خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > سایت نوشته ها > این جایزه را به همکاران دربندم تقدیم می‌کنم/گفت و گو با ژیلا بنی‌یعقوب

این جایزه را به همکاران دربندم تقدیم می‌کنم/گفت و گو با ژیلا بنی‌یعقوب

3 آبان 1388 - - نسخه قابل چاپ

ژیلا بنی‌یعقوب، روزنامه نگار و فعال حقوق زنان برنده «جایزه جهانی آزادی بیان» در کانادا شد. این جایزه به خاطر «شجاعت فوق‌العاده و غلبه بر مشکلات بزرگ برای گزارش اخبار» به ژیلا بنی‌یعقوب و یک روزنامه روسی اهدا شد.

خانم بنی‌یعقوب در جریان حوادث پس از انتخابات به همراه همسرش بهمن احمدی امویی بازداشت شده بود و پس از تحمل ۶۰ روز بازداشت آزاد شد. البته آقای احمدی امویی همچنان در زندان به سر می‌برد.

به بهانه اهدای این جایزه، با ژیلا بنی‌یعقوب گفت و گو کرده‌ام.

خانم بنی‌یعقوب تبریک می‌گویم بابت دریافت این جایزه.

متشکرم.

فکر می‌کنید چه طور شد که شما به‌عنوان برنده‌ی این جایزه انتخاب شدید؟

راستش من ترجیح می‌دهم از این فرصت استفاده کنم و به جای این که درباره‌ی خودم و دلایل انتخاب شدنم صحبت کنم، درباره‌ی همکاران روزنامه‌نگارم صحبت کنم که بیش از چهار ماه است در زندان هستند.

من وقتی خبر این جایزه را شنیدم که به من اهداء شده، احساس دو گانه‌ای داشتم. از طرفی احساس غم می‌کردم که خیلی از همکاران روزنامه‌نگارم ازجمله همسرم که هم همسر من است و هم یک روزنامه‌نگار، در زندان هستند.

در واقع این که این جایزه به من اهداء شده خیلی حس خوبی نیست. خیلی شاد نمی‌شوی، وقتی می‌بینی خیلی از عزیزانت، خیلی از همکاران و دوستانت در زندان هستند. از طرف دیگر هم همان موقع تصمیم گرفتم که در اولین فرصتی که پیش بیاید عنوان کنم که من این جایزه را حق همکاران روزنامه‌نگارم که در زندان هستند می‌دانم و این جایزه را تقدیم به همه‌ی آنها می‌کنم.

ما الان نزدیک به حداقل ۲۰ روزنامه‌نگار زندانی در اوین داریم که در جریان اعتراضات پس از انتخابات بازداشت شده‌اند.

ژیلا بنی‌یعقوب، برنده «جایزه جهانی آزادی بیان»، گفت که جایزه خود را به همسرم و دیگر روزنامه نگاران زندانی تقدیم می‌کنم

حالا اگر باز بخواهیم به خود شما برگردیم، فکر می‌کنید اهدای این جایزه چه امکاناتی را به خود شما می‌دهد؟

فقط امیدوارم که چنین جایزه‌هایی در چنین شرایطی باعث توجه افکارعمومی ایران و جهان نسبت به مسائل روزنامه‌نگاران ایرانی بشود و فقط این بخش از اهدای این جایزه من را امیدوار می‌کند که صدای روزنامه‌نگاران ایرانی به هرحال شنیده می‌شود.

خوشحالم که کارها و فعالیت‌های من به‌عنوان یک روزنامه‌نگار ایرانی و همچنین فشارها و مشکلاتی که تحت آن کار و فعالیت کردم به هرحال دیده شده است. در واقع من این جایزه را نمادی می‌دانم برای همه‌ی روزنامه‌نگاران زندانی و این که می‌توانم اظهار امیدواری کنم که تلاش روزنامه‌نگاران ایرانی در مجامع جهانی نادیده گرفته نشده است.

