پذيرش > سایت نوشته ها > پیشنهاد لایحه جایگزین، یک مناظره اجتماعی است /مصاحبه با هوشنگ پوربابایی، وکیل (...)
پیشنهاد لایحه جایگزین، یک مناظره اجتماعی است /مصاحبه با هوشنگ پوربابایی، وکیل دادگستری
3 اردیبهشت 1389 - - نسخه قابل چاپ
تا قانون خانواده برابر: بعد از طرح لايحه خانواده در سال 86 و اعتراضات به آن دو مورد ماده هاي 23 و 25 از لايحه در كميسيون حقوقي و قضايي مجلس حذف شد و باز قرار شد دوباره به لايحه رسيدگي شود ولي در رسيدگي دوباره باز دو ماده فوق اضافه و شروطي بر آنها اضافه شد. از نظر حقوقي مجلس بعد از حذف موادي از لايحه بعد از چه مدت دوباره ميتواند مواد حذفي را برگرداند و دوباره بررسي كند؟ و نظر شما راجع به برگرداندن اين دو ماده فوق چيست؟
پوربابایی: اينكه آيا از نظر حقوقي منعي برای برگرداندن ماده ای وجود دارد يا خير؟ خير. بحث كليات اين است كه آيا نمايندگان مجلس با طرح اين موضوع در مجلس و ورود اين بحث یا لايحه به كميسيون موافق هستند يا نه. مثلاً اعلام ميكنند كه اين كليات الان خيلي ضرورت ندارد. مثلاً قانون بودجه الان اولويت ندارد، و فعلاً نمي خواهند تصويب كنند. حالا اين كليات ارتباطي به ماده 23 و 25 ندارد. فقط اينجا قانون گذار اعلام كرده لايحه اي که دولت داده، در اين موقع زماني طرح و تصويب اين موضوع لازم است. اما حالا اين فقط یعنی با كليات آن موافق هستند تا بعد وارد جزئيات آن بشوند. در واقع، وقتي كه كليات لايحه حمايت از خانواده راي آورد يعني بررسي آن لازم است. حالا تشريفات جزئيات آن ميماند تا روند قانونيش را طي بكند. اما يك موضوعي در كميسيون ها مطرح ميشود، كميسيون هاي تخصصي كه معمولن افراد متخصصي بايد در اين كميسيون ها حضور داشته باشند. بحث ميكنند، نظر نماينده هاي دولت را ميشنوند، نظر حقوقدانها و كارشناسان را مي گيرند، تا اينكه به يك نتیجه ای برسند. اينكه آيا حذف يك ماده در كميسيون و بعد يك مدتي باز مجدداً آوردن آن ماده لايحه در كميسيون، آيا قانوني هست يا نه، بله به نظر من هست. عرضم اينجاست كه ما حتي زماني كه در مجلس يعني بعد از اينكه كميسيون آن را به صحن علني مجلس داد، در صحن علني نماينده ها ميتوانند يك مواردي را پيشنهاد كنند، اضافه كنند، حذف كنند، پيشنهاد جزء بدهند، پيشنهاد كل بدهند، حذف جزء بدهند، حذف كل بدهند، يعني اين تغييرات داخلي منع قانوني اصلا ندارد.
همانطور که می دانید موضوع اول در كميسيون مطرح ميشود و بعد به صحن علني ميرود. اگر ما بپذيريم كه در صحن علني حق داريم كم و زياد بكنيم، اضافه كنيم و حذف كنيم چه به طور جزء، چه به طور كل، پس اولي است كه در كميسيون كه قبل از طرح در صحن علني است هم اين حق را داريم. پس اين موضوع از لحاظ قانوني از نظر من هيچ منعي ندارد. تنها منع قانوني اين است كه شما در صحن علني مجلس نسبت به يك موضوع يا ماده اي راي گيري بشود و نمايندگان راي خودشان را اعلام بكنند و رئيس مجلس اعلام كند كه اين ماده يا اين موضوع تصويب شد يا تصويب نشد و بعد از راي گيري از آن ماده و عدول يعني كنار گذاشتن آن ماده يعني مثلن بعد از ماده 23 بروند سراغ ماده 24 ديگر نميتوانند برگردند به ماده 23 مگر در يك صورتي كه اخطار قانون اساسي داشته باشد، يعني نماينده اي بگويد كه من اين ماده را مخالف قانون اساسي ميدانم، اخطار قانون اساسي است. باز بعضي از نمايندگان ميگويند نميشود وارد آن شد، ديگر از اين مرحله به بعد وظيفه شوراي نگهبان است كه مخالفتش را اعلام كند.
