خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > كوچه به كوچه > واکنش های جالب به کمیپن در کلاس زبان / امير يعقوبعلي

واکنش های جالب به کمیپن در کلاس زبان / امير يعقوبعلي

19 بهمن 1385 - - نسخه قابل چاپ

براي اولين بار بود که مي خواستيم مساله کمپين را در جمعي غريبه مطرح کرده و از آنها امضا بگيريم. صحبت کردن از کمپين بين خانواده، دوستان و کساني که اندک شناختي از آنها و حداقل پيش بيني نسبت به واکنش شان نسبت به جريان داريم شايد کار چندان سختي به نظر نيايد، اما مطرح کردن اش آن هم براي اولين بار در يک جمع غريبه (مثلاً کلاس زبان)، کار سختي به نظرمان مي رسيد.

چندباري با کاوه براي مطرح کردن موضوع در کلاسِ زبان، بحث کردم. هر بار من سعي مي کردم کاوه را منصرف کنم: "وقت زياد است"، "بگذار براي جلسه بعد"، "مي توانيم يک روز ديگر اين کار را انجام بدهيم" و ... . اما سرانجام تصميم گرفتيم که موضوع را مطرح کنيم. کاوه، بعد از پايان کلاس از بچه ها خواست که بمانند. هشت يا نه نفري که مشغول آماده شدن براي رفتن بودند، ايستادند و با تعجب ما را نگاه کردند. کاوه دفترچه ها از کيفش بيرون آورد و با اين جمله شروع کرد که، قصد ندارد زياد وقت بچه ها را بگيرد. داشت مي گفت که مي خواهد راجع به کمپين يک ميليون امضا صحبت کند، که ناگهان يکي از دخترهاي کلاس، با اشاره به دفترچه ها گفت سايت کمپين را ديده و امضا هم کرده است. خب، شروعِ خيلي خوبي بود! برايمان جالب بود که او از کمپين و ماجراهايش چيزهايي شنيده است. انرژي گرفتيم از اين که يک نفر از ميان اين جمع با ماست و تنها نيستيم.

از 22 خرداد شروع مي کنيم و مي آييم جلو. توضيحات اوليه که تمام مي شود متن قوانين را من مي خوانم، هنوز واکنشي نيست و همه در حال گوش دادن هستند. موارد قانون را که تمام مي کنم يکي از پسرهاي کلاس که از قضا ارمني و در نتيجه مسيحي است، معترض مي شود که: «نمي شود اين قوانين را تغيير داد چراکه اين قوانين مطابق شرع اسلام هستند و کار کمپين مخالف اسلام است!» خنده مان می گیرد و نمي دانيم بايد چه در جوابش بگوييم. از ميانِ اين همه آدم تنها کسي که مسلمان نيست و تصور نمي کرديم او بخواهد معترض شود و مسئله اش ضديت طرح با اسلام باشد، بلند شده و دارد در مورد مخالفت کمپين با اسلام صحبت مي کند. ديگران در اين مورد توضيح مي دهند که اين يک برداشت از اسلام است و لزوماً اين طرح با اسلام ضديتي ندارد. دوست ارمني مان اگر چه قانع نشده است، اما از خير ادامه بحث مي گذرد. بعد از او يکي ديگر از بچه ها مي گويد: «با اين کارها نمي شود کاري از پيش برد، چراکه معتقد است که ما مي خواهيم از توي کافه ها انقلاب کنيم!» برايمان جالب است که کسي که به گفته خودش اصلاً نه اعتقادي به کار اجتماعي – سياسي دارد و نه تلاشي براي هيچ تغييري مي کند، چگونه با ديد به زعمِ خود راديکال، ما را نقد مي کند!

صحبت ها که تمام مي شود، ناگهان يکي از دخترها که اصلاً در بحث ها مداخله نمي کرد و ساکت در گوشه کنار بود، اولين شمع را روشن مي کند و امضاي اول را مي زند. بعد از او، تقريبا اکثر بچه ها امضا مي کنند، جز يکي دو نفر که خواستند اول دفترچه را کامل بخوانند و بعد امضا کنند، و البته دوستِ مسيحي ما که بدجور پيگير مساله ضديت با اسلام بود هم امضا نکرد! از موسسه که بيرون مي آييم اول از ترسي که پيش از مطرح کردن موضوع داشتيم، خنده مان مي گيرد، و بعد، از واکنش هاي جالبي که ديده بوديم. يک اعتراض به خاطر ضديت با اسلام از سوي يک مسيحي، و يک اعتراض به خاطر راديکال نبودن طرح از سوي کسي که با منت حاضر است يک امضاء پاي يک نامه که موافق محتوايش هم هست بگذارد!

جلسه بعدي که سر کلاس مي رويم، جلسه امتحان است و اصلاً يادمان رفته بود که جلسه پيش چه افرادي امضا کردند و چه کساني نه. فکر نمي کرديم که کسي نيز چيزي يادش باشد. اما يکي از دخترهايي که امضا نکرده بود و فقط دفترچه را گرفته بود تا اول بخواند، با کمال تعجب خواست که امضا کند و بعد برايمان تعريف کرد که راجع به کمپين با خانواده اش صحبت کرده و آنها هم مي خواهند که امضا کنند! ايميل رد و بدل کرديم تا در مورد چگونگي کار با کمپين و ... بيشتر صحبت کنيم.

***

در مجموع، جداي از واکنش ها، آنچه برايم جالب بود يکي پاسخ هايي بود که خود بچه ها در جواب سوال هاي يکديگر مي دادند و ديگري آنکه کمپين به چه سادگي راه نفوذ خود را به ميان جمع ها، خانواده ها و گروه هاي دوستي باز مي کند. البته، من برابري زنان و مردان را صرفاً در گرو تغيير قوانين نمي دانم و گمان نمي کنم که هيچ يک از دست اندرکاران کمپين هم صرفاً در اين فکر باشند که با تغيير قوانين زن ستيز، برابري زنان و مردان محقق مي شود و ديگر زنان از مشکل تبعيض در جامعه رنج نمي برند. اما، آنچه کمپين را براي من (و حتما براي بسياري چون من) حائز اهميت مي کند همين قدرت نفوذش است. کمپين توانسته کاري را انجام دهد که ما مدتهاست قصد انجام اش را داريم و از انجامش ناتوانيم: يعني انتقال دغدغه ها و مبارزات اجتماعي از ميان جمع فعالان جنبش به درون جامعه. و کمتر کسي است که بتواند ادعا کند که اين کاري است ناچيز و کوچک ...

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

روايت بيست و پنجمين شهريور / نرگس طیبات
وقتی آتش خاموش شود/فرشته نوبخت
آن گاه که زن شدم / ویژه نامه 8 مارس 1391
چیزی زیر پوست این شهر می جوشد / دلارام علی
گرسنگی / وبلاگ سیب و سرگشتگی

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English