پذيرش > سایت نوشته ها > تصويب لايحه قطعا به مشاركت سياسي زنان و دامن زدن به بدبيني آنها نسبت به نظام تاثير (...)
تصويب لايحه قطعا به مشاركت سياسي زنان و دامن زدن به بدبيني آنها نسبت به نظام تاثير خواهد گذاشت
24 اردیبهشت 1389 - مصاحبه با شهيندخت مولاوردي، دبيركل جمعيت حمايت از حقوق بشر زنان/پرستو اللهیاری - نسخه قابل چاپ
لهیاری: شما قبلا هم در جلسه اي كه جبهه مشاركت در مورد لايحه برگزار كرده بود و نيز در مصاحبه ها و مقالاتتان به اشكالات اين لايحه اشاره كرده بوديد، اما همچنان بعد از دو سال از مطرح شدن اين لايحه و اعتراض وسيع زنان، اين سوال وجود دارد كه مجلس چه اصراري به تصويب اين لايحه دارد به خصوص با وجود دو ماده 23 و 25 كه مورد اعتراض بود؟
شهيندخت مولاوردي: سال 86 بود که آن لایحه به مجلس ارسال شد، با آن دستکاری که دولت کرده بود، و در واقع ماده 23 و 25 ماحصل دستکاری دولت بود. سوالی که آن زمان برای فعالان این حوزه مطرح شد این بود که چرا دولت و برخي نمایندگان مردم و از جمله برخی نمایندگان زن اصرار دارند که مسائل و مشکلات زنان را تقلیل بدهند به تعدد زوجات و بیشتر از اینکه نگران خلاهای واقعي حقوقی و قضايي زنان در خانواده و جامعه باشند، نگران خلا قانونی برای تعدد زوجات هستند و بسیار پیگیر هستند که این لایحه را به یک نتیجه ای برسانند. سوال اساسی همه ما بود و به دنبال همین قضیه بود که سعی کردیم در حد توانمان این قضیه را جا بیاندازیم که با این شرايطي که پیش آمده و با این تعجیلی که وجود دارد که این لایحه به تصویب برسد، قطعاً ما با وضعيت جدیدی مواجه خواهیم بود که مشکلات نه تنها حل نخواهد شد، بلکه مشکلات و مسائل عدیده ای دیگری بر آن افزوده خواهد شد، بنابراین سعی شد در آن زمان زنان از گروه ها و از طیف های مختلف، نه فقط زنان بلکه دلسوزان جامعه و خانواده در کنار هم بتوانند یک سری تلاش هایی را انجام بدهند و نهایتاً موفق شدند که تا یک مدتی این بحث را از دستور کار مجلس خارج کنند، اما به طور کلی این قضیه مسکوت نماند بلکه همان زمان هم اعلام شد که برای بررسی دقیق تر ارجاع داده شده به کمیسیون حقوقی-قضایی و کمیته ویژه اي که کمیسیون بعدا تشکیل داد. پیگیر قضیه هم که بودیم، دائم مطرح می شد که ماده به ماده دارند بررسی می کنند و نهایتاً هم این اصلاحیه اخیر که از دل کمیته ویژه بیرون آمده بود، در کمیسیون حقوقی-قضایی مورد بررسی قرار گرفته و گویا تمام شده است و یا با اصلاحاتی و یا همان نظرات كميته ويژه تصویب شده است و حالا باید منتظر بمانیم و ببینیم کی برای طرح در صحن علنی مجلس برای تصویب نهايي مطرح می شود.
