پذيرش > اخبار > متن سخنراني شيرين عبادي در مراسم دريافت جايزه «مدارا»
متن سخنراني شيرين عبادي در مراسم دريافت جايزه «مدارا»
13 مهر 1387 - - نسخه قابل چاپ
روزآنلاین:نوشته زير، متن سخنراني خانم عبادي در مراسم ديروز دريافت جايزه "مدارا" از سوي کادمی پروتستان توتسینگ در کشور آلمان است که توسط ايشان براي انتشار در اختيار "روز" قرار گرفته است:
عده اي که منافع گروهي خود را در شعله هاي جنگ جستجو مي کنند، بعد از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و پايان جنگ سرد، تئوري غلطي را عنوان کرده اند تا مجدداً زمينه جنگ هاي ديگري را فراهم سازند و در نتيجه بتوانند اسلحه هاي خود را بفروشند و به قيمت جان مردم بيگناه و غير نظامي بر ثروت و قدرت خود بيافزايند . آنان معتقداند که برخورد تمدن غربي با تمدن شرقي خصوصاً تمدن اسلامي امري است اجتناب ناپذير و با اين تئوري غلط جنگ هاي خاورميانه را توجيه مي کنند – اين گروه براي اثبات ادعاي خود به اعمال تروريستي برخي از گروه ها، و روش غيردموکراتيک بعضي از حکومت هاي اسلامي استناد مي کنند.
براي پرداختن به اين مطلب، بايد در ابتدا به اين سؤال پاسخ داده شود که آيا اسلام ، حقوق بشر و دموکراسي را که دستاورد مدرنيته است قبول دارد، يا خير؟ و آيا کشورهاي اسلامي مي توانند دموکراتيک باشند يا خير؟
عده اي از مسلمانان بر اين اعتقاد هستند که انسان مخلوق خداوند است و رابطه او با خالق فقط بر مبناي تکاليفي است که براي او معين شده است . به اعتقاد اين دسته، عقيده اکثريت نمي تواند منشاء حق يا تکليفي باشد زيرا ممکن است اکثريت اشتباه کنند – پيروان اين طرز تفکر که تاب تحمل هيچ عقيده اي را جز باور خود ندارند ، دنيا را با چشم پيشينيان نگريسته و با عقل آنها مي خواهند مشکلات امروزي خود را حل کنند – اين گروه بر اين باور هستند که حکومت ها مشروعيت خود را از مذهب گرفته و بايد حافظ دين و مذهب خود باشند و پارلمان فقط مي تواند قوانين مذهبي را به صورت مدون تنظيم کند و بيش از اين اختياري ندارد زيرا قوانين بايد بر مبناي شريعت تنظيم گردند.
وضعيت نامناسب دموکراسي در برخي از کشورهاي اسلامي نشأت گرفته از اين تفکر است که اسلام با دموکراسي و حقوق بشر سازگاري ندارد و البته اسلام فقط چيزي است که حکومت به عنوان ايدئولوژي خود بيان مي کند و برداشت و تفسير ديگر مسلمانان از شريعت اسلامي يکسره باطل و مردود شمرده مي شود و با اين حربه مخالفان سياسي را وادار به سکوت مي کنند و شهامت مبارزه را از مردم عادي سلب مي کنند زيرا مردم براي مخالفت و مبارزه با حکام زميني بسيار راحت تر به ميدان مي آيند تا براي مخالفت با دين پدران خود – و نکته جالب آن که چنين حکومت هايي غالباً مورد تأئيد و حمايت آمريکا هستند به عنوان مثال مي توان از عربستان سعودي ، امارات متحده عربي – بحرين و کويت نام برد – و به عبارت صحيح تر اگر تئوري پردازان آمريکائي معتقداند که برخورد بين تمدن اسلامي و تمدن غربي اجتناب ناپذير است بايد پاسخي براي دوستي ديرينه کشورشان با چنين حکومت هائي بيابند که البته پاسخي هم ندارد و هم چنين آنان بايد به اين سؤال پاسخ دهند که ايا فقط حکومت هاي اسلامي هستند که غير دموکراتيک مي باشند و ساير کشورهاي جهان همگي دموکرات هستند؟ متأسفانه ديکتاتوري در جهان امروز طيف گسترده اي دارد.
در حقيقت اين مذهب اسلام نيست که با دموکراسي مخالفت دارد بلکه ديکتاتورها هستند که با دموکراسي مخالفند و وجود حکومت هاي غيردموکراتيک اسلامي به هيچ وجه مويد نظريه برخورد تمدن ها نيست .
