي اشكال خشونت خانگي از قبيل خشونت فيزيكي، رواني يا سوء استفاده جنسي خواه در كشور مبداء يا ايالات متحده را گزارش داده اند.
در يك پرسشنامه كاغذي كه شامل نمونه گيري هدفمند از دانشجويان فيليپيني كالج بود:
31.4 درصد از پاسخ دهندگان زن گزارش داده اند ك تجربه خشونت فيزيكي را از زماني كه رابطه خود را آغاز كرده اند اعم از كتك زدن، سيلي زدن، هل دادن و .. توسط شريك جنسي خود داشته اند.
هاوائي ها و ديگر جمعيت ها در هاوائي
مطالعات زير آماري را در مورد مردم هاوائي به طور كلي و به نسبت بيشتر در ميان افراد آسيايي تبار، بومي هاي هاوائي و جزيره نشينان نشان مي دهد.
در مارس 1992 يك نمونه گيري اتفاقي از 502 زن شركت كننده دريك آمارگيري تلفني از نيازهاي زنان از جمله سوال هايي در ارتباط با خشونت خانگي نشان مي دهد:
14 درصد از زنان گزارش دادند كه تجربه خشونت خانگي را داشته اند. اين آمار براي اهالي قفقاز 15 درصد، فيليپيني ها 11 درصد، هاوائي ها 21 درصد، ژاپني ها 5 درصد و ديگر گروه هاي نژادي 16 درصد گزارش شده است.
34 درصد (يك سوم) پاسخ دهندگان اظهار داشتند كه شخصا يك فرد سوء استفاده شده را مي شناسند. يك آمارگيري كتبي نيز در سال 1992 انجام شد كه طي آن 332 تن از 8 مركز خريد در اوآهو [2] در ارتباط با رفتار كمك جويانه شان در هنگام سوء استفاده و ديگر موضوعات بهداشتي خود براي شركت در اين تحقيق ثبت نام كردند. پاسخ دهندگان شامل 91 زنان قفقازي، 38 فيليپيني، 59 زن اهل هاوائي، 69 ژاپني و62 نفر از ديگر كشورها مي شدند.
14.8 درصد گزارش داده اند كه تجربه سوء استفاده فيزيكي را داشته اند، 13 درصد آزار جنسي و 25.7 درصد سوء استفاده احساسي را تجربه كرده اند. (توجه: مطالعه مشخص نكرده كه مرتكبان اين رفتارها و جرائم لزوما شركاي جنسي آنها بوده اند يا خير)
در يك مطالعه سازمان دهي شده در يك كلينيك تخصصي زنان- زايمان در سال 1996 مشخص شد:
18 درصد ( 11 نفر از 60 زن بيمار) خاطر نشان كرده اند كه آنها مورد ضرب و شتم، لگد و مشت زدن يا ديگر آزارهاي فيزيكي توسط شريك جنسي خود و حداقل براي يك بار قرار گرفته اند.
در يك مطالعه در مور 25 مادر و 25 كودك (توجه: محققان ميزان پاسخ دهندگان را از اين نظر كه آسيايي يا بومي هاي هاوايي يا جزيره نشين بوده اند، مشخص نكرده اند): كه در برنامه هاي خشونت خانگي در هاوايي ثبت نام كرده بودند، شركت جستند.
56 درصد زنان هر روزه مورد آزار كلامي قرار داشتند، 24 درصد هفتگي و 12 درصد به طور ماهانه . اكثر اين افراد 72 درصد آزار كلامي را وخيم ارزيابي كردن در حالي كه 20 درصد آنها اين رفتار را صرفا شديد دانسته اند.
32 درصد از زنان گزارش دادند كه سوء استفاده فيزيكي را به طور هفتگي، 28 درصد به طور ماهانه و 20 درصد بيشتر از يك ماه تجربه كرده اند. براي بيشتر اين افراد، 80 درصد آنها، ميزان سوء استفاده فيزيكي وخيم ارزيابي شده است.
ژاپني ها
در يك مصاحبه چهره به چهره كه در سال 1995 به صورت نمونه گيري اتفاقي در ميان 211 زن مهاجر ژاپني و زنان آمريكايي- ژاپني در ايالت لوس آنجلس انجام شد؛
61.1 درصد گزارش دادند كه تجربه نوعي خشونت فيزيكي، احساسي يا جنسي توسط شريك جنسي خود را قبل از انجام مصاحبه داشته اند كه سوء استفاده جويانه بوده است از جمله رويه هاي تحقير كننده فرهنگي مانند برگرداندن ميز غذا يا ريختن مايعات بر سر و روي زنان.
