پذيرش > كوچه به كوچه > حکایت تکراری رویارویی محکوم یک اطمینان با حاکم یک هراس
برای نفیسه آزاد
حکایت تکراری رویارویی محکوم یک اطمینان با حاکم یک هراس
13 بهمن 1387 - نیکزاد زنگنه - نسخه قابل چاپ
اپیزود اول
دیر کرده است. خیره به کوچه ای که از بلندی بی انتها می نماید، به آخرین دیدارمان فکر می کنم
و به دلتنگی ام برای لبخند های بی آلایشش. سایه ای از دور نزدیک می شود. چشمانم را پشت عینک
ریز می کنم. می شناسمش. تند و منظم قدم بر می دارد و نزدیک و نزدیک تر می شود تا اینکه سایه جلوی چشمم
در هیبت یک آشنای قدیمی جان می گیرد. با صدای گرفته ای سلام می کند و دستانش توهم تب دارد.
از سرما خوردگی می گوید، از تلفن همراهش که جا مانده و از اینکه امروز آماده ی دستگیر شدن است...و از
دلتنگی اش برای من...سراپا لبخند می شوم.
اپیزود دوم
پلیس با خشمی مهار ناشدنی و غریب بیگرد و پسرک را به سمت کوهپایه هدایت می کند. تنش موج زنان، منطق
را کنار می زند. هریک از بچه ها به قصد همراهی و با هدف اقناع پلیس به سمت جمع دستگیر شده روانه
می شوند. علی و هدی و مریم جان را با تشر و تلخی باز می دارم. تجربه نشان داده است که همراهی اعضای قدیمی با داوطلب جدید هنگام دستگیری، در نهایت به ضرر عضو قدیمی خواهد بود که اکثر اوقات دخالت مستقیمی
در دستگیری نداشته و صرفا به هدف همدلی با داوطلب تازه همراه شده است. صدایی که از همراهی نفیسه با جمع می گوید، میخکوبم می کند.
از خیال تکرار تجربه های تلخ پیشین و به یاد صدای محکمی که صبح به طنز از بازداشت می گفت، وا می روم... سراپا اضطراب می شوم.
اپیزود سوم
آسمان گرفته، خیال باریدن ندارد. دقایقی پس از رفتن بچه ها، به دادگاه انقلاب می رسم. خیره به آن سر در کذایی و پرده بدرنگ هراس آور ورودی در، به میله های عمارت روبرو تکیه می زنم. به پنجره های قفسی نگاه می کنم و می اندیشم که دارد کجا بازجویی می شود؟ پشت کدام یک از این پنجره های بی روزن، با لبخند پر صلابتش برابری را هجی می کند؟ دوباره به چه زبانی دارد شیوه مسالمت آمیز و مدنی و انسانی برابرخواهی مان را طرح می کند؟ خبر، کوتاه و کوبنده می رسد. بقیه آزاد می شوند و قرار بازداشت نفیسه تمدید شده است.
به چراغ های روشن سر در دادگاه خیره می شوم و به رگبار تند باران روی آن ساختمان کدر و خسته .به یاد چشمان تبدار نفیسه می افتم... سراپا اشک می شوم
ارسال به
بالاترین
،
توییتر
،
فریندفید
،
فیسبوک
در همين بخش :
روايت بيست و پنجمين شهريور / نرگس طیبات
وقتی آتش خاموش شود/فرشته نوبخت
آن گاه که زن شدم / ویژه نامه 8 مارس 1391
چیزی زیر پوست این شهر می جوشد / دلارام علی
گرسنگی / وبلاگ سیب و سرگشتگی
ديگر بخش ها :
طرح یک میلیون امضا
|
مقالات
|
سایت نوشته ها
|
اخبار
|
گزارش كمپين
|
گفت و گو
|
علیه سکوت
|
كوچه به كوچه
|
نامه های شما
|
گزارش ویژه
|
گفتگو با اعضا
|
ویژه سالگرد کمپین
|
تصویر برابری
|
دل آرام علی
|
تریبون
|
مقالات
|
تاریخ شفاهی
|
خارج از چارچوب
|
کتابخانه
|
درباره کمپین
|
کمپین در شهرها
|
کمپین در بند
|
صدای تغییر
|
ویژه 22 خرداد
|
لایحه حمایت از خانواده
|
گالری
|
عشا مومنی
|
امیر یعقوبعلی
|
خدیجه مقدم
|
راحله عسگری زاده و نسیم خسروی
|
پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز
|
زینب پیغمبرزاده
|
سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی
|
احترام شادفر
|
نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی
|
وبلاگ مهمان
|
پرونده خرم آباد
|
دستگیری ها
|
مریم مالک
|
پرستو اللهیاری
|
مهرنوش اعتمادی
|
سمیه رشیدی
|
Other Languages
|
همراهان
|
«فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت»
| English
|