پذيرش > سایت نوشته ها > از خارج شدن ما در هراسند
پروين اردلان در مصاحبه باروز:
از خارج شدن ما در هراسند
10 آذر 1387 - روزآنلاین / آسیه امینی - نسخه قابل چاپ
چند نفر از فعالان زن و فعالان مدني ممنوع الخروجند. چرا؟ زنان در تعامل با دنياي بيرون، چه چيزي را طلب مي کنند يا فرا مي گيرند که از خروج آنها ممانعت مي شود؟ اين داستان را در گفت و گو با پروين اردلان پي گرفته ايم. داستان را از زبان خودش بخوانيم.
در چه زماني ممنوع الخروج شديد؟ علتي که به شما گفته شد چه بود؟
براي دريافت جايزه اولاف پالمه راهي سوئد بودم و اتفاقا قبل از سفر براي اطمينان چک کرده بودم که اگر ممنوع الخروج هستم، بدانم و نبودم. براي همين وقتي در هواپيماي ايرفرانس ( که در واقع خاک کشور فرانسه بود) به من گفته شد که از هواپيما پياده شوم براي اينکه پرونده باز دارم، خيلي تعجب کردم. اما خودم تصميم گرفتم برگردم.
چرا؟
براي اينکه مطمئن بودم کاري نکرده ام که به خاطرش از ماندن بترسم و قصدم اين بود که بروم و برگردم. اگر مي رفتم، ممکن بود نتوانم برگردم يا اينکه برخوردهاي ديگري پيش بيايد. درواقع من به مجريان قانون که خود کار غير قانوني مرتکب شده بودند احترام گذاشتم.
علت غير قانوني بودن آن را چه مي دانيد؟
چون اگر کسي ممنوع الخروج باشد، نهادي به نام اداره گذرنامه است که بايد پاسخگو باشد. وقتي از گيت رد مي شوي، پاسپورتت بدون مشکل يا ايرادي کنترل مي شود و مهر خروج مي خورد، نشان دهنده اين است که در روند خروج تو از نظر اداره گذرنامه مشکلي وجود نداشته است. بنابراين اگر بعد از آن اعلام کنند که ممنوع الخروج شده ايم، به معني اين است که يا تصميم امنيتي جديدي با سرعت – و بدون طي شدن مراحل قانوني – گرفته شده، يا اينکه به عمد مي خواهند کاري کنند که با اعتراض ما روبرو شوند و بعد خود ما را متهم به جوسازي کنند. گويا خودشان مي خواهند سروصدا براه بيفتد.
چرا؟! اين موضوع چه فايده اي براي آنها دارد؟
به نظر من با مقاومت ما کاري ندارند، به پوشش خبري اش کار دارند. آنها از ارتباط ما با دنياي خارج از ايران در هراسند. حاضرند هزينه پوشش خبري را بدهند اما در دراز مدت اين هراس و رعب و وحشت از سفر به خارج از کشور را در بين فعالان ايجاد کنند تا از هر گونه رابطه اي با فعالان اجتماعي و مدني حارج از کشور پرهيز کنند. به ما معترضانه مي گويند چرا سرو صدا مي کنيد! در حالي که به نظر من آنها آگاهانه با ايجاد اين سرو صدا، در تلاشند که هراس را حاکم کنند تا کسي فکر نکند که چرا ممنوع الخروج شده، بلکه به اين فکر کند که اگر به هر علتي بخواهد از کشور خارج شود، ممکن است مانع شوند و حتي برخورد کنند. اين مساله فقط هم مربوط به زنان نيست و فعالان دانشجويي، کارگري، اجتماعي و سياسي را هم شامل مي شود. به هر حال تاکتيک هايي که به کار برده مي شود، همان تاکتيک هاي قديمي است. شايد اگر فشار افکار عمومي نباشد، به جاي ممنوع الخروج شدن، در فرودگاه ربوده شويم!
چرا از خروج فعالان مي ترسند؟ مگر قرار است در اين ارتباطها چه اتفاقي بيفتد؟
اساس جنبش هاي اجتماعي بر تعامل و ارتباط گسترده گذاشته شده. امروز رسانه ها بخشي از اين نقش را به عهده گرفته اند و بنابراين ممنوع الخروج کردن چندان هم سلاح خوبي نيست. ولي براي کشورهايي با سابقه ديکتاتوري و غير دموکراتيک، هميشه وحشت از ارتباط وجود داشته براي اينکه قدرت کنترل بر مردم را از دست مي دهند و چون هميشه از ابزار زور استفاده مي کنند، بنابراين هر ارتباطي مي تواند اين نظم مرد سالارانه را بشکند. ولي اين ممکن نيست و در دنياي امروز فقط يک راه ممکن است و آن ايجاد وحشت است. نه اجازه ورود بدهي و نه اجازه خروج. فقط اين نيست که جلوي خروج را بگيرند از آن طرف هم ايجاد رعب و وحشت مي کنند. مثلا عشا مومني مي گويد من مي خواهم تصوير ديگري از ايران به امريکا ببرم. مي خواهم نزد استادان و دانشجويان امريکايي از کنشگران زن ايراني تصويري ديگر نشان بدهم. تصويري مثبت. ولي با او هم برخورد مي شود. برخوردي که در واقع نقض تز اوست.