51.7 درصد از زنان گزارش داده اند كه تجربه خشونت فيزيكي و 29.9 رصد تجربه خشونت جنسي را در طول دوران زندگي خود داشته اند.
57.1 درصد زنان برآورد شده است كه تجربه خشونت فيزيكي شريك خود را تا سن 49 سالگي داشتند و همينطور 35.2 درصد خشونت جنسي را تا سن 49 سالگي داشته اند.
هيچ تفاوت نسلي خاصي در ميان نسل ها اول، دوم، سوم و چهارم در ريسك هاي تطبيق داده شده با سن تجربه كردن خشونت فيزيكي، جنسي يا رواني توسط شريك جنسي يافت نشد.
كره اي ها
در يك مطالعه انجام شده در سال 1993 در مورد 256 مرد متأهل كره اي در شيكاگو مشاهده شد كه:
18 درصد مردان پاسخ دهنده گزارش داده اند كه حداقل يك بار مرتكب اعمال خشونت فيزيكي زير شامل پرتاب شيئ، هل دادن همسر، چنگ زدن، هل دادن يا سيلي زدن به همسر خود شده اند.
6.3 درصد از پاسخ دهندگان مرد مرتكب آنچه محققان به عنوان خشونت وخيم طبقه بندي كرده اند (ضربه زدن، لگد زدن، داغ كردن، تهديد با چاقو يا تفنگ، پرتاب كردن يا ايراد ضربه با چاقو) شده اند.
33 درصد از روابط مرد سالار حداقل يك بار در اعمال تجربه خشونت خانگي را در طول سال تجربه كرده اند كه 12 درصد خشونت ها در روابط برابري طلبانه بوده است. توجه: محققان روابط زوج ها را به 4 نوع تقسيم كرده اند – برابري طلبانه- تقسيم قدرت- مردسالار و زن سالار- اين تقسيم بندي بر مبناي پاسخ مصاحبه شوندگان در مورد كيفيت تصميم گيري ها صورت گرفته است.
نزديك به 39 درصد از شوهران به عنوان تجربه كنندگان استرس هاي بالاي منجر به خشونت خانگي در طول سال گذشته دسته بندي شده اند، كه تنها يك نفر از 66 شوهر به عنوان تجربه كننده استرس پائين دسته بندي شده است. توجه: اين ارتباط ضرورتا به اين معني نيست كه استرس دليل يا ايجاد كننده خشونت خانگي بوده است. بر زنان و مردان غيرسوء استفاده كننده، نيز استرس بالايي تحميل شده و در مقابل به خشونت خانگي متوسل نشده اند.
طي توزيع يك پرسشنامه به زبان كره اي نمونه گيري سازگاري از 136 زن كره اي در ايالت تگزاس، آستين و دالاس مشخص شد:
29.4 درصد زنان خشونت فيزيكي را از سوي شركاي خصوصي خود در طول سال گذشته تجربه كرده اند
25 درصد از زنان گزارش داده اند كه دچار جراحت هاي مداومي به دليل خشونت شريك خود در سال گذشته شده اند.
در يك آمارگيري نزديك 214 زن كره اي و 121 مرد كره اي در سانفرانسيسكو در سال 2000 انجام شد؛ اين آمارگيري زنان كره اي در وضعيت بحران را در بر مي گرفت:
41.9 درصد از پاسخ دهندگان گفتند كه آنها يك زن كره اي را مي شناسند كه سيلي خورده، لگد زده شده يا با هر نوع ايراد آسيب فيزيكي توسط شوهر يا دوست پسر خود آسيب ديده است.
50.2 درصد از پاسخ دهندگان يك زن كره اي را مي شناختند كه همسر يا دوست پسرشان آنها را به طور مرتب مورد آزار و تحقير قرار مي دهد.
يك مطالعه انجام شده در سال 1986 شامل مصاحبه هاي چهره به چهره از يك نمونه گيري نزديك از 150 زن كره اي ساكن در شيكاگو مشاهده كرد كه:
60 درصد گزارش داده اند كه تجربه سوء استفاده فيزيكي توسط شريك جنسي خود در زمان زندگي مشترك خود داشتند.
22 درصد از خشونت جنسي توسط شريك جنسي خود در طول زندگي شان گزارش داده اند.
