پذيرش > كوچه به كوچه > تو اصل هستی، بدل نیستی
وبلاگ آزادی عشا
تو اصل هستی، بدل نیستی
4 آبان 1387 - روجا - نسخه قابل چاپ
عشای عزیزم سلام
وقتی شنیدم که دستگیر شده ای شوکه شدم. این دیگر چه دنیایی است که یک دانشجو برای کار بر روی پایان نامه اش حبس می شود؟!
چهار صبح است و من روی تختم نشسته ام و به تو فکر می کنم. چشم هایم را می بندم و سعی می کنم که تصور کنم در چه حالی هستی. نمی توانم درک کنم. مغزم جواب نمی دهد. اتاقی که تو را در آن تصور می کنم تار می شود و دیوارهایش به هم می پیچند، کج و کوله می شوند و از ذهنم محو می گردند.
می دانم که بی هیچ گناهی دستگیر شده ای. ولی نگران نیستم چون از تو پاک تر و بی ریاتر کسی پیدا نخواهند کرد. زندان جای تو نیست. جای تو هوای باز است که پر بکشی. تو یکی از واقعی ترین آدمهایی هستی که من می شناسم. زندگی ات را خودت تعیین می کنی. افکارت دنباله رو کس دیگری نیستند. با تضادها و عشق ها دست و پنجه نرم می کنی و راه خودت را می سازی. تو را نمی توانند به دروغ به کسی یا جایی ربط بدهند. تو اصل هستی. بدل نیستی. نسخه دیگری نیستی. خودت هستی و هیچ چیز دیگر نمی توانی باشی.
وقتی اینجا بودی از آمریکا می نالیدی. به من می گفتی که هنوز در دنیای ایران هستی. همه چیز را با ایران مقایسه می کردی. از بحث تهدیدهای نظامی آمریکا عصبانی می شدی و به خودت می پیچیدی. با همه بحث می کردی و از کشورت دفاع می کردی. از تصویری که از زنان ایرانی و زنان خاورمیانه ترسیم می شد راضی نبودی. این همه توان و هوش و اراده از زنان ایرانی دیده بودی و همه ما دیده ایم. مادرها و مادربزرگهایمان شاید با سالها پدر سالاری دست و پنجه نرم کرده اند ولی هرگز ضعیف و ترسو نبودند. هرگز حقیر نبودند. اکنون نیز که تصویر زنان و دختران ایرانی در تو در توی رسانه های آمریکا مبدل به موجوداتی نحیف و بی اراده می شود تو خواستی که برخیزی و حداقل در سطح دانشگاه خودت پنجره ای به روی زنان ایران باز کنی و هنرت را در خدمت شناساندن بهتر انسانها به یکدیگر بگذاری.
حتما وقتی برای تهیه پایان نامه ات به ایران رفتی بیشتر از همیشه عشق ورزیدی و قلبت را بازتر و بازتر کردی. این لازمه کار یک هنرمند است. امیدوارم که این تجربه ناعادلانه و تلخ قلبت را فشرده نکند. عشق را در دلت خفه نکند. امیدوارم این برخورد به تحصیلاتت لطمه نزند.
گاهی برایم از خواهرهایت می گفتی. الان خواهرهای تو و مادر و پدرت نگران تو هستند. ولی خواهرهای تو حالا زیاد شده اند. همه ما خواهرها و برادرهای تو هستیم و از صبح تا شب به تو فکر می کنیم. عشای عزیز، دوست خوب و پر احساسم، به تو افتخار می کنیم و منتظریم که زودتر لبخند پر از امیدت را ببینیم
ارسال به
بالاترین
،
توییتر
،
فریندفید
،
فیسبوک
در همين بخش :
روايت بيست و پنجمين شهريور / نرگس طیبات
وقتی آتش خاموش شود/فرشته نوبخت
آن گاه که زن شدم / ویژه نامه 8 مارس 1391
چیزی زیر پوست این شهر می جوشد / دلارام علی
گرسنگی / وبلاگ سیب و سرگشتگی
ديگر بخش ها :
طرح یک میلیون امضا
|
مقالات
|
سایت نوشته ها
|
اخبار
|
گزارش كمپين
|
گفت و گو
|
علیه سکوت
|
كوچه به كوچه
|
نامه های شما
|
گزارش ویژه
|
گفتگو با اعضا
|
ویژه سالگرد کمپین
|
تصویر برابری
|
دل آرام علی
|
تریبون
|
مقالات
|
تاریخ شفاهی
|
خارج از چارچوب
|
کتابخانه
|
درباره کمپین
|
کمپین در شهرها
|
کمپین در بند
|
صدای تغییر
|
ویژه 22 خرداد
|
لایحه حمایت از خانواده
|
گالری
|
عشا مومنی
|
امیر یعقوبعلی
|
خدیجه مقدم
|
راحله عسگری زاده و نسیم خسروی
|
پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز
|
زینب پیغمبرزاده
|
سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی
|
احترام شادفر
|
نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی
|
وبلاگ مهمان
|
پرونده خرم آباد
|
دستگیری ها
|
مریم مالک
|
پرستو اللهیاری
|
مهرنوش اعتمادی
|
سمیه رشیدی
|
Other Languages
|
همراهان
|
«فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت»
| English
|