خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > سایت نوشته ها > تو آنجا هم روزنامه نگاری خوب می دانم

تو آنجا هم روزنامه نگاری خوب می دانم

21 تیر 1388 - - نسخه قابل چاپ

کانون زنان ایرانی_ترانه بنی یعقوب: بیش از سه هفته هست که با تو حرف نزده و درد و دل نکرده ام .سه هفته ای که هر روزگوش به زنگ خبری از تو لحظه شماری کرده ایم . ژیلا جان چه زود لحظه های شاد آدم تبدیل به غم و غصه می شوند با شادی داشتی پشت تلفن ماجرائی را برایم تعریف می کردی که زنگ در به صدا در آمد و دیگر از آن روز از تو خبری نداریم .پشت تلفن فقط یک جمله به من گفتی به مادر چیزی نگو اما مگر می شد این همه روز دوریت را از او پنهان کنم توئی که هر روز چند بار با ما سخن می گفتی ...

اما دوری از تو در این روزهای سخت برای من چیز دیگری است ... توئی که همیشه در شرایط مشابه امروز در کنارم بودی و با حرف های تو بود که توان سرپا ایستادن و دوباره نفس کشیدن را می یافتم این بار که روزنامه ام بار دیگر تعطیل شد و من در کنار هزار غصه دیگر بار این غصه را نیز به دوش می کشیدم تو نبودی که بگوئی «: ناامید نباش روزنامه نگاری در ایران با سختی های بسیار همراه است . تنها کسانی دراین شرایط در آن باقی می مانند که به این حرفه عشق زیاد دارند .بدون عشق زیاد هرگز نمی توانی این حرفه را با همه سختی هایش تحمل کنی ». سختی هائی که بارها تو آنرا تجربه کرده بودی ؟ راستی چند بار طعم بیکاری ، بی پولی و زندان را چشیدی ؟ حسابش از دستم در رفته است. راستی همان هائی که نمی دانم که هستند و تو را ساعت یک نیمه شب در خانه ات دستگیر می کنند می دانند که یک سال بود بیکار بوده ای و به سختی روزگار می گذراندی ؟... تو این بار ا ین حرفها را به من نگفتی اما طنین صدایت در گوشم بود ورنج هایت شاهدم . تا بتوانم بار دیگر تاب بیاورم و یاد آوری آنها مرحم گریه های شبانه ام باشد .

نگران تو نیستم نگران روح شجاعت ، که هر گز از بازجوئی ؛ زندان و چشم بند نمی هراسد .می دانم از هیچ کدام اینها نمی ترسی و ذره ای هم بر غرور و ایستادگی ات تاثیر نمی گذارد .

ژیلا جان این روزها مدام یاد آن دو روزی می افتم که با تو به همان بند معروف رفتیم همان 209 لعنتی که این روزها باز اسمش را زیاد می شنوم .آن روز 22 خرداد چند سال قبل هم در میدان هفت تیر به خاطر حرفه مان دستگیر شدیم. چقدر ترسیده بودم از چشم بند، ناسزای زندان بانهای نامهربان ، و باز جوئی شبانه و سلول های تنگ . اما تو خم به ابرو نمی آوردی با تعجب می پرسیدم چقدر راحت و بی خیالی راستش را بخواهی کمی هم از تو لجم می گرفت که به قول خودمان عین خیالت نبود تو با خونسردی رو به ما جوانترها می گفتی می دانم که هدف آنها از این برخوردها چیست تحقیر و شکستن مان و وقتی به این هدف آنقدر خوب آگاهم چرا باید کوچکترین ترسی به خود راه دهم و آنها را خوشحال کنم. این بار هم می دانم که هیچ چیز ترا نمی ترساند و تنها با انباشته ای از تجربیات تلخ و شیرین از آنجا بیرون خواهی آمد تا در این روزها ئی که نیستی تا به عنوان روزنامه نگار حوادث را ثبت کنی .بخش دیگری از حوادث را که ما شاهدش نبوده ایم برای مان بنویسی .توآنجا هم روزنامه نگاری خوب می دانم .

اما چرا دروغ بگویم یک چیزخیلی نگرانم می کند و آن جسم ضعیف توست و آن بیماری آسمی که سالهاست دست از سرت برنداشته است . روزها سلول های کوچک بند 209 زندان اوین را تصور می کنم با آن چراغ سفید لعنتی پرنورش که در طول شبانه روز روشن است وآن هوای دم کرده اش وآن دستگاه تهویه ای که هوا را فقط خفه تر می کند. چطور با آن بیماری مزمنت آن هوا را تاب می آوری ؟ راستی از بهمن چه خبر؟ بهمن پر جنب و جوش تو چگونه آن سلولهای تنگ و کوچک را تاب می آورد ؟ از او هم بی خبریم و نگران اش همان گونه که برای تو .

اما این بار هم می دانم که شجاعتت و تنها شجاعتت کمکت خواهد کرد تا بار دیگر ثابت کنی که روزنامه نگاری هستی عاشق .

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

یک خبر تلخ؟ یک قانون‌شکنی؟ یک تصمیم بخشنامه‌ای جدید؟
چرا بایست به سکسوالیته پرداخت؟ / نفیسه آزاد
آزارجنسی خانگی؛ «قربانی» نه، «نجات یافته»
زنان، بزرگترین بازندگان بهار عرب
سانسور از دیدگاه جنسیتی/الهه‌ امانی

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English