خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > سایت نوشته ها > با هم سفر

زنان و قوانین تبعیض آمیز

با هم سفر

20 مهر 1387 - نیک نوشت/نیکزاد - نسخه قابل چاپ

سر ظهره و صندلی‌های اتوبوس، تک‌وتوک خالین. کنار پنجره می‌شینم و به هیاهوی بیرون خیره می‌شم. زن جوانی همراه یک دختر چار پنج‌ ساله‌اش می‌شینه کنارم. دخترک سارافون صورتی و لیمویی قشنگی پوشیده و موهای روشن لختش با دقت بافته شده. چشمای میشی و درشتش رو به من دوخته. از بهت نگاهش به خنده م‌ افتم.برخلاف میل غالبم که کششی به بچه‌ها ندارم، براش شکلک در میارم. صورت شیرینش پر از خنده می‌شه. به مادرش می‌گم :

چه دختر نازنینی! اسمش چیه؟

- نازنین.
من و مادر همزمان می‌خندیم و دخترک از طنین خنده‌ی ما ذوق می‌کنه.

- خدا براتون نگهش داره.

- والله خدا هم اگه نگه داره، قانون از دستم درش میارم.

جا می خورم. کنجکاوانه چشم می‌دوزم به دهن زن.

- دو ساله از پدرش جدا شدم. معتاد بود و دست بزن داشت.کلی عذاب کشیدم تا تونستم ثابت کنم و طلاق بگیرم. از فرداش، روز خوش به خودم ندیدم. هیچ روزم بی تهدیدای شوهرم و خونواده‌اش شب نشد.

- تهدید؟

- می‌گفت فردای روز هفت سالگی بچه رو ازت می‌گیرم. اگه مادر بودی و عاطفه داشتی، بچه تو بی پدر نمی‌ردی. می‌موندی و می‌ساختی.

ـ می‌ساختی ؟

ـ می‌سوختم.

ـ چند سالشه؟

پنج سال.

دو سال دیگه؟ می‌تونی تلاش کنی. می‌تونی ثابت کنی که صلاحیت نداره و بچه رو نگه داری. می‌تونی امیدوار باشی.
ـ همیشه برای حق و حقوق مسللم جنگیدم. مقابل پدر، شوهر و جامعه. حالا برای نگه داری پاره‌ی تنم. دیگه بریدم.خسته‌ام.

بی‌درنگ دفترچه‌ی کمپین رو در می‌یارم و شروع می‌کنم به توضیح. از شنیدن طرح شگف زده می‌شه.با لبخند کمرنگی می‌گه:

¬ـ یعنی تا دو سال دیگه به ثمر می‌شینه؟

ـ شاید بشه امیدوار بود. قوانین زودتر از اندیشه‌ها متحول شن اما بن پیر و کهنه‌ی این درخت‌ها بعضی رو تیغ اعتراضات ما به این زودی ریشه کن نمی‌کنه. امید ما به روزیه که نازنین و نازنین‌ها این تنش‌ها و اضطراب‌ها رو تجربه نکنن.

ـ می‌شه امیدوار بود، نه؟

ـ می‌شه می‌شه. ما به امید زنده‌ایم.

به نازنین خیره می‌شه و دستی به موهاش می‌کشه :

ـ هرکو شراب فرقت روزی چشیده باشد...

دستی به گونه‌ی دخترک می‌کشم.

ـ می‌داند که سخت باشد، قطع امیدواران

اشک من و مادر همزمان سرازیر می‌شه و دخترک سرش رو به شونه‌اش می‌ماله و چونه‌اش شروع می‌کنه به لرزیدن !

نیک نوشت

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

یک خبر تلخ؟ یک قانون‌شکنی؟ یک تصمیم بخشنامه‌ای جدید؟
چرا بایست به سکسوالیته پرداخت؟ / نفیسه آزاد
آزارجنسی خانگی؛ «قربانی» نه، «نجات یافته»
زنان، بزرگترین بازندگان بهار عرب
سانسور از دیدگاه جنسیتی/الهه‌ امانی

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English