پذيرش > همراهان > نامه های شما > پای درد دل موافقان مخالف !
پای درد دل موافقان مخالف !
6 اردیبهشت 1386 - - نسخه قابل چاپ
اولين بار در مجله زنان بود كه در مورد كمپين يك ميليون امضاء مطلبي خواندم و بلافاصله به آدرس سايت رفتم و فرم را امضاء كردم. براي هر كس كه مي شناختم هم در داخل و خارج فرستادم و از آنها خواستم که بیانیه کمپین را امضاء كنند. علاوه بر آن در هر جمعي كه امكانش بود فرم كمپين را نشان می دادم و از افراد می خواستم در صورت موافقت امضاء كنند. در اين رابطه طبعا صحبت ها و سؤالات زيادي پيش آمد كه من به عنوان فردي كه دورادور جريان را دنبال مي كنم ، نمي توانستم جوابگوي همه موارد باشم.
اين توضيحات را دادم كه بدانيد كاملا با تمام وجود با مطالبات اين كمپين موافقم. در عين حال كه شخصا با هيچيك از موارد قوانين تبعيض آميز در گير نيستم و تصور نمي كنم روزي هم در گير شوم، با نگاهي گذرا به صفحات حوادث روزنامه ها ميتوان حدس زد كه چه درصد زيادي از نه فقط زنان كه خانواده ها به دليل اين قوانين با مشكلات بزرگي روبرو هستند. نكته اي كه براي من در اين رابطه بسيار اهميت دارد، علاوه بر حل اين مشكلات، احساس تحقير شديدي است كه از حاكم بودن چنين قوانيني در مملكت ما به انسان چه مرد و چه زن دست مي دهد. قصد دارم شما را در جريان يكي از بحث هائي كه در اين رابطه با يك آقا از آشنايان كه خود كاملا با تمام موارد موافقت داشت ولي امضاء نكرد، بگذارم و نظر شما را بدانم.
فرم را كه نشان دادم و خواستم امضاء كند.
گفت: دنبال اين جريانات نرو، نمي دوني كه پشتش چيست.
گفتم :با رفع اين تبعيض ها موافقي يا نه؟
گفت: صد در صد موافقم
گفتم :اگر بداني اولين افرادي كه اين فرم را امضاء كرده اند، خانم ها شيرين عبادي و سيمين بهبهاني هستند، كه افراد موجه و مستقل بودنشان مشخص است، باز هم شك مي كني؟
گفت: نه براي اين خانم ها احترام قائل هستم، اما اگر مسئله اي پيش بياید اين افراد آنقدر در سطح بين المللی شناخته شده هستند كه نمي توانند با آن ها كاري كنند، بقيه را مي گيرند كه آنقدر معروف نيستند.
گفتم: اگر همه اينطور فكر كنيم كه هيچوقت هيچ مسئله اي حل نمي شود، ما هيچكار نمي كنيم چون درد سر دارد، در هر تجمع مسالمت آميزي فقط حداكثر صد نفرجمع مي شوند، كتك مي خورند و به زندان مي روند، پس نقش ما چيست؟
گفت: من مخالف هزينه دادن نيستم، ولي برام مهمه كه هزينه در برابر چه نتيجه اي است. موضوع اين است كه بدون اين امضاء ها هم اين حكومت مي داند كه بيش از يك ميليون نفر با اين قوانين و ساير ... مخالفند، بنابراين اگر اين امضاء ها جمع مي شود كه اين مسئله را به حكومت اثبات كند، آن ها به خوبي مي دانند كه چقدر مخالف دارند. و با اين امضاء ها مطمئنا هيچ چيز را تغيير نخواهند داد.
گفتم: كوچك ترين فايدة اين كمپين اين است كه حداقل يك ميليون نفر چه امضاء كنند چه نكنند با اين خواسته ها آشنا مي شوند، به قوانين عقب افتاده فكر مي كنند، اين يعني كمك به بالا بردن آگاهي و فرهنگ.
گفت: مسئله همين است. اين كار را مي توان خيلي بي هزينه تر در هر جمعي انجام داد بدون اينكه اسامي افراد را در اختيار اين حكومت قرار داد. فكر مي كني كنترل يك صندوق پستي براي اين حكومت كار سختي است؟ من فكر نمي كنم با يك امضاء اتفاق مهمي براي كسي بيفتد، حداكثر چند روز زندان، اما واقعا فرهنگ سازي و اطلاع رساني را نمي شود به طرق بسيار ساده تر انجام داد بی آنكه اسامي افراد گمنام كه اگر گرفتار شوند هيچكس كمكي به آن ها نمي تواند بكند، بدست ماموران دولت داد؟
گفتم: بهرحال من با تمام وجود مخالف اين تبعيضات هستم و امضاء مي كنم چون فكر مي كنم نبايد از حكومت تابو بسازيم، تا وقتي كه شهامت حرف زدن را پيدا نكنيم وضعيت به همين منوالي خواهد بود كه هست.