الهیاری: نائب رئيس كميسيون حقوقي و قضايي مجلس، آقاي تجري، به تازگي گفته اند كه قانون ازدواج موقت 90 سال پيش در قانون مدني كشور تصويب شده بود و اظهار تعجب ميكنند كه چطور آن موقع اعتراضي شكل نگرفت، اما حالا در مورد همان قانون اعتراض ميشود. به نظر شما مقايسه خواست جامعه با 90 سال پيش ميتواند در تصويب قوانين مفيد باشد؟
مولاوردي: این مقایسه به نظر جالب می آید، از این نظر که ما شکل برخورد قانون مدنی را هم باید بهش توجه کنیم حتی در آن سالها. ما وقتی که ورق می زنیم قانون مدنی را و موادش را بررسی می کنیم می بینیم آن برخوردی که در خصوص تعدد زوجات و ازدواج موقت در اين قانون انجام شده است، در واقع با ظرافت کامل از کنار موضوع عبور کرده، بدون اینکه آن را مسکوت گذاشته باشد، خیلی ظریف و غیر مستقیم به موضوع پرداخته است که شائبه دامن زدن و ترویج موضوع را نداده باشد. این خیلی برای ما جالب توجه است و می تواند الگوی خوبی باشد برای قانون گذاران فعلی ما. بنابراین آن شکل برخورد قانون مدنی با توجه به موقعیت آن زمان جامعه ایران که می توانیم بگوییم از زمین تا آسمان با جامعه قرن بیست و یکمي ایران با توجه به تحولات عصر حاضر فرق دارد، به هیچ وجه حساسیت جامعه را بر نیانگیخته بوده و به نوعی همخوان و مطابق وضع موجود بوده و پس افتاده و عقب افتاده تر از وضعیت جامعه نبوده است که بتواند واکنش های و عکس العمل هایی را داشته باشد. در حالی که ما الان به نوعی عکس آن را شاهدیم که قانونی که دارد به تصویب می رسد نه تنها مطابقت و سنخیت با وضعیت موجود و عرف حاكم بر جامعه ایران ندارد، بلکه بسیار عقب افتاده تر و پس افتاده تر از این وضعیت است.
الهیاری: همچنين گفته شده كه اين لايحه صددرصد به ضرر مردان است، به نظر شما چرا تصويب چنين قانوني توسط مجلس بايد انجام بشود وقتي خودشان متعقدند كه كاملن به ضرر نيمي از افراد جامعه است؟
مولاوردي: باید توضیح بیشتر می دادند، من واقعاً متوجه نمی شوم منظورشان از اينكه به ضرر مردان است، چيست؟ آن هم با این اختیاراتی که در اين لايحه به مردان داده شده است. در هر صورت، فکر می کنم اين لايحه در صورت تصویب بيشتر به ضرر خانواده ها و در نهایت به ضرر جامعه است، تا مردان. اینطور نمی شود قضاوت كرد، بايد مصداق ها را مشخص می کردند که کدام یکی از بندهایش به ضرر مردان است و چرا چنین کاری می کنند؟ آیا یک قانونگذار که باید یک سری از اصول و قواعد را مدنظر داشته باشد، باید دست به کاری بزندکه به ضرر اين يا آن تمام بشود؟
الهیاری: می شود توضیح بدهید كه این لایحه چطور به ضرر خانواده است؟
مولاوردي: ببینید در این چند سال، آثار و تبعات و عوارضی که در صورت تصويب موادي كه به پيشنهاد دولت وارد لايحه شده است، دامنگیر جامعه و خانواده خواهد شد. طی بیانیه های متعدد از جوانب مختلف روانشناختي، اجتماعی، اقتصادی، آسيب شناسي خانواده، جرم شناسي و سیاسی مورد بررسی قرار گرفته و گوشزد شد كه نباید به چنین مباحثی در جامعه مهر تایید زده شود و اگر به تصویب برسد قطعا در آینده نزدیک حتي در مشارکت سیاسی زنان و بر دامن زدن به بدبینی آنها نسبت به نظام تاثیر خواهد گذاشت و نهایتاً منجر به کاهش مشارکت سیاسی زنان خواهد شد. توسط صاحبنظران، كارشناسان و آسیب شناسان خانواده در میزگردهایی که تشکیل شد و سمینارهایی که به طور مفصل به موضوع پرداخته شد، این ابعاد مورد بررسی قرار گرفت و هشدار داده شد كه اگر به این شکل، مخصوصاً با اصلاحاتی هم که اخيراً انجام شده است و نه تنها ابرویش را درست نکردند، بلکه زدند چشمش را هم کور کردند، به نوعی از ابعاد گوناگون با مشکلات عديده و جديدي مواجه خواهيم بود. مواد پيشنهادي دولت در اين لایحه بسیار به ضرر خانواده ها است و در نهایت دود آن هم به چشم جامعه خواهد رفت. ما اینجا صرفاً بحث زنان را نمی کنیم که به انواع انگها متهم بشویم، اینجا بحث خانواده است و بحث جامعه است و فرزندانی که بیشترین آسیب را در این میان خواهند دید.