خبر دارید که چه طور می‌خواهند این جایزه را به شما برسانند، با توجه به این که شما در ایران هستید؟!

فکر می‌کنم مراسم اهدای جوایز ماه آینده است و تصورم این است همچنان که در مراسم اهدای جایزه‌ای که قبلاً به من تعلق گرفته بود، توسط بنیاد بین‌المللی روزنامه‌نگاران زن و چند روز پیش مراسم اهدای این جایزه در نیویورک برگزار شد و من در آن مراسم حاضر نبودم، فکر می‌کنم که در این مراسم هم حاضر نباشم.

و کسی به نمایندگی از شما این جایزه را دریافت می‌کند؟

بله. امیدوارم که یکی از همکاران روزنامه‌نگار که در کانادا زندگی می‌کند، قبول زحمت بکند و این جایزه را قبول کند و بگیرد.

در این چند وقت اخیر جایزه‌های متعددی به ایرانی‌ها، به فعالان زن ایرانی و به روزنامه‌نگاران اهدا شده است. شما اگر قرار بود کسی را برای دریافت چنین جایزه‌ای معرفی کنید، چه کسی را معرفی می‌کردید؟

من حتماً یکی از روزنامه‌نگاران زندانی را کاندیدا می‌کردم و یا اگر سوژه‌ی جایزه چیزی جز روزنامه‌نگاری بود، حتما یکی دیگر از فعالان حقوق بشر یا فعالان سیاسی که الان در زندان هستند و جرمی ندارند و تنها زندانی عقیدتی هستند و به خاطر ابراز عقید‌ه و به خاطر تلاش‌هایی که برای بهترشدن زندگی مردم‌شان و برای اعتلای ایران انجام داده‌اند را انتخاب و کاندیدا می‌کردم.

البته تا آن جایی که می‌دانم من هم زمانی برای این جایزه کاندیدا شدم که خودم در زندان بودم و شاید دوستانی که من را کاندیدا کرده‌اند، سازمان غیردولتی روزنامه‌نگاران کانادایی که این جایزه را داده‌اند، در واقع به همان نکته‌ای که من امروز توجه داشتم، آن روز آن‌ها هم توجه داشتند و سعی کرده‌اند که این جایزه را به یک روزنامه‌نگار زندانی اهدا کنند.

می‌توانم اسم خاصی را از شما بشنونم که شما معرفی کنید؟

راستش در حال حاضر همه‌شان برای من یک‌جور هستند. نمی‌توانم انتخاب کنم. هرکدام‌شان که جایزه بگیرند، به نظر من حق‌شان هست و من خوشحال می‌شوم که هرکدام از این روزنامه‌نگاران زندانی جایزه‌ای را دریافت کنند.

خیلی خوشحال می‌شدم که این جایزه هم در حال حاضر به یکی از این روزنامه‌نگارانی تعلق می‌گرفت که الان در زندان هستند. برای این که من الان آزاد شده‌ام و بیرون هستم. ولی از این فرصت استفاده می‌کنم و این جایزه را به همه‌ی روزنامه‌نگاران زندانی، ازجمله به همسر روزنامه‌نگارم بهمن احمدی امویی تقدیم می‌کنم.

قصد دارید که برای دریافت این جایزه جشنی بگیرید، یا چطور می‌خواهید این خبر خوب را جشن بگیرید؟

جواب دادن به این سوال کمی سخت است. شرایط ما الان جوری نیست که بخواهیم جشن بگیریم.

لیدا حسینی نژاد

رادیو زمانه

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

یک خبر تلخ؟ یک قانون‌شکنی؟ یک تصمیم بخشنامه‌ای جدید؟
چرا بایست به سکسوالیته پرداخت؟ / نفیسه آزاد
آزارجنسی خانگی؛ «قربانی» نه، «نجات یافته»
زنان، بزرگترین بازندگان بهار عرب
سانسور از دیدگاه جنسیتی/الهه‌ امانی

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English