پذيرش > سایت نوشته ها > بعضی انتقادها از همگرايی يا کمپين منصفانه نيست
گفتگو با رضوان مقدم
بعضی انتقادها از همگرايی يا کمپين منصفانه نيست
15 خرداد 1388 - تهیه - نسخه قابل چاپ
پس ار انتشار بیانیه" همگرائی جنبش زنان برای طرح مطالبات در انتخابات ریاست جمهوری" وفعالیت این ائتلاف زنان ، در یکی دوهفته اخیر مقالات و مطالبی از سوی برخی از فعالان جنبش زنان در انتقاد از این حرکت منتشرشد و بحث هایی را برانگیخت. این انتقاد ها به نوعی حاوی این نکته بودند که همگرایی قصد دارد ادامه ی کار کمپین یک میلیون امضا باشد و یا به قصد تضعیف این کمپین براه افتاده است و بسیاری انتقاد های دیگر.
برای روشن تر شدن کار همگرائی تصمیم گرفتم با "رضوان مقدم" فعال جنبش زنان که خود هم از اولین اعضای کمپین یک میلیون امضاست و هم از امضا کنندگان وفعالان همگرایی جنبش زنان ، گفتگو کنم.
در آغاز گفتگو از او پرسیدم همگرایی چگونه شکل گرفت و آیا هدف آن علاوه بر طرح مطالبات زنان در انتخابات، یک نوع فعالیت مواری با کمپین یک میلیون امضا هم می تواند باشد
مسئله «همگرايی» موضوع جديدی نيست. در انتخابات رياست جمهوری گذشته و ابتدای دوران آقای احمدی نژاد يعنی سال ۱۳۸۴، بحث استفاده از فضای انتخاباتی برای طرح مطالبات زنان مطرح شد و در اين رابطه، تجمع روبروی دانشگاه تهران شکل گرفت که به وسيله «هم انديشی» فعالان حقوق زن سازمان دهی شد.
مسئله «همگرايی» در فضای انتخاباتی گذشته هم مورد بحث بود و به اعتقاد من ارتباطی به مسئله کمپين ندارد. اينها گروهی از زنان با فرم و شکل ديگری هستند که مطالبات زنان را مطرح می کنند که به حق است و ايرادی نمی توان بر آن گرفت و من آن را موازی کاری با کمپين نمی دانم، زيرا ماهيت همگرايی و ماهيت کمپين از لحاظ شکلی و عملی کاملا متفاوت است، گرچه هدف هر دو آنها طرح مطالبات زنان، برابری و رفع تبعيض عليه زنان است.
«همگرايی» ائتلافی است از زنان مختلف در مقطع زمانی مشخص، برای مطرح کردن مطالبات زنان. البته کسی که در ايران زندگی می کند می داند چه ستمی به زنان ايران می رود، ولی به هر حال کانديداهای انتخاباتی بايد اين مطالبات را به طور مشخص بدانند. وقتی افردی به عنوان کانديد رياست جمهوری وارد عرصه می شوند، زنان بايد به طور مشخص از اين افرد بخواهند که موضع خود را به طور صريح در باره مطالبات زنان مطرح کنند.
در حقيقت «کمپين يک ميليون امضا» قوانين تبعيض آميز زنان را مطرح کرده و با جمع آوری يک ميليون امضا از زنان و مردان ايرانی، خواهان برابری حقوق هستند و می خواهند اين يک ميليون امضا را به مراجع تنظيم قوانين مانند مجلس ارائه کنند. اما «همگرايی» خواهان مشخص شدن موضع کانديداهای رياست جمهوری درمقابل مطالبات زنان است.
ما می بينيم «همگرايی» اين تاثير را داشته که شخصی چون آقای محسن رضايی در مورد زنان بيانيه بدهد. البته من کاری ندارم که اينها فقط شعار است يا به آن پايبندی هم دارند؟ آيا گفته های خود را در آينده اجرا خواهند کرد و ضمانت اجرايی اين حرف ها چيست؟ آن چه مهم است مطرح شدن اين مسايل در جامعه است.