الهیاری: در دفاع از اين لايحه يكي از نماينده گان مجلس از زناني نام برده اند كه در بنگاه هاي همسر يابي ثبت نام مي كنند و اين را به عنوان عدله اي براي تمايل زنان به ازدواج موقت ذكر كردند؛ از چگونگي كار اين بنگاه ها اطلاعي داريد و آماري از نحوه و تعداد زنان شاغل در آن وجود دارد يا خير؟
مولاوردي: من نمی دانم از کی تا حالا استثناها قاعده و پایه قانونگذاری شده است، چون همیشه قانون برای اکثریت نوشته می شود و برای قاعده و اصول نوشته می شود نه برای استثناها. حالا اگر هم چنين زناني باشند، آنقدر نادرند که به قول اصولیون "النادر كالمعدوم" اصلا به چشم نمی آیند، آیا باید برای رفع مشکل اینگونه زنان که درصد بسیار کمی از زنان جامعه را تشکیل می دهند، ما بیاییم قانونی وضع کنیم که کل خانواده ها را تحت الشعاع خودش قرار بدهد و کلاً روابط خانوادگی را از هم بگسلد و یک نظام جدیدی را شاهد باشیم که نتیجه ای جز فروپاشی خانواده نخواهد داشت. به نظرم این استدلال و توجیه به هیچ وجه منطقی و قابل دفاع به نظر نمی آید.
الهیاری: اگر چنین زناني باشند، آیا واقعا روند جامعه طوري بوده كه مهلت انتخاب چنین زندگي را بهشان بدهد؟
مولاوردي: من همین را عرض می کنم، آیا اصلاً راهش اين است؟ آیا ما باید به این شکل با موضوع برخورد بکنیم؟ مثل همه موارد صورت مساله را اینجوری پاک کنیم و به نوعی خیال خودمان را راحت کنیم؟ باید ببینیم چه راه های دیگری وجود دارد؟ چرا نرفتیم سراغ آن راه ها و همیشه آسان ترین و میانبرترین راه را انتخاب کردیم برای اینکه به هدف برسیم؟
الهیاری: در خبرها داشتيم كه 60 درصد از طلاق ها به دليل جنسي اتفاق ميافتد، علاوه بر آن نرخ طلاق نسبت به سال گذشته بيشتر شده است، با اين وجود فكر مي كنيد اين جور معضلات با لايحه جديد خانواده (چند همسري و ازدواج موقت كه بيشتر از لحاظ جنسي در خانواده مطرح است) حل مي شود؟
مولاوردي: اتفاقاً یکی از استدلالات مخبر کمیسیون قضایی این بود که "ما می خواهیم در این لایحه در مسیر تحکیم خانواده و در جلوگیری از طلاق، این تغییرات را انجام بدهیم"، در واقع علل و ریشه اصلی گرایش مردان به ازدواج مجدد بیشتر ریشه در عدم اقناع و احساس سرخوردگي و ناکامیشان از وضعیت موجود به ویژه در زمینه روابط جنسی دارد. حال، آیا واقعاً با این راه حلی كه دارد ارائه می شود، این مشکل حل می شود و ما شاهد کاهش طلاق ها خواهیم بود، یا اینکه خود این قضیه دقیقاً دامن خواهد زد به بحث طلاق، ضمن اینکه ما چرا راه های دیگری که پاسخگوی این مشکل باشد را نمی آزماییم؟ الان در بحثی که ما در روابط خانوادگی داریم و حلقه مفقوده آموختن و به کار بستن مهارت های زندگی مشترک است که واقعاً الان جايش خالي است و ما به هیچ وجه نمی بینیم که متولی خاصی داشته باشد و دغدغه به اصطلاح مسئولین ما باشد که بیایند این را پی بگیرند و در واقع از این در وارد بشوند که بخواهند مشکلات را به راحتی حل بکنند و شاهد هستیم که دختران و پسران ما و حتی زنان و مردان ما که سال ها از زندگی مشترکشان می گذرد در ساده ترین مهارت های ارتباطی که امروز اسمش را می گذارند «روابط سالم و موثر و سازنده» محروم هستند و نهایتا این می شود که روز به روز فاصله می افتد بینشان و مرد می رود به سمت تعدد زوجات و زن هم با مشکلات فراوان روحی و روانی و جسمی مواجه هست و در تربیت فرزندان هر دو تا کم می گذارند و این نهایتاً باز جامعه را دچار آسیب می کند. فکر می کنم اگر به این قضیه توجه بشود بسیاری از مشکلات خانواده های امروزی ما حل می شود که متاسفانه باز شاهد هستیم که نه رسانه ها اهتمام جدی دارند به این موضوع و نه مسئولین و نه متولی خاصی داریم که این را مدنظر خودش قرار بدهد.
الهیاری: شما به جای این لایحه با اين اشكالاتي كه ذكر كرديد چه بديلي دیگری پیشنهاد می کنید؟
مولاوردي: ما مفصلا پیشنهاداتی را فرستادیم به کمیسیون قضایی، هم به عنوان "مجمع زنان اصلاح طلب" و هم "ائتلاف اسلامی زنان". یکی از دلایلی كه ائتلاف اسلامی زنان تشکیل شد این بود که ما احساس کردیم که لایحه یک کنش بسیار بزرگی را می طلبد که از عهده یک طیف یا گروهی خاصی برنمی آید، حتما باید یک ائتلافی روی بدهد و از گروه ها و طیف ها و نحله هاي فکری مختلف زنان و حتي مردان دور هم جمع بشوند تا بتوانند در مقابل این موج عظیم ایستادگی بکنند و این اتفاق هم افتاد و یکی از ائتلاف های آن زمان شکل گرفت که با لابی های خودش و با جلساتی که برگزار کرد با همکاری كميته امور زنان خانه احزاب، میزگردهای مطبوعاتی که گذاشتیم و کنفرانس های خبری توانستیم صدايمان را برسانیم.
منتها متاسفیم که حالا در اصلاحاتی که انجام شده است، اثري از این پيشنهادها دیده نمی شود. ما اصرارمان بر محذوف بودن ماده 23 لايحه و برگشت به قانون سال 53، البته با توجه به اقتضائات زمان و مکان بود. در عین حال اگر كميسيون اصرار دارد که مواد دیگری جایگزین ماده 23 بشود یا آن ماده اصلاح بشود، گفتیم که نخست، ادبیات ماده باید طوری باشد که استثنایی بودن ازدواج دوم و نه قاعده بودن آن به صراحت برداشت شود، برعکس ماده 23 که اصلاً این را نمی رساند؛ دوم، اجازه و رضایت همسر اول در طول ساير موارد و نه درعرض آنها، باید شرط بشود، هر چند باز معتقدیم که این اجازه به حکم عقل نمی تواند کاشف از رضای قلبی و واقعی زن باشد؛ سوم اینکه، ازدواج دوم از موجبات طلاق برای همسر اول باشد، هر چند اجازه اين ازدواج را داده باشد، باشد و وقتی طلاقی هم صورت می گیرد با پرداخت کلیه حقوق قانونی همسر اول و حتی ترجیحاً با تامین زندگی او و فرزندان مشترک باشد؛ چهارم، حضانت فرزندان مشترک هم به همسر اول داده شود، مگر اینکه مانعی برای این حضانت وجود داشته باشد. پنجم، علاوه بر اذن رضایت و اجازه زن اول باید توانایی مالی مرد و امکان اجرای عدالت عاطفی و احساسی از جانب مرد احراز بشود، یعنی فقط عدالت مالی نباشد چون الان فقط این را مدنظر قرار می دهند. ششم، بحثی که مطرح کردیم، تعیین ضمانت اجرایی و مجازات های کیفری و حقوقی برای مردانی که بدون کسب اجازه از دادگاه و اجازه همسر اول و بدون توجه به شرایط قانونی مبادرت به تعدد زوجات می کنند و همچنين تعيين مجازات برای عاقد و سردفتری كه عقد مرد متاهل را بدون رضایت همسر اول و اجازه دادگاه جاري و به ثبت می رسانند و...
اینها را ما پیشنهاد داده بودیم که اگر اصرار دارید ماده 23 مطرح بشود، حداقل اینها را در نظر بگیرید که منافع زنان و منافع جامعه در نهایت تامین بشود. اما با آن اصلاحاتی که انجام شد و دیدگاه های کمیته ویژه که به تصویب کمیسیون رسید، کمتر شاهد بودیم که این پیشنهادات دخیل داده شده باشد. در ملاقات هایی که با فراکسیون اقلیت مجلس انجام شد، با فراکسیون زنان مجلس و بعد روزي که خیلی از فعالين زن به دیدار نمایندگان مجلس رفته بودند، اینها توسط این گروه مطرح شد و از هر روزنه ای سعی شد که دیدگاه ها بهشان برسد، تا بالاخره بتواند تاثیر خودش را بگذارد. ما سعی کردیم که یک کمیته مشترکی را با فراکسیون اقلیت مجلس داشته باشیم که تاكنون فقط یک جلسه توانستیم با آقای دکتر اسلامی پناه داشته باشیم که ایشان عضو کمسیون حقوقی-قضایی مجلس هم هستند، که باز هم دیدگاه های جدید را بر اساس اصلاحیه هایی که انجام شده است، مكتوب خدمتشان دادیم و مقالات و نوشتارهایی که در این فاصله منتشر شده بود. و بزودي جلسه دوم را برگزار خواهيم كرد.
الهیاری: طرح ديگري در مجلس مطرح است كه ساعت كار زنان متاهل در مشاغل دولتي 2 ساعت در روز كاهش پيدا كند، جداي از مساله قوت و ضعف اين طرح، به دليل بار اضافه مالي بر كارفرما از پيامدهاي آن كاهش فرصت هاي شغلي براي زنان خواهد بود. بر اساس اين طرح و نيز طرح لايحه حمايت از خانواده و امكان تسهيل چندهمسري براي مردان، آينده زندگي زنان را چگونه متصوريد؟
مولاوردي: دوره اصلاحات، یکی از برنامه هايی كه مدنظر بود، بحث هماهنگی و به قول آقای خاتمی حل پارادوکس مربوط به مسئولیت های اجتماعی و خانوادگی زنان شاغل بود. با توجه به فشار مضاعفی که زنان شاغل ما الان متحمل می شوند، چون هم نقش های سنتی خودشان را دارند بازی می کنند و هم نقش های مدرنی که اقتضائات عصر و جامعه بر عهده شان گذاشته و این با توجه به نقش های متفاوت و چند بعدی كه در خانواده و جامعه دارند، واقعاً بر آنها فشار وارد می کند، آن زمان تاکید بود بر اینکه با بررسی همه جانبه، یک راه حل هایی برای حل این پارادوکس مطرح بشود که یک هماهنگی بين اين مسئوليت ها ایجاد بشود، که یکسری پیشنهادها هم داده شد كه به نوعی جایگزین های کاهش ساعت کاری زنان بود.