نکته ديگري که بايد در مورد تئوري برخورد تمدن ها بگويم آن است که تا قبل از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي ، غرب خصوصاً ايالات متحده آمريکا به وسيله اسلام راديکال مي خواستند مانع پيشرفت و نفوذ کمونيزم شوند و به همين دليل گروههاي تندرو و افراطي اسلامي مانند طالبان مورد تأئيد و حمايت آمريکا بودند تا با اتحاد جماهير شوروي بجنگند و اکنون که اتحاد جماهير شوروي از بين رفته است يک باره ، دوست قديم تبديل به دشمن جديد شده است .
به هر حال – در قبال حکومت هاي غيردموکراتيک اسلامي که ظلم خود را با سوء استفاده از نام اسلام توجيه مي کنند – نوانديشان اسلامي و متفکران ديني به مبارزه پرداخته اند . تشکيل جبهه واحدي از مسلماناني که به مليت هاي مختلف تعلق دارند و با حفظ قداست اسلام به مبارزه با حکومت هاي خودکامه پرداخته اند نويد رهايي مسلمانان است . اين جبهه واحد نامي ندارد ، بدون رهبر است . اداره مرکزي و شعبي ندارد بلکه جايگاه آن در ذهن هر مسلمان متفکري است که با حفظ دين آباء و اجدادي خويش به دموکراسي احترام گذاشته و نمي خواهد هر سخن باطلي را تحمل کند و در قبال ستم، تاب تحمل ندارد .
آنان بر اين اعتقاد هستند که حکومت هايي که به بهانه نسبيت فرهنگي و احکام لايتغيرمذهبي از اجراي دموکراسي و حقوق بشر سرباز مي زنند در حقيقت متحجراني زورگو هستند که بر ماهيت ديکتاتوري خود ماسکي از فرهنگ زده و با نام فرهنگ ملي يا ديني قصد تجاوز به حقوق ملت خود را دارند .
در حقيقت اسلام ، دين برابري و مدارا است . قرآن در موارد متعددي بر اين موضوع تأکيد دارد از جمله: در سوره 10 آيه 99 خطاب به محمد پيامبر اسلام مي گويد: "اگر پروردگارت مي خواست همه مردم روي زمين ايمان آورده بودند. آيا تو مي خواهي مردم را مجبور کني که مومن شوند؟" (1) و در سوره 109 آيه 6 مي گويد: "دين شما براي خودتان و دين من براي خودم" (2) و در سوره 2 آيه 256 آمده است که: "اجباري در پذيرش دين نداريد. خداوند راه را به شما نشان داده است". (3) پس چگونه است که در چنين دين و آئيني برخي از مسلمانان راديکال، پلوراليزم فرهنگي را مردود شمرده و صراحتاً بيان مي کنند که اسلام با دموکراسي هم خواني ندارد.
با اين ترتيب ثابت مي شود که مشکل اصلي در ذات اسلام نيست بلکه مسأله مهم آن است که بنا به دلائل مختلف، برخي از حکومت هاي اسلامي مايل نيستند تفسيري از اسلام ارائه شود که منطبق با دموکراسي و حقوق بشر باشد و از اين جهت فرهنگ حاکم بر کشورهاي اسلامي از جمله فرهنگ سياسي ، احتياج به دگرديسي و تحول دارد تا بتواند با چشم باز حقايق اجتماعي را درک کرده و بر مبناي نيازهاي زمان قوانيني تهيه کند که هم با روح اسلامي انطباق داشته و هم بر طرف کننده نيازهاي زمان خود باشد .
مهمترين گام که براي تحول فرهنگي بايد برداشته شود ، آموزش مباني اسلامي به طريق صحيح و درست است – اسلام پويا بايد به آنها تعليم داده شود بايد به مسلمانان ياد داد که مي توان مسلمان بود و بهتر زندگي کرد ، مي توان مسلمان بود و به اصول حقوق بشر و دموکراسي احترام گذاشت و آن را اجرا کرد . بايد مسلمانان را آگاه نمود که کليد بهشت در دست حکومت هاي اسلامي نيست و گروه هاي افراطي برداشت صحيحي از اسلام ندارند و عمليات انتحاري باعث رفتن به بهشت نمي شود و هر عمل يک حکومت اسلامي – ولو به نام اسلام ، اسلامي نيست بدين گونه است که مي توان شاهد جنبش هاي اصيل اسلامي و نه تروريزم بود .
اين بحث خصوصاً در شرايط سياسي امروز دنيا که در برخي از کشورها و نقاط جهان ، احزاب سياسي ، با انتخابات به قدرت رسيده اند اهميت بسزايي دارد . الان شاهد هستيم که در ترکيه ، حزب اسلامي در يک انتخابات آزاد به قدرت رسيده است و به عنوان اولين گام ، قانون منع حجاب ، در دانشگاهها را به تصويب رسانده است – تا اين جاي قضيه اشکالي ندارد ولي واهمه زنان ترک از آن است که فرضاً دو سال ديگر قانون حجاب اجباري به تصويب برسد و زنان ترک هم مانند زنان ايران وادار به پوشش اجباري حجاب شوند.