يکی از موارد مورد اعتراض لايحه، تعيين سقف براي مهريه است. به نظر شما اشكالات اين لايحه از اين نظر چيست؟ و در صورت تصويب چه دعاوي حقوقي جديدي را منجر ميشود؟
پوربابایی: شيوه نگارش اين قانون شيوه درستي نيست كه يك سقفي تعيين بشود. يك ماده قانوني وجود دارد، به نام ماده 10 قانون مدني كه موضوعي كه در آن اشاره شده است «حاكميت امر اراده» است، يعني به فرض بنده الان با شما معامله ميكنم كه اين كتاب را به شما فروختم. اين كتاب ارزشش 10 تومان است. من حق اين را دارم كه بفروشم 100 تومان، شما هم حق اين را داري كه بخري 100 تومان و نيز همين كتاب 10 توماني را من حق دارم بفروشم 1 تومان و شما حق داري بخري 1 تومان. اين قانون كه ماده 25 آن صراحتاً اعلام كرده است كه مهريه هاي نامتعارف و غير منطقي را ميخواهند از بين ببرند، مثل اين ميماند كه بخشي از عقد نكاح كه بين زن و شوهر انجام ميشود و بار مالي دارد را بخواهند قانون گذاران تعیین کنند. چيزي كه حقوقدانان ميگويند «المعروف عرفا كان المشروط شرطا» يعني آن چيزي كه در عرف است مثل شرطي است كه در قرارداد آمده است. يعني مثل شرط ضمن عقد ميماند. فرض كنيد الان در عرف جامعه اين است كه چيز اضافه اي در بالكن خانه گذاشته نشود، ميگويند چون عرف شده است و همه هم رعايت مي كنند اين مثل يك شرطي ميماند كه در قراردادها ميآيد. الآن هم در جامعه ما يك رسم شيربها است. اين شيربها بار مالي دارد. در عرف هم هست. همه هم ميگيرند. اين را كه نميتواند قانون گذار اعلام كند كه آن چيزي كه بار مالي دارد را من تعيين ميكنم. آخر چه ارتباطي به قانون گذار دارد. اگر اين جور باشد، شما ميگويي به فرض ميخواهم ماشينم را بفروشم به شما، ميگويد قيمتش را من تعيين مي كنم. من خانه ام را ميخواهم به بفروشم به شما، ميگويد قيمتش را من تعيين مي كنم. الان به فرض شما ميخواهيد ازدواج كنيد، ميگوييد بنده ميخواهم مهريه نداشته باشم، يا بنده ميخواهم 2000 سكه بهار آزادي مهريه ام باشد، به قانون گذار ارتباطي ندارد. شخص مخاطب شما هم تمكن مالي دارد و قبول مي كند. اين طرف است كه مي خواهد دينش را ادا بكند، ممكن داشته باشد و بخواهد ادا كند، چه ارتباطي به قانونگذار دارد. الان فرضا بنده متمكنم 2000 سكه بهار آزادي، حتي 10000 سكه بهار آزادي هم دارم. خانم هم ميگويد من زير 2000 سکه، همسر كسي نميشوم، خوب زوج و زوجه تصميم مي گيرند، چه اشكالي دارد. بعد مجلس مي خواهد اين ماده را مطرح مي كند، اصلن اين غير منطقي و غير متعارف بودنش را چطور احراز ميكند؟ اين را بايد وزارت امور اقتصاد و دارايي بررسی کند چون ذكر شده در اين ماده كه با توجه به وضعيت عمومي اقتصاد كشور. اما اين وضعت عمومي اقتصاد كشور را چطور ميتواند احراز بكند. فرضاً بنده امروز تواناييش را دارم، اما موقعي به مشكل برميخورم و ديگر تواناييش را ندارم، چطور اين احراز ميشود؟ در هر صورت اين ماده خيلي مشكل دارد و اصلا قابليت اجرا ندارد. اولا مهريه متعارف مهريه توافق بين طرفين است. وضعيت عمومي اقتصاد كشور را كسي نمي تواند پيش بيني كند. امروز با فردا ممكن است خيلي تفاوت داشته باشد. و نيز به مولفه هاي خيلي زيادي ارتباط دارد. يكي از اين مولفه ها رشد اقتصادي كشور است، يكي درآمد سرانه ملي، يكي كاهش آمار بيكاري، يكي تورم است. اينها است كه در آمد اقتصادي كشور را تشكيل مي دهد. افزايش صادرات، كم كردن واردات ... مولفه هايي وجود دارد در علم اقتصاد كه بنده هم تخصص ندارم كه اين مولفه ها به وضعيت عمومي اقتصاد مربوط ميشود يا نه، آن هم با آماري كه الان يكي در امر اقتصاد يك آماري ميدهد با آماري كه بانك مركزي مي دهد متفاوت است، پس نميشود خيلي به آن وقعي نهاد و توجه كرد. خيلي اشكال دارد و قابليت اجرا ندارد. اگر چنين چيزي تصويب بشود، هر مردي ميتواند بعد از تصويب اين ماده اعلام كند كه وضعيت عمومي و اقتصادي بنده در زمان عقد نكاح خوب نبوده است، اگر 1000 سكه مهريه كردم، وضعيتم در حد 100 سكه بوده است و تقاضاي ابطال مازاد مهريه را از دادگاه دارم. يك دادخواست جديد شروع مي شود، دادگاه بايد رسيدگي كند، كارشناسي كند، خيلي معضلات متعددي ميتواند داشته باشد.
داشتن همسران متعدد به نظر شما به عنوان يك مرد و نيز حقوقدان در چه شرايطي ممكن است؟ و نقص قانون حاضر در اين مورد چيست؟
پوربابایی: اين كه بياييم اعلام كنيم كه به صرف اينكه من متاهل شده ام و ازدواج كردم، ديگر تحت هيچ شرايطي نميتوانم ازدواج مجدد بكنم، اين مشكل است واقعا. البته اگر از لحاظ حقوق بشري بخواهيم به اين تيپ قضايا نگاه كنيم، نخير مشكلي نيست. چرا كه كمتر جاهاي دنيا اين موضوع را دارد كه مردي بتواند با داشتن يك همسر، همسر ديگري اختيار كند. اما در قوانين اسلامي ما در مواردي هست. چون ما طلاق را زشت ترين عملي مي دانيم كه قرآن مي گويد هر بار حكم طلاق صادر ميشود، عرش خداوند به لرزه ميافتد. چون ما طلاق را خيلي وقيح ميدانيم و در مكتب اسلام عمل ناپسندي است، پس تحكيم خانواده را بيشتر بايد مورد توجه قرار بگيرد. از اين لحاظ ميگوييم كه در مواردي هست كه زن قادر به تمكين نيست، مواردي مثل عسر و حرج، يا مشكلات زناشويي يا مشكلات معيشتي، يا خيلي موارد متعدد كه زن مرد را به عسر و حرج ميكشاند، حالا اگر مردي خيلي متدين و مذهبي هم بود و قبول كند اين آيه قرآن را كه طلاق امري ناپسند است، و بگويد كه من طلاق نمي دهم و مكروه ميدانم و زنم را دوستش دارم و او هم نميتواند نيازهاي شخصي و يا عمومي من را برآورده كند، پس مي توانم بروم همسر ديگري اختيار كنم. از اين ديد اگر نگاه كني، ممكن است. البته ميتواند آن زن را طلاق بدهد. اما اين زن اگر طلاق داده بشود، نميتواند همسر ديگري اختيار كند چرا كه براي او مشكلات تازه اي ايجاد مي شود. خوب اگر اين مرد چراغ حمايت خود را (چتر حمايتي خودش را) همچنان مي خواهد براي همسر اولش نگه دارد، خيلي خوب است. ديگر نميشود به اين گفت بد. فرض ميكنيم همسري داراي سرطان است، اصلا مشكلات جنسي دارد خوب نميتواند با هيچ مردي زندگي كند، حالا فرض كن من اين زنم را طلاق هم بدهم. ميخواهد چكار كند؟ فرض كنيم پشتيبان هم ندارد. يك آدمي كه پشتيبان ندارد، ازدواج هم نميتوانم بكند، اگر من هين جوري به آيه قرآن كفايت كنم و طلاقش ندهم، ولي با وجود او بروم زن دوم بگيرم، آيا منع قانوني دارد؟ نه خيلي هم محبت كردم در حقش. در واقع همان چتر حمايتي خودم را بالا سرش نگه داشتم، هزينه هايش را دادم، نفقه اش را دادم.
