خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > تریبون > مقالات > زن و انقياد ساختار/نقدي بر كمپين يك ميليون امضا

زن و انقياد ساختار/نقدي بر كمپين يك ميليون امضا

12 اردیبهشت 1386 - مزدك دانشور – روزبه گرجي بياني - نسخه قابل چاپ

" فقره‌ي اول (از 19 فقره كد فرانسه) كه عبارت است از مساوات در محاكمات و رافعات در اجراي قانون/ يعني اجرا شدن احكامي كه در قانون نوشته شده در حق اعلي و ادني، وضيع و سريف، قوي و ضعيف، به طريق مساوات باشد، اگرچه مدعي و مدعي عليه ذات امپراتور باشد، حكم چون ديگران بر او نافذ است.
ملاحظه بايد كرد كه قضيه را كه اقامت عدل و انصاف چقدر مدخليت دارد و در دين مقدس اسلام اساس همين است... ."

بخشي از رساله‌ي يك كلمه

ميرزا يوسف خان مستشار

مدرنيته را اگر در معناي تشكيك به آنچه بديهي است بینگاريم، اولين مدرن‌هاي ايراني اما معناي ديگري از آن مستفاد كرده بودند. آنان اكثراً شاهزادگان يا لقب‌داران ايراني بودند كه به خرج دولت يا شخص خودشان به فرنگ رفته، پس از برگشت، مملكت گل و بلبل خود را سراسر خار و خس مي‌ديدند. آنان نظم و ترتيب و سرخوشي شهروندان فرنگستان را مي‌ديدند و بد‌بختي و تلخكامي و بيماري رعيت ايراني را.

بسياري از آنان جز لعن و نفرين و تحقير هم‌وطنان‌شان كاري نكردند و برخي ديگر زندگي در كوچ را برگزيدند. قليلي از آنان به فكر تغيير وضعيت موجود افتاده بودند، امّا ترجمان مدرنیسم براي مردماني كه تنها با احاديث و آيات آشنا بودند و گردهمايي‌هايشان به غير از عروسي و عزا چیزی نبود، كار آساني به‌نظر نمی‌رسید.

اين وارثان دوران روشنگري اما بيشتر مشكل را در نبود دولتي خيرخواه و مدرن مي‌ديدند تا رسوخ تفكر مدرن در مردمان عصر خود. مي‌توان فرض كرد كه آنان بیشتر دل در گروي انديشه‌هاي نوسازي از بالايي كه از اوايل قرن آغاز شده و همواره ناكام مانده بود داشتند تا اميد به سازماندهي از نوع فشار از پايين. پس مخالفت با استبداد شرقي را وجهۀ همت خود قرار دادند. در اين مبارزه اما آنان باید به اجبار با صاحبان تاريخي فضاي جامعه مدني آن روز ايران به رقابت مي‌پرداختند: روحانيت شيعه و تمامي نهادهاي ماندگار و تثبيت شده‌اش.

آنان براي آن كه اين علما را به برنامه‌ي خود جذب كنند تا صاحبان قفل و زنجير بهشت و دوزخ را از خود نرنجانند مجبور شدند اندكي به مدرنيته «خيانت» كنند! به مدرنيته‌اي كه اصالتاً بر تشكيك در امور ديني و لاهوتي تاكيد داشت و اين رويكرد را راهي براي گشودن زنجيرهاي استبداد نيز مي‌دانست. اما مدرن‌هاي ايراني كه طوق تكفير را بر گردن بابيان ديده بودند، اتحاد با علما را در برابر استبداد پذيرفتند و به ورطه‌ی عوام‌‌گرايی در غلطيدند.

پوپوليسمي همچون رساله‌هاي ملكم و مستشارالدوله و ... هر آنچه را در غرب پسنديده و ديده بود، به زور دگنك در ظرف‌هاي اسلامي می‌ريخت و قانون اساسي فرانسه را با قانون الهي مطابقه می‌كرد، تا مگر به یاری احاديث و روايات، تكفير را (هر چند با استثناهايي) از خود براند.