در این رویکرد (اصلاح طلبانه و یا نواندیشانه) برای حل پارادوکس عدم سازگاری مسئولیت های خانواده و مسئولیت اجتماعی زنان شاغل، با گسترش تسهیلات و اقدامات حمايتي جهت کاهش فشارهای اجتماعی آنها، راهکارهایی ارائه می شود که به دنبال کارایی و تاثیرگذاری بيشتر زنان در خانه و جامعه است، و نه در پی فدا کردن یکی به نفع دیگری. مانند مرخصی والدینی مثل بعضی از کشورها که وقتی فرزندي به دنیا می آید هم پدر و هم مادر مرخصی دارند که در کنار هم باشند؛ بعد تسری و شمول امتيازات زنان شاغل رسمی به زنان شاغل غیر رسمی. الزام دستگاه ها به راه اندازی مهد کودک در جوار خود و ساعت های کاری شناور و منعطف؛ و بحث دیگر هم که همان تقسیم عادلانه مسئولیت های خانه و خانوادگی بین زن و شوهر هست که این هم به صورت یک فرهنگ در بیاید، توسط رسانه ها، کتب درسی، دانشگاه ها و این که این را جا بیاندازیم که مسئولیت خانگی، صرفاً مسئولیت زنان نیست، با توجه به اینکه حتی قانون مدنی ما اصرار دارد که زن و شوهر باید در تربیت فرزند و تقویت مباني خانواده با همدیگر معاضدت و همکاری داشته باشند. در اين صورت، زنان شاغل هم از مسئوليت هاي خانوادگي خود غافل نشده و هم حضور حداكثري اجتماعي خود را خواهند داشت.
اما طرح موضوع به این شکل و شمايلي كه مدنظر است در دراز مدت نتيجه اي جز حذف زنان از بازار كار و عرصه اجتماع و نهايتاً خانه نشین كردن آنان ندارد. البته شنیدم که دارند آن را محدود مي كنند به زنان سرپرست خانوار و زنانی که فرزندان زیر 7 سال یا معلول دارند، ولي خوب من معتقدم با توجه به وضعیتی که اینگونه زنان دارند و نیازهای مالی که دارند و آن الزاماتی که اینها را وادار می کند که وارد محیط کار بشوند، قطعاً به ضرر همین زنان هم خواهد بود. خودشان هم علی رغم تمام فشارهایی که رویشان هست، حاضر نیستند در قبال امتیازهای مالی اين طرح كه حالا نمی دانم واقعاً این اتفاق خواهد افتاد یا نه که با حفظ تمام حقوق و مزایا باشد، موقعيت فعلي خود را به خطر بياندازند. چون در مصاحبه اخير رئيس مركز زنان و خانواده به تبعات اين طرح اشاره شده بود كه زنان دیگر نمی توانند از سرویس هاي بخش دولتي استفاده کنند، چون که دیگر در آن ساعت نیستند که استفاده کنند و سرویس اختصاصی هم که نخواهند داشت. خوب این نمونه اش هست. حالا ممکن است در بخش دولتی یکسری الزامات برای مدیران به وجود بیاید، منتهی در بخش های دیگر، قطعاً هیچ کارفرمایی حاضر نخواهد شد که نیروی کار خودش را به این شکل در اختیار داشته باشد و با توجه به اشتغال زنان ما و چالش های جدی در رابطه با اشتغال زنان و مشارکت اجتماعي و سياسي آنان در ایران داریم و به این زودی ها نمی توانیم ادعا کنیم که ما این چالش ها را رد کردیم با این راه حل ها به نظرم می رسد که باز بر مشکلات موجود افزوده خواهد شد و مثل خیلی از طرح ها و لوایحی که در این چند سال مطرح شده است، کم کم کنار گذاشته شده و مسکوت بماند.
