خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > كوچه به كوچه > کجا رو باید امضا کنم؟

حق طلاق

کجا رو باید امضا کنم؟

17 اسفند 1387 - شیما جعفرزاده - نسخه قابل چاپ

کاغذها در دستم بود و پشت در اتاق خواهرم ایستاده بودم. تردید داشتم چون هنوز هم داشت برای خواهرم درد دل می کرد. هرچند که آن روز، روز خوبی برای دوست خواهرم بود اما باز هم از شادی اینکه بالاخره آزاد شـده صدای گریه اش شنیده می شد.

خیلی آرام در اتاق خواهرم رو زدم و بعد از چند ثانیه خواهرم گفت: "بفرمایید!" در اتاق را آرام باز کردم و ایستادم. هر دو نگاهی به من کردند و خواهرم سریع گفت: "الان نه شیما!" دوست خواهرم فوری گفت: "چی؟! چی الان نه؟!..." گفتم: "می دونم که حالتون خیلی خوش نیست ولی می خواستم چند کلمه باهاتون صحبت کنم. فکر می کنم بی ارتباط با مسایل شما نباشه!"

با چشمهای اشک آلودش نگاهی به من انداخت و گفت: "چی هست؟!" بعد رو به خواهرم کرد و ادامه داد: "عیب نداره. شاید من هم از این حال و هوا در بیام" و بعد دوباره با نگاهی به من گفت: "من حاضرم!" خواهرم گفت: "شیما این الان به اندازه کافی اعصابش خرد هست!" تا اومدم حرفی بزنم دوست خواهرم گفت: "نه! چرا ؟! تازه خوشحال هم هستم. بعد از سه سال بالاخره تونستم از دست این مرتیکه راحت بشم واسه چی اعصابم خرد باشه؟! تازه می خوام جشن بگیرم. کم خماری هاشو تحمل کردم. چند بار رفتم گزارش دادم ولی فوری یه زهر ماری می خورد و دیگه تو آزمایشش هیچی نشون نمی داد. هزار بار قول داد ترک کنه و نکرد هیچی، روابط پرخطر جنسی زیادی هم داشت. خودم عکس یکیشونو از کیفش پیدا کردم. تازه خودم دیده بودمش. می دونستم تو کدوم خیابون وا میسته! یه سال تو خونه اش زندگی کردم و سه ساله که دارم دنبال طلاقم می دوم! آخه به اینم می گن قانون! چطوری دیگه باید ثابت می کردم. آخرین بار هم تازه قاضی بهم میگه خانوم برو باهاش بساز. آزمایشش که چیزی نشون نداده. شاهدی هم نیست. نمی دونم پس من یه سال شاهد خماری هاش بودم، آدم نیستم؟! آخرش هم گفتم مهر نمی خوام. طلاق می خوام. واسه همینه که امروز تونستم آزاد بشم. راحت شدم. راحت!"

بعد نگاهی به من کرد و گفت: "حالا این چی هست؟!" همه چیز رو براش توضیح دادم و قوانین تبعیز آمیز رو براش گفتم. خیلی با علاقه گوش داد و بعد گفت: "همچین چیزی اینهمه مدت که من بدبخت داشتم می دویدم کجا بود؟!"

بعد لبخندی از سر خوشحالی به من زد و گفت: "کجا رو باید امضا کنم؟ ..."

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

روايت بيست و پنجمين شهريور / نرگس طیبات
وقتی آتش خاموش شود/فرشته نوبخت
آن گاه که زن شدم / ویژه نامه 8 مارس 1391
چیزی زیر پوست این شهر می جوشد / دلارام علی
گرسنگی / وبلاگ سیب و سرگشتگی

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English