آسياي جنوبي
طي يك مطالعه در مورد160 زن اهل آسياي جنوبي كه ازدواج كرده بودند يا رابطه جنسي داشتند، از روش هايي مانند نمونه گيري گوله برفی و... در ايالت بوستون استفاده شد كه:
40.8 درصد حتي گزارش دادند كه تجربه سوء استفاده فيزيكي يا جنسي توسط شركاي مرد خود را در حال حاضر دارند؛ 36.9 درصد از خشونت شريك جنسي خود در سال گذشته خبر دادند.
30.4 درصد از داشتن تجربه سوء استفاده فيزيكي خود گزارش دادند و 18.8 درصد اظهار داشتند كه تجربه سوءاستفاده جنسي هستند. 65.2 درصد زنان سوءاستفاده فيزيكي و جنسي را به طور همزمان گزارش كردند.
15.8 درصد گزارش دادند دچار آسيب شده يا نياز به خدمات درماني در نتيجه اعمال خشونت از سوي شريك جنسي خود را داشته اند.
هيچ تفاوت معناداري در گزارش خشونت خانگي ميان ازدواج هاي توافق شده و ازدواج هاي توافق نشده يافت نشد. توجه: ازدواج هاي توافق شده به رويه والدين در انتخاب يك زوج يا زوجه براي فرزند خود اشاره مي كند.
در يك مطالعه در مورد 208 زن اهل آسياي جنوبي كه در نواحي بوستون و از گروه ها و جوامع محلي ثبت نام كرده بودند؛
21.2 درصد از كساني كه تجربه سوء استفاده فيزيكي يا جنسي داشتند گزارش دادند كه اين خشونت ها توسط شركاي خصوصي آنها اتفاق افتاده است، 14.9 درصد از تجربه خشونت در طول سال گذشته خبر دادند.
ويتنامي ها
در يك آمارگيري با پرسشنامه كاغذي از 200 مرد ويتنامي كه از كليساها ، معابد و سازمان هاي مدني و اجتماعي در منطقه دالاس براي شركت در مطالعه ثبت نام كرده بودند، مشخص شد:
31 درصد از افراد حداقل يك بار رفتار سوء استفاده جويانه فيزيكي را در طول سال گذشته تجربه كرده اند.
مرداني كه جوانتر و داراي آموزش كمتر بودند يا گزارش شد كه نگرش هايي در مورد حمايت از توسل به سوء استفاده از شركاي خود در برخي مواقع دارن، بيشتر متمايل به گزارش ارتكاب سوء استفاده فيزيكي نسبت به شركاي زن خود در سال گذشته بودند. با اين حال لزوما استفاده زياد از الكل يا الكليسم همراه با احتمال ارتكاب خشونت فيزيكي ملازم تشخيص داده نشد (همچنان كه توسط آزمايش غربالگري الكل ميشيگان اندازه گيري شده است).
در يك مطالعه مربوط به 30 زن ويتنامي ثبت نام شده از يك انجمن غيردولتي كه به زنان ويتنامي در بوستون خدمات مي دهد، مشخص شد:
47 درصد از زنان فوق داراي تجربه خشونت فيزيكي توسط شركاي خصوصي خود در زماني از زندگي خود بوده اند و 30 درصد گزارش داده اند كه خشونت فيزيكي از سوي شريك جنسي خود را در سال گذشته تجربه كرده اند.
انواع سوء استفاده
فيزيكي، رواني و سوء استفاده جنسي پروژه توانمندسازي و ترويج احترام زنان آسيايي (AWARE) در واشنگتن دي سي، يك نظرسنجی (پیمایش) بدون نام بود كه در سال 2001- 2000 براي بررسي تجربيات سوء استفاده، نيازهاي مربوط به ارائه خدمات و محدوديت هاي ارائه خدمات در ميان زنان آسيايي انجام شد. با استفاده از روش گوله برفی از 178 زن آسيايي نمونه گيري شد و ثبت نام به عمل آمد كه طي آن مشخص شد:
81.1 درصد از زنان تجربه خشونت را حداقل به يكي از اشكال از سوي شريك جنسي خود در سال گذشته داشته اند (اين اشكال سوءاستفاده توسط محققان به عنوان تسلط/ كنترل/ فشار رواني، فيزيكي و يا سوء استفاده جنسي طبقه بندي شده است.
66.9 درصد برخي از اشكال سلطه/ كنترل و سوء استفاده رواني را حداقل به طور اتفاقي تجربه كرده اند و 47.9 درصد اين رفتار را حداقل غالبا در سال گذشته تجربه كرده اند.