الهیاری: در بیشتر صحبت ها شما متوجه شدم که راهكار مشخص شما، جایگزینی ارتباط زناشویی سالم و مفيد با كمبود قانوني و آگاهی بخشی و اطلاع رسانی همگانی است. رسانه ملی "صدا سیما" در حالی که دیگر ببینده چندانی مانند قبل ندارد ولی در هر صورت سریال هایی پخش ميكند که کاملا ترويج چند همسری ميكند و نيز هیچ تلاشی برای برابری روابط خانوادگي زن و مرد در آنها صورت نمی گیرد. نظر شما در اين مورد چيست؟ و به نظرتان به غیر از رسانه ملي، چطور ميشود آگاهي بخشي مردمي را گسترش داد؟
مولاوردي: الان در برخی جوامع مسلمان شاهد هستیم که سمت و سوی حرکت ها به سمت رفع نابرابری هاي حقوقی بین زن و مرد و به ویژه در حوزه خانواده هست و مخصوصاً با توجه به تحولات اجتماعی سیاسی دهه های اخیر سعی می شود که یک تدابیری در سیستم های حقوقی شان اندیشیده بشود و اتخاذ بشود که از ستم های آشکاری که در اين جوامع بر زنان روا داشته ميشود، جلوگيري بشود. حالا ما کاری نداریم به جوامع غربی و در مقام مقایسه نیستیم، روی سخنمان با جوامعی است که نسبت به زن مسلمان و به اسم دين دارد ظلم هايي آشكار اعمال می شود. متاسفانه شاهد هستیم که در كشور ما سمت و سوی حرکت ها در واقع در جهت تثبیت وضع موجود و حتی عقب روی از وضع موجود هست و به نوعی یا دارند بر حجم مشکلات موجود اضافه می کنند و یا اینکه مشکلات جدید را دارند به وجود می آورند.
در بحث رسانه ها هم شاهد هستیم که به جای اینکه در جهت تغییر وضعیت نقش داشته باشند، دارند به آن دامن می زنند. مخصوصاً صدا و سیما با توجه به برد وسیعی که دارد در اقصی نقاط کشورمان و تاثیری که می گذارد بر فرهنگ خانواده ها، بر اخلاق خانواده ها و به طور کلی بر روابط خانواده ها، در خصوص تعدد زوجات بحث ترویج را به طور آشکار شاهد هستیم. یکی از مقالات را می خواندم، به خوبي مراحل آن را ترسیم کرده بود که چقدر ظریف دارند کار می کنند بحث عادی سازی خیانت را و مظلوم نمایی مردهای چند زنه را، چه جوری دارند نشان می دهند و به صورت خیلی هنرمندانه که تاثیرش بسیار بیشتر از قالب های دیگر است، که مرد شجاعانه می رود دنبال این کار و زن در مقابل این به اصطلاح کاری که مرد انجام داده ممکن است اول پرخاش را در پیش بگیرد، بعد صبر می کند و کم کم به عنوان یک واقعیت می پذیرد و نهایت ممکن است به سمت خیانت نسبت به مرد کشیده بشود و اینها دارد علناً نمایش داده می شود و خوب نتیجه این عادی سازی ها را در جامعه شاهد هستیم؛ همسر کشی هایی که دارد اتفاق می افتد که در تهران زنان متهم به همسر کشی 21% و مردان متهم به جرم همسر کشی 18% هستند که 75% از همسرکشی ها ناشی از خیانت مرد بوده است. خانم دکتر شهلا معظمي، استاد جرم شناسی دانشگاه تهران، یک تحقیق گسترده ای را انجام داده بودند که به نوعی نشان می دهد که ریشه بسیاری از این خشونت ها و سرخوردگی ها و آسیب های اجتماعی بر می گردد به فروپاشی خانواده هاي ما و ریشه در اینجا دارد، و متاسفانه می بینیم که این اتفاق دارد در جامعه ما می افتد. رسانه ملي می تواند نقش پررنگی در رفع این معضل و در تحکیم بنیان خانواده و نمایاندن جایگاه واقعی زن در جامعه امروزی ایران و نقشی شان در توسعه و پیشرفت جامعه داشته باشد، اما متاسفانه این را به عینه نمی بینیم و شاید بعضی جاها دارند خلاف این را نمایش می دهند.