خانم مقدم! شما اشاره کرديد که «همگرايی» يک ائتلاف مقطعی است. آيا به اين مفهوم که پس از پايان انتخابات و مشخص شدن رييس جمهوری جديد، اين همگرايی به کارخود پايان می دهد؟
اين همگرايی می تواند ادامه پيدا کند، همان طور که مثلا زمانی «هم انديشی» وجود داشت. البته من اعتقاد دارم هنوز«هم انديشی» از بين نرفته، اگر چه به صورت سابق نيست. تعداد زيادی از کسانی که در«هم انديشی» بودند، اکنون در «همگرايی» هستند. ممکن است نام ها تغيير کند، ولی افراد تقريبا ثابت هستند و هدف همان چيزی است که در «هم انديشی» هم تعريف شده است.
«همگرايی» می تواند وجود داشته باشد، اما بايد مسئوليت های ديگری و راه های ادامه آن تعريف شود. اين مسئله از نظر من مثبت است به اين دليل که در ايران زنان آن چنان تحت ستم هستند و قوانين تبعيض آميز برايشان دست و پاگير شده که هر چقدر در اين زمينه فعاليت شود بازهم کم است.
من خودم از افراد اوليه کمپين يک ميليون امضا و به مسايل آن پای بند هستم و تا زمانی که بتوانم در جمع آوری امضا و آموزش فعاليت می کنم، ولی منافاتی نمی بينم که در «همگرايی» هم عضو باشم و برای طرح مطالبات زنان به هر شکل ممکن وارد عرصه عمل شويم و اين اقدام کار کمپين را کمرنگ نمی کند.
کمپين کار خود را انجام می دهد و دوستان بايد فعاليت خود را بيشتر کنند و اين فشارها تاثير منفی روی آنها نگذارد و با عزمی راسخ تر و جدی تر از پيش به کار جمع آوری امضا ادامه دهند. طرح کمپين اين بود که در طول دو سال يک ميليون امضا جمع آوری شود و من معتقد هستم اگر اين بگير و ببندها نبود و می توانستيم چهره به چهره و خانه به خانه کمپين را مطرح و امضا جمع کنيم ، ظرف کمتر از يک سال اين امر تحقق می يافت، اما متاسفانه فشارها و محدوديت ها باعث طولانی شدن اين طرح شد.
بعضی ها مقاله می نويسند و می گويند پس امضاها کجاست و چرا طرح تمام نشد؟ طرح اين انتقادها يا به خاطر عدم شناخت جامعه و شرايط سياسی است و محدوديت ها و انسداد سياسی اعمال شده توسط دستگاه های امنيتی را نمی شناسند (که البته بعيد می دانم) و يا اين که يک غرض شخصی است که بگويند کمپين کاری نمی کند و مردم موافق نيستند.
زمانی که با زنان و مردان در مورد حقوق نابرابر و قوانين تبعيض آميز جامعه صحبت می شود، خيلی ها امضا می کنند. مدارک و مصاحبه ها نشان می دهد در روزهای اول آغاز به کار کمپين، استقبال زيادی از طرف مردم صورت گرفت و تعدادی از امضاها به سرعت جمع آوری شد. اما به طور مثال اسفندماه تعدادی از دوستان که داشتند امضا جمع آوری می کردند، دستگير کردند و پرداخت چنين هزينه هايی برای همه ساده نيست.
مطالبی که در روزهای اخير درباره انتقاد به همگرايی و در پاسخ به اين انتقادها مطرح شده، يک نکته را برای بعضی ها و از جمله من روشن کرده و آن اين است که در ميان برخی از فعالان جنبش زنان، از شکل گيری تشکل زنان يک نگرانی وجود دارد. در صورتی که خوب می دانيم ضرورت رفتن به سوی جامعه مدنی اين است که تشکل های مدنی و سياسی شکل گيرند. آيا اين نگرانی به شرايط ويژه ايران باز می گردد يا به مسايل و مشکلات فعالان جنبش زنان که نتوانسته اند به اجماع برسند؟
وقتی دموکراسی وجود نداشته باشد و تشکل ها و نهادها نتوانند در يک فضای باز با هم تعامل و گفت وگو داشته باشند، اين مسايل بيشتر طرح می شود.
