خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > كوچه به كوچه > روزهاي دلتنگي/ مریم زندی

روزهاي دلتنگي/ مریم زندی

18 بهمن 1388 - - نسخه قابل چاپ

اين روزهاي دلتنگي هم مي گذرد.روزهاي اميد و نااميدي ، روزهايي كه بي ياران طي مي شود روزهايي كه رغبت به هيچ كاري نداري .دست و دلت به هيچ كاري نمي رود .دور خودت مي گردي و بارها ازخودت مي پرسي آخر به كدامين جرم؟

جرم خواستن ، خواستن تغيير ،خواستن هواي تازه ، خواستن زيستي انساني .

سميه جان دائم نگاه پرسشگرت جلوي چشمانم ظاهر مي شود. با چهره آرامت گفتي مرا مي برند. مي روم اوين. چرا؛ نمي دانم. گفتيم آخر چرا؟ مي گويند تو همكاري نمي كني!

مي خواهم بپرسم سميه جان تو ،همين چند سال جوانيت دغدغه جامعه ات را داشتي. دغدغه هايت هميشه همكاري و كمك به تغيير وضعيت نابسامان دختران جوان ما و كودكان بود.

مي خواهم بداني كه اين روزها شاگردانت بيشتر ازهميشه دلتنگ تو هستند. مي خواهم بداني همدلي و هم زباني كه با شاگردانت داشتي اين روزها بيشترآنان را آزار مي دهد و بي خبري از تو؛ نمي دانيم به آنها چه بگوييم.

مگر شماها چه مي خواهيد كه اين قدر براي دولتمردان فهميدنش سخت است و شما را در زندان ها در بند انفرادي 209 مي خواهند.

سميه جان بايد اين آقايان مي بودند و به يكي از مشاوره هايت گوش مي دادند و مي فهميدند كه چه مي گويي .مي ديدند ومي شنيدند كه از بديهي ترين حقوق آنان مي گويي كه هيچ وقت وجود نداشت. از حقوق زنان و دختران جوان ، از حق
زيستي انساني از برخورداري از يك خانواده كه زن و مردي برابر بدون تنش در آن زندگي كنند.

تو هميشه ياد مي دادي در تمام لحظاتت ؛ اما تو را كه شوق آموزش داشتي از آموزش ديدن محروم كردند ، از آموزش ديدن تو واهمه داشتند.نگران آموزش ديدن تو بودند و تو را از حق تحصيل محروم كردند ؟

سميه جان تو اين روزها به چه فكر مي كني؟‌ مي خواهم بداني كه اين روزها شاگردانت بي شمارند. در هر كوچه و بازار و در هر فرياد به آموزه هاي تو فكر مي كنند.

مي دانم در كنارپريساي آرام، و شيواي مهربان، نگران دلتنگي هاي ما و مادران خود هستيد. مي دانم كه همگي شما با زندان آشناييد اما ما اين روزها بيشتر از هميشه دلتنگ شماييم. آخر ما مادريم .

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

روايت بيست و پنجمين شهريور / نرگس طیبات
وقتی آتش خاموش شود/فرشته نوبخت
آن گاه که زن شدم / ویژه نامه 8 مارس 1391
چیزی زیر پوست این شهر می جوشد / دلارام علی
گرسنگی / وبلاگ سیب و سرگشتگی

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English