خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > سایت نوشته ها > تغییر برای برابری / مانی جانفشان

تغییر برای برابری / مانی جانفشان

26 اردیبهشت 1386 - کافه رنسانس - نسخه قابل چاپ

سايه : باور نمي‌كرد. مي‌گفت مي‌فهمم ليكن باور نمي كنم.

مي‌گفت : وقتي به من مي‌گويند به دو سال حبس محكوم‌ايد، كاملاً مي‌فهمم. ولي وقتي مي‌گويند حضانت فرزند شما بر عهدة پدر است، نمي‌فهمم. من در درون خودم پروراندم‌اش. در درون‌ام ماه‌ها آراميد. شيرة وجود مرا مكيد و بند بند وجودم را در بند بند وجودش خلاصه مي‌كردم. كودك‌ام را مي گويم. مي‌خواهم‌اش؛ مي‌خواهدم؛ و ما ناتوانيم و من نمي‌فهمم.

ادامه داد : وقتي به من مي‌گويند به دو سال حبس محكوم ايد، لحظه لحظة اين دو سال را مي توانم تصور كنم؛ از من نخواه كه دوري كودك‌ام را نمي‌توانم تصور كنم. ناتوانم از آن‌كه تصور كنم بار ديگر حتي يك بار ديگر سيلي‌خور دمدمه مزاجي‌ها و خلق تنگ و نظر سوء همسر و شوي و همخوابة خويش باشم. چنان دشنة تلخ‌كامي زمان را در اندام‌ام يافته‌ام كه از هر بستري تبري مي‌جويم؛ از خواب بيزارم؛ از اين‌همه سكوت ناباورم و چنين از فرياد بارورم.

قانون؛ نوشتة بارها و بارها چاپ‌شده‌اي كه با مرام نمي‌خلد. كتاب قانون را برداشتم و در كنارش نشستم و هرچه براي‌اش گفتم نفهميد كه در و ديوار اين خانه پاسخگوي مجال همت من نيست. چقدر حقيرند اين ديوارها و ديوارهاي اذهاني كه اين وسعت وسيع قدرت و همت مرا مي‌خواهند در خود فروگيرند. نگاه كن. زير پوست شهر، احتياج دلمه كرده؛ دارد مي‌تركد و حضور امن وآرام مرا مي‌طلبد و چقدر بسيارند آنان‌كه نمي‌بينند.

لباس‌ام زيباست؛ برازندة اندام‌ام. زيبايي‌ام را جلوه‌اي دوچندان مي‌بخشد و من چقدر ناخرسندم. تن‌پوش فرداي من هويت است. احتياج، نياز و خواستن، متن متين ايمان من است و چنين جلپارة بي‌قدر اكنون را مي‌درم تا عرياني خويش را در يابم و به همت تو اي زن! پيرهني آراسته، آكنده از فهم و شعور را زيبندة اندام‌ زنان فردا بيآرايم.

كودك‌ام! دخترك‌ام! نياز را بايد احساس كنيم. احتياج را لمس كنيم. قدرت ما اگرچه بيكران نيست ليكن كرانه‌هاي آن، ياراي آن را دارد تا وسعت انبوه آرزوهامان را درنوردد.

زمان نمي‌آرامد. بايد خواست. روي دوپاي خود بايست.

نان‌ام و نيازم در گرو نازم نيست در گرو همت بلند من است.

روي دو پاي خود بايست. من نيز روي دوپاي خود مي‌ايستم. بايد زودتر آموخت.

نان‌ام و نيازم در گرو نازم نيست در گرو همت بلند من است.

خسته‌ام و خسته‌اي. دخترك‌ام! بخسب؛ بيارام. شب ناآرامي‌ست. من بيدارم و تا صبح و بيداري‌ات اكنون را و اين لحظات را مي‌پايم.

اين تغيير براي برابري است.
 

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

یک خبر تلخ؟ یک قانون‌شکنی؟ یک تصمیم بخشنامه‌ای جدید؟
چرا بایست به سکسوالیته پرداخت؟ / نفیسه آزاد
آزارجنسی خانگی؛ «قربانی» نه، «نجات یافته»
زنان، بزرگترین بازندگان بهار عرب
سانسور از دیدگاه جنسیتی/الهه‌ امانی

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English