ولی درايران اصل بر تحكيم خانواده است كه اين در اصل سوم قانون اساسي هم آمده است كه بنا بر تحكيم خانواده است. بنا بر حمايت خانواده است، بنا بر بناي زوجيت است، دوام زناشويي است. هر قانوني هم تصويب بشود بر پايه اين اصل هست. اصلا عنوان قانون هم حمايت از خانواده است. نبايد مواد طوري تبيين بشود كه استثنا اصل را از بين ببرد، يعني استثنايي به وجود بيايد كه خودش زائل كننده قاعده باشد. چون استثنا فرع بر اصل است. ما نبايد استثنا را جوري تفسير كنيم، جوري وسعت بدهيم و جوري راهگشا باشد كه خود قاعده را از بين ببرد، يعني راهگشاتر از اصل قاعده. ما مي گوييم كه حمايت ما از خانواده است، ولي در كنارش يك ماده ميگذاريم كه مرد اگر بخواهد زن بگيرد مي تواند بگیرد. يعني اصل حمايت از خانواده را از بين برديم. اين استثنا است. در استثنا ما بايد تعبير مضیق كنيم. يعني محدود بهش نگاه كنيم. خيلي بهش وسعت ندهيم. يعني مواردي كه من عرض كردم كه ممكن پيش بيايد خيلي معدود است و استثنا است. ولي به هر حال قانون بايد اينها را پيشبيني كند.
شما در مقاله اي عنوان كرده بوديد كه «زنان در هر جامعه ای بعنوان اولین معلم انسانهائی هستند که بعدها چنین انسانهائی در جامعه وظیفه رهبری و حکومتی دارند لذا ارج نهادن به چنین معلمانی که وظیفه آموزش پایه ای کلیه آحاد جامعه را برعهده دارند نیز از جمله تکالیف آنان است» حالا با تصويب قانون چند همسري با شروط سهل الوصول چگونه ميشود همچنان ثبات خانواده و تربيت درست نسل هاي بعدي را انتظار داشت؟
پوربابایی: در اين كه زنها اولين معلم انسانها هستند، ترديدي نيست. باز برميگردم به همان المعروف عرفا. الان در جامعه ما هر بچه اي بيتربيت در بيايد، مي گويند كي كرده است؟ مادرش. مادر بلد نبوده تربيت كند. درست است اين موضوع. چرا؟ برميگردد به آموزش يعني همان اولين معلمي كه نقش دارد. اين به اين معني نيست كه نقش پدر اساسا از بين برود، نه ولي پدر چون درگير مشكلات و معضلات زندگي است، مسائل مالي و اينها خيلي نميتواند آن توجهي كه مادر به خاطر عاطفه بيشتري كه نسبت به بچه اش دارد و هم به خاطر وقت بيشتري كه با بچه اش سپري ميكند، نمي تواند آن توجه خاص را داشته باشد. مادر هم عاطفه اش نسبت به بچه اش بيشتر است، هم توجه اش، هم وقتش. چون اين سه تا مورد را مادر دارد، طبيعتا آن بچه هم گرايشش به مادر بيشتر است. از خود من هم بپرسند مادرت يا پدرت تاثیر بیشتری داشته اند؟ ميگويم اول مادر، نه اينكه پدرم را دوست نداشته باشم، نه. همه همين طورند. اين به خاطر آموزشي است كه از مادر گرفتيد. به خاطر توجهي است كه از طرف مادر به ما شده است. در نتيجه معلم اصلي هر انساني مادر است. ما اگر بخواهيم از نظر روحي، از نظر اقتصادي وضعيت نابساماني براي مادر ايجاد كنيم كه مادر هر لحظه نگران بقاي خودش باشد ديگر اصلن اساسا نميتواند وظيفه آموزش را انجام بدهد. برگرديم به معلم اول دبستان، كه آن وظيفه آموزش دانش آموزان خودش را دارد. اگر معلم دبستان مثلا قرار است ماهي 500 هزار تومان درآمد داشته باشد، ماهي 100 هزار تومان بگیرد، هر لحظه نگران وضعيت معيشتي خودش است. ديگر نميتواند درست به بچه ها آموزش بدهد. مادر هم همين است. يعني بقا و دوام مادر به اين وضعيت روحيش بستگي دارد. هر لحظه اگر اين مادر احساس كند كه ممكن است شخص ديگري وارد زندگيش بشود احساس نا امني مي كند و تحكيم خانواده بر هم ميخورد. معمولا كشورهايي كه پيشرفت ميكنند، به خاطر آموزش پيشرفت ميكنند. هم آموزش ابتدايي و هم آموزش دوران كودكي كه به مراتب سخت تر است چون سير تكوين شخصيت فرد است. چون نمي توان به پسر 25 ساله آموزش داد. همين هم هست. ميگويند بچه اگر ميخواهد زبان ياد بگيرد در بچگي بهتر است. موسيقي در بچگي بهتر است، درس در بچگي بهتر است. چون بچه دغدغه هايش كمتر است. در حقيقت مادر هم همين است. زن هم همين است. به نظر من اگر زنان ما در جامعه بخواهند آسيب ببينند، ترديدي نيست كه در يك ظرف زماني 10-15 ساله جامعه دچار انحطاط خواهد شد.
شما چه قوانيني را به عنوان جايگزين اين لايحه پيشنهاد مي كنيد؟
پوربابایی: البته اين لايحه هنوز به عنوان قانون در نيامده كه بخواهيم ببينيم ماحصل چیست؟ ما زماني ميتوانيم بگوييم كه مثلا قانون سال 58 بهتر از قانون الان است كه هر دوتا حكم قانون را داشته باشند. ما نمي دانيم در اين مجادلات و بحث ها و مناظرات داخل مجلس در كميسيون و يا طرح صحن علني چه بحث هايي مطرح مي شود كه نتيجه آن قانون ميشود كه ما بگوييم جايگزين آن قانون چي باشد. ولي اساسا قانون حمايت از خانواده خيلي مدون و كاملي هنوز نداريم. چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب. در واقع يك قانون جامعی كه در بردارنده همه حقوق از جمله حقوق اخوت، حضانت، حقوق مادر، همسر، در دوران نامزدي لغايت به بعد باشد، نداريم چنين قانوني را كه البته مطابقت بكند با نيازهاي فرهنگي خودمان. يعني ما نميتوانيم مثل قانون تجارت دقيقا مثل قانون بلژيك يا فرانسه را كپي كنيم بياوريم. يعني به مذاق ما خوشبين نميآيد. يعني به مذاق هيچ كشوري خوشبين نمي آيد. يعني كه در اين لحظه نمی شود كه آدم بگويد كه چه قوانيني را جايگزين اين لايحه ميكرديم. چون اين لايحه ممكن است كه جرح و تعديل بشود.
