خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > سایت نوشته ها > اصلا حس عید ندارم

اصلا حس عید ندارم

8 فروردین 1389 - - نسخه قابل چاپ

زندگی فاطمه همسر یک روزنامه نگار دربند لحظاتی قبل از سال تحویل

فریده غائب

شنبه 7 فروردین 1389

کانون زنان ایرانی . موقع سال تحویل است و فاطمه که پسر کوچکش را محکم در آغوش گرفته؛ در هوای سرد آخرین روز سال 88، کنار سفره ی هفت سین کوچکش در خیابان مقابل زندان اوین، برای آزادی زندانیان سیاسی از جمله همسرش مسعود، زیر لب دعا می خواند.

مسعود لواسانی، از جمله روزنامه نگارانی است که در حوادث پس از انتخابات دستگیر شده و شش ماه است در زندان اوین به سر می برد. او در دادگاه بدوی به تحمل هشت و نیم سال حبس محکوم شده است.

فاطمه به همراه برخی دیگر از خانواده های زندانیان سیاسی در یکی از خیابان های اطراف زندان اوین مراسم سال جدید و تحویل سال نو را برگزار کردند. فاطمه زودتر از دیگران بساط هفت سین اش را چید و خیلی فوری عکس مسعود را در کنار هفت سین کوچکش و در کنار شمع های روشن گذاشت. پسرش ،متین را در آغوش کشید و در انتظار فرا رسیدن سال جدید، دیگر با کسی حرف نزد و مدام زیر لب دعا خواند.

یک روز قبل از سال جدید به سراغ فاطمه رفتم. از حال و هوای عید که پرسیدم سریع جوابم را داد:" کدام عید؟ اصلا حال و هوای عید ندارم."

می گوید:" اصلا تحمل این خانه را ندارم. این خانه بدون مسعود برایم مانند قفسی است که هر روز مجبور به تحملش هستم اما دیگر بریده ام. می ترسم پسر کوچکم پدرش را فراموش کند. هر بار که به ملاقات می رویم متین غریبی می کند . همین بار آخری که مسعود ، متین را دید تا چند دقیقه بغض کرده بود و نمی توانست حرفی بزند."

فاطمه ی جوان از پی گیری هایش برای تعیین تکلیف همسر روزنامه نگارش می گوید:" دو هفته قبل به مجلس رفتم و با استفاده از عنوان رافت اسلامی نامه ای برای آزادی مسعود نوشتم و به مطهری و سروری که از نمایندگان مجلس هستند دادم. آنها هم قول پی گیری دادند . ظاهرا این نامه به دادستانی ارجاع شده اما هنوز هیچ خبری از پاسخ نیست و حتی به نامه ی درخواست مرخصی که خود مسعود نوشته بود پاسخی داده نشد."

این ها را که می گوید باز به دیوارهای خانه نگاهی می اندازد و آهی می کشد:" من خیلی تنها هستم و جز خدا کسی را ندارم. بیش از مسائل و مشکلات مالی،این تنهایی است که مرا عذاب می دهد . می ترسم به لحاظ عاطفی کم بیاورم. تا چند روز پیش، خانه پر از عکس های مسعود بود و حالا به خاطر کم تحمل شدنم مادرم این عکس ها را برداشته است."

می گوید:"در مدت چهار سال، زندگی عاشقانه من با مسعود حتی یک روز هم همدیگر را تنها نگذاشتیم اما حالا شش ماه است که فشار تنهایی مرا رنج داده است. این روزها فقط بغض می خورم و طعم هیچ چیزی را نمی فهمم. راستی شادی چه طعمی دارد؟ این طعم را که مدت هاست فراموش کرده ام."

همسر این روزنامه نگار دربند هرچه تلاش کرد نتوانست برای همسرش مرخصی بگیرد چرا که حکم مسعود هنوز در دادگاه تجدید نظر بررسی نشده است و او از این موضوع بسیار ناراحت است و این را نمی تواند پنهان کند:" تولدم اولین روز بهار است . همیشه با سال جدید و با بهار متولد می شوم؛ اما امسال خشک خشکم و حتی باد بهاری نیز نتواسته زنده ام کند."

اما هنوز بارقه های امید در چشم های این زن جوان دیده می شود:" به بزرگی خداوند امیدوارم و آرزو می کنم در سال جدید مسعود و دیگر زندانیان سیاسی آزاد شوند." .

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

یک خبر تلخ؟ یک قانون‌شکنی؟ یک تصمیم بخشنامه‌ای جدید؟
چرا بایست به سکسوالیته پرداخت؟ / نفیسه آزاد
آزارجنسی خانگی؛ «قربانی» نه، «نجات یافته»
زنان، بزرگترین بازندگان بهار عرب
سانسور از دیدگاه جنسیتی/الهه‌ امانی

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English