اين كار اگر چه به فروريختن استبداد قاجاري انجاميد، ولي آنچه در فرداي پيروزي به بار نشست استبدادي بود از نوعي ديگر. استبدادي كه اين‌بار هژموني فرهنگی را نيز در اختيار داشت.

ليبرال‌هاي ايراني در مقابل اين وضعيت آچمز شدند و تا ظهور رضا شاه كه از فراز سرشان حاكميت را به تصرف درآورد، در اين وضعيت ماندند و به شير بي يال و دم و اِشکم شدن مدرنيته اعتراضي نكردند. اما آنان ميراثي از خود به ارث گذاشتند كه تاريخ صد ساله‌ي مدرنيته‌ي ايراني را به خود آلود و تا دوران ما نيز تداوم يافت و آن، تبیین ايده‌آليستي مدرنيته بود كه در بهترين حالت، شکل «بومي شدن» را به خود مي‌گرفت.
اين روشنفكران فكر مي‌كردند كه با تلفيق آنچه از غرب مي‌آمد با قوانين اسلامي، مخاطباني پيدا مي‌كنند كه به آنان وفا خواهند كرد و نيروهايي را به پشتيباني خود برمي‌انگيزند كه در دستگاه دوگانه‌ و نامتجانس فكري آنان باقي خواهند ماند. آنان از ياد برده بودند كه دين‌هاي ساميِ صاحب شريعت، سرشار از قوانين، احاديث و روايات متضادند؛ مباحث كشداري كه از سوره‌هاي مكي آغاز و به سوره‌هاي مدني ختم مي‌شود. هم «اشدّاء علي الكفار» در خود دارد و هم «لا تسبوا الّذين يدعوا من دون اللّه» نيز در گوشه‌اي دیگر به چشم می‌خورد و از مهرباني با دشمنان تا كشتن آنان در اين تاريخ وجود دارد. اما تنها كساني كه مي‌توانستند از اين روايات متباین، دستگاه منسجمي بيافرينند، نه روشنفكران مكلاي اواخر قرن نوزدهم ايران، كه معمماني با سابقه‌اي طولاني‌تر و نهادهايي پايدارتر بودند كه هم مي‌توانستند سازششان را با صلح «حديبيه» مقايسه كنند و هم مقاومتشان را با هر اسطوره‌ی مظلومي.

روشنفكران نوگراي اوايل قرن بيستم ايران اما راهي را گشودند كه روحانيت شيعه آن را مغتنم شمرد: نوكردن خود با پاسخگويي به مسایل دولت و حاكميت! روحانيت شيعه‌اي كه تا پيش از آن هر دولتي غير از دولتِ امام زمان را ظلمه مي‌دانست، به اين انديشه افتاد كه بهتر است خود پرچم حكومت و ولايت شيعه را به دست امام غايب بسپارد و تا آن زمان، بر اورنگ خلافت تكيه زند.

در حقيقت اين روشنفكران قدم در راهي گذاشته بودند كه از تفسير درون ديني مي‌گذشت، در حالی که نهادهاي كهن شيعی، شأنیت تفسير را به عالمان ديرينش واگذار مي‌كرد، نه نوآمدگاني «غربزده». پس در تحليل نهايي، عامل تعيين‌كننده، نه تفسيرهاي مدرن از متون كهن بلکه ساختارهاي موجود بودند.