براي اينکه اين قسمت از بحث بيشتر باز شود اجازه بدهيد راجع به دموکراسي و محدوده آن هم صحبتي داشته باشم – دموکراسي در تعريف کلاسيک آن به معناي حکومت اکثريت است اما اکثريتي که در يک انتخابات آزاد به قدرت مي رسد حق ندارد هر طور که بخواهد حکومت کند. فراموش نکنيم بسياري از ديکتاتورهاي جهان با دموکراسي يعني با رأي اکثريت مردم به قدرت رسيدند - بنابراين پيروزي در انتخابات به معناي دموکراسي نيست- اکثريت به قدرت رسيده در يک انتخابات آزاد بايد چهارچوب دموکراسي را رعايت کنند- اما چهارچوب دموکراسي چيست؟
چهارچوب دموکراسي قواعد حقوق بشر است – به عبارت ديگر اکثريت به قدرت رسيده فقط در چهارچوب ضوابط حقوق بشر مي تواند حکومت کند و حق تخطي از آن را ندارند. هيچ اکثريت به قدرت رسيده اي به بهانه مذهب حق ندارد بر نيمي از افراد جامعه يعني زنان ستم کند - مانند ستمي که هم اکنون بر زنان ايران به بهانه اسلام مي رود - هيچ اکثريت به قدرت رسيده اي به بهانه ايدئولوژي حق ندارد مانع از آزادي عقيده و بيان شود - مانند اتفاقي که در کوبا و در چين افتاده است - هيچ اکثريت به قدرت رسيده اي حق ندارد آزادي هاي مدني را محدود سازد – مانند ايالات متحده آمريکا که به مکالمات تلفني شهروندان گوش مي دهند و ايميل ها و بسته هاي پستي آنان را تفتيش مي کنند - با اين تعريف حکومت ها مشروعيت خود را فقط از صندوق رأي و آراء مردم نمي گيرند، بلکه مشروعيت خود را از آراء مردم و احترام به حقوق بشر تواماً مي گيرند- هر بهانه اي جهت ناديده گرفتن حقوق بشر از قبيل نسبيت فرهنگي و يا مذهب و يا ايدئولوژي غيرقابل قبول است .
بنابراين حکومت هاي اسلامي حتي اگر با انتخابات هم به قدرت رسيده باشند مکلف به رعايت ضوابط حقوق بشر هستند و اين ضوابط بين المللي بوده و براي همه يکسان است .
لازم به يادآوري است که در قبال اعلاميه جهاني حقوق بشر، حکومت هاي اسلامي از قبيل حکومت ايران، اعلاميه اسلامي حقوق بشر را تصويب کرده اند که من بارها مخالفت خود را با اعلاميه اسلامي حقوق بشر اعلام داشته ام زيرا اگر مسلمانان به علت مذهب خود، بخواهند اعلاميه اي جداگانه براي حقوق بشر بنويسند ، بنابراين همين حق را بايد براي پيروان ساير اديان هم قائل باشند و از اين پس ما شاهد اعلاميه يهودي حقوق بشر، اعلاميه بودايي حقوق بشر، و هزاران اعلاميه حقوق بشر خواهيم بود – و اداره جهان بر مبناي اديان متعددي که در آن وجود دارد امري است غيرممکن .
حقوق بشر استانداردي است بين المللي و قابل انطباق و با هر فرهنگ و مذهبي – ارتباطي با شرق يا غرب نداشته ، مسلمان و مسيحي هم نمي شناسد – براي همه يکسان است – مسلمانان نيز بايد از آن تبعيت کنند – بايد از اصولي که مورد توافق همگاني است شروع کنيم نه از اصولي که فقط خود به آن اعتقاد داريم .
مي توانيم به جاي برخورد تمدن ها از گفتگوي بين تمدن ها صحبت کنيم – برخورد و ستيز تمدن ها حاصلي جز ويرانه سازي ندارد اما چه بسا گفتگوي تمدن ها راه حلي منطقي براي مشکلات جهان پديد آورد .
علم روانشناسي مي گويد که وقتي در مورد چيزي ، دانشي نداريم و نسبت به آن جاهل هستيم از آن مي ترسيم – وقتي از چيزي ترسيديم ، آرامش خود را از دست مي دهيم – وقتي آرامش خود را از دست داديم از چيزي که باعث آن است متنفر مي شويم بنابراين تا مردم جهان نسبت به دين و تمدن يکديگر شناخت نداشته باشند نمي توان شاهد صلحي پايدار در سطح بين المللي بود و من به سهم خود از برگزار کنندگان اين جلسه که امکان بحث و گفتگو در مورد دين اسلام را فراهم کرده اند سپاسگزاري مي کنم .
سخن آخر آن که همان طوري که حکومت هاي اسلامي نبايد از نام اسلام سوء استفاده کنند ، ممالک غربي هم نبايد از نام حقوق بشر و دموکراسي سوء استفاده کرده و آن را مجوز حمله به کشوري نمايند . دموکراسي هديه نيست که بتوان پيشکش ملتي کرد– حقوق بشر را همراه با بمب هاي خوشه اي نمي توان بر سر مردم ريخت .
در ابتدا به بهانه از بين بردن سلاح هاي کشتار جمعي به عراق حمله کردند و وقتي چيزي نيافتند عنوان کردند که بخاطر دموکراسي مي جنگيم ولي ديديم که تجاوز نظامي به عراق حاصلي جز ويرانه تر کردن عراق و کشتار حدود يک ميليون انسان بيگناه نداشت .
صدام حسين يک ديکتاتور بود. اما سؤال من آن است که آيا صدام حسين تنها ديکتاتور جهان بود ؟ متأسفانه دنيا پر از ديکتاتور است فقط فرق صدام حسين با بقيه ديکتاتورها در آن است که در کشور آنها نفت نيست اما در عراق نفت زيادي وجود دارد .
واژگاني چون مذهب، ايدئولوژي، دموکراسي و حقوق بشر مفاهيمي ارزشمند هستند. بيائيد آنها را از زندان حکومت ها به درآورده و در استفاده انحصاري ملت ها قرار دهيم تا راه سوء استفاده از قدرت هاي سياسي مسدود شود.
شعله هاي جنگ را خاموش کرده و تخم دوستي را بپراکنيم. از اين جنگ بيهوده کسي سربلند و پيروز بيرون نخواهد آمد.
ما زماني آرامش خواهيم داشت که در سرنوشتي که براي خود آرزومنديم ديگران را نيز سهيم بداريم . جهاني شدن در صورتي يک تحول تاريخي مثبت به شمار مي آيد که بتواند امکان تحقق يافتن صلحي پايدار را افزايش دهد و از فقر و نابرابري هاي موجود در جهان بکاهد . ما به ساز و کاري بين المللي نيازمنديم تا با نظارتي دائمي و مستمر راه سوء استفاده از قدرت را مسدود سازد والا جهان به پرتگاهي خواهد رفت که تباهي نوع بشر را به دنبال حواهد داشت .
همگي بکوشيم تا جهان را بهتر از آنچه که از پدرانمان تحويل گرفتيم تحويل نسل آينده دهيم.
پانوشت:
1- و لو شاء ربک لا من من في الارض کلها جمعيا افانت تکره الناس حتي يکونوا مومنين (سوره يونس آيه 99)
2- کلم دينکم ولي دين (سوره الکافرون آيه 6)
3- لااکراه في الدين قد تبين الرشد من الغي (سوره بقره آيه 256)
ارسال به
بالاترین
،
توییتر
،
فریندفید
،
فیسبوک
در همين بخش :
پروین ذبیحی برنده جایزه حقوق بشری سازمان غيردولتى اتريشى سودويند شد
پخش کارت پستال و بروشور در روز جهانی زن در تهران
تمدید زمان برای امضای بیانیهی جمعی از فعالان زن به مناسبت هشت مارس
مجوزی که در نطفه خفه شد
بیش از 2000 امضا در اعتراض به تبعیض های آموزشی به مجلس تحویل داده شد
ديگر بخش ها :
طرح یک میلیون امضا
|
مقالات
|
سایت نوشته ها
|
اخبار
|
گزارش كمپين
|
گفت و گو
|
علیه سکوت
|
كوچه به كوچه
|
نامه های شما
|
گزارش ویژه
|
گفتگو با اعضا
|
ویژه سالگرد کمپین
|
تصویر برابری
|
دل آرام علی
|
تریبون
|
مقالات
|
تاریخ شفاهی
|
خارج از چارچوب
|
کتابخانه
|
درباره کمپین
|
کمپین در شهرها
|
کمپین در بند
|
صدای تغییر
|
ویژه 22 خرداد
|
لایحه حمایت از خانواده
|
گالری
|
عشا مومنی
|
امیر یعقوبعلی
|
خدیجه مقدم
|
راحله عسگری زاده و نسیم خسروی
|
پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز
|
زینب پیغمبرزاده
|
سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی
|
احترام شادفر
|
نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی
|
وبلاگ مهمان
|
پرونده خرم آباد
|
دستگیری ها
|
مریم مالک
|
پرستو اللهیاری
|
مهرنوش اعتمادی
|
سمیه رشیدی
|
Other Languages
|
همراهان
|
«فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت»
| English
|