خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > سایت نوشته ها > شروطی که باید بر سرشان چانه زد/هم سری

شروطی که باید بر سرشان چانه زد/هم سری

19 اردیبهشت 1389 - - نسخه قابل چاپ

هم سری: زمانی که به «شرط اشتغال» رسیدیم محضردار دوباره تاکید کرد که «مگر می شود تو اجازه دهی زنت هر شغلی دلش خواست داشته باشد!» و دوباره گفت این خیلی "زننده!" است.

در سال های گذشته بارها پیش آمده بود که به دخترانی که در شرف ازدواج بودند، توصیه می کردم که شروط ضمن عقد را هنگام ازدواج در عقدنامه درج کنند. حال خودم بودم که در آستانه ازدواج قرار داشتم. ابتدا، کاوه به سراغ محضری رفت که حاضر باشد شروط را در عقدنامه بنویسد. از اتفاق، اولین محضری که در نزدیکی خانه مان بود، حاضر شد تا شروط ضمن عقد را هنگام عقد بنویسد. پیش از عقد، شروط را از بروشوری که قبلا موسسه راهی منتشر و پخش کرده بود، نوشتیم و به محضردار دادیم تا شروط را قبل از عقد بنویسد و جایی برای چک و چانه نماند. شنیده بودیم که این شروط باید دقیق و حقوقی نوشته شود تا شبهه ای ایجاد نشود و برای بعد، بهانه ای باقی نگذارد.

کاوه، همسرم، از من برای درج این شروط مصم تر بود و انتظار دیگری هم از او نداشتم. به او اعتماد داشتم، چرا که سالها برای برابری کوشیده بود. اما زمانی که چیزی از جنس حقوق در پیش چشمان مان نمایان می شود، آن هم حقوقی که یک جانبه در قانون پر از تبعیض مان به مرد واگذار شده؛ اعتماد به فرد مقابل جایگاهی ندارد و رنگ می بازد.

روز عقد به محضر رفتیم، یعنی به پیش همان محضرداری که با او قرارمان را گذاشته بودیم تا شروط را بنویسد. اما محضردار هنوز شروط عقد را ننوشته بود. هنگام نوشتن آنها، با کنایه حرف می زد و شوخی هایی می کرد که برخی از مردان در مقابل مردان دیگری که خواهان برابری هستند، می کنند. او هم چنان با نارضایتی این کار را انجام می داد و چهره کاوه با این رفتار او کمی عصبانی بود. با این حال، محضردار شروط را نوشت. اما زمانی که به «شرط اشتغال» رسیدیم که می گوید: «زوج، زوجه را در اشتغال به هر شغلی که مایل باشد، در هر کجا که شرایط ایجاب نماید مخیر می کند.» محضر دار شکوه کرد که «این شرط را نمی نویسم». کاوه با عصبانیت، اعتراض کرد. محضر دار نیز شروع به چانه زنی بر سر شرط کرد و گفت: «این شرط خیلی "زننده!" است؛ یعنی چی که "هر شغلی!"» و اضافه کرد: «می نویسم هر شغلی که مغایر با شرع و قانون نباشد» کاوه این بار با صدایی بلند تر و عصبانی تر از پیش گفت که آنچه شما می گویید دیگر چه شرطی است و این شرط قابل تفسیر است. محضردار هم دوباره تاکید کرد که «مگر می شود تو اجازه دهی زنت هر شغلی دلش خواست داشته باشد!» و دوباره گفت «این خیلی "زننده!" است.

گویا ته فکر او تنها یک شغل بود که ذهن اش را نشانه می رفت و آن هم «تن فروشی» بود. غافل از آنکه در این دیار، برخی از زنان به اجبارِ شوهران شان به این شغل تن در می دهند، نه آنکه شوهرانشان آنها را از این شغل برحذر دارند. زنانی که شوهرانشان گاهی به خاطر تهیه مواد، آنها را می فروشند؛ بدون آنکه قانون از آنها حمایتی کند. زنانی که گاه مجبور به همسرکشی می شوند چرا که زیر بار فشار شوهران معتادشان که آنها را وادار به هر کاری می کند، نمی توانند از «حق طلاق» بهره مند باشند؛ چرا که باید عسر و حرج خود را در زندگی پر از فشار خود اثبات کنند!

همه به محضر دار نگاه کردیم گویی می دانستیم در ذهن او چه می گذرد و لبخند تمسخر آمیزی بر لب داشتیم. کاوه با صراحت گفت اگر او بخواهد شغلی خلاف قانون داشته باشد، قانون باید جلوی او را بگیرد من چه کاره هستم که او را منع کنم.

در هر صورت، محضردار که سماجت کاوه و من را دید، این شرط را اضافه کرد اما هنگام نوشتن آن باز هم گفت: «خیلی "زننده" است!»

پس از ما زن و مرد دیگری منتظر وقت بودند تا عقدشان جاری شود. شروط را به آنها دادیم و با زنی که در آنجا به کار مشغول بود صحبت کردیم و شروط را به او دادیم تا به دختران و پسران جوانی که برای ازدواج می آیند بدهد.

هم سری

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

یک خبر تلخ؟ یک قانون‌شکنی؟ یک تصمیم بخشنامه‌ای جدید؟
چرا بایست به سکسوالیته پرداخت؟ / نفیسه آزاد
آزارجنسی خانگی؛ «قربانی» نه، «نجات یافته»
زنان، بزرگترین بازندگان بهار عرب
سانسور از دیدگاه جنسیتی/الهه‌ امانی

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English