پذيرش > سایت نوشته ها > کمپینمان را ربودند؟!/ وبلاگ اشکها و ترسها
کمپینمان را ربودند؟!/ وبلاگ اشکها و ترسها
29 اسفند 1385 - در حاشیه دومین نشست عمومی کمپین یک میلیون امضاء - نسخه قابل چاپ
در دومین نشست عمومی کمپین ، که در روز پنجشنبه 24 اسفند 85 برگزار شد ، بحثی در گرفت که محور آن بر سر سوء استفاده عناصر و گروههای سیاسی از کمپین قرار داشت . بر طبق یک عادت دیرین که از کودکی گریبان مرا گرفته و نمی دانم که باید از حضور این عادت دیرین خوشحال باشم یا ناراحت ، همیشه شنونده خوبی بوده ام و نتیجه فکرها را پس از صبوری فراوان در گوش کردن ابراز کرده ام. پس از گوش دادن به حرفهای دوستان و فکر کردن به تک تک آنها ، به ذهنم رسید یادداشتی در این باره بنویسم.
راستش در آن گرد همایی پس از اینکه کاوه مظفری به گفته خود تذکر کوچکی در باب هشیاری برای جلوگیری از سوء استفاده از کمپین داد ؛ که البته این تذکر او از سر دلسوزی برای کمپین در راستای اهداف آن بود ؛ و نوشین احمدی خراسانی نیز در مقابل نظر او گفت که کمپین هیچ دید گاه حذفی ای ندارد و اصل را بر تغییر قوانین قرار داده است و حال هر کس که می خواهد امضاء بگیرد تا آن قوانین تغییر کند ، موج نظرات موافق و مخالف سرازیر شد! اما نکته ای که توجه مرا جلب کرد عدم دقت برخی از دوستان به گفته های خانم خراسانی بود. ایشان گفتند که برای من فرقی نمی کند که چه کسی 1 میلیون امضاء را جمع می کند برای من تغییر قوانین مهم است! حرفی از حذف جمع آوری امضاء و کار بدنه ای کمپین و اعمال نفوذ از بالا به میان نیامد!
اما دو دیدگاه در این میان مطرح شد. عده ای این گفته را اعمال نفوذ از بالا برای تغییر قوانین فرض کردند و برخی دیگر نیز به درست این گفته خانم خراسانی را همان تکثر برای پیشبرد هر چه سریعتر اهداف کمپین برداشت نمودند .
گروه اول که اغلب از میان آقایان بودند ، و البته شاید اندکی به دلیل همان هاله قدرت پنهان در کلامشان و نیز نوع پرورش بیرونی ، به ابراز مخالفت با آن پرداختند ، تاکید داشتند بر ایزوله حفظ کردن کمپین و ممانعت از حضور گروهها و عناصر اندکی محافظه کارتر . آنها از این موضع به نقد دیدگاه خانم خراسانی پرداختند که تغییرات از بالا را ماندگار نمی دانستند و آن را با تغییراتی که در زمان شاه به وقوع پیوست و پس از نقلاب به سرعت از میان رفت مقایسه می کردند . اما آن عادت دیرین ایرانی که صحبت کردن عجولانه را بر تفکر و گوش کردن مقدم می دارد مانع از آن شد که دوستان متوجه این نکته باشند که خانم خراسانی گفتند یک میلیون امضاء را مثلا جبهه مشارکت هم جمع کند به هر حال همان پروسه طی می شود! ایشان حرفی از انحصار کمپین توسط مشارکتی ها نزدند که ما هم بخواهیم فریاد بزنیم آی کمپینمان را ربودند!
