خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > سایت نوشته ها > کار و تلاشی با ارزش در جنبش زنان- کمپین 1 میلیون امضا / وبلاگ پويا

کار و تلاشی با ارزش در جنبش زنان- کمپین 1 میلیون امضا / وبلاگ پويا

8 اسفند 1385 - - نسخه قابل چاپ

نوشین گرامی در ایمیلی می‌نویسد که تا حالا درباره‌ی کمپین «جمع‌آوری یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز» چیزی ننوشته‌ای. راست می‌گوید و فکر می‌کنم این ننوشتن من منصفانه نیست. یعنی با این همه تلاشی که این دوستان در کوچه و خیابان‌های شهر و کارگاه‌های‌شان می‌کنند منصفانه نیست. و همه‌ی اینها علیرغم کمک‌های کوچک و امضای کمپین آنهاست از طرف من. فکر می‌کردم چرا مثلا مانند موضوع «منشور زنان»، درباره‌ی‌ این کمپین یادداشتی نداشته‌ام. صرف نظر از اهداف خوب دوستان که در پایین به آنها اشاره خواهم کرد، ویژگی این جنبش ِ 1 میلیون امضا در «عملی» بودن (پراتیک بودن) آن است. یعنی ویژگی مهم آن به نظر من این است.

شکی نیست که ابتکار و گردانندگی این کمپین بدست خود زنان است و من همیشه فکر کرده‌ام که در شرایط ویژه‌ی یک جامعه‌ی مردسالار و با روابط پیچیده‌ی پدرسالارانه، مستقل بودن جنبش زنان اهمیت دارد. مستقل بودن فقط به این معنی نیست که مدیریت جنبش در دست زنان باشد. از دوران مشروطه به بعد جنبش‌ها و تشکل‌های زنان داشته‌ایم که بدست زنان اداره می‌شده است: از جمعیت نسوان وطنخواه در دوران رضا شاه تا سازمان زنان حزب توده ایران در زمان پهلوی دوم و پس از انقلاب و سازمان‌های زنان گروه‌های چپ و گروه‌هایی با مرام‌نامه‌ی دینی. مستقل بودن به معنی بستن درها به روی مردان و منطق "ما و شما" هم نیست. اما آنچه که منظور من از جنبش مستقل زنان است،‌ مطرح کردن و فعالیت برای خواسته‌های مختص به زنان است، یعنی آن بخشی که صفت "مضاعف" به خودش گرفته است (ستم مضاعف به زنان). یعنی آن بخشی از تبعیض‌ها و محدودیت‌ها و محرومیت‌ها که درباره‌ی زنان بخاطر "زن بودن‌شان" اِعمال می‌شود.

متاسفانه در بسیاری موارد، جنبش‌های زنان بعنوان یک تشکل فرعی ِ این یا آن سازمان و حزب سیاسی عمل می‌کرده‌اند و با تغییر سیاست یا محدودیت و سرکوب حزب و سازمانی که در آن بودند، این بخش‌ها و تشکل‌های زنان هم از هم پاشیده می‌شدند. اینکه می‌نویسم، شاید جای بحث و گفتگوی فراوان داشته باشد اما به نظر من در صورت وجود یک جنبش ِ مستقل ِ زنان در دوران پیش از کودتای 28 مرداد سال 32، معلوم نبود که وقتی همه‌ی سازمان‌های سیاسی سرکوب می‌شوند، این جنبش زنان هم به همان شدت سرکوب شود. یعنی به نظر من می‌توان در نظر گرفت که چنین جنبشی اگر وجود می‌داشت می‌توانست به نوعی ادامه پیدا کند و بهرحال کاملا نابود نشود. شکی نیست که از یک طرف تاریخ روی "اگر" بنا نشده است و بقول مولانا "در خانه‌ی اگر نتوان نشست" و از طرف دیگر حکومت پهلوی هم حکومتی نبود که جنبش‌های مستقل مردمی را تحمل کند. اما فکر می‌کنم چنین تصوری لااقل به درک ما از پایدارتر بودن یک جنبش مستقل زنان کمک می‌کند. از طرف دیگر، فعالیت‌های این جنبش مستقل، دنباله‌روی فعالیت‌های حزب و گروه اصلی نیست و با اولویت‌های آن تغییر نمی‌کند. همانطور که در اوایل انقلاب دیدیم، که اعتراض به محدودتر شدن پله‌پله‌ی حقوق زنان، قربانی ِ اولویت‌ها و سیاست‌های کلی حزب‌ها و جریان‌های سیاسی می‌شد. اولویت‌هایی که موضوع حقوق زنان را موکول به بعد از "مسایل حیاتی‌تر" می‌کردند. برای طولانی‌تر نشدن مطلب، از رابطه‌ی جنبش زنان با جنبش‌های حق‌طلبانه‌ی عمومی‌تر نمی‌نویسم که فقط اگر بحث ِ آن در این وبلاگ پیش آمد در یک یادداشت دیگر نظرم را بگویم. شکی نیست که استقلال جنبش زنان به معنی جدایی و "گلیم خود را از آب بیرون کشیدن" نیست.

