پذيرش > كوچه به كوچه > اصفهان درهیاهوی هشت مارس
به مناسبت 8 مارس، روز جهانی زن
اصفهان درهیاهوی هشت مارس
3 فروردین 1388 - ساناز محسن پور - نسخه قابل چاپ
مواظب خودتون باشید.
چقدر خوشحال شدم که شما را می بینم.
کجای برگه را امضا کنم.
دوست دارم فعالیت کنم ،می شود راهنمایی کنید.
چه عجب کسی به یاد زنها افتاد و....
یک نفر، ده نفر، صد نفر، هزار نفر، چهار هزار نفر هشت مارس امسال را همراه با فعالان حقوق زن (تغییر برای برابری در اصفهان) گرامی داشتند و ما واکنش هایی از جنس همراهی و همدلی را تجربه کردیم.
برگزاری نشست دو روزه در آستانه هشت مارس در اصفهان، تهیه کارت پستال، برگزاری کارگاه جنس و جنسیت و شاید از همه هیجان انگیز تر و لذت بخش تر پخش بروشور هایی بود که به مناسبت این روز چاپ کرده بودیم، یک صفحه از بروشور را اختصاص دادیم به معرفی و بازگویی تاریخچه ای از هشت مارس چه در جایگاه آغازینش در میان زنان درکارخانه های نساجی و چه در ایران از سال 57 و در صفحه دیگرش کمپین را معرفی کردیم.
وقتی بروشورها را تا می زدیم مناطق شهری و مکان هایی را که تصور می رفت زنان بیشتری آنجا حضور دارند را از قلم نیانداختیم .
به این ترتیب پنج روز مانده به هشت مارس شهر های اطراف اصفهان (مبارکه، شهر رضا، شاهین شهر، فولاد شهر و....) با پخش بروشور ها به پیشواز روز جهانی زن رفتند.
خرید شب عید و شلوغی مراکز خرید فرصت مناسبی بود تا به صورت گروهی برای توزیع بروشورها به پاساژها و مرکز شهر برویم ، در عرض چند دقیقه در پاساژ های سه چهار طبقه در دست مردم بروشور ها بود و موضوع گفت و گو زنان و لبخند رضایتمندی ما.
به محض ورود به آرایشگاه ها سر و صدا و همهمه ای وصف نشدنی بر پا می شد، بحث ها از رنگ و کوتاهی و ابرو تغییر مسیر می داد و با هیجان در رابطه با هشت مارس و مسائل مربوط به زنان صحبت می کردند و سوال های بی شماری که مجال پاسخ گویی به آنها را نمی دادند.
باور نمی کردم که کمپین این همه در سطح شهر شناخته شده است، در مکان هایی که فرصت گفت گو به وجود می آمد استقبال بی نظیری می شد.
پاساژ «مهدی» مرکز فروش ظروف که با مامانم به قصد خرید به آنجا رفته بودیم. تا فرصتی به دست آوردم خیلی سریع در دو سه طبقه پاساژ، برو شورها را توزیع کردم. تند و تند پله های آخر را دو تا یکی کردم که ناگهان با صدای خانمی به خودم آمدم، زنی مسن پرسید خانم برای فعالیت در زمینه کمپین چه باید بکنیم؟ نگاهش کردم. گفت: من خیلی وقت است که دنبال شما می گردم اما....
نفس زنان و خوشحال برای او توضیح دادم که چه باید کرد. یک لحظه متوجه شدم دو سه نفر دیگر دو رو برم هستند و می خواهند بیانیه کمپین را امضا کنند. دیگر سر از پا نمی شناختم و مامان و خرید عید را فراموش کردم .
هشت مارس امسال در اصفهان فرصتی بود برای حضور در میان زنان و سنجش آگاهی آنان از کمپین و اعلام حضور من و دوستانم در شهر به مناسبتهای مختلف و زمزمه برابری خواهی در گوش همشهری ها تا آنان نیز با ما هم صدا شوند.
به این ترتیب پرونده سال پر افت و خیز 87 را با گرامی داشت هشت مارس به پایان رساندیم تا با تجدید قوا بعد از تعطیلات نوروزی، با انرژی مضاعف، سال جدید را با داوطلبان مشتاق و پر شمار آغاز کنیم.
ارسال به
بالاترین
،
توییتر
،
فریندفید
،
فیسبوک
در همين بخش :
روايت بيست و پنجمين شهريور / نرگس طیبات
وقتی آتش خاموش شود/فرشته نوبخت
آن گاه که زن شدم / ویژه نامه 8 مارس 1391
چیزی زیر پوست این شهر می جوشد / دلارام علی
گرسنگی / وبلاگ سیب و سرگشتگی
ديگر بخش ها :
طرح یک میلیون امضا
|
مقالات
|
سایت نوشته ها
|
اخبار
|
گزارش كمپين
|
گفت و گو
|
علیه سکوت
|
كوچه به كوچه
|
نامه های شما
|
گزارش ویژه
|
گفتگو با اعضا
|
ویژه سالگرد کمپین
|
تصویر برابری
|
دل آرام علی
|
تریبون
|
مقالات
|
تاریخ شفاهی
|
خارج از چارچوب
|
کتابخانه
|
درباره کمپین
|
کمپین در شهرها
|
کمپین در بند
|
صدای تغییر
|
ویژه 22 خرداد
|
لایحه حمایت از خانواده
|
گالری
|
عشا مومنی
|
امیر یعقوبعلی
|
خدیجه مقدم
|
راحله عسگری زاده و نسیم خسروی
|
پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز
|
زینب پیغمبرزاده
|
سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی
|
احترام شادفر
|
نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی
|
وبلاگ مهمان
|
پرونده خرم آباد
|
دستگیری ها
|
مریم مالک
|
پرستو اللهیاری
|
مهرنوش اعتمادی
|
سمیه رشیدی
|
Other Languages
|
همراهان
|
«فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت»
| English
|