در این شرایط که می شود گفت آنقدر مسائل مهمی دامنگیر جامعه شده است که کلاً مباحثي از اين دست شايد پیش پا افتاده به نظر آیند، هر کسی در جای خودش و به سهم خود و هر جور که می تواند باید تاثیرش را بگذارد، اگر بشود در قالب شبکه های اجتماعی که رویش تاکید می شود موضوع را برد و بالاخره بیکار و بي تفاوت ننشست. درون شبکه ها، دورن خانواده ها و به صورت انفرادی هر جا که بتوان وارد شد و آگاهي بخشي كرد. من معتقد هستم که فضای امروزی جامعه ما هم به این شکل نیست که به طور کامل همراهی بکند با این سیاست ها و برنامه ها. قطعاً اگر یک نظرسنجی انجام بشود، ما مطمئنیم که اکثریت خانواده هاي ما همراهی با این سیاست ها نخواهند داشت، به خصوص که همه خانواده ها هم دختر و هم پسر جوان دارند و همه نگران فرزندانی هستند که در اين جامعه پرورش پيدا ميكنند، یعنی این سیاست ها و تدابیر و برنامه ها تاثیر کامل و مستقيم می گذارد بر سرنوشت بچه های ما. اصلاً ما بيشتر نگران نسل آينده هستيم، بنابراين دلسوزانه به فعاليت هاي خود ادامه خواهيم داد.
ممنون از وقتی که گذاشتید
تا قانون خانواده برابر
ارسال به
بالاترین
،
توییتر
،
فریندفید
،
فیسبوک
در همين بخش :
یک خبر تلخ؟ یک قانونشکنی؟ یک تصمیم بخشنامهای جدید؟
چرا بایست به سکسوالیته پرداخت؟ / نفیسه آزاد
آزارجنسی خانگی؛ «قربانی» نه، «نجات یافته»
زنان، بزرگترین بازندگان بهار عرب
سانسور از دیدگاه جنسیتی/الهه امانی
ديگر بخش ها :
طرح یک میلیون امضا
|
مقالات
|
سایت نوشته ها
|
اخبار
|
گزارش كمپين
|
گفت و گو
|
علیه سکوت
|
كوچه به كوچه
|
نامه های شما
|
گزارش ویژه
|
گفتگو با اعضا
|
ویژه سالگرد کمپین
|
تصویر برابری
|
دل آرام علی
|
تریبون
|
مقالات
|
تاریخ شفاهی
|
خارج از چارچوب
|
کتابخانه
|
درباره کمپین
|
کمپین در شهرها
|
کمپین در بند
|
صدای تغییر
|
ویژه 22 خرداد
|
لایحه حمایت از خانواده
|
گالری
|
عشا مومنی
|
امیر یعقوبعلی
|
خدیجه مقدم
|
راحله عسگری زاده و نسیم خسروی
|
پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز
|
زینب پیغمبرزاده
|
سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی
|
احترام شادفر
|
نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی
|
وبلاگ مهمان
|
پرونده خرم آباد
|
دستگیری ها
|
مریم مالک
|
پرستو اللهیاری
|
مهرنوش اعتمادی
|
سمیه رشیدی
|
Other Languages
|
همراهان
|
«فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت»
| English
|