خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > كوچه به كوچه > از آدمیزاد بودن افتاده‌ام/ خلیل طالقانی

از آدمیزاد بودن افتاده‌ام/ خلیل طالقانی

17 شهریور 1388 - - نسخه قابل چاپ

تغییر برای برابری - مادربزرگم همیشه می‌گفت بترسید از روزی که ظلم عادی شود. در دنیای او ظلم این بود که کسی فرزند مریض داشته باشد و نتواند پول دوا و دکترش را بدهد یا امنیه‌ها که "مأمور دولت" بودند از "مردم بیچاره" پول زور بگیرند. نمی‌دانم چگونه می اندیشید که به گمان او تا وقتی این قضایا قبحی داشت جای نگرانی نبود ولی عادی شدن آن‌ در نظر دیگران را برنمی‌تابید جوری که می‌گفت اگر گریه‌تان نگیرد دیگر آدمیزاد نیستید.

این سال‌ها بارها و بارها فکر کرده‌ام که از آدمیزاد بودن افتاده‌ام و این روزها خیلی بیشتر. اولین عکس‌های چاقو و خون و زخم را که می دیدم تا یکی دو روز حالم دگرگون بود و حالا بعد از هفتاد و دو کشته گویا دنده‌ام پهن شده است. بعد از داستان کهریزک انگار ماجرای ترانه موسوی خیلی برایم عجیب نبود. راستی این قضایا برایم عادی شده است؟ چقدر آدمیزادم؟

بعد از دستگیری عاطفه امام، دختر جواد امام از بازداشت شدگان حوادث اخیر، مادرش در مصاحبه با بی بی سی "تاکید کرده است که دخترش هنگام بازداشت کاملا سالم بوده و خواسته است این واقعیت به آگاهی همگان برسد." همین مادر در مصاحبه با خبرنامه امیرکبیر اظهار داشته که از دخترش می‌خواهند "به ارتباط نامشروع با يكسري از افراد سياسي كه هم اكنون درون زندان هستند" اعتراف کند. تمام رگ‌های تنم تیر می‌کشد. دخترک 19 ساله آزاد شد و ما چه زود یادمان می‌رود این نقل قول‌ها. چقدر آدمیزادم؟

در حکایت‌های نیم‌گفتۀ عباس عبدی از زندان اشاره های بریده به تهدید خانواده‌اش وجود دارد. جزییاتش یادم نیست. همسر حجاریان هم چند ساعتی بازداشت بود و بعد از آن اصلاً مصاحبه کردن یادش رفت و بعد دادگاه و نامه که جزییاتش را فراموش کرده‌ام. چقدر آدمیزادم؟

دیشب نیمه‌های شب از خواب پریدم. کابوسم صحنه‌های بازجویی فهمیمه دری نوگورانی بود و دادمی‌زدم "نه نه ترا به هرچه می‌پرستید نه." بعد یادم آمد که خفقان مرگ گرفته بودم آن روزها و جیکم درنیامد. چه فکر می کردم؟ حتماً خودی و غیرخودی کردم و به این نتیجه رسیدم که به من چه؟ حتماً از زن بودن خلعش کردم. پیش خودم توجیه می‌کنم که هیچ کس دیگر هم چیزی ننوشت. چقدر همۀ ما به او بدهکاریم؟ چقدر آدمیزاد بودم/هستم؟

دیشب به این نتیجه رسیدم که شاید انتشار آن سی دی خیلی هم بی‌حکمت نبود. به علن زنان را برابر کردند با عضو جنسی و ازصحنۀ تجاوز به زنانگی فیلم گرفتند و منتشر کردند تا نسق‌کشی کنند از همه‌. حالا همه‌مان راحت باور می‌کنیم و برایمان عادی شده. چقدر آدمیزادیم؟

اخبار رسمی حاکی از آن است که مردان نیز در این زمینه به برابری با زنان دست یافته‌اند. نمی‌دانستیم آن که به ماگفت "رویتان را کم می‌کنیم بچه مزلّف ها" فکر تا کجایش را کرده بود. این هم برایمان عادی می‌شود؟ چقدر آدمیزادیم؟

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

روايت بيست و پنجمين شهريور / نرگس طیبات
وقتی آتش خاموش شود/فرشته نوبخت
آن گاه که زن شدم / ویژه نامه 8 مارس 1391
چیزی زیر پوست این شهر می جوشد / دلارام علی
گرسنگی / وبلاگ سیب و سرگشتگی

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English