خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > تریبون > مقالات > ترویج گفتمان برابری طلبی میان سیاسیون*

ترویج گفتمان برابری طلبی میان سیاسیون*

31 اردیبهشت 1386 - بهاره هدایت - نسخه قابل چاپ

«یکی از معضلات مهم فکری فلسفی قرون اخیر این پرسش بوده است که از میان دوعنصر «اندیشه» و «واقعیت» کدام یک در سیر حرکت تاریخ نقش مهم تری داشته اند. بی تردید فکر معاصر از چنین دوگانگی حادی میگریزد و پاسخ را در همکنش پیچیده ای میان عناصر مذکور می جوید؛ اما چنین دیدگاهی، در عین درستی، مانع از این نیست که نقش یکی از این عناصر مهم تر تلقی شود. به نظر می رسد، در روند زندگی انسان ها و در سیر حرکت تاریخ بشری، که برآیند پیچیده ای از آن است، واقعیت های اجتماعی نقشی مهم تر از سازه های ذهنی داشته اند. در تعامل ناگزیر و نامتناهی میان این دو، واقعیت اجتماعی اعم از اقتصاد و سیاست، از اصالت بیشتری برخوردار بوده است تا فکر فلسفی. اگر قرار باشد سیر جامعه ای تغییر کند، این بسیار بیشتر وابسته به تحولی در بنیادهای واقعیت است تا بنیادهای فکر؛ به تعبیر دیگر، با تغییر شرایط سیاسی اقتصادی یک جامعه، وقوع تحولی متناسب در فکر و فرهنگ آن محتمل تر است تا عکس آن. به عنوان نمونه اگر جامعه ای فقیر و بسته باشد کمتر زمینه مناسبی برای ایده تساهل دارد، یا اگر جامعه ای چند نژادی و چند آیینی باشد در برابر ایده برابری مقاومت می کند.» ¬¬ تئوریی که نقل قول کردم، (از مرتضی مردیها) پایه ی اصلی تصور من از پلان کمپین یک میلیون امضا است. واقعیت این است که بسط دامنه ی مدافعین حقوق مصرح در کمپین یک میلیون امضاء تاکنون به شایستگی به اجرا درآمده، و این را باید به فال نیک گرفت. این بدان معنا است که ما در ساخت سازه های ذهنی جامعه موفق بوده ایم و اگر سنگ اندازی های غیرقانونی نمی بود بیش از آنچه تاکنون بوده، امضاءهای کمپین رشد آماری می داشت.

اما بر خلاف تصوری که شاید در ابتدا به ذهن متبادر شود، واقعیت اجتماعی مشمول اقتصاد و سیاست است و بنا بر این جمع آوری یک میلیون امضا عملی است برای سامان بخشیدن به سازه های ذهنی گستره ی وسیعی از جامعه و نه تغییر واقعیت اجتماعی. می خواهم بگویم که صرف جمع آوری یک میلیون امضاء بدون تلاش موازی برای تغییر بنیان های واقعیت اجتماعی که سیاست و اقصاد است، به سرمنزل مقصود نخواهد رسید. یک میلیون امضا جمع آوری خواهد شد، انباشت مطالبات و تمرکز روی خواسته های مذکور در دفترچه صورت خواهد گرفت، تا حدودی نیروی اجتماعی بسیج خواهد شد، اما آیا تغییر قوانین در عمل رخ خواهد داد؟ نمی خواهم منکر فشار کلیت طرح و فراگیری آن و امضاهای جمع شده بر طبقه ی قانون گذار شوم، ولی تغییر رویکرد سیاست و اقتصاد صورت نمی گیرد تا وقتی که قدم نهایی و تمام کننده ی «ایجاد گفتمان مشترک برابری طلبی» میان ما و مردان منجمد شده در سیماب سیاست و یا مهره چینان مهم اقتصادی آگاهانه برداشته نشده است. این رابطه همچون بیماری معلول است و ما را از رسیدن به نقطه ایده آل اهدافمان بازخواهد داشت. کمپین یک میلیون امضا یا قصد تغییر قوانین را دارد یا نه این تنها یک شعار و ویترین جذاب است. ما یا همّ خود را صرف این مقصد نهایی که تغییر قوانین مکتوب و مصوب کشور است میخواهیم بکنیم یا نه، تنها به رشد وانباشت هدفمند مطالبات بسنده می کنیم و باقی کار را به دست قضا و قدر می سپاریم.

شاید نتوان تصور تعامل و تشریک مساعی را با صاحب مسندان فعلی قدرت کرد، چرا که اینان از انباشت مطالبات و گسترش آن به شدت می هراسند و آن را در تضاد با امنیت خود (و نه البته امنیت ملی) تلقی میکنند. به نظر می رسد که امیدی نیز به اصلاح اینان نباشد. اما می توان به گسترش گفتمان کمپین از پایین ترین لایه های اجتماع تا آن سوی بیت های عظام و آن طرف دیوار اتاق های فکر امید داشت. در این جامعه قدرت طلبان بی مسندی هستند که باید با خواسته های ما درگیر شوند و موضع خود را در برابر پیشنهادهای ما برای تغییر وضعیت موجود زنان در جامعه بیان کنند. باشد که مطالباتمان با پشتوانه ی ده ها هزار امضا موجب شود جایی شایسته ی جنبش زنان در سپهر اندیشه ی آنان به خود اختصاص دهیم. جایی که هرگز و تحت هیچ شرایطی قربانی مصلحت اندیشی سیاسی نشود. و برای این راهی نیست جز مقاوت و ایستادگی بر سر آرمانها و آمادگی مواجه شدن با شرایط دشوار، بدین معنی که در طرح ایده ها و آرمانها و در هنگامه ی هزینه دادن و جنگیدن بر سر آنها مستقل باشیم و مستقل بمانیم، ولی بدانیم که زمین کشت مان در زیر پای احزاب و سیاسیون نیز گسترده است و باید مکانیزمی برای بذرپاشی آن بیاندیشیم. هراس از مصادره ی کمپین و مطالبات آن توسط احزاب البته بسیار دوراندیشانه و به جاست. اما فرار و نادیده انگاشتن هم کاری بس نادرست و در عمل حتی گاهی دشوار است.

دغدغه ی نفوذ کمپین میان سیاسیون و احزاب جدی است. و این البته منافاتی با این گفته که: کمپین یک میلیون امضا بنیانی اجتماعی دارد و همه ی توان و انرژی خود را از مردم گرفته و همه ی هم خود را مصروف هدفمند کردن برخی مطالبات میان توده ی مردم می کند، ندارد. چرا که من نیز معتقدم نزدیک شدن به احزاب زمانی مثمر ثمر خواهد بود و موجب رشد برخی ابعاد کمپین خواهد شد که ما توانسته باشیم با نیرویی که خود در جریان فعالیت هایمان حول شعارهای مصرح در بیانیه و دفترچه کمپین، گرد آورده ایم به رابطه ی محتملی که بروز میکند به دیده ی فرصتی برای گسترش ایده هایمان بنگریم.

آیا گاهی سایه ی واقعیت هراس آلودی را حس نمیکنید که بر بالای سر کمپین یک میلیون امضا همچون کفتاری به پرواز در می آید و همه مان را از آینده و سرانجام این طرح مضطرب می کند؟ باید بکوشیم جبهه ای گسترده تشکیل شود از شمالی ترین رأس هرم اجتماع تا کف آن. ترویج یک شعار و خواست مشخص، که برابری طلبی و تغییر قوانین است، می تواند ساختار (به اصطلاح فمینیست ها) مردسالار جامعه را درنوردد و آینده ای بهتر را نوید دهد. مطالبات ما و مواضع و پیشنهادهای ما برای حل مشکلاتمان همچون پیامی که موظفیم به همگان برسانیم اینک در دست ماست. کمپین یک میلیون امضا همچون پیامبری که موظف به ابلاغ سروش درونی خود است، موظف شده پیام و مطالبه ی کمپین را به همه جامعه برساند، حتی سیاسیون و احزاب. حتی اگر بگوییم که ما در پی دستیابی به توافقی یک میلیونی هستیم و نه تغییر قوانین، باز هم نمی توانیم بخشی از جامعه را از دستیابی به این توافق و سهیم شدن در آن محروم بدانیم. آن هم بخشی که چه ما را خوش بیاید چه نه، به نظر می رسد جزء آن اقلیتی است که می تواند در ساختن واقعیت اجتماعی موثر باشد. در شرایط متعادل تر سیاسی و اقتصادی که ایجادش نه بر عهده ی کمپین است و نه هدف آن، می توان از این آگاهی رشد یافته میان تأثیرگزاران بر روند قانون گذاری نوین سود جست و آیا منکر این هستیم که تأثیرگزاران بر این روند همین سیاسیون و احزاب و البته مردان پشت پرده ی اقتصاد هستند و می بایست با آنها گفتمان مشترک ایجاد کرد؟ تنها در آن هنگام است که آن توده ی جامعه که در سوی دیگر فعالیت از پایین کمپین جای میگیرند می توانند از حقوق بدست آمده ی جدید بهره جویند و سامانی حداقلی بر مظلومیت های حداکثری خود بیابند.

*متن سخنرانی در نشست 6 اردیبهشت 86

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

دهمین دورۀ مراسم تندیس صدیقه دولت آبادی ۱۳۹۲
کارت پستال‌هایی به بهانه‌ی هشت مارس و به یاد همه‌ی مبارزین راه برابری
بیانیه بیش از 350 تن از مدافعان حقوق زنان به مناسبت روز جهانی زن؛ زنان هر روز فرودست‌تر می‌شوند
لباسی که برای تن ما دوخته اند! /اعظم بهرامی
چالش‌ها و چشم‌انداز فعالیت مدنی زنان

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English