گفت : با توجه به تجربه زيادي كه در زمان انقلاب و بعد از آن داشته ايم در بسياري موارد مردم بازيچه شده و گول خورده اند. از كجا كه اين جريان نيز جرياني براي جمع آوري اسامي مخالفان نباشد.
گفتم: ولي من دورادور با مقالات افرادي كه جزء پيشگامان اين جريان هستند، آشنا هستم، سايت آن ها را اگرچه غالبا فيلتر هست ولي هر وقت ممكن بوده ديده ام با مواضع آن ها كه همان مطالبات من و تو و بسياري ديگر است آشنا هستم. و همين مسئله كه يك روز در ميان سايت آن ها فيلتر است و اين تنها تريبون آن هاست و اين هزينه هایي كه داده اند، آیا كافي نيست براي اين كه مطمئن باشيم گروهي مستقل هستند؟
گفت: خود آن ها هم مي توانند بازيچه شده باشند، مگر تشكيلات با تجربه جبهه ملي و حزب توده در انقلاب گول نخوردند و بسياري از افراد صادق آن ها هزينه زيادي بدون دليل ندادند؟
گفتم: ولي اين جريان سياسي نيست، اين ها فقط خواسته هاي مدني است.
گفت: در ايران هيچ حركت غير سياسي نداريم. زماني كه قوانين همين نظام ضمانت اجرائي ندارد، مثلا در قانون اساسي امان اجتماعات مسالمت آميز قانوني است و نياز به مجوز ندارد ولي زماني كه اين اجتماعات شکل مي گیرد، سركوب مي شود و به مسئله سياسي تبديل مي شود.
مورد گفتگویي را كه نوشتم يكي از موارد است. بحث هایي از اين دست در موارد زيادي پيش آمد، كلا به اين نتيجه رسيدم كه عليرغم آنكه بيشترافرادي كه من با آن ها در اين رابطه صحبت كردم با مطالبات مدني مورد نظر صد در صد موافق هستند، اما بدليل وجود بدبيني در جامعه ما كه طبعا حاصل تجاربي است كه در طي ساليان زياد قبل و بعد از انقلاب داشته ايم با چنين حركتي همكاري نمي كنند. اگرچه بسياري نيز امضاء كردند و فرستادند. بيشتر افراد دنبال راهي هستند كه كمترين هزينه را داشته باشد و در صورت هزينه نتيجه ملموس تري داشته باشد. با توجه به اينكه امكان وجود جلسات بحث عمومي براي روشن شدن بيشتر اهداف اين جنبش پيشرو وجود ندارد، اين ايميل را براي شما مي فرستم تا اولا از پاره اي از نظرات افراد مختلف مطلع شويد، در ثاني خوشحال مي شوم از نظرات شما مطلع شوم تا در جهت ترويج اين جريان همكاري كوچكي انجام دهم.
با تشكر
افروز
ارسال به
بالاترین
،
توییتر
،
فریندفید
،
فیسبوک
در همين بخش :
پیشکش "ندا"های کشورم /خانم دکتر،چند دقيقه وقت داريد؟ / خليل طالقانی
براي سه سال سخت كمپين، براي ما
برای دادخواهی از ظلمی که بر فرزندانمان می رود چه می توانیم بکنیم؟
زنان زابل در چنگ خرافات و خشونت
سه شنبه سبز من
ديگر بخش ها :
طرح یک میلیون امضا
|
مقالات
|
سایت نوشته ها
|
اخبار
|
گزارش كمپين
|
گفت و گو
|
علیه سکوت
|
كوچه به كوچه
|
نامه های شما
|
گزارش ویژه
|
گفتگو با اعضا
|
ویژه سالگرد کمپین
|
تصویر برابری
|
دل آرام علی
|
تریبون
|
مقالات
|
تاریخ شفاهی
|
خارج از چارچوب
|
کتابخانه
|
درباره کمپین
|
کمپین در شهرها
|
کمپین در بند
|
صدای تغییر
|
ویژه 22 خرداد
|
لایحه حمایت از خانواده
|
گالری
|
عشا مومنی
|
امیر یعقوبعلی
|
خدیجه مقدم
|
راحله عسگری زاده و نسیم خسروی
|
پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز
|
زینب پیغمبرزاده
|
سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی
|
احترام شادفر
|
نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی
|
وبلاگ مهمان
|
پرونده خرم آباد
|
دستگیری ها
|
مریم مالک
|
پرستو اللهیاری
|
مهرنوش اعتمادی
|
سمیه رشیدی
|
Other Languages
|
همراهان
|
«فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت»
| English
|