بنابراين اگر برخوردها با کنشگران مدني بيشتر شود. نتايج زيان بار آن بسيار شديدتر است. زيرا کنشگر مدني به دنبال اثبات روابط تعاملي است. در واقع دولتها مي خواهند انحصار هرگونه ارتباط با خارج از مرز را در دست داشته باشند. نمي خواهند اين اجازه به فعالان مدني و گروه هاي غير دولتي داده شود. مثلا در مورد مسائل فلسطين، اگر يک سازمان غير دولتي بخواهد براي ايجاد کنش اجتماعي با گروه هاي زنان رابطه ايجاد کند، با مقاومت يا دخالت دولت روبرو مي شود. مگر اينکه از کانال هاي مشروع از نظر حکومت وارد شود مثلا از طريق بسيج.
چه اقداماتي براي رفع اين ممانعت انجام داده ايد؟
برگه اي دادند از طرف دفتر امور گذرنامه مربوط به رياست جمهوري که بروم دفتر خيابان افريقا. قبل از رفتن به من زنگ زدند و گفتند اينجا نياييد به ما مربوط نيست به معاونت امنيت مراجعه کنيد. من پي گيري نکردم. بعد احضاريه آمد. رفتم معاونت امنيت که آنجا در مورد اتهام جديدي تفهيم شدم که در مورد فعاليت تبليغي عليه نظام از طريق نوشتن و انتشار مطالب در سايت هاي زنستان و تغيير براي برابري بود. من اتهامات را رد کردم و در مورد پاسپورت پرسيدم. گفتند براي چه مي خواهي؟ گفتم مي خواهم به سفر بروم. گفتند دعوتنامه بياور. من نبردم و اعلام کردم که دادگاه صلاحيت اظهار نظر درباره اين موضوع را ندارد. چند روز بعد دوباره رفتم. دوباره از من دعوتنامه خواستند. من گفتم در صلاحيت دادگاه نيست که دعوتنامه سفرم را مطالبه کند. بازپرس گفت پرونده را فرستاده به شعبه 13. از همانجا پي گيري کن. رفتم شعبه 13. گفتند تا تشکيل دادگاه نمي توانيم کاري کنيم. دادگاه که تشکيل شد، بعد از دادگاه سراغ پاسپورتم را از قاضي شعبه 13 گرفتم. گفتند بايد منتظر حکم بماني و البته ربطي هم به ما ندارد چون پاسپورت را جاي ديگري ضبط کرده! حکم را هم که دادند، فعلا درخواست تجديد نظر داده ايم و منتظر نتيجه ايم.
روزآنلاین
ارسال به
بالاترین
،
توییتر
،
فریندفید
،
فیسبوک
در همين بخش :
یک خبر تلخ؟ یک قانونشکنی؟ یک تصمیم بخشنامهای جدید؟
چرا بایست به سکسوالیته پرداخت؟ / نفیسه آزاد
آزارجنسی خانگی؛ «قربانی» نه، «نجات یافته»
زنان، بزرگترین بازندگان بهار عرب
سانسور از دیدگاه جنسیتی/الهه امانی
ديگر بخش ها :
طرح یک میلیون امضا
|
مقالات
|
سایت نوشته ها
|
اخبار
|
گزارش كمپين
|
گفت و گو
|
علیه سکوت
|
كوچه به كوچه
|
نامه های شما
|
گزارش ویژه
|
گفتگو با اعضا
|
ویژه سالگرد کمپین
|
تصویر برابری
|
دل آرام علی
|
تریبون
|
مقالات
|
تاریخ شفاهی
|
خارج از چارچوب
|
کتابخانه
|
درباره کمپین
|
کمپین در شهرها
|
کمپین در بند
|
صدای تغییر
|
ویژه 22 خرداد
|
لایحه حمایت از خانواده
|
گالری
|
عشا مومنی
|
امیر یعقوبعلی
|
خدیجه مقدم
|
راحله عسگری زاده و نسیم خسروی
|
پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز
|
زینب پیغمبرزاده
|
سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی
|
احترام شادفر
|
نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی
|
وبلاگ مهمان
|
پرونده خرم آباد
|
دستگیری ها
|
مریم مالک
|
پرستو اللهیاری
|
مهرنوش اعتمادی
|
سمیه رشیدی
|
Other Languages
|
همراهان
|
«فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت»
| English
|