31.9 درصد تجربه سوء استفاده جنسي يا فيزيكي حداقل يك بار را در سال قبل داشته اند.
از ميان 23 زني كه گزارش داده اند، تجربه خشونت از سوي شريك خصوصي خود را ندارند، بيش از نيمي از آنها 64 درصد زني آسيايي تبار را مي شناختند كه اين نوع خشونت را تجربه كرده است. 9 درصد گزارش داده اند كه مادران و 11 درصد گفته اند كه خواهرانشان داراي اين تجربه هستند.
اعمال خشونت از طريق بستگان سببي
در ميان 169 زن آسيايي پاسخ دهنده كه در زمان آمارگيري ازدواج كرده بودند، 5.7 درص گزارش سوء استفاده رواني از سوي بستگان سببي خود را داده اند. نسبت زناني كه سوء استفاده رواني خويشان سببي خود را گزارش كرده اند، به نحو قابل توجهي بيشتر از خشونت شركايشان در روابط فعلي آنها است 15.4 درصد بيشتر از افرادي كه چنين خشونتي را ذكر كرده اند.
در يك مصاحبه تلفني با يك نمونه گيري اتفاقي از افراد بزرگسال اهل گجرات، در سنين 18-46 سالگي،6.6 درصد از پاسخ دهندگان زن گزارش داده اند كه از سوي خويشان سببي خود با ذكر نام آنها مورد اعمال خشونت قرار گرفته اند.
28.5 درصد از شركت كنندگان در پروژه مطالعاتي AWARE زني را مي شناختند كه مورد سوء استفاده خويشاوندان سببي خود قرار گرفته است.
نمودهاي اجتماعي، فرهنگي سوء استفاده
مطالعه يوشيما در ارتباط با زنان ژاپني مقيم لوس آنجلس مقياسي را به كارگرفت كه طي آن سوالاتي در ارتباط با نمودهاي فرهنگي اجتماعي ريشه دار در خشونت داخلي شده بود و يافته هاي زير به دست آمد:
زنان ژاپني مقيم در ايالات متحده خشونت فرهنگي اجتماعي وخيمي را در اشكال مختلف خشونت شامل ريختن مايعات، واژگون كردن ميز غذا و رابطه جنسي اجباري را عليرغم نگراني زنان در ارتباط با نگراني آنها از حضور افراد در نزديك خود تجربه كرده بودند.
استفاده از مقياس اجتماعي-فرهنگي بيشتر فراگير منتهي به افزايش 18 درصدي آمار گزارش شده در مورد خشونت فيزيكي (52درصد) شد در مقايسه با نرخ به دست آمده با استفاده از مقياسي از معمولا استفاده مي شود كه همان مقياس تاكتيك هاي متعارض CTSاست. با كاربرد اين مقياس نرخ به دست آمده 34 درصد بود. اين يافته در واقع اهميت توجه به برخي متغيرها در نمودها و تظاهرات خشونت خانگي را نشان مي دهد.
نگرش هاي مربوط به خشونت خانگي
مطالعه نيروي وظيفه آسيايي نشان داد كه:
پاسخ دهندگان مسن تر چيني نسبت به استفاده از زور بردبار تر بودند و احتمال بيشتري وقوع داشت كه توسل به خشونت را از سوي شوهر نسبت به زن خود توجيه كنند. وضعيت مهاجرت افراد و سطح آموزش ارتباطي با احتمال توجيه توسل به خشونت مرد نيافت.
نمره ميانگين همه پاسخ دهندگان به امتياز و برتري مرد 8.5 از 24 درصد بود. در ميان پاسخ دهندگان ويتنامي اين امتياز 12 از 24 بالاترين امتياز در ميان گروه هاي نژادي مختلف طي اين مطالعه بود. بالاترين نمره مختص به اعتقادات فردي بيشتر و قوي تر به برتري مرد است. نمره ميانگين 8.5 درصد يك نمره پائين است كه به طور كلي نشان مي دهد پاسخ دهندگان به حق مرد براي تنبيه همسرش اعتقاد ندارند و اين كه اين مرد مي تواند انتظار داشته باشد كه با همسر خود هر وقت خواست مي تواند رابطه جنسي داشته باشد كه وي حاكم خانه است يا اين كه زنان مستحق كتك خوردن هستند.