ویژگی مهمی که این کمپین دارد و توان را از قلم ِ آدمی مثل من که در کوران ِ عمل نیست می‌گیرد، این کار بزرگ است که دوستان فعال این جنبش ِ یک میلیون امضا، به طور مستقیم و رو در رو با مردم در تماس هستند. با مردم حرف می‌زنند، توضیح می‌دهند و برای همین، امضاهایی که جمع‌آوری می‌کنند ارزش بسیار زیاد ِ آگاهی را دارد. یا در واقع تبادل آگاهی: اینکه این جنبش چه می‌خواهد و اینکه آیا مردم و بخصوص زنان چه اولویت‌هایی دارند و چطور می‌شود که اگر نه یکسان، اما هماهنگ جلو رفت.

از کارهای بسیار با ارزش دیگری که دوستان دارند، برگزاری کارگاه‌های آموزشی و بحث و گفتگو است. حتی در شهرستان‌ها. مایه‌ی غرور است وقتی می‌خوانی که از تهران شبانه به طرف رشت حرکت می‌کنند تا صبح بعد بتوانند در آن شهر کارگاه‌ توضیحی‌شان را تشکیل بدهند. به هر حال ساده نیست. باید وقت و انرژی گذاشت، با آدم‌ها تماس گرفت، جا پیدا کرد و خلاصه باید از خود مایه گذاشت. صرف نظر از همه‌ی اینها زیر نظر "سربازان گمنام و با نام و نشان" هم باشی. هر چند که با اسم و رسم خودت هستی و حرفت هم روشن است و چیزی برای مخفی کردن نداری. یا دختری که در اتوبوس مسافربری با اطمینان به نفس، خواسته‌ها را برای مسافران توضیح می‌دهد و امضا جمع می‌کند. اینها تجربه‌های با ارزشی برای خود این دختران جوان هم هست، برای آن مسافر نشسته وساکت هم هست که اگر دردی هست، نباید پنهانش کرد.

به هر حال این روش تماس مستقیم با مردم به نظر من یک ابتکار با ارزش است. مهم این نیست که امضا می‌کنند یا نه. مهم این است که بحث مستقیما به میان مردم می‌رود. در جامعه‌ای که رسانه انحصاری است و اینترنت‌ هم مخاطبان محدود و مشخصی دارد، این تماس‌ها و رو در رو شدن‌ها کارایی زیادی دارد. حداقل فرصت این توضیح به مردم عادی هست که صرف قانون بودن ِ تبعیض توجیهی برای "طبیعی‌ بودن و ماندنی بودن" آن نیست. می‌شود قانون تبعیض‌آمیز را به چالش کشید و لااقل نپذیرفتن آن را اعلام کرد.

دوستان این کمپین چندین مورد آشکار تبعیض را که در کشور ما به صورت قانون درآمده‌اند مطرح کرده‌اند و امضای کسانی را که معتقد به ضرورت تغییر این قوانین هستند جمع‌آوری می‌کنند. قوانینی مانند چند همسری، حق سرپرستی فرزند، شهادت زنان در دادگاه، حق مسافرت به خارج، ازدواج در سن پایین و دیگر قوانین تبعیض‌آمیز که خودتان در سایت‌شان بخوانید و اگر خواستید امضا کنید. و از آن بهتر: می‌شود فرم آنها را چاپ کرد و در محل کار و میهمانی‌ها مطرح کرد و امضاهای بیشتری جمع‌آوری کرد. همانطور که نوشتم به نظر من، مهم‌تر از امضاها، آن گفتگوهایی است که در محل کار یا میهمانی مطرح می‌شوند. اگر بشود کمی طنز هم چاشنی این یادداشت کرد، تازه در جریان این گفتگوهاست که معلوم خواهد شد آیا همان ایده‌آلی که از خانواده‌ی خوشبخت ایرانی در ذهن بعضی دوستان هست چقدر واقعیت دارد. شاید بد نباشد در آن گفتگوها نظر مادران‌مان و زنان دور و برمان را هم بشنویم. شاید دنیا از نظر آنان با این تصویر رمانتیکی که ما داریم خوانایی نداشته باشد!

شاید تنها چیزی که می‌ماند این آروزی ِ به نظر من واقعی و عملی است که گروه‌های مختلف جنبش زنان ما بتوانند بر سر برنامه‌ای حداقلی به همفکری و توافق برسند. آنقدر مشکل و پیچیدگی ِ تاریخی در کشور ما وجود دارد که تنها با طرح 1 میلیون امضا یا فقط با طرح منشور یا هر طرح دیگری به تنهایی نمی‌توان از پس ِ این بار گران دوران بر آمد. بخصوص که پشتیبانی هم نیست و هزار سنگ در این راه هست و می‌اندازند که دیگر چه جای گِله‌های درونی می‌ماند. هر چند که این گِله‌ها را هم نمی‌توان نادیده گرفت.

وبلاگ پويا

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

یک خبر تلخ؟ یک قانون‌شکنی؟ یک تصمیم بخشنامه‌ای جدید؟
چرا بایست به سکسوالیته پرداخت؟ / نفیسه آزاد
آزارجنسی خانگی؛ «قربانی» نه، «نجات یافته»
زنان، بزرگترین بازندگان بهار عرب
سانسور از دیدگاه جنسیتی/الهه‌ امانی

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English