اما آنچه باعث شد رويكرد بالا در نقد «كمپين يك ميليون امضا» از طرف نگارندگان به كار گرفته شود، ادبيات به كار رفته در بيانيه و دفترچه‌ی حقوقي كمپين است. نگاه درون قانوني و درون حقوقي به تغيير اين قوانين (كه در حقيقت منبعث از قواعد شرعي است)، به گونه‌ای در مباحث کمپین پررنگ می‌نماید که از بيانيه امكان اين تلقي مي‌رود كه آرزوي برابري حقوق زن و مرد كه در انتهاي بيانيه آمده، اميدي است كه با تغييرات درون ساختاریِِ قوانين فعلي ميسر است و يا در چارچوب سیستم تصويب فعلي ممکن خواهد شد. اين فرض، با ذکر تأیيديه‌ی بعضي آيات عظام و مراجع تقليد در دفترچه تقویت می‌شود و البته مي‌توان اطمينان داشت كه مراجع تقليد مذكور هر قدر هم كه از فقه سنتي گسسته باشند، باز هم نگاه درون ديني خود را از دست نداده‌اند و نخواهند داد.

اين بيانيه در حقيقت رهيافت‌هايي بالاتر از برابري حقوق زن و مرد در چارچوب قوانين جهوري اسلامي را نه تنها نويد نمي‌دهد، كه دري براي آينده نيز نمي‌گشايد. به عنوان مثال برابري در چارچوب نظام سرمايه که همواره از نيروي كار مدعي گريزان است، شايد چندان مطلوب بعضي نيروهاي اجتماعي نباشد و آنان را به طرفداري برنيانگيزد.

در كنار همه‌ی اين مسایل، آيا فرض دوستان تهيه‌كننده‌ی اين بيانيه و تدارك‌دهندگان كمپين اين است كه تغيير قوانين در داخل نهادهاي حكومتي فعلي امكان‌پذير است؟ اگر فرض مثبت است كه با توجه به تجربۀ اصلاحات هشت ساله (و نمونه‌های کوچکتر و به مراتب فراوان‌تری همچون حکایت حضور زنان در ورزشگاه‌ها در ابتدای کار دولت نهم)، تمامي شوق و خواست تلاش جمعي را از ابتدا باید به هدر رفته فرض كرد و اگر نه، كه بايد از آنان پرسيده شود كه چرا اين رويكرد ايجابي را در پيش گرفته‌اند؟
آيا به قدم‌هاي بعدي انديشيده‌اند؟ آيا احتمالات ديگر را در نظر گرفته‌اند، چرا آن را به اطلاع امضاكنندگان نمي‌رسانند و اگر در برابر تاكتيك حاكميت قرار بگيرند كه بعضي از خواست‌ها را بپذيرد و خواست‌هاي اصلي را به كنار بگذارد، با توجه به تفوق عظیم تبليغاتي حاكميت چه خواهند كرد؟ و ... .

تمامي آنچه ذكر شد، برخي از نقايصي بود كه از نظر نگارندگان به چشم مي‌آمد؛ اما اصلي‌ترين نقدي كه اين بار به جاي طراحان كمپين بايد به فعالان چپ - از جمله نگارندگان - وارد آورد، فقدان هرگونه آلترناتيو ايجابي براي چنين حركت‌هاي ليبرالي است. زيرا در نبود جريان‌هاي مترقي چپ كه مسایل زنان را هم به شكل ساختاري (نه معلول‌نگرانه) و هم در نمودهاي خردتر بيان كند و در آن راستا به عمل بپردازد، حركت‌هاي ليبرالی به سقف خواست‌ها و فعاليت‌هاي كنشگران بدل مي‌شود.