در سالل 1995 مطالع يوشيماها، يك مطالعه جمعيت محور با نمونه گيري رندوم از 211 زن ژاپني ساكن در لوس آنجلس نشان مي دهد كه:
71 درصد از پاسخ دهندگاني كه تجربه خشونت شريك خود را داشته اند گزارش داده اند كه زمينه نژادي آنها بر تجربه شان از خشونت شريك تأثير دارد. آنها جنبه هاي خاصي از زمينه هاي فرهنگ ژاپني را خاطر نشان كرده اند كه بر شيوه هاي عكس العمل نسبت به رفتار خشونت آميز شريك خصوصي شان تأثير مي گذارد. اين جنبه هاي فرهنگي شامل موارد ذيل مي شوند: اجتناب و پرهيز از درگيري، ارزش تحمل و بردباري، پذيرش سلطه و كنترل مرد، ارزش رفاه كل خانواده و بيزاري از درخواست كمك در موارد بروز خشونت خانگي
در ميان زنان و مردان چيني 50 سال و بزرگتر متولد شده در خارج از آمريكا ( مطالعه در مورد 262 زنان و مردان چيني در لوس آنجلس) به موارد زير دست يافته است:
اقليت مهمي از اين افراد ذكر كرده اند كه خشونت همسر نسبت به زنش وقتي توجيه مي شود كه همسر به خاطر رفتار زن اين عمل را مرتكب مي شود. يعني رفتار زن است كه موجب اعمال خشونت مي شود(41.2 درصد از زنان و 46.5 درصد از مردان) در مقابل 38.2 درصد از زنان و 48.8 مردان اذعان كرده اند، وقتي مرد، زن خود را با يك مرد ديگر ببيند يا رابطه وي را كشف كند، به اعمال خشونت متوسل مي شود.
تعداد زيادتر از مردان نسبت به زنان فكر مي كنند كه توسل به خشونت فيزيكي از سوي مرد نسبت به همسر خود قابل توجيه است اگر، زن مدام بهانه جويي مي كند (2.9 از زنا و 16.3 درصد از مردان)، اگر شوهر دريابد كه زن مشروب خورده و مست است (5.9 زنان و 11.6 مردان) و اگر زن تمايلي به سكس با مرد نداشته باشد. (0% زنان و 14 درصد مردان)
بخش قابل توجهي از زنان در مقايسه با مردان اظهار داشتند كه خشونت فيزيكي شوهر نسبت به زن خود قابل توجيه است وقتي كه زن رفتار هيستريك دارد (94.1 درصد زنان و 74.4 درصد مردان)
به طور كلي مردان و افراد مسن تري كه كمتر فرهيخته بودند، تمايل بيشتري به اين باور داشتند كه توسل به خشونت فيزيكي از سوي مرد نسبت به زن توجيه پذير است.
يك آمارگيري تلفني از بزرگسالان ويتنامي (246 زن و 194 مرد) كه به طور رندوم صورت گرفت، در 4 منطقه از ايالات متحده اورنج كانتي، هيوستون، بوستون و لنسينگ به اين يافته ها دست يافت:
در حالي كه اكثريت پاسخ دهندگان خشونت شريك خصوصي خود را به عنوان يك مشكل در جامعه ويتنامي در نظر گرفته اند، تنها 40 درصد از افراد اين امر را به عنوان يك موضوع جدي يا خيلي جدي تلقي كرده اند.
در يك درجه بندي 5 رتبه اي از يك : مخالف با همه وضعيت ها تا 5 كه: موافق با همه وضعيت ها تعيين شده بود، پاسخ دهندگان موافقت بيشتري را با اظهارات زير نشان دادند مانند خشونت شريك خصوصي بايد متوقف شود(4.72)؛ دولت بايد در اين شرايط مداخله كند (4.50) و رفتار مرتكبان بايد به رعايت قانون پايبند باشند (4.34).
توافق هاي كمتري به نسبت در ارتباط با جملات زير اظهار شد: مرتكبان بايد زنداني شوند (3.30) و مرتكبان بايد تحت تعقيب قرار بگيرند. (3.74)
در مطالعه NAWHO در مورد زنان آمريكايي در سنين 34- 18 به اين فاكت ها دست يافت:
اگرچه بيشتر پاسخ دهندگان (94درصد) موافق بودند كه تجاوز يك مسئله جدي در جامعه ماست، 18 درصد بر اين اعتقاد بودند كه تجاوز بين دو نفري كه در دو سوي يك رابطه قرار دارند، اتفاق نمي افتد.
نگرش هاي مربوط به درخواست كمك و تجربيات مربوط به آن
در پروژه AWAR اين يافته ها به دست آمد:
44.8 درصد از زنان آسيايي مورد مطالعه گزارش دادند كه آنها يا ساير زنان آسيايي در هنگام سوء استفاده شدن، هيچ كاري براي حمايت از خود در مقابل اتفاقات اين چنيني انجام ندادند. 32.1 درصد اظهار داشتند كه آنها منزل را ترك كردند. نويسندگان گزارش اظهار كردند كه انجام ندادن هيچ كاري مي تواند به عنوان يك استراتژاي مقاومت در تلاش براي اجتناب يا كاهش خشونت در نظر گرفته شود.
34.3 درصد از خانواده خود كمك گرفتند و 32.1 درصد از دوستانشان.تنها 15.7 درصد گزارش دادند كه به پليس اطلاع دادند و 9 درصد از يك موسسه فعال در اين زمينه درخواست كمك كردند.
78 درصد (اكثريت زنان) با بيان تجربيات خود احساس بهتري داشتند اما 35.4 درصد خاط نشان كردند كه آنها احساس شرمندگي دارند.
مطالعه نيروي اقدام آسيايي دريافت كه متغيرهاي قابل ملاحظه اي در مورد نگرشهاي مرتبط با دريافت كمك و مداخله در هنگام وقوع خشونت خانگي در ميان گروه هاي نژادي وجود دارد:
29 درصد از زنان پاسخ دهنده اظهار داشتند؛ زناني كه مورد سوء استفاده قرار مي گيرند نبايد درمورد سوء استفاده با كسي گفتگو كنند، اين افراد شامل 22 درصد زنان كامبوجي، 18 درصد از زنان چيني، 5 درصد زنان متعلق به آسياي جنوبي و 29 درصد از زنان ويتنامي بودند كه موافقت خود را با اين امر اعلام كردند.
74 درصد از زنان آسياي جنوبي حمايت كردند كه زن سوء استفاده شده براي دريافت كمك با پليس تماس بگيرند، از اين افرا 47 درصد كامبوجي،52 درصد چيني، 27 درصد كره اي و 49 درصد ويتنامي بودند.
تنها 3.1 از زنان سوء استفاده شده در مطالعه، داراي قدرت مهار عليه سوء استفاده شريك خود بودند. اين آمار اساسا كمتر از موارد گزارش شده در يك مطالعه از زنان بود (از هر گروه و نژادي) در ماساچوست كه طي آن بيش از يك سوم زنان خشونت شريك خود را در طول 5 سال گذشته ذكر كرده بودند و در آن توانسته بودند، مهار خشونت را به دست گيرند.
در يك مطالعه 62 زن آسيب ديده (20 زنان آفريقايي- آمريكايي، 22 زن اسپانيايي و 20 زن آسياي جنوبي) كه به آژانس هاي ارائه دهنده خدمات دسترسي داشتند:
زنان آسياي جنوبي تمايل بيشتري داشتند تا از اعضاي خانواده خود كمك بگيرند در مقايسه با زنان آفريقايي- آمريكايي يا زنان اسپانيايي. تفاوت در نسبت زناني كه خشونت را براي پدران خود فاش كرده بودند زياد بود، (40 درصد از زنان آسيايي جنوبي در مقايسه با 11.1 درصد از زنان آفريقايي- آمريكايي و 6.7 درصد از زنان اسپانيايي) يا برادران خود (55 درصد از زنان آسياي جنوبي در مقايسه با 16.7 درصد زنان آفريقايي- آمريكايي و 21.7 درصد از زنان اسپانيايي).
بدنبال آشكار كردن خشونت مرد، زنان آسياي جنوبي تمايل قابل ملاحظه بيشتري نسبت به گرفتن مشاوره از سوي اعضاي خانواده خود داشتند تا اين كه در همان تعهد ازدواج خود نسبت به ساير گروه ها بمانند.
مهاجرت و اسكان مجدد پناهنده اغلب همراه با اختلال در شبكه هاي حمايت اجتماعي و در واقع انزواي فرد است.
بيش از 90 درصد زنان ويتنامي مصاحبه شده در مطالعه Tran تنها 0 تا 2 نفر را به عنوان منابع حمايتي خود داشتند.
در مطالعه يوشيهاما در لوس آنجلس، اولين نسل از پاسخ دهندگان ژاپني (افرادي كه در ژاپن متولد شده و بعد به آمريكا مهاجرت كرده بودند بعد از سن 13 سالگي) كمترين تعداد افرادي را مي شناختند كه برايشان حمايت هاي اجتماعي را فراهم مي كرد و كمترين سطح رضايت را هم در ارتباط با خدمات اجتماعي در دسترس خود در ميان 4 نسل از مصاحبه شوندگان در اين مطالعه داشتند.
از ميان 3 گروه مطالعه شده، زنان آفريقايي- آمريكايي، اسپانيايي ها و زنان آسياي جنوبي، گروه آخر كمترين تعداد اعضاي خانواده شان در ايالات متحده سكونت داشتند در مقايسه با ساير گروه ها.
در مطالعه Chemtob كه در هاوايي انجام شد يافته هاي زير به دست آمد:
از ميان دلايل ارائه شده توسط مادراني كه با وجود روابط سوء استفاده آميز باقي مانده بودند، افرادي كه در بالاترين رتبه بندي از نظر دريافت خدمات قرار گرفته بودند (3 دسته بندي) شامل كساني مي شدند كه نيز به پناهگاه داشتند (40 درصد از دسته نيازهاي اوليه)، سرپرستي براي فرزندان آنها مقرر شده بود (72 درصد از نيازهاي مادري)، همراهي (44 درصد از نيازهاي رابطه اي) و قصور والدين (24 درصد از نيازهاي اجتماعي نسبت به والدين).
بهره مندي از خدمات
اطلاعات مربوط به بهره گيري از خدمات در سازمان هاي جامعه محور
مطالعه Apna Ghar ، شيكاگو، 2007
10234 ساعت از خدمات رساني مستقيم به 254 زن بزرگسال و 23 كودك قرباني خشونت خانگي اختصاص يافته است. از ميان اين افراد:
براي 45 زن و 26 كودك سرپناه فراهم شد
200 زن مشاوره حقوقي دريافت كردند
154 زن مشاوره فردي دريافت كردند
1057 تماس تلفني از سوي افراد درگير در بحران پاسخ داده شد
نيروي اقدام آسيايي عليه خشونت خانگي: بوستون، 2007
4668 تلفن در خطوط تلفني چند زبانه پاسخ داده شد
به 362 مراجعه كننده با سرويس هاي جامعه محور خدمات ارائه شد
به 83 مراجعه كننده پناهگاه هاي ضروري و سرويس هاي مرتبط با آن ارائه گرديد
پناهگاه زنان آسيايي: سانفرانسيسكو، 2007-2008
به 28 زن و 18 كودك خدمات رساني صورت گرفت
300 تلفن فوريتي در ارتباط با خشونت خانگي پاسخ داده شد
درخواست 177 زن و 88 كودك به دليل عدم وجود پناهگاه مناسب و خدمات موجود رد شد
زنان آسيايي متحد مينه سوتا (AWUM)، مينه سوتا، 2007
53 نفر از 212 زن و 65 نفر از 174 كودكي كه خدمات مربوط به پناهگاه را دريافت كردند، آسيايي بودند
303 نفر از 2088 زن و 123 نفر از 123 كودك كه خدمات مرتبط را از طريق برنامه حمايت جامعه محور دريافت كردند، آسيايي بودند
و.....
خشونت های خانوادگی مرتبط با قتل
در یک گزارش خشونت خانگی مرتبط با قتل در خانواده های آسیایی که طبق اخبار و اطلاعات روزنامه ها تهیه شده است، در طول یک دوره زمانی 6 ساله 2000-2005 موسسه جزیره نشینان آسیا و پاسیفیک 160 پرونده را مورد تحلیل قرار داد که نتایج آن به شرح زیر است:
انواع قتل ها و اعمال وحشیانه
از تعداد کلی 16 مورد خشونت خانگی مرتبط با پرونده های قتل
72 درصد (115) مورد پرونده های قتل توسط شریک جنسی یا همسر بوده اند
16 درصد (25) مورد به قتل های خانوادگی دیگر مرتبط بودند مانند قتل کودکان و...
12 درصد (20) مورد هم به پرونده قتل های نزاع و درگیری و یا مناقشات جمعی خانوادگی و قتل های ناموسی ارتباط داشتند
160 پرونده آدمکشی در 226 مورد اعمال وحشیانه : 184 بزرگسال و کودک کشته شدند و 42 نفر از مرتکبان بعد از کشتن قربانیان خود دست به خودکشی زده اند
قربانیان
78 درصد از قربانیان زنان و دختران و 20 درصد مردان و پسران و 2 درصد از آنها نیز ناشناخته اند
68 درصد از قربانیان شرکای خصوصی: 70 درصد شرکای فعلی (78 زن و 10 مرد)، 30 درصد شرکای قبلی (33 زن و 4 مرد) بودند
32 درصد از قربانیان اعضای خانواده غیر از شرکای جنسی بودند: 22 نفر کودک، 12 نفر بستگان، 10 نفر والدین، 15 نفر سایر افراد
64 درصد از قربانیان در خانه های خود به قتل رسیدند
62 درصد قربانیان با گلوله کشته شدند
کودکان
رفتار وحشیانه با 22 کودک نشان می دهد که کودکان بزرگترین گروه بعد از زنان را در میان قربانیان آدم کشی تشکیل می دهند
13 مورد از 20 مورد قتل های خانوادگی کودکان بوده اند
160 تن از قربانیان کودک از جمله آنهایی که بعد از رفتارهای وحشیانه زنده ماندند، شدیدا مورد حمله قرار گرفته بودند به نوعی که شاهدان عینی این قتل ها یا خودکشی یا گواهی داده اند که این حملات با ایراد آسیب های فیزیکی و روانی بسیار شدید همراه بوده است.
مرتکبین
83 درصد از مرتکبین مرد، 14 درصد زن و 3 درصد ناشناخته بوده اند
7نفر از کل 10 نفر مدانی که کودکان را کشته اند، مادران آنها را نیز به قتل رسانیده اند. همچنین از هر 4 زن، یک زن علاوه بر قتل فرزند شریک خود را نیز کشته است.
70 درصد از قاتلین از تفنگ برای ارتکاب قتل استفاده کرده اند.
طی ارزیابی تطبیقی این آمار نتیجه این شد که:
23 درصد از مرگ های مربوط به خشونت خانگی از سال 2001تا 2005 در ایالت کالیفرنیا به جزیره نشینان آسیا و پاسیفیک اختصاص داشته است.
31 درصد (16 مورد از 51 پرونده) قتل های خشونت خانگی از سال 1993- 1997 در ایالت سانتاکارلای کالیفرنیا آسیایی بوده است که اگرچه آسیایی ها در مقایسه با دیگر جمعیت ها تنها 5/17 درصد را به خود اختصاص می داده اند
7 قتل شریک خصوصی در سال 2000 در هاوایی گزارش شد. 5 زن فیلیپینی کشته شده بودند که با توجه به جمعیت 3/12 درصدی فیلیپین ها در هاوایی نرخ بالایی است.
Resourse
Yoshihama, Mieko. And Dabby, Chic (2009). Facts & Stats: Domestic Violence in Asian, Native Hawaiian and Pacific Islander Homes, Asian & Pacific Islander Institute on Domestic Violence, APIA Health Forum, September.
يادداشت
[1] Behavioral Risk Factor Surveillance System
[2] O’ahu
تا قانون خانواده برابر
ارسال به
بالاترین
،
توییتر
،
فریندفید
،
فیسبوک
در همين بخش :
یک خبر تلخ؟ یک قانونشکنی؟ یک تصمیم بخشنامهای جدید؟
چرا بایست به سکسوالیته پرداخت؟ / نفیسه آزاد
آزارجنسی خانگی؛ «قربانی» نه، «نجات یافته»
زنان، بزرگترین بازندگان بهار عرب
سانسور از دیدگاه جنسیتی/الهه امانی
ديگر بخش ها :
طرح یک میلیون امضا
|
مقالات
|
سایت نوشته ها
|
اخبار
|
گزارش كمپين
|
گفت و گو
|
علیه سکوت
|
كوچه به كوچه
|
نامه های شما
|
گزارش ویژه
|
گفتگو با اعضا
|
ویژه سالگرد کمپین
|
تصویر برابری
|
دل آرام علی
|
تریبون
|
مقالات
|
تاریخ شفاهی
|
خارج از چارچوب
|
کتابخانه
|
درباره کمپین
|
کمپین در شهرها
|
کمپین در بند
|
صدای تغییر
|
ویژه 22 خرداد
|
لایحه حمایت از خانواده
|
گالری
|
عشا مومنی
|
امیر یعقوبعلی
|
خدیجه مقدم
|
راحله عسگری زاده و نسیم خسروی
|
پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز
|
زینب پیغمبرزاده
|
سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی
|
احترام شادفر
|
نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی
|
وبلاگ مهمان
|
پرونده خرم آباد
|
دستگیری ها
|
مریم مالک
|
پرستو اللهیاری
|
مهرنوش اعتمادی
|
سمیه رشیدی
|
Other Languages
|
همراهان
|
«فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت»
| English
|