خواسته های این کمپین مشخص است و اهدافش آشکار! حال چه فرقی می کند ما برویم در کوی و خیابان امضاء بگیریم یا اعضای جبهه مشارکت یا هر گروه دیگری سمیناری عمومی بر پا کنند و تشریح قوانین بکنند و امضاء بگیرند ! مهم آن تغییر قوانین است ! دست آخر هم که کار به لابی می کشد باز باید بگوییم نه کمپین متعلق به ماست؟! مگر ما در پی تغییر ساختار سیاسی هستیم که کمپین را منحصر به گروههایی کنیم که با دیدگاههای ما هم خوانی دارند ؟!مگر ما به غیر از تغییر قوانین به مسئله دیگری فکر می کنیم؟! ما برای انحصار کمپین در دستان خودمان امضاء می گیریم یا برای تغییر قوانین؟! این مال خود کردن هر کنشی در جامعه ایرانی آفت کارهای جمعی است!باور کنید! البته باید گفت که برخی از دوستان نسبت به این تذکر دلسوزانه اندکی موضع تند گرفتند و برخی آقایان نیز صحبت های کاوه مظفری را آب و تاب بیشتری دادند و اندکی قدرت مدارانه به قضیه نگاه کردند!
اما نکته ای هم درباره صحبت های دوستان من در گرده دوم وجود دارد . دوستان ، کمپین ما چهارچوبی دارد و آن چهارچوب و خواسته ها باید حفظ شود . من خود به شخصه دلسوزی دوستان گروه اول را درک می کنم . از آنجا که متاسفانه ایرانی در گفتمان قدرت پرورش یافته است و روح دموکراتیک کارهای جمعی برای او غیر قابل هضم است ، انحراف اهداف کمپین به سمت تمایلات قدرت مدارانه طیف محافظه کار برای خاتمه دادن به خواسته های زنان و یا به قول خانم خراسانی سطحی کردن خواسته های حد اقلی ما ، خطری است که هر لحظه ممکن است گریبان کمپین را بگیرد. به جاست که در این مورد دقت به خرج دهیم.
به هر روی کمپین ملک شخصی ما نیست و هر انسانی از هر طیفی ؛ چه زن چه مرد چه راست و چه چپ ؛ که دغدغه های کمپین برای او مهم است می تواند در راستای اهداف کمپین تلاش کند. مهم تلاش ماست برای جلوگیری از آسیب های احتمالی که ممکن است به کمپین روا رود. باور کنید کمپین ما اگر ریشه بدواند در همه جا هیچ کس نمی تواند آن را برباید!
برگرفته از وبلاگ اشکها و ترسها
ارسال به
بالاترین
،
توییتر
،
فریندفید
،
فیسبوک
در همين بخش :
یک خبر تلخ؟ یک قانونشکنی؟ یک تصمیم بخشنامهای جدید؟
چرا بایست به سکسوالیته پرداخت؟ / نفیسه آزاد
آزارجنسی خانگی؛ «قربانی» نه، «نجات یافته»
زنان، بزرگترین بازندگان بهار عرب
سانسور از دیدگاه جنسیتی/الهه امانی
ديگر بخش ها :
طرح یک میلیون امضا
|
مقالات
|
سایت نوشته ها
|
اخبار
|
گزارش كمپين
|
گفت و گو
|
علیه سکوت
|
كوچه به كوچه
|
نامه های شما
|
گزارش ویژه
|
گفتگو با اعضا
|
ویژه سالگرد کمپین
|
تصویر برابری
|
دل آرام علی
|
تریبون
|
مقالات
|
تاریخ شفاهی
|
خارج از چارچوب
|
کتابخانه
|
درباره کمپین
|
کمپین در شهرها
|
کمپین در بند
|
صدای تغییر
|
ویژه 22 خرداد
|
لایحه حمایت از خانواده
|
گالری
|
عشا مومنی
|
امیر یعقوبعلی
|
خدیجه مقدم
|
راحله عسگری زاده و نسیم خسروی
|
پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز
|
زینب پیغمبرزاده
|
سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی
|
احترام شادفر
|
نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی
|
وبلاگ مهمان
|
پرونده خرم آباد
|
دستگیری ها
|
مریم مالک
|
پرستو اللهیاری
|
مهرنوش اعتمادی
|
سمیه رشیدی
|
Other Languages
|
همراهان
|
«فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت»
| English
|