خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > سایت نوشته ها > برابری از خیابان های شهر آغاز می شود/فهیمه خضرحیدری

برابری از خیابان های شهر آغاز می شود/فهیمه خضرحیدری

18 تیر 1388 - حرفه خبرنگار - نسخه قابل چاپ

حكايت حضور زنان در فضاي مطبوعات هم چيزي است شبيه حكايت حضورشان در جامعه و شايد ‏حتي تابعي باشد از آن. زنان نيمي از جمعيت اين كشور را تشكيل مي‌دهند و اتفاقا - دست ‏كم در طول 30 سال گذشته - نيمه بيش‌فعال و هميشه در صحنه و باانگيزه‌تر جامعه هم ‏بوده‌اند. زنان ايراني نه تنها شاخص‌ترين و بالاترين ميزان مشاركت اجتماعي و سياسي در ‏منطقه را به نام خود ثبت كرده‌اند بلكه در مقياس‌هاي جهاني هم همچنان در كانون توجه ‏ايستاده‌اند. با وجود اين سهم زنان ايراني از امكانات سياسي و اجتماعي و فرهنگي و ‏حتي اقتصادي جامعه در طول اين سال‌ها چه بوده؟ زنان نيمه فعال‌تر و پرتلاش‌تر جامعه ‏بوده‌اند و اگر بنا باشد همت و تلاش انسان مدني امروز ملاك و معيار فرادستي، بهره‌مندي ‏و برخورداري‌اش قرار گيرد مي‌توان گفت بر اين اساس زنان نيمه فراتر جامعه بوده‌اند اما ‏همواره در موقعيت فرودست‌تر قرار داشته‌اند. زنان در طول اين سال‌ها نيمه تحصيلكرده‌تر ‏جامعه بوده‌اند، اما همواره نه تنها موقعيت اجتماعي و شغلي فراخور تحصيلكرده‌تر بودن ‏خود را دريافت نكرده‌اند كه ده‌ها مانع براي ادامه تحصيلات دانشگاهي داشته‌اند. زنان، ‏نيمه پرشور و فداكار توده‌اي بودند كه سال 1357 براي دستيابي به عدالت و شأن شهروندي ‏انقلاب كرد اما پس از انقلابي كه آتشش قلب‌هاي پاره پاره آنها بود از قضاوت و وزارت و ‏امور حساس و مهم ديگر كنار گذاشته شدند.

جمعيت زنان سرپرست خانوار در سال‌هاي گذشته ‏و به طور مشخص در طول سال‌هاي پس از جنگ ايران و عراق ناگهان افزايش يافت. مردان در ‏جبهه‌هاي جنگ شهيد شده بودند پس زنان به اداره‌كنندگان اصلي و تنهاي خانواده‌ها بدل ‏شدند.پس زنان به بازار كار هجوم آوردند و بيشتر و بيشتر كار كردند تا خانواده‌هايشان ‏را اداره كنند. نگاهي گذرا به همين 30 ساله گذشته حكايت تلخ نابرابري‏‎ ‎جنسيتي را ‏بازمي‌گويد. زنان هر چه بيشتر و بيشتر كوشيده‌اند، كمتر و كمتر گرفته‌اند. تاكيد مي‌كنم ‏بر فعل «گرفتن» چون در اينجا سخن از آن قسم حقوقي است كه شهروندان بر گردن دولت ‏دارند، نه آن قسم از امكانات و امتيازات كه خودشان با چنگ و دندان و با گذر از ‏موانع بي‌شمار «به دست مي‌آورند». واگرنه آنچه زنان ايراني به رغم خواسته «امر مسلط» ‏و با وجود سدهاي بسيار در طول اين سال‌ها «به دست آورده‌اند»، شايد عظيم‌ترين دستاورد ‏‏30 ساله گذشته باشد اما آنجا كه سخن از برابري آحاد ملت و فراهم آوردن زمينه پيشرفت ‏و تحصيل و عدالت و اشتغال براي تك تك شهروندان از سوي دولت به ميان مي‌آيد، آنجاست ‏كه قصه زنان ايراني به تلخي مي‌گرايد. زنان ايراني در تلاش براي بالا بردن آمار مشاركت ‏مدني خود هستند، آنگاه در مركز امور زنان و خانواده دولت نهم – كه البته با ‏بودجه‌هنگفت، متمركز و ميلياردي كار مي‌كند – با ناديده گرفتن مطلق بعد اجتماعي ‏فعاليت‌هاي زنان تنها و تنها براي خانه‌داري و شوهرداري و بچه‌داري زنان برنامه‌سازي ‏مي‌شود.