سال گذشته، بعد از حذف دو ماده فوق نمايندگان مجلس ذكر كردند كه در بررسي مجدد از كارشناسان و صاحب نظران حقوق زنان در اين زمينه دعوت خواهند كرد كه در اين جلسات حضور داشته باشند و موارد پيشنهادي خود را ارائه كنند. اما حالا بعد از چندين جلسه هنوز چنين دعوتي از هيچ كس صورت نگرفته است. با اين وجود به نظر شما چه راهكار ديگري ميتوان پيش گرفت براي متقاعد كردن وكلاي مردم در مجلس به تغيير اين قوانين به سوي برابري خانواده؟
پوربابایی: يكي از تكاليف مجلس اين است كه از متخصصين خارج از مجلس هم دعوت كند. ما يك موضوعي داريم در قوانين، مخصوصا قوانين فرانسه كه بهش استناد مي كنند به نام دكترين. دكترين يعني نظريات حقوقي، نظريات علمي دانشمندان، صاحب نظران علمي را مي گويند دكترين. بنده به عنوان نماينده مجلس خوب حالا ممكن است دكتراي حقوق جزا هم داشته باشم، اما تخصص در لايحه خانواده نداشته باشم يا بالعكس ممكن دكتراي حقوق تجارت بين الملل داشته باشم و در امور حقوق جزا تخصص داشته باشم. ترديدي نيست بايد نظريات مختلف كارشناسان حقوقي را شنيد. خصوصا سازمانها يا حتي قضات يا حتي وكلا و دانشگاهيان. يعني اگر رئيس جمهور ميخواهد يك كار جامع بكند، بايد از همه اينها دعوت بكند. يكي از دلايلي كه همه ساله بعضا اصلاحيه ها يا متمم هایی را به قانون اضافه مي كنند به خاطر نقص در تدوين آن است. چون كار كارشناسي انجام نشده است. فرض كنيد لايحه هاي آيين دادرسي كيفري را مطرح می کنند به خاطر بعضي مسائل تصويب نميكنيم. ولي لايحه حمايت از خانواده را زود مي خواهيم تصويب كنيم بدون نظر كارشناسان. شما كه فرصت كافي داشتيد، الان يكي دو سال است اين موضوع طرح حمايت از خانواده را مطرح كرديد، بايد نمايندگان بنشينند نظر كارشناسان و دانشگاهيان و خانواده ها را بگيرند، نظر قضات خانواده را بگيرند، جلسات مكرر و متعدد بگذارند، بعد يك قانون جامع درست كنند كه اين قانون حداقل 10-15 سال دوام داشته باشد. پس فردا نياييم دوباره يكسري اعتراض كنند، يكسري منحرف بشوند، نتوانند اجرا كنند كه اين قانون لايحه اشتباه است. اين طبيعي است كه بايد كار كارشناسي صورت بگيرد. بايد از نظر حقوقدانان، به خصوص حقوقدانان دانشگاهي استفاده كنند.
اين از جانب مجلس، حالا براي ما به عنوان فعالان مدني، فعالان حقوق زنان چه راهكاري را پيشنهاد مي كنيد؟
پوربابایی: شايد يك جايي در مصاحبه ام يا در يكي از مقاله ها گفتم، ببينيد دعوت كردن از نماينده ها، خصوصا نماينده های كميسيون حقوقي قضايي، هيچ اشكالي ندارد كه شما فرض با كانون وكلا هماهنگي بكنيد، با دانشگاه تهران هماهنگي بكنيد از يكي دو تا از اساتيد دانشگاه، يكي دو تا از وكلاي معتبر، دو سه تا از قضات، دو سه تا از فعالين حقوق مدني دعوت كنيد يك جايي را مثلا تعبيه كنند، سالن دانشگاه تهران مثلا و يا هر مركز ديگر. بحث كنند راجع به آن. ولي در مورد كميسيون حقوقي قضايي ميشود به عنوان فعال حقوق مدني فرضا از آقاي تجري دعوت كنیم، جلسه اي فعالان حقوق مدني گذاشتند با حضور صاحب نظران و اساتید با هم صحبت كنيم و يا بحث كنند. يا اگر مجلس دعوت نمي كند يا نميخواهد يا توانش را ندارد، چه فرقی دارد، چه اشكالي دارد كه فعالان حقوق مدني كه مي خواهند اعتراض كنند، بيايند بحث كنند. هيچ منع قانوني ندارد.
