خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > تریبون > مقالات > امواج فمنیستی در سونامی سبز ایرانی؟/گلبرگ باشی

امواج فمنیستی در سونامی سبز ایرانی؟/گلبرگ باشی

11 شهریور 1388 - - نسخه قابل چاپ

منبع : Tehran Bureau

http://tehranbureau.com/feminist-waves-iranian-green-tsunami/

ترجمه از : گلناز ملک

تغییر برای برابری - در حالیکه تصاویر زنان، پیر و جوان، مذهبی و غیر مذهبی صفحات اینترنت و تلویزیون را پوشانده، که فریاد می زنند و خون می ریزند و خواستار تجدید نظر در نتایج متقلبانه ی انتخابات ژوئن 2009 هستند، شجاعت شگفت انگیز و اکثریت مطلق آنان، رسانه های بین المللی را از حضور قابل ملاحظه ی زنان در جنبش سبز(نهضت سبز) آگاه کرده است.

سوالی که در این مورد ممکن است پرسیده شود این است که جایگاه فمنیست های ایرانی داخل کشور چیست و کجاست؟ آن ها مدت ها برای آزادی های مدنی خود تلاش می کرده اند. هم اکنون تا چه اندازه برای دفاع از اهداف و خواسته های جنبش سبز مشارکت می کنند؟

شاید بسیاری از کسانی که خارج از ایرانند، ندانند که جنبش زنان ایران، با جدیت فعالیت می کند و اهداف خود را در راستای پایان دادن به تبعیض جنسیتی در کشوری که در حوزه ی قوانین خانواده و کیفری، با زنان به عنوان شهروند درجه ی دو رفتار می شود، گسترش می دهد. از دهه ی نود میلادی، ان جی او های متنوع، مجلاتی همچون " زنان" ، وکلا، و کمپین های مشخصی نظیر " کمپین یک میلیون امضا" و " کمپین لغو قانون سنگسار" با سرسختی فعالیت کرده اند و از میان خط کشی های ایدئولوژیک، خواسته های مشخص حقوقی زنان را در حیطه ی قانونی تحقق بخشیده ، ساز و برگ داده و به اطلاع عموم رسانده اند. زنانی که ما در حال راهپیمایی در خیابان های تهران، شیراز و جاهای دیگر دیده ایم، همچون قارچ از ناکجا آباد نروییده اند. آن ها فرزندان تنومند دهه ها مبارزه ی پایدار و ریشه ای هستند.

بی شک یک بیداری فمنیستی به آرامی در ایران ِ بعد از انقلاب پدیدار شده است. در ایران بیش از 63 درصد از فارغ التحصیلان دانشگاه ها زنان هستند و بر خلاف بسیاری از کشورهای منطقه، زنان ایرانی در همه ی محدوده های زندگی اجتماعی قابل رویت اند. آن ها وکیل، پزشک، هنرمند، ناشر، روزنامه نگار، وبلاگ نویس، سیاست مدار، دانشجو و استاد دانشگاه هستند. سال 2003، هنگامی که به تهران و دیگر شهرهای بزرگ سفر می کردم، درطول پخش اخبار رادیوهای محلی، وقتی اسامی اعلام شد، تمامی اعضای تیم خبر زن بودند، نگین، پروانه، سارا، فاطمه....و این اغلب یک قاعده بود نه استثنا. با این وجود نباید همچون بسیاری ، تصویری خوش آب و رنگ وغیر واقعی از زنان ایرانی ترسیم کرد. تنها 12.3 درصد از آنها جزو نیروی کار اجتماعی به حساب می آیند و برای بسیاری از آنها ازدواج تنها راه فرار از خانه ی پدری است. نرخ 30 درصدی بیکاری به خصوص متعلق به زنان جوانی است که همچنین با تبعیض جنسیتی مضاعف در محیط کار مواجه هستند.

طی کمپین انتخاباتی ژوئن 2009 زهرا رهنورد، همسر کاندیدای جنبش سبز میر حسین موسوی، که خود نقاش، استاد دانشگاه و رئیس اسبق دانشگاه است، دست شوهرش را گرفت و در مقابل هزاران زن از برابری جنسیتی سخن گفت. حضور او بسیاری از زنان را برای رای دادن به میر حسین موسوی تشویق کرد. وقتی محمود احمدی نژاد در سال 2005 دفتر ریاست جمهوری را تصرف کرد، رهنورد از وظایف اجرایی دانشگاه دخترانه ی الزهرا، جایی که ریاست اش را برعهده داشت برکنار شد. داستان او داستان یک فمنیست مسلمنان است که همچون بسیاری دیگر به این نتیجه رسیده که جمهور اسلامی وظایف دینی، قانونی و بین المللی اش را در حمایت از حقوق زنان انجام نمی دهد.

اما زهرا رهنورد تنها قله ی این کوه یخی است. در آوریل 2009، هفته ها پیش از انتخابات ریاست جمهوری 12 ژوئن 2009، ائتلافی از زنان شکل گرفت و چنین پیشنهادی را بیان کرد: " ما، بخشی از جنبش زنان ایران، به عنوان کنشگران جامعه ی مدنی در عرصه های گوناگون صنفی، مطبوعاتی، سازمان های غیردولتی، احزاب، و از درون کمپین های متعدد، طی سالیان گذشته راه های گوناگونی را برای تحقق خواسته های زنان پیموده ایم و هرگاه ضرورت اقتضا می کرده، برای تحقق این خواسته ها در کنار هم گام برداشته ایم.

امروز نیز مصمم شده ایم، به منظور ارائه ی بخشی از مطالبات خود و زنان سرزمین مان، با بهره گیری از فضای انتخاباتی، ائتلاف دیگری را شکل دهیم. هدف این ائتلاف صرفا طرح مطالبات زنان است و درصدد حمایت از کاندیدایی خاص یا مداخله در حق شهروندان برای مشارکت یا عدم مشارکت در انتخابات نیست، بلکه در پرتو این کنش دسته جمعی:
اگرچه این طرح پیشنهادی فاقد امضای برخی از اعضای برجسته ی جنبش زنان، برای مثال فمنیست های سکولار همچون پروین اردلان و سوسن طهماسبی بود، لیلا موری وبلاگ نویس مشهور و یکی از اعضای کمپین " سنگسار را برای همیشه متوقف کنید" که هم اکنون در ایالات متحده دانشجو است در وبلاگ مشهور خود نوشت:
"دوست داشتم دوستان در جنبش زنان این روزها فعالتر از همیشه حضور داشتند و به عنوان یک جنبش مدنی پویا نقش پررنگتری در این روزهای مهم ایفا میکردند. شاید آنها جواب برخی از سوالهایم را بدانند برای مثال، آیا این زنان فقط برای رسیدن به همان خواستهای عمومی در خیابان ها هستند؟ یعنی فقط میخواهند بدانند که رایهایی که به صندوق ریخته اند کجا رفته است؟ یا این حضور بخشی از مطالباتی هست که زنان ایران در طی سالهای اخیر دنبال میکنند؟و من مشتاقانه دوست دارم بشنوم. امیدوارم خواسته های مدنی زنان در این میان به فراموشی سپرده نشود.

دعواهای ایدئولوژیک، جنبش زنان در ایران را تقسیم کرده است. اما جلوی شرکت فعالانۀ زنان معمولی در راهپیمایی های قبل و بعد از انتخابات انتخابات ژوئن 2009 را نگرفته است. بر اساس آنچه تاریخ به ما می گوید، آن ها یک بار دیگر هم جلودار ِ قیام های دموکراتیک و خیزش های اجتماعی کشورشان بوده اند.

دست کم از آغاز جنبش بابیت در اواسط قرن 19 تا قیام تنباکو در اواخر قرن 19 ام ، تا انقلاب مشروطه در اوایل قرن 20 ام، و بعد مبارزه برای ملی کردن صنعت نفت در سال های 1950 و در نهایت انقلاب اسلامی 1979، زنان ایرانی نقشی کلیدی در موفقیت همه ی این اتفاقات مهم داشته اند. اما به محض اینکه این مبارزات به پیروزی قطعی رسید، که اغلب هم با تحمیل هزینه های سنگین بر زنان همراه بود، زنان اغلب فراموش شده و به کنار گذاشته شدند.

چیزی که در ایران شاهد آن هستیم، نتیجه ی طبیعی سال ها حضور فمنیستی و شرکت فعالانه ی زنان قدرتمند در فضاهای اجتماعی است که به دختران کوچک آموخته که زن بودن فقط به معنای مادر بودن یا همسر بودن نیست و زنان برای به دست آوردن حقوق و خواسته های شان باید حضور داشته باشند و بجنگند.

این زنان جان شان را به کف می گیرند تا آن اندک باقی مانده از جمهوری شان را حفظ کنند. اکثریت آنان بر مبارزه ی غیر خشونت آمیز تاکید دارند و هم مردم و هم پلیس ضد شورش را از کتک خوردن و کشته شدن محافظت می کنند. در عوض به طرز وحشیانه کتک خورده و حتا توسط نیرو های امنیتی کشته شده اند، نمونه ی دردناک و مشهورش دانشجوی 26 ساله ی فلسفه، ندا آقا سلطان است که در خیابان های تهران گلوله خورد. لحظات آخر حضور او بر زمین توسط دوربین تلفن همراه فیلم برداری شد و او امروزه تبدیل به سمبل و شمایل جنبش سبز ایران شده است.

اگر جنبش سبز که به نظر می رسد بسیار پیش رو تر از رهبران و تئورسین های خود است روزی به پیروزی برسد، بر رهبران گروه های فمنیستی واجب است که از حلقه داخلی خود جدا نشوند و زمانی که گرد و خاک ماجرا فرو نشست ذره ای از خواسته های زنان و آزادی ها و حقوق شهروندی صرف نظر نکنند. برای این که این اتفاق رخ دهد، باید ائتلافی از سازمان های مختلف مدافع حقوق زنان، جزئی مهم از فرآیند تعریف جنبش سبز باشد. از آنجایی که اعتراضات ماه ژوئن بعد از 2 هفته سرکوب شدید تظاهرات کنندگان به پایان خود می رسد، هیچ راهی برای دانستن اینکه این جنبش به چه چیز مبدل خواهد شد وجود ندارد. اما آینده هر چه که باشد رهبران جنبش زنان، باید حضور قهرمانه ی زنان در خط مقدم مبارزات را حفظ کرده و نگذارند خون های ریخته شده به هدر رود.

بیوگرافی گلبرگ باشی: استاد مطالعات ایرانی در دانشگاه روتگرز. او به تازگی پایان نامه ی دکتری اش را درباره ی نقد فمنیستی مبحث حقوق بشر در ایران ارائه داده است. از او مقالات زیادی در باره ی زنان و مسائل حقوق بشر در مجلات اینترنتی منتشر شده است.

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

دهمین دورۀ مراسم تندیس صدیقه دولت آبادی ۱۳۹۲
کارت پستال‌هایی به بهانه‌ی هشت مارس و به یاد همه‌ی مبارزین راه برابری
بیانیه بیش از 350 تن از مدافعان حقوق زنان به مناسبت روز جهانی زن؛ زنان هر روز فرودست‌تر می‌شوند
لباسی که برای تن ما دوخته اند! /اعظم بهرامی
چالش‌ها و چشم‌انداز فعالیت مدنی زنان

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English