پذيرش > سایت نوشته ها > گفت و گو با سارا لقمانی، از کوششگران کمپین جمع آوری یک میلیون امضا
گفت و گو با سارا لقمانی، از کوششگران کمپین جمع آوری یک میلیون امضا
22 دی 1385 - - نسخه قابل چاپ
کارزاری کوچه به کوچه برای تغییر قوانین تبعیضآمیز
گفتگو: ساسان قهرمان
طرح «جمعآوری یک میلیون امضا»، کارزاری کوچه به کوچه برای تغییر قوانین تبعیضآمیز، بعد از ظهر روز یکشنبه 5 شهریور با حضور جمعی از فعالین زنان، نویسندگان، فعالین دانشجویی و...، در پشت درهای بستهی محل برگزاری سمینار" تاثیر قوانین بر زندگی زنان" با حضور 200 تن از شرکت کنندگان رسما افتتاح شد. در همین روز، طی دستوری از سوی وزارت اطلاعات، سمینار غیر قانونی اعلام و دستور لغو آن به موسسه ی «رعد» - که محل برگزاری جلسه بود - ابلاغ شد. اما اعضای کمپین در محل حضور یافتند و شیرین عبادی از جمله سخنرانان این سمینار، آغاز این کمپین را در خیابان اعلام کرد و فعالین به پخش بروشور و جمع آوری امضا پرداختند. تعدادی از فعالین حقوق زنان در شهرستان ها نیز در این جمع حضور داشتند. این کمپین در واقع تلاش وسیعی برای «جمع آوری یک میلیون امضا» به منظور درخواست تغییر قوانین تبعیض آمیز در ایران است. گروهی از فعالان جنبش زنان همزمان با تجمع قانونی ومسالمت آمیز 22 خرداد سال 1385 در میدان هفت تیر- که توسط پلیس به خشونت کشیده شد - بر آن شدند که در ادامهی پیگیری اهدافی که در قطع نامهی آن تجمع اعلام شده بود در جهت تلاش برای تغییر قوانین ناعادلانه و زن ستیز در ایران، حرکتی جمعی و هدفمند را در دستور کار خود قرار دهند. از آن زمان تا کنون فعالان این جنبش کارزاری کوچه به کوچه و خانه به خانه را در شهرهای ایران آغاز پیش بردهاند و کوشیدهاند تا با توضیح، اطلاعرسانی، آگاهی بخشی و بالاخره، جمع آوری امضا، مشکل قوانین تبعیضآمیز علیه زنان را در جامعه به وسیعترین شکل مطرح کنند و صدای خود را به شکلی مدنی به گوش همگان برسانند. سارا لقمانی، یکی از فعالان این جنبش، با شرکت در گفتو گویی اجمالی، به پرسشهایی در پیوند با ریشهها، اهداف و برنامههای این کارزار پاسخ گفته است.
چه نیازها و شرایطی زمینههای طرح «جمعآوری یک میلیون امضا» را پدید آورده است؟
فعالان جنبش زنان سالهاست تلاش میکنند تا بگویند که زنان علی رغم تفاوتهایی که با هم دارند، در بسیاری از مسائل ومشکلات وجه اشتراک دارند. که اتفاقا این مشکلات مشترک باعث شده است بزرگترین اجحافها در حق آنان روا شود . به لحاظ تاریخی هم این مسئله بارها و بارها ثابت شده است . برای مثال، عدم حق رای برای زنان یا عدم حق تحصیل و آموزش .... این روزها هم زنان ایرانی دردهای مشترک زیادی دارند که شاید ملموس ترین آنها قوانین تبعیض آمیز نوشته شده در قانون مدنی، خانواده و قوانین كیفری و حتی در قانون اساسی است. فعالان کمپین جمع آوری یک میلیون امضا معتقدند این طرح به همگان ثابت میکند که جنبش زنان متعلق به یک گروه یا طبقهی خاصی از زنان تحصیل کرده و شهرنشین نیست، بلکه همهی زنان را در بر میگیرد؛ چرا که هر زنی با هر تحصیلات و از هر طبقهی اجتماعی و اقتصادی و با هر قومیت ومذهبی وقتی دچار مشکل قانونی شود با یک قانون واحد مواجه میشود. قوانین مربوط به طلاق ، حضانت فرزند، ارث، دیه، حق خروج از کشور، حق ادامهی تحصیل و اشتغال و.... برای همهی زنان یکسان عمل میکند و تمامی موارد یاد شده نیز تبعیض آمیز و نابرابراست . متاسفانه زمانی که زنی درگیر این قوانین ناعادلانه میشود و برایمثال به خاطر گرفتن حضانت فرزند خود تمام وقت و انرژیاش را برای بالا و پایین از رفتنراهروهای دادگستری صرف میکند، دیگر برایش رمقی نمیماند تا صدای فریاد وحق خواهیخود را به گوش دیگران برساند. معضلاتی که قوانین برای زنان در این سالها ایجاد کردهاست آنقدر زیاد و دردناک است که هیچ انسان مسئولی نمیتواند به سادگی از کنار آن بگذرد. البته این حقخواهیبهصورتهای مختلف تاكنون انجام گرفته و میگیرد. اما تمركز بر قوانین و تغییر آنبهصورت گروهیبا تجمع در مقابل دانشگاه تهران در 22 خرداد 84 آغاز شد. تجمع کنندگان به نگاه قانون گذار نسبت به زن در قوانین اعتراضداشتند. آنان نمیخواستند که از نظر قانون تنها مادر، همسر و پرستار خوبی باشند.معتقد بودند که انسان بودن زن در قوانین به فراموشی سپرده شده است. هرچند که در یکیاز شعارهای معروف آن روز گفته میشد " عدالت حقوقی کفّ مطالبات است" . 22 خرداد 85نیز این تجمع دوباره برگزار شد. حق طلاق، حق حضانت فرزند، حق خروج از کشور، انتخابمسکن، تابعیت از مادر ، ارث و دیه و شهادت برابر و .... خواستههای برحق آن روزتجمع بود که به خشونت و درگیری با نیروی انتظامی منجر شد. و زنان و مردان زیادیدستگیر شدند. اما طبق قطعنامهی تجمع که میگفت زنان تا رسیدن به مطالبات بر حقشانبه مبارزهی مسالمت آمیز و صلح جویانهی خود ادامه خواهند داد، این مبارزه و پیگیری اینروزها در قالب طرح جمع آوری یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز به کارخود ادامه میدهد.
شعار اصلی یا خواستهی مرکزی این کمپین چیست؟
نام این کمپین جمع آوری یک میلیون امضاست اما بزرگنرین هدفی که دنبال میکند آگاهی بخشی، ارتباط و گفتوگو با زنان ومردان جامعه از قشرها و طبقات مختلف اجتماعی است. کمپین میخواهد با شیوهای کهبرای جمع آوری امضاها در پیش گرفته است؛ یعنی روش چهره به چهره یا خانه به خانه یا کوچه به کوچه، به دل جامعه برود، با زنان به گفتوگو بپردازد و مشكلات قوانین موجودرا با زنان درمیان بگذارد؛ و از آنانی که میدانند و میخواهند تغییراتی رخ دهد میخواهد که به جمع کمپینیها بپیوندند. چون این كمپین متعلق به همهی كسانی است كه دل در گرو تغییر دارند و از اینرو تركیب اعضای این كمپین هر روز درحال تغییر است واین سیالیت در كل كمپین برقرار است. همهی كسانی كه در این كمپین بهنوعی درگیرهستند معتقدند زنان جامعه باید به حق و حقوق داشته و نداشتهی خود اشراف و آگاهیداشته باشند و از طرفی خود برای به دست آوردن حقشان مبارزه و تلاش کنند، چرا که تنهااز این طریق است که قدر آنچه را که دارند میدانند و دیگر به هیچ وجهی نمیتوان اینحق را به هر دلیلی از آنان گرفت. زنان و مردان جامعه برای رسیدن به برابری بایدمبارزه کنند، همدلی و اتحاد داشته باشند، هزینه دهند و در یک کلام خود را مسئول بدانند. کمپینی ها معