خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > كوچه به كوچه > به یاد او که همراهمان بود/ حمیده نظامی

به یاد او که همراهمان بود/ حمیده نظامی

25 شهریور 1389 - - نسخه قابل چاپ

به یاد او که همراهمان بود و یاد نیکش در ذهن ما همیشه خواهد ماند.

هانیبال الخاص: "نه تنها برابری حق شماست، بیش از این هم در حقتان بکوشند، کم است."

نمایشگاه در خانه ی قدیمی ای بود در شمال تهران. روز اولی بود که او را از نزدیک ملاقات میکردم . گرمای رنگهای آثارش آرام بخش و زیبا بود. منتظر ماندم تا او را ببینم. با لبانی خندان به جمع آمد و از حضور بازدیدکنندها تشکر کرد.
از ایران گفت واز فرهنگ و هنر ایرانی و از تلاش برای شناساندن نقاط قوت آن.
منتظر ماندم تنها شود. به سمتش رفتم و با کمی نگرانی سوالم را از او پرسیدم. استاد با اینکه از نقاشی کم میدانم، آثارتان رو دوست دارم. گفت در همین حد هم خوب است. گفتم استاد سوالی از شما داشتم که این سوال من را به نمایشگاهتان راهی کرد. گفت بپرس.
گفتم در باب کمپین یک میلیون امضا که حتما شنیده اید؟ گفت فعالیتهایشان برایم ارزشمند است . گفتم من کمپینی هستم و درکمیته هنری کمپین فعالیت میکنم. قصد داریم نظر اهل علم و هنر را راجع فعالیتهایمان بدانیم. گفت امیدوارم به زودی موفق شوید . شما زنان ارزشتان بیشتر از اینهاست. من هم دوست دارم کمکتان کنم. نتوانستم خوشحالیم را پنهان کنم و برقی از نگاهم پرید و استاد لبخندی از رضایت بر لب آورد.
گفت من به زودی نمایشگاهی دایر خواهم کرد که سود آنرا به شما میدهم. انتظار این لطف را در جلسه اول آشنایی با همان جملات ساده و کوتاه نداشتم ، فکر میکردم اگراز ما حمایت کند به نحو دیگری خواهد بود. بسیار خوشحال شدم و قراری برای روز برپایی نمایشگاه گذاشتیم.
روز افتتاحیه نمایشگاه درابتدا از تلاش جنبش زنان بالاخص کمپین حمایت و قدردانی کرد و به بازدیدکنندگان اعلام کرد که این آثار به نفع کمپین به فروش خواهد رسید.
مدتی بعد از نمایشگاه به دیدنش رفتیم به پاس لطفش. شوخ طبع بود و صریح الهجه. از ما عکس گرفت و گفت برای سال آینده ازعکسهایتان نمایشگاهی خواهم زد به نفع کمپین زنان.
سال بعد درگیریهای انتخابات بود و استاد در ایران حضورنداشت . بیماری آزارش میداد و دوری از وطن مزید علت. و حالا آغازگر طراحی فیگوراتیو در نقاشی نوگرا ایران به دلیل بیماری در 23 شهریور ماه درگذشت و یاد نیکش را در ذهنهایمان به جای گذاشت.

و تقدیم به او که شاملو را دوست داشت:

هرگز از مرگ نهراسیده‌ام

اگرچه دستانش از ابتذال شکننده‌تر بود.

هراسِ من ــ باری ــ همه از مردن در سرزمینی‌ست
که مزدِ گورکن

از بهای آزادیِ آدمی

افزون باشد.

جُستن

یافتن

و آنگاه

به اختیار برگزیدن

و از خویشتنِ خویش

بارویی پی‌افکندن ــ

اگر مرگ را از این همه ارزشی بیش‌تر باشد

حاشا حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم.

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

روايت بيست و پنجمين شهريور / نرگس طیبات
وقتی آتش خاموش شود/فرشته نوبخت
آن گاه که زن شدم / ویژه نامه 8 مارس 1391
چیزی زیر پوست این شهر می جوشد / دلارام علی
گرسنگی / وبلاگ سیب و سرگشتگی

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English