دومين موضوع که در جایی دیگری هم گفتم، مگر نماينده مجلس نماينده من نيست؟ من بهش وكلات داده ام. مگر نماينده مجلس حق طرح موضوع را ندارد؟ 15 نفر از نماينده هاي مجلس ميتوانند يك موضوعي را تصويب كنند و به عنوان طرح بدهند به مجلس. زمانی كه وكيل مي تواند اين كار را بكند، اصيل هم قطعا ميتواند. من يك وكلاتي دادم به شما به فرض برای فروش خانه ام. شما وكيل در فروشيد. شما وكيل ميتوانيد بفروشيد، منِ اصيل نمي توانم؟ اولی است كه مي توانم. زماني كه نماينده مجلس تقاضا مي كند شما هم تقاضا كنيد. تقاضا كنيد از هيات رئيسه مجلس كه ما هم مي خواهيم يك سري جلسه بگذاريم، راجع به يك سري از قوانين. ولي واقعاً لايحه حمايت از خانواده را نبايد سياسي كرد. اين يك لايحه است كه دولت داده، وحي منزل نيست. ممكن است در كميسيون تصويب نشود و يا بشود. و يا خيلي از ماده ها تصويب شود ولي در دادگاه ها نشود اجرا كرد. اين است كه به نظر من گذاشتن جلسات متعدد با صاحب نظران مفید است. حتي ممكن است در جلسات اول نمايندگان مجلس نيايند. ايرادي ندارد. شما از صاحب نظران حقوقي دعوت كنيد. و خبر را كار كنيد كه صاحب نظران حقوقي اينها را گفتند. ما حاضريم نقطه مقابلش هم اگر هست، كار كنيم، كسي نقدي دارد، نظري دارد. اين تحقيقات، تبديل به يك رويه اي ميشود تقريبا مثل مناظره هاي سياسي، ولي مناظره هاي اجتماعي است، حقوقي است، سياسي نیست. همه دخيل ميشوند فارغ از اينكه چه كسي پيگير موضوع است. اين كار راهكار خوبي است اگر بتوانيد اجرا كنيد.
از وقتي كه به ما داديد متشكرم.
تهیه و تنظیم: پرستو الهیاری
ارسال به
بالاترین
،
توییتر
،
فریندفید
،
فیسبوک
در همين بخش :
یک خبر تلخ؟ یک قانونشکنی؟ یک تصمیم بخشنامهای جدید؟
چرا بایست به سکسوالیته پرداخت؟ / نفیسه آزاد
آزارجنسی خانگی؛ «قربانی» نه، «نجات یافته»
زنان، بزرگترین بازندگان بهار عرب
سانسور از دیدگاه جنسیتی/الهه امانی
ديگر بخش ها :
طرح یک میلیون امضا
|
مقالات
|
سایت نوشته ها
|
اخبار
|
گزارش كمپين
|
گفت و گو
|
علیه سکوت
|
كوچه به كوچه
|
نامه های شما
|
گزارش ویژه
|
گفتگو با اعضا
|
ویژه سالگرد کمپین
|
تصویر برابری
|
دل آرام علی
|
تریبون
|
مقالات
|
تاریخ شفاهی
|
خارج از چارچوب
|
کتابخانه
|
درباره کمپین
|
کمپین در شهرها
|
کمپین در بند
|
صدای تغییر
|
ویژه 22 خرداد
|
لایحه حمایت از خانواده
|
گالری
|
عشا مومنی
|
امیر یعقوبعلی
|
خدیجه مقدم
|
راحله عسگری زاده و نسیم خسروی
|
پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز
|
زینب پیغمبرزاده
|
سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی
|
احترام شادفر
|
نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی
|
وبلاگ مهمان
|
پرونده خرم آباد
|
دستگیری ها
|
مریم مالک
|
پرستو اللهیاری
|
مهرنوش اعتمادی
|
سمیه رشیدی
|
Other Languages
|
همراهان
|
«فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت»
| English
|