بخشی از انتقادها به «همگرايی» در خارج از کشور و بخشی داخل ايران است و از دو زاويه به موضوع نگاه می شود. در مورد انتقادهای خارجی می توانم بگويم ناشی از دوری از جامعه ايران است. البته من نمی خواهم از افراد منتقد نام ببرم، ولی حتی در يکی از مقالات ادبيات توهين آميزی استفاده شده بود. خوشبختانه در ادبياتی که زنان داخل ايران به کار می برند، حرمت ها حفظ می شوند.
با توجه به اين که «سخنور را تا عيب نگيرند، سخنش صلاح نپذيرد»، بايد بگويم در نقد ايرادی نيست اما بايد ببينيم نقد يعنی؟ نقد يعنی بررسی محاسن و معايب يک چيز، يعنی به طور مشخص بگويند همگرايی يا کمپين اين اشتباهات را داشته و اگر اين کار را می کرديد بهتر بود يا اين راه حل ها وجود دارد. البته بايد ديد در شرايط موجود، راه حل های ارائه شده عملی است يا نه؟
به نظر من بعضی نقدها درست است، ولی بعضی انتقادها از همگرايی يا کمپين منصفانه نيست، چون توقع دارند تمام مشکلات زنان با يک کمپين يا يک اقدام حل شود، در حالی که غير ممکن است. اين تشکل ها فقط مطرح کننده مشکلات و مطالبات زنان هستند و مشکلات بايد در منابع قدرت حل شود. قوه مقننه، مجريه و قضاييه کشور و همه منابع ما دست آن قدرت است ولی متاسفانه در بعضی از نقدها منابع قدرت با تشکل های طرح مطالبات اشتباه گرفته می شوند.
به عنوان مثال می گويند «همگرايی» يک باره پديد آمده، اما ممکن است اتفاقات گذشته از ديد بعضی ها پنهان مانده باشد. آنها ديده اند در آستانه انتخابات جمعی به نام «همگرايی» پيدا شده است، در حالی که از چندماه قبل روی اين مسايل بحث شده و بعد اين جمع به وجود آمده است.
«هم انديشی» در سال ۸۴ آن تجمع را در برابر دانشگاه تهران برای تغيير قانون اساسی تشکيل داد بود. قانون اساسی ۳۰ سال پيش در يک شرايط التهابی نوشته شده و آن نسل به قانون اساسی رأی داده اند، اما اين قانون اکنون جوابگوی نيازهای زنان ايران نيست، اگر چه در همان زمان هم جوابگو نبوده است.
نسل قبل به قانون اساسی رأی داده، اما اکنون نسلی آمده که می خواهد بر سرنوشت خود حاکم باشد و مسايل را تغيير بدهد. اين نسل معتقد است نه قانون مقدس است و نه حکومت. قانون زمانی مقدس است که منافع انسان ها را تامين کند، وقتی انسان ها از قانون آسيب می بينند آن قانون بايد شکسته شود و تغيير کند. قانون اساسی ما موادی دارد که تبعيض آميز هستند و بايد تغيير کنند.
شما گفتيد که همگرايی يا کمپين به عنوان يک جمع شکل گرفت. اينها را می توان در تعريف تشکل به نوعی جا داد، ولی واقعيت اين است که تمام ويژگی های يک تشکل را ندارند. چرا اينها به سوی تشکلی با چهارچوب و برنامه های مشخص نمی روند؟
در واقع همگرايی يا کمپين هيچکدام تشکل نيستند، چون همان طور که گفتيد تشکل ويژگی های مشخص دارد. به عنوان مثال کمپين باز است يعنی عده ای می آيند، همکاری می کنند و مدتی بعد می روند. اين که می گوييم کمپين رهبر و نماينده ندارد، شعار نيست بلکه واقعيت است. من هميشه ديده ام در خارج از کشور تصور می رود کمپين رهبر دارد و طرح اين مسئله به ضرر کسانی است که درکمپين فعاليت می کنند. البته همگرايی هم رهبر ندارد.
جنبش زنان درايران جمعی است، يعنی يک جمع تصميم می گيرد و کاری را انجام می دهد و بعد از آن ممکن است هر کس دنبال کار خود برود. مثلا در جلسات هم انديشی گاهی ۵۰ نفر و گاهی ۳۰ يا ۴۰ نفر شرکت می کردند و برای هيچ فردی به طور رسمی جايگاه سازمانی ثبت نشده و مسئوليتی برای او تعريف نشده بود.
