خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > سایت نوشته ها > مطالعات

خاستگاه جنبش زنان درایران

مطالعات

30 آذر 1387 - تغییر برای برابری در اصفهان - نسخه قابل چاپ

رودابه : درتئوریزه کردن خاستگاه جنبش زنان درایران به دلیل عدم منابع مورد نیاز درباره خاستگاه این جنبش ، بررسی متغیر بیرونی اهمیت زیادی دارد . زنان ایرانی تحت تا ثیر فشارهای سنتی هزار ساله ومواجهه با محدودیت های شدید، از تاثیروتعامل با دنیای بیرون محروم بوده اند. بنابراین انقلاب مشروطه فرصت مناسبی برای زنان ایجاد کرد تا محیط تنگ خانگی را ترک کنند. در مراحل اولیه ی انقلاب مشروطه یعنی اواخر دهه ی1270واوایل دهه ی1280زنان متاثر از رهبران مذهبی و به واسطه حمایت روحانیت برای شرکت در تظاهرات یا سر دادن شعارهای ملی یا هرعمل دیگری که غیر زنانه تلقی می شد احساس آزادی می کردند. البته فعالیتهای زنان در آن زمان بیشتر علیه قدرت خارجی ودر حمایت از انقلاب مشروطه بود( بحران تنباکو،شورش نان،فروختن جواهرات وزینت آلات توسط زنان در هنگام تاسیس بانک ملی درایران ، تحریم کالاهای خارجی) . درواقع جنبش زنان در سال 1285یک خرده جنبش بود که با جنبشهای عمومی تر همچون جنبش مشروطه خواهی روشنفکران، روحانیون ،واصنافی که طرفدار مشروطیت بودند جبهه ی واحدی تشکیل دادند . تا آن زمان هر گونه حقی برای زنان مورد استقبال قرار نمی گرفت.در واقع حرکتهای زنان ، بین سالهای 1290-1284خودجوش وفاقد هر گونه سازمان دهی بود.به طوریکه تنها عده ی معدودی از زنان مشروطه خواه طرفدار حقوق زنان بودند . بتدریج از خلال این جریان روشنفکری(مشروطه) زنان تحصیل کرده ای پدید آمدند که به موقعیت فرودست خود آگاه شدند و سرانجام کسانی که همت وعزم خود را بر مشروطه خواهی ورهائی ازتسلط بیگانگان قرار داده بودند و در عین حال بر حقوق زنان پا فشاری می کردند، ازتلاشگران اصلی جنبش زنان در ایران شدند.

گلي : درجريان انقلاب مشروطه ، بنظر مي رسد مردم اعتقاد عميقي به روحانيت داشته و مذهب نقطه حساس اعتقادات آنها بود. به لحاظ همين اعتقاد واطاعت كوركورانه ، درجريان مشروطه ، بسياري از مردم ، بخصوص زنان ، با دستور روحانيت وارد معركه اي شدند كه شايد اطلاع و آگاهي روشني نسبت به ابعادوحتی درخواستهای آن نداشتند . شايد زن دردوره مشروطه ، به غير ازخانواده خود، تنها اجتماعي كه مي ديد، مسجد بود و درهمين دو محيط سنتي و مذهبي هم ، آموخته بود كه دين وايمان واعتقاد او به خداوند ، همسنگ اطاعت محض از روحانيت است .جمع كثيري از زنان تنها با همين اعتقاد وارد نهضت مشروطه شدند . بسياري از آنها با پايان اين غائله ، به خانه هاي خود بازگشتند چراكه تصور مي كردند تكليف ديني خود را ، همچون تكاليف ديگر ، بجاي آورده اند .

ازميان زناني كه وارد مشروطه شدند ، جمعي زنان تحصيل كرده و روشنفكر بودند(تحت تاثير خانواده و پدران وبرادران خود) با « آگاهي » وارد اين نهضت شدند البته همان ها بعد از تحولات و نتايج وپيامدهاي آن ، دريافتند دريك جريان سياسي ، نقش يك ابزار راداشته اند ؛ انقلاب مشروطه جز« روشنگري » آن هم در مطبوعات ، كه كه به ندرت از شرايط آنها مي نوشت ، حقي به آنها نداد.

مينو : به نظر من اين حضور به آنها « جسارت » بخشيد . بسياري از آنها زمينه سازان جنبش زنان شدند . نمی توان نقش روشنگری مشروطه را در تغییر دیدگاه مردم نسبت به زنان وتاثیر ورود اندیشه های نو به کشوردرجریان مشروطه را نادیده گرفت این ، خود بخشی از تاثیرات جنبش مشروطه بر زنان وجنبش حقوقی آنهاست .

ساناز:وجود یک گروه ناراضی، قصد به چالش کشیدن نظم اجتماعی ، فعالیت پیوسته برای ایجاد « تغییر» ، مخالفت عمومی در برابر چنین فعالیت هایی ، وجود شبه ساختار ، تعهد به اهداف اصلی و درک مشترک از این اهداف ، شش ویژگی جنبش های اجتماعی است. ساناساریان دراین فصل تلاش دارد که حرکتها وفعالیتهای زنان برای تغییر شرایط خودرا ، با توجه به این ویژگیها ، یک جنبش اجتماعی معرفی کند .

با توجه به دست نوشته ها و و مجلا تی که از آن زمان باقیست، می توان به این نکته رسید که زنان به وضعیتی که درآن قرار داشتند معترض بودند . ذكر اين نكته حائز اهميت است كه «نوشتن» زنان، درآن زمان ، تابوی فرهنگی بوده وشكستن آن عملی انقلابی محسوب می شد.

فعالین زن در ایران ، در مراکز شهری ، از طریق انتشار نشریات زنانه ، شکل دهی سازمان های زنانه ، گشایش مدارس ، سعی کردند که موقعیت فرودست خود را تغییر دهند و همچنین صدای اعتراض خود را با چاپ نشریاتی مانند : دانش،شکوفه ،زبان زنان و ... وایجاد مدارس مخفیانه ، آموزش های داوطلبانه و تشکیل انجمن هایی که زنان در آن فعالیت می کردند به گوش همگان برسانند.

وجود ارتباط و هر گونه تماس میان گروههای زنان را می توان از لابه لای نشریات زنانه مشاهده کرد. بیشترین فعالیت زنان در پایتخت و پنچ شهر اصلی کشور متمرکز بود.این درحالی بود که جنبش زنان در ایران هنوز از نبود اهداف مشترک درازمدت ، انسجام و سازمان دهی رنج می برد و فمنیست های اولیه ایران علی رغم اینکه دارای اشتراکات طبقاتی و خانوادگی زیادی بودند اما دیدگاهای طبقاتی مشترک نداشتند .

نكته قابل ذكرديگر دراين فصل اين است كه درقياس تلاشهاي زنان ايران با جنبش زنان در سراسر جهان ، درآن زمان ، بايد گفت : درحاليكه جنبش زنان درایران همچون زنان مصری ، بر ضرورت تحصیلات ابتدایی و بهداشت تلاش و تاکید داشتند ، زنان در آمریکا برای تحصیلات عالیه مبارزه می کردند. اینها به نظر من نکات کلی این فصل بوده است .

رودابه :دراین فصل میتوان به این سوال پرداخت که چه دلایلی باعث ظهور ناگهانی فعالیتهای مربوط به زنان بعد از جنگ جهانی اول شد؟سه نکته بعد از جنگ جهانی اول موثر بود :1-فقدان اطلاعات کافی درمورد نشریات و سازمانهای زنان قبل از جنگ 2_ فضای سیاسی داخلی ایران که تابع مانورهای سیاسی قدرت های خارجی بودوهمچنین نبرد میان گروههای مختلف سیاسی در داخل برای کسب اهرمهای کنترل جامعه ودرنتیجه باز بودن فضای منعطف برای گروههای مختلف زنان 3_تغییر وتحول بین المللی در مورد مسائل زنان(گرفتن حق رای زنان در انگلستان وآمریکا وهمچنین مواضع مارکس ولنین درمورد حقوق زنان در کشور همسایه ایران یعنی روسیه) نمی توانست از نظر گروههای مختلف روشنفکری آزادیخواه درایران دور بماند.

