خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > كوچه به كوچه > جز اینها دغدغه ای ندارم

برای مریم مالک

جز اینها دغدغه ای ندارم

9 اردیبهشت 1388 - فرناز کمالی - نسخه قابل چاپ

در حال حاضر دغدغه ای جز آزادی مریم ندارم. ظهر بعد از یک بازجویی طولانی در وزرا و بعد در دادسرا مریم رو بردن اوین. لبخند مریم نشان از پیروزی بود ولی با تمام سعی و تلاشی که می کنه نمی تونه نشونه های بیماری و ضعف رو از چشماش برای رفع نگرانی ما دور کنه.

مریم تنها روانه اوین میشه، مات و مبهوت به مسیری که ماشین ماموران طی می کنه خیره میشیم. از تیر رس دید ما خارج میشه و ما خوب می دونیم مقصد کجاست. سلول های سرد و کثیف زندان. مریم میره روی موکتی بشینه با ضخامت یک کاغذ. پتوی رنگ و رو رفته با بوی مشمئز کننده رو دورش می پیچه برای اینکه از گزند سرما در امان باشه ولی این کار برای لحظاتی جواب میده چون پتو اینقدر بد بوهست که نتیجه ای جز حالت تهوع نداره. تحمل سرما راحت تره. شاید برای من که با سرما مشکل زیادی ندارم نه برای مریم. مریم به سرمایی بودن معروفه. مریم بیماره.

چراغی که همیشه بالای سرت روشنه و هرگز خاموش نمیشه و روشنایی ش بر عکس همیشه نشونه روشنایی نیست بلکه بهت یادآوری می کنه جایی هستی که هیچ اختیاری از خودت نداری. حتی اجازه خاموش کردن یک لامپ رو هم نداری. مریم میره جایی که هر لحظه اش یک ساعت می گذره. اونجا خیلی وقت داره برای فکر کردن. هیچ کس اونجا به فکر آزادی نیست، همه به این فکر می کنن که وقتی بیرون رفتن راه شون رو چطوری ادامه بدن که دیگه گیر نیفتن؟ این منش برگ برنده ماست. اینکه کسی نمی تونه سد راه افکار و عقاید تو شه.

گزمه های عقده ای دست های رنجور و باریک ما رو با دست های زبر و بزرگ خود می فشارند به بهانه گرفتن کیفی یا گوشی موبایلی یا بیانه ای و .. . دل ما جای انگشت های ظریف مون از این همه نامردی و خشک مغزی فشرده میشه. دلمون بی تاب مادر و چشمای خیس ش میشه. زمان دست بند زدن چشم ها رو می دزدیم از نگاه دوستانمون که مبادا اضطرابی رو بهشون منتقل کنیم و خاطرشون رو مکدر کنیم. نگرانیم که مبادا سلول بغلی خالی شه و جاش رو کسی با اسم "عضو کمپین" پر کنه . لحظه شماری می کنی که کی نوبت تو میشه برای تلفن زدن به خانواده البته اگر اجازه تماس بهت بدن. کی وقت کتابخونه رفتن و باشگاه رفتن که بتونی بقیه هم جنس هات رو ببینی. حتی اگر اون هم جنس یک قاتل باشه!

بلند بلند فکر کنی یا با صدای نجوا گونه با آدم خیالی روبه رو گپ بزنی. از داشته ها و نداشته هات بگی. از اینکه به خاطر اعتراض به تحت مالکیت در اومدن پدری یا شوهری یا برادری .. به این حصار اومدی. اعتراض به جنس دوم بودن، اعتراض به اینکه نصف مردها حساب میشیم و ...

در هر حال مریم هم میاد بیرون. در این مدت جای مریم دو تا مریم دیگه سبز میشه. نتیجه اینکه وقتی مریم آزاد میشه تعداد معترضین به تبعیض حقوق بین زن و مرد دو نفر بیشتر میشه و چون مریم اولین کسی نیست که در این سه سال عمر کمپین زندانی میشه خودتون حساب کنید چند تا مریم در کمپین داریم.

اما شما جناب کاندیدای ریاست جمهوری! با شما هستم. شما که دم از حقوق زنان می زنی، دم از نقض حقوق بشر در ایران میزنی و وعده آزادی بیان میدی! حالا جرات داری در یک سخنرانی رسمی از مریم و مریم ها دفاع کنی؟ جرات داری ده ماده درخواستی کمپین رو با صدای بلند در جلسات بخونی و جای انرژی هسته ای حق مسلم زن ها بدونی؟ اصلا قول به اجرایی شدنش نده، فقط از روی برگه بخون. می تونی؟

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

روايت بيست و پنجمين شهريور / نرگس طیبات
وقتی آتش خاموش شود/فرشته نوبخت
آن گاه که زن شدم / ویژه نامه 8 مارس 1391
چیزی زیر پوست این شهر می جوشد / دلارام علی
گرسنگی / وبلاگ سیب و سرگشتگی

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English