خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > كوچه به كوچه > در زمانه پروانه ها* برای مریم باقی و مهدیه محمدی/ مریم شبانی

در زمانه پروانه ها* برای مریم باقی و مهدیه محمدی/ مریم شبانی

1 شهریور 1388 - - نسخه قابل چاپ

تصویر اول:ظهرهای شلوغ هفته نامه شهروند، هفت – هشت نفری پشت میز بزرگ اتاق تحریریه مي نشستيم و آماده خوردن ناهار می شدیم. صدای برهم خوردن قاشق به بشقاب ها که تنها صدای اتاق می شد، به ناگاه متوجه سردبیر می شدیم که هنوز قاشق برنداشته و نظاره گر ناهار خوردن ما نشسته است. تا می آمدیم بپرسیم که «آقای قوچانی چرا نمی خورید؟»، سردبیر سر به سمت اتاقی دیگر می چرخاند و با صدای بلند نام کسی را صدا می زد:« مریم خانم بیا...» و اینجا بود که می فهمیدیم محمد قوچانی به احترام همسرش مریم باقی و در اشتیاق همراهی او منتظر مانده است. تازه، آمدن مریم هم کافی نبود که باید اولین لقمه را او برمی داشت و دومین لقمه را محمد. و اين تنها يك نشانه بود از احترام و عشق آن دو كه ما نشانه هايي ديگر را هم به وفور ديده بوديم.

****

تصوير دوم:حضور هميشگي احمد زيدآبادي در تحريريه فرصتي مغتنم بود براي همكلامي و طرح پرسش از او. اما حضورش در تحريريه يك چاشني ثابت هم داشت و آن زماني بود كه گوشي تلفن را برمي داشت تا تماسي با خانه بگيرد و حال و احوالي از همسر و فرزندانش جويا شود و احيانا فهرست خريد سر راه را پر كند. آنوقت موعد گوش ايستادن ما بود بر این مکالمه. احمد با همان لهجه شیرین سیرجانی و با خونسردی زایدالوصفی که بر صدایش نشسته بود برای سبک تر کردن کارهایی که باید انجام دهد، چانه می زد. آنقدر این چانه زدنها شنیدنی بود که ما کار را رها می کردیم و دست را عصای چانه کرده و سر به سمت احمد برمی گرداندیم. مکالمه که تمام می شد، به او می گفتیم که « دکتر چرا اینقدر چانه می زنی؟ هرکاری که خانم می گوید را باید انجام دهی..» و او با همان بیان شیرین سیرجانی می گفت:« هنوز مانده تا بفهمید این صحبت ها ربطی به چانه زدن ندارد و پر از دوست داشتن است. من و مهدیه زبان دوست داشتن خاص خودمان را داریم.»

****

تصویر سوم:آفتاب سوزان ظهر تابستان بر تهران می تابد، کمتر عابری در زیر این آفتاب سوزان می ایستد و همه در تقلای رسیدن به سایه و ادامه مسیر در خنکای کاذب آن هستند. در این داغی ذوب کننده که حتی آسفالت خیابان هم زیر پایت نرم شده است، اگر گذرت به دادسرای انقلاب تهران بیافتد زنانی با چهره های آشنا را در گوشه ای ایستاده می بینی که گاهی برای زدودن گرما، بطری آب بر سر خالی می کنند و اگر قصد کنی که لحظه ای بایستی و نظاره شان کنی، خواهی دید که گه گاه ماموری کریه منظر به سراغشان می رود و ناسزا آوارشان می کند و بعد به داخل ساختمان باز می گردد تا گرمای لحظات بیرون مانده را به خنکای درون اتاق خود ببخشد. زنان اما همچنان در خیابان ایستاده، زیر آفتاب ذوب کننده تابستان که آسفالت زیر پایت هم نرم شده است...
مریم و مهدیه هم در میان این زنان هستند. گونه هایشان را آفتاب داغ سوزانده و دیدگانشان را دوری اجباری از همسر نمناک کرده است. آخر مگر احمد و محمد اجازه می دادند که مشتی دون مایه با مهدیه و مریم درشت گویی کنند؟ و امروز، در غیاب احمد و محمد آن دو آماج هتاکی محتسبان غیرمنصف هستند و هر درشت گویی را به جان می خرند تا مگر خبری از زندانی خود بگیرند و مرهم دل خویش سازند. و چقدر مریم و مهدیه به هم شبیه اند... روزگار نوجوانی و جوانی در زندان به ملاقات پدر می رفتند و در دادسرا سرنوشت پرونده پدر را پرس و جو می کردند و امروز برای همسر تقلا می کنند و به اجبار هم کلام دون مایگان افسارگسیخته می شوند. مریم و مهدیه امروز خشونتی حکومتی را تحمل می کنند و ما چه خوش خیالانه می کوشیم تا این حکومت، چاره ای برای رفع خشونت خانگی علیه زنان این دیار بیاندیشد.

****

تصویر چهارم:این روزها مریم و مهدیه را که می بینم و حرف ها و گلایه های همسران زندانیان را که می شنوم، نگرانی بر نگرانی آوار می کنم. نگرانی برای زنانی که همچون پروانه از گوشه ای به گوشه دیگر این شهر جهنمی می روند و دلشان تنها با یک خبر کوتاه سلامتی و یک تماس کوتاه تلفنی آرام می گیرد. من اما می ترسم آفتاب سوزان پرهای سرگردانی این زنان را بسوزاند و پروازشان را نیمه تمام بگذارد. و برای رهایی از این خیال هولناک برمی خیزم و عزم جزم می کنم که پروانه های شهرم را تنها نگذارم.

*نام کتابی نوشته خولیا آلوارز که زندگی خواهران میرابال را که توسط دیکتاتوری دومینیکن به قتل رسیدند توصیف می کند

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

روايت بيست و پنجمين شهريور / نرگس طیبات
وقتی آتش خاموش شود/فرشته نوبخت
آن گاه که زن شدم / ویژه نامه 8 مارس 1391
چیزی زیر پوست این شهر می جوشد / دلارام علی
گرسنگی / وبلاگ سیب و سرگشتگی

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English