زنان ايراني در پي هويت مستقل و درخور شأن يك انسان آزاد امروزي هستند و آن ‏وقت دولتمردان دولت نهم «لايحه چندهمسري» به مجلس مي‌فرستند و اندك نمايندگان زن مجلس ‏هم به تاييد و تحسين مي‌نشينند! زنان ايراني با اتكا به تحصيلات و تجربيات و تخصص خود ‏به دنبال بازپس گرفتن سهم خود از اداره كشورند اما در طول 30 سال نه تنها يك وزير ‏زن، نه تنها يك رئيس دانشگاه زن، - در دانشگاه الزهرا هم تنها به دليل تك جنسيتي ‏بودن دانشگاه، رئيس زن منصوب مي‌شود- نه تنها يك استاندار، فرماندار و حتي بخشدار زن ‏نداشته‌ايم، بلكه حتي يك نامزد تاييدشده زن براي شركت در رقابت‌هاي انتخاباتي ‏رياست‌جمهوري هم نداشته‌ايم. توجه داشته باشيد كه نمي‌گوييم رئيس‌جمهور زن، بلكه موضوع‎ ‎بسيار حداقلي‌تر از اينهاست. ما مي‌گوييم حتي يك نامزد رياست‌جمهوري زن كه براي رقابت ‏از سوي نيمي از جامعه اجازه پيدا كند و امروز جامعه زنان حتي همين سطح تنزل‌يافته از ‏‏ مطالباتش را هم برآورده‌شده نمي‌بيند. با اين شرح مختصر و در بازگشت به گزاره خبري ‏ابتداي اين يادداشت، مي‌توان نتيجه گرفت اگر زنان در جامعه مطبوعاتي ما پرشمار و ‏كم‌توانند، اگر تعداد زنان خبرنگار و روزنامه‌نگار و نويسنده مطبوعات از تعداد مردان ‏بيشتر است اما زور حرفه‌اي و جايگاه مديريتي و شأن سلسله‌مراتبي‌شان كمتر، اگر زن ‏خبرنگار زياد داريم اما زن سردبير نداريم، اگر مردان روزنامه‌‌نگار حتي حاضر به پذيرش ‏حضور همكاران زنشان در كنار خود در شوراهاي سردبيري روزنامه‌ها نيستند، همه اينها ‏ريشه در فضاي عمومي‌تر و كلي‌تري دارد كه همه ما در آن نفس مي‌كشيم، رشد مي‌كنيم و ‏مي‌شويم همين محصولي كه امروز هستيم. مادامي كه در جامعه فرصت‌سوزي مي‌شود در نهادهاي ‏زيرمجموعه آن هم اتفاق بهتري نخواهد افتاد. اعضاي تحريريه‌هاي مطبوعات، مديراني كه ‏در اتاق‌هاي سردبيري دور هم مي‌نشينند، مديرمسوول‌هاي عبوس هراسان، روزنامه‌نگاراني كه ‏هنوز فعاليت‌هاي برابري‌خواهانه همكاران زن خود را ريشخند مي‌كنند، هيچ كدام از كره ‏مريخ نيامده‌اند، آنها مردمان همين شهر و محصولات همين شرايطند. از اين منظر، وضعيت ‏زنان در مطبوعات، نه دردناك‌تر از وضعيت آنها در جامعه است و نه نويدبخش‌تر و توجه به ‏همين نكته است كه راه پيش روي زنان براي تغيير به سوي برابري را طولاني‌تر مي‌كند. ‏تنها كافي است يادمان باشد برابري نه از تحريريه‌ روزنامه‌ها كه از خيابان‌هاي شهر است ‏كه آغاز مي‌شود‎.
فهیمه خضرحیدری

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

یک خبر تلخ؟ یک قانون‌شکنی؟ یک تصمیم بخشنامه‌ای جدید؟
چرا بایست به سکسوالیته پرداخت؟ / نفیسه آزاد
آزارجنسی خانگی؛ «قربانی» نه، «نجات یافته»
زنان، بزرگترین بازندگان بهار عرب
سانسور از دیدگاه جنسیتی/الهه‌ امانی

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English