در تشکل ها مسئوليت ها و شرح وظايف تعريف شده، اما در «همگرايی»، «کمپين» و «هم انديشی» کار به اين شکل انجام نشده است.
اما چرا اين گونه است؟ دلايل اين امر بسيار زياد است، ولی من به طور فشرده به مهمترين آنها اشاره می کنم: اولين مشکل شرايط سياسی- اجتماعی کشور است که تمام تشکل های سازمان يافته سرکوب می شوند. حتی می بينيم برای کمپين هم که يک تشکل سازمان يافته نيست، اين فشارها و بازداشت ها وجود دارد. اما اگر همين کمپين يک رهبر و وظايف سازمانی مشخص داشت، تمام افرادی که عضو کادر تشکل محسوب می شدند با مشکل مواجه بودند.
بحث دوم به خصوصيت زنان فعال جنبش زنان باز می گردد که هر کدام از آنها در جاهای ديگر مشغول فعاليت هستند و ممکن است تشکل های خاص خود را داشته باشند. در حقيقت اين افراد از جاهای مختلف گرد می آيند و تبادل تجربه می کنند و حرکتی را به صورت جمعی انجام می دهند. اين مسئله در «هم انديشی» به خوبی قابل ديدن بود .
اين طور نيست که تشکلی وجود دنداشته باشد، تشکل هايی وجود دارند و هر کدام در يک حوزه از مسايل اجتماعی فعال هستند. چيزی که ما تحت عنوان «کمپين»، «همگرايی» و «هم انديشی» می بينيم در حقيقت مجموعه ای است که از دل مجموعه های ديگر شکل گرفته، نه به عنوان تشکل بلکه به عنوان يک شکل از فعاليت.
بايد نکته ای را اينجا اضافه کنم که در جامعه ما وجود تشکل ضروری است و زنان بايد يک سازمان يا حزب يا تشکل داشته باشند.
اما درجامعه متاسفانه اين برداشت اشتباه جا افتاده که حزب خوب نيست و به نوعی حاکميت آن را تلقين کرده است، در حالی که تحزب يکی از دست آوردهای بشری است برای دموکراتيزه کردن جامعه.
شیرین فامیلی
ارسال به
بالاترین
،
توییتر
،
فریندفید
،
فیسبوک
در همين بخش :
یک خبر تلخ؟ یک قانونشکنی؟ یک تصمیم بخشنامهای جدید؟
چرا بایست به سکسوالیته پرداخت؟ / نفیسه آزاد
آزارجنسی خانگی؛ «قربانی» نه، «نجات یافته»
زنان، بزرگترین بازندگان بهار عرب
سانسور از دیدگاه جنسیتی/الهه امانی
ديگر بخش ها :
طرح یک میلیون امضا
|
مقالات
|
سایت نوشته ها
|
اخبار
|
گزارش كمپين
|
گفت و گو
|
علیه سکوت
|
كوچه به كوچه
|
نامه های شما
|
گزارش ویژه
|
گفتگو با اعضا
|
ویژه سالگرد کمپین
|
تصویر برابری
|
دل آرام علی
|
تریبون
|
مقالات
|
تاریخ شفاهی
|
خارج از چارچوب
|
کتابخانه
|
درباره کمپین
|
کمپین در شهرها
|
کمپین در بند
|
صدای تغییر
|
ویژه 22 خرداد
|
لایحه حمایت از خانواده
|
گالری
|
عشا مومنی
|
امیر یعقوبعلی
|
خدیجه مقدم
|
راحله عسگری زاده و نسیم خسروی
|
پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز
|
زینب پیغمبرزاده
|
سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی
|
احترام شادفر
|
نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی
|
وبلاگ مهمان
|
پرونده خرم آباد
|
دستگیری ها
|
مریم مالک
|
پرستو اللهیاری
|
مهرنوش اعتمادی
|
سمیه رشیدی
|
Other Languages
|
همراهان
|
«فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت»
| English
|