بهار : برای اینکه یک جنبش رشد و نمود یابد و از مراحل اولیه اش فراروی کند باید هم متغییر های بیرونی وهم مکانیزم های درونی فراهم شود. درحالیکه شرایط درونی وبیرونی در سالهای 1311 تا 1331برای رشد جنبش زنان ایران مناسب نبود. نويسنده دراين فصل با استفاده از سه گزاره پیشنهادی « جوفریمن» به بررسی شرایط جنبش زنان در ایران می پردازد وبا استفاده از این سه گزاره دلایل درونی ناکامی رشد جنبش زنان را درایران ، پس از مراحل اولیه رشد خود توضیح می دهد . با توجه به اینکه شبکه ارتباطی میان زنان وجود داشت اما گسترده و به اندازه کافی هم گرا نبودوعلی رغم اینکه تعدادزیادی رهبر در این جنبش حضور داشتند ( زنانی همچون محترم اسکندری ، صدیقه دولت آبادی ، زندخت شیرازی و بسیاری دیگر که در فصلهای پیشین کتاب از عملکردآنها سخن رفت ) به ندرت کسی که قادر به سازماندهی این جنبش باشد به چشم میخوردو همچنین عدم بحرانی که بتواند جنبش را به حرکت درآورد ، بدلیل وسعت بحران های ملی که بحرانهای دیگر را تحت الشعاع خود قرار داده بودند، جنبش زنان ایران علی رغم رشدی که یافته بود ، به دوره ای از افول رسید . عوامل بیرونی نیز در این افول نقش عمده ای داشتند . میزان توسعه سیاسی( توسعه سیاسی اندک آن دوره ) ، قدرت روحانیت ، نبودن سیستم ارتباطی مناسب و قابل اطمینان در کشور ، در گیری های همیشگی بین روحانیت و روشنفکران ، تغییرات ناگهانی حاکمیت دیکتاتورها به ویژه حاکمیت رضا شاه از جمله ی این عوامل بودند.

در اوایل حکومت رضا شاه ، روند جنبش زنان به دلیل عدم دخالت مستقیم شاه و نوع حکومت او (در اوایل او تحمل بیشتری از خود نشان میداد) به خوبی پیش رفت اما پس از مدتی در سال 1311 نشریه ها، روزنامه ها و جنبشهایی که تحت نظارت دولت نبودند برچیده شدند. پس از آن در سال 1314 کانون زنان تحت نظارت دولت و با بودجه وزارت فرهنگ شروع به کار کرد و این سبب شد جنبش زنان در ایران تحت کنترل دولت در آید .جنبش زنان در دوره حاکمیت رضا شاه به تدریج افول کرد گرچه اصلاحاتی نیز در موقعیت زنان اتفاق افتاد . قانون کشف حجاب در سال 1314 بدون جامعه پذیری گسترده به منظور کنار گذاشتن حجاب در میان زنان ، دراین دوره اجرا شد . تاآن زمان و قبل از آن هیچ روند آموزشی در این رابطه(حجاب) صورت نگرفته بود . درواقع این قانون، فرصت پیشبرد راه حل دراز مدت برای موضوع حجاب را ، با توجه به این که به طور ناگهانی حق انتجاب را از زنان می گرفت ، از بین می برد .

گلبهار : سوال اینجاست که چرا رضا شاه علی رغم اینکه به نظر می آمد علاقمند به تغییر وضعیت زنان است ( چنانکه ازکشف حجاب اجباری او پیداست ) کنترلهای فراگیری را اعمال کرده ودر زمان او جنبش زنان رو به افول رفت ؟ البته او را باید به عنوان عاملی بیرونی برای این افول در نظر گرفت .می توان گفت او تغییرات درزندگی زنان را در حد « ظاهری » می پذیرفت و لی تغییرات بنیادی با خوی مردسالار او موافق نبود . شایداو تصور می کرد پرداختن به حقوق زنان به معنی قدرت یافتن انهاست، درحالیکه او این را نمی پذیرفت.

مینو : «ساناساریان» در فصل 5 کتاب ، به چگونگی « رسمیت بخشی و هم گرایی » فعالیتهای زنان در دوران محمد رضا شاه پهلوی (پهلوی دوم ) و تاسیس سازمان زنان می پردازدو همچنین چگونگی اعطای حق رای به زنان در هشتم اسفند 1342و اصلاحات قانونی به نفع زنان دراین دوره را ، همچون تصویب قوانین حمایت از خانواده سالهای 1346 و 1354و تصویب قوانین کار مربوط به زنان بررسی میکند . حق رای زنان یکی از مواد « طرح 6ماده ای » شاه بود که به انقلاب سفید معروف شد . حق رای زنان چندین بار درگذشته – از آغاز سال 1280مطرح شده بود. در 1338 بحث داغی درمورد حق رای زنان در مجلس در گرفت و علما (رهبران مذهبی ) با آن بشدت مخالفت کرده بودندو در سال 1341در دوران نخست وزیری اسداله علم فرمانی مبنی بردادن حق رای به زنان و اجازه شرکت آنهادرشوراهای شهر واستان صادر شد. علما این فرمان راحرکتی در مقابل اسلام اعلام کرده و با آن بشدت مخالفت کردند. این فشارها بقدری شدید بود که نخست وزیر مجبور به باز پس گیری آن شد اما سرانجام در 8 اسفند 1342 به زنان ایران ، حق رای و انتخاب شدن داده شد .

در این دوره ، فعالیتهای زنان درسازمانهایی تحت نظارت حاکمیت متمرکز شد ؛ تمرکز فعالیتهای زنان و هم گرایی آنها دراین دوره نه توسط خودشان ، بلکه بدست قدرت سیاسی حاکم و به منظور کنترل فعالیتهای آنها صورت گرفت. درآن دوره نخبگان سیاسی (مانند بسیاری از کشورهای جهان سوم ) تمامی جنبش ها را ، بدون توجه به انگیزه آنها ، صرفا خطری علیه حکومت قلمداد کرده ، عملا اجازه هیچ نوع فعالیت مستقل از نظارت دولت رانمی دادند. به این ترتیب از آن به بعد جنبش حقوق زنان ایران وارد فضای فعالیت نهادینه شده و « مجاز» گردیدو در« شورای جمعیت های بانوان ایران » و پس از آن در « شورای عالی جمعیت زنان ایران » و سرانجام در سال 1345 در سازمان جدیدی به نام « سازمان زنان ایران» مستحیل شد . نویسنده به بررسی نکات مثبت و منفی این سازمان پرداخته و از برنامه هایی همچون ایجاد مراکز رفاه خانواده در1346 در نقاط مختلف ایران که تسهیلات آموزشی چون سواد آموزی و آموزشهای حرفه ای درزمینه های آموزش خیاطی ، قالی بافی ، تایپ و آرایشگری و غیره را پی میگرفت ، برنامه هایی در جهت مراقبتهای بهداشتی ، مشاوره حقوقی ، مهد کودک برای زنان و تاسیس مدرسه مددکاری در ورامین و مهمتر از آن گسترش تحقیق درحوزه مسائل زنان ، نام می برد . مطالعات این سازمان در مورد موضوعاتی از قبیل تبعیض علیه زنان ، تصویر زنان در کتب مدارس ابتدایی ، منزلت زن در اجتماع عشایری ، نقش زن ومرد درپیامهای تجارتی تلویزیون ایران و غیره بود .

ساناز: شاید بد نباشدبه نکات مثبت سازمان زنان اشاره ای داشته باشیم .نکات مثبت این سازمان را می توان اینگونه باز گو کرد:

ـ ایجاد مراکز رفاه خانواده در نقاط مختلف ایران(تسهیلات آموزش مراقبت بهداشتی مشاوره حقوقی و تاسیس مهدکودک)

ـ تشکیل کلاس های سواد آموزی آموزش حرفه ای برای زنان طبقات پایین شهر

- مطالعه و تحقیق در رابطه با مسایل زنان(تبعیض علیه زنان تصویر زن در کتب درسی ابتدایی منزلت زن در اجتماع عشایری نقش زن ومرد در پیام های تجارتی تلویزیون ایران)

و در آخر شاید مهمترین فعالیت سازمان زنان اصلاحات حقوقی و سیاسی بود که در آن زمان با توجه به حساسیت مذهبیون سعی کردند که آرام و بی سر و صدا صورت گیرد و تا حدودی در موارد قانونی توازن برای زنان برقرار شود.

اما نقاط ضعف این سازمان :عملکرد سازمان زنان ایران ، ساختار این سازمان و منابع مالی و همچنین تغییر فوری اساسنامه بعد از شکل گیری نظام تک حزبی در ایران(حزب رستاخیز شاه ) نشان از نفوذ و تسلط رژیم حاکم داشت. همچنین دخالت ساواک در سازمان زنان با اعمال فشار برای تعدیل نظرات دست اندر کاران آن ، برای جلو گیری از تحریک مذهبیون و مخالفین حقوق زن نیز از نقاط ضعف این سازمان بود .همچنین میتوان به دو نکته زیر دراین خصوص اشاره کرد:

ـفقدان نظارت موثر بر ترکیب عضویت و هیئت مدیره در شعباتش که نتیجه آن انحصاری شدن سازمان زنان در شهر ها در دست افراد متمکن و مقامات با نفوذ بود.

ـتعارض موضع رادیکال بین المللی زنان در کنفرانس ها و سمینارها با وضع بی سرو صدایی که در سطح ملی داشت.

بابونه :علی رغم رشد مناسب باسوادی در دو دهه قبل از انقلاب (سلطنت پهلوی ها)،« سنت » همچنان در مقابل نظام آموزشی قد برافراشته بود و مجال کمتری برای رشد فرهنگی ، همپای سوادآموزی می گذاشت. لذا "آگاهی" به دست نیامده،نمی توانست به بالندگی زنان بینجامد. نتیجتا همپای زنان بی سواد،که روحانیون مذهبی را حامل کلمات خداوند می دانستند، زنان تحصیلکرده نیز،که همچنان نگرش سنتی خود را نسبت به نقش و جایگاه خویش حفظ کرده بودند ، به حمایت از آیت الله خمینی در مبارزه با شاه پرداختند. این فصل از کتاب سعی دارد علتهای این حمایت ها را واضح سازد .

اینکه چرا نظام «آموزش» نتوانست ارزش های سنتی نسبت به زنان را دگرگون سازد ، کتاب به نکات زیر اشاره دارد:

1- نظام آموزشی ، ارزشها و کلیشه های سنتی را بازتولید و تثبیت می کرد. سیستم آموزشی در ایران بر پایه به حافظه سپردن مطالب از سوی دانش آموزان قرار داشت؛و از ایجاد افق دید گسترده و ایده های تازه در میان دانش آموزان نا توان بود . این گونه نظام آموزشی ، مانع تغییر اساسی در نگرش زنان نسبت به خود می شد.

2- فقدان هر نوع مبارزه سراسری برنامه ریزی شده برای ارتقای آگاهی زنان در مورد مشکلات خودشان و برداشت نادرست مردم از جنبش آزادی زنان غرب.

3- تداوم فشار ایده های سنتی از سوی جامعه (خانواده، محل ،نوع زندگی و...)

در کنار اینها ، عوامل اساسی که سیاستهای غیرمردمی شاه حاکم (محمدرضا) را تشدید کردعبارت بودند از :

1- طبقه حاکم یکسره از جامعه جدا بوده و به همین دلیل از واقعیت سیاسی اجتماعی ایران آگاهی نداشت.

2- شاه اجازه نمی داد نیروها و گروههای جدید آزادانه در نظام سیاسی مشارکت داشته باشند.

3-عدم توجه شاه و نخبگان حامی او به نظام ارزشهای سنتی موجود در میان مردم(تغییر و تحولات اجتماعی در ایران از ویژگیهای ملی و بومی عاری بود.)

ناتوانی شاه در فهم نیازهای مردم، امتناع از پذیرش نیروهای جدید در نظام سیاسی و اهمال نسبت به نظام ارزشهای بومی و ملی به توسعه ناپایداری منجر شد.

نهایتا افزایش نارضایتی از وضع موجود سلطنت پهلوی در میان زنان ، اصرار بر ضایع شدن حقوق به حق زنان در نظام سلطنت ، به خصوص در میان قشر تحصیل کرده ، تبلیغات کاذب در جهت مثبت جلوه دادن نظرات آیت الله خمینی درزمینه حقوق زنان و دستاویز قرار دادن مذهب واحساسات عوام ، زنان را برآن داشت تا همپای مردان و دوش به دوش روشنفکران،بازاریان و روحانیت به قیام علیه سلطنت برخواسته و فریاد انقلاب سر دهند.

تغییر برای برابری در اصفهان

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

یک خبر تلخ؟ یک قانون‌شکنی؟ یک تصمیم بخشنامه‌ای جدید؟
چرا بایست به سکسوالیته پرداخت؟ / نفیسه آزاد
آزارجنسی خانگی؛ «قربانی» نه، «نجات یافته»
زنان، بزرگترین بازندگان بهار عرب
سانسور از دیدگاه جنسیتی/الهه‌ امانی

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English