خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > كوچه به كوچه > برای برقراری برابری باید با هم باشیم

کمپین در آلمان

برای برقراری برابری باید با هم باشیم

19 آذر 1387 - مریم خدا رحمی - نسخه قابل چاپ

آدرس را از کتاب راهنما پیدا کردم؛ یک رستوران ایرانی که علاوه بر سرویس دهی خوب از محبوبیت خوبی هم برخوردار است. چند روز بعد به دیدن این هموطن برای گرفتن امضا رفتم.

وقتی وارد رستوران شدم با دکوراسیونی که حال و هوای ایرانی داشت، برخوردم؛ پرچم سه رنگ شیر و خورشید، نشان فره ور، تمسال داریوش کبیر و ... منو به یاد وطنم انداخت.

با سابقه ای که قبلا ایرانیان در رابطه با امضای فرمها داشتند کمی استرس داشتم اما امیدوار بودم.

از خانم حدودا 40 ساله ای که مسئول دخل بود سراغ مدیریت رستوران را گرفتم. سوال کرد که با ایشون چه کاری دارم، جواب دادم که می خوام خصوصی باهاشون صحبت کنم. خانم به من گفت می دونه که ایشون وقت نداره و اگه من کار ضروری ندارم فردا بعد از ظهر مراجعه کنم؛ با صحبت با این خانم متوجه شدم که مدیر رستوران یک خانم است و این در رابطه با درک متفابل می تونست خیلی موثر باشه.

فردا به همراه دخترم به رستوران رفتیم برای دخترم سفارش غذا دادم. اون خانم به محض این که منو دید گفت باید صبرکنم و بعد من فاکتور را برای پرداخت به ایشون دادم. در حالی که داشت صندوق را بازمی کرد بانگاهی معنا دار می خندید.

من حدث زدم که این خانم به لهجه من می خنده ولی بعد از چند دقیقه خانم با دو تا چایی سر میز ما اومد ولی این بار با زبان شیرین فارسی. بعد از سلام و احوالپرسی به رسم ایرانی گفت: خوب من درخدمت شما هستم. متوجه شدم ایشون مدیر رستوران هستند و شروع کردم از کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز و از فعالیت خودم در کمپین با این خانم صحبت کردن و ایشون به حرفهای من گوش می کرد.

بعد از دادن توضیحات در حالی که داشت دفترچه کمپین و فرمهای امضا را نگاه می کرد شروع به صحبت کرد از اینکه این کارها هیچ تاثیری نداره و اگر هم این برگه ها را امضا کنه هیچ فایده ای برای زنها نخواهد داشت چون حکومت ایران آن را نمی پذیرد.

اما من توضیح دادم در قدم اول برای رسیدن به دموکراسی باید مردم را آگاه کرد وفرهنگ گفتگو و دیالوگ را درحال حاضر در چارچوب قوانین به پیش برد تا علاوه بر عدالت خواهی و برابری برای زنها شاهد جامعه ای بهتر شویم. بعد از کلی بحث ایشون متقاعد شد فرم کمپین را امضا کنه...

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

روايت بيست و پنجمين شهريور / نرگس طیبات
وقتی آتش خاموش شود/فرشته نوبخت
آن گاه که زن شدم / ویژه نامه 8 مارس 1391
چیزی زیر پوست این شهر می جوشد / دلارام علی
گرسنگی / وبلاگ سیب و سرگشتگی

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English