فعالين چپ بايد در نظر داشته باشند كه برابري درخواست شده در بيانيه‌ی كمپين، اصلاً نيم‌نگاهي نيز به خواست‌هاي طبقات فرودست اجتماع ندارد، چيزي از ظلم مضاعف به زنان كارگر، كارمند، پرستار و حتي پزشك نمي‌گويد، نگاهي طبقاتيِ «در خود» ندارد و مسایل را در حد كلي بيان مي‌كند. گويي كه الويت‌هاي متفاوت و شايد ريشه‌اي‌تري براي زنان طبقات فرودست وجود ندارد و يا اگر دارد، در ذيل الويت‌هاي فكري تدارک‌دهندگان كمپين قرار دارد. پس امضاي بي‌قيد و شرط و بدون آشكار كردن خطوط تمايز، چیزی جز گردن نهادن به هژموني فعالان ليبرال جنبش زنان ندارد و توجيهاتی همچون: «اين خواسته‌ها پايه‌اي‌ترين خواسته‌‌هاست»، از سوي كساني كه حاملان آگاهي به طبقات هدف محسوب مي‌شوند و بايد تناقض‌هاي موجود در ساختارها را آشکار کنند، پذيرفته نيست. فعالان چپ هميشه بايد حامل راديكال‌ترين (به معناي ريشه‌اي‌ترین) خواسته‌هاي اجتماع خود باشند، خواه در مسایل زنان، خواه در معضلات قوميتي و نظایر آن. حال آن كه با بي‌عملي در عرصه‌هايي كه جزو وظايف تاريخي آنان محسوب مي‌شود، عرصه را به كساني سپرده‌اند كه به حذف بسياري از خواسته‌هاي طبقات فرودست براي نماياندن خواست‌هايشان آماده‌اند.

آنانی كه با زمانه‌ی خود پيش نرفته‌اند و حل همه‌ی مسایل را در چارچوب تسخير حاكميت آن هم بوسيله يك گروه پیشرو ممکن می‌دانند و نويد حل مسأله‌ی زنان در فرداي گرفتن حاكميت، مي‌دهند، يك سوی مشكلات پيش روي جنبش چپ فعلي محسوب مي‌شوند. جزم‌انديشاني كه نمي‌دانند اگر «مسأله‌ی زن» فرصت طرح و درگير شدن در فرآيند مبارزه را نداشته باشد در فرداي انحلال طبقه‌ي كارگر چه چيزي بايد به عنوان «مسأله‌» حل شود؟

اين افراد، با اقدامات فراچپگرايانه‌ي خود كه گاه شكل آييني و مذهبي نيز به خود مي‌گيرد، هرگونه پرداختن به اين مسایل را خرده‌بورژوايي، فناتيك و ارتجاعي مي‌دانند و با حمله‌هاي زباني، به جاي نقد كمپين، حاميان و فعالان آن را مي‌كوبند و ماركسيسم را به رديه‌اي بر هر حركت نو و غير ارتدكس در جنبش چپ بدل مي‌كنند. بدین شکل، بيش از فعالان كمپين، به خواسته‌هاي بر حق زنان بی‌توجهی نشان می‌دهند؛ زناني كه بین چرخ‌دنده‌هاي اجتماع سرمايه‌زده و بي‌سامان امروز ايران و از سوی دیگر، روبناهاي ارتجاعي آن، گرفتار آمده‌اند.

نگارندگان گمان می‌کنند شیوه‌ای می‌تواند رنگ سرخی در رنگين كمان جنبش امروز زنان ايران وارد كند که نوانديشي را از تجديدنظرطلبي، استقامت را از فرصت‌طلبي و ملايمت را از تسليم جدا كند. رنگ سرخي كه نشان از آه خلقي ستمديده دارد، بي آن كه آييني را پيش‌فرض بگيرد، زبانش را به ايده‌آليسم بيالايد و كلام را به گره‌هاي فرو‌خورده در ناخودآگاه جمعي بسپارد. به اميد دنيايي ديگر كه البته با تلاش عاملان و تعامل آنان با جهان اطراف ممكن خواهد شد.

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

دهمین دورۀ مراسم تندیس صدیقه دولت آبادی ۱۳۹۲
کارت پستال‌هایی به بهانه‌ی هشت مارس و به یاد همه‌ی مبارزین راه برابری
بیانیه بیش از 350 تن از مدافعان حقوق زنان به مناسبت روز جهانی زن؛ زنان هر روز فرودست‌تر می‌شوند
لباسی که برای تن ما دوخته اند! /اعظم بهرامی
چالش‌ها و چشم‌انداز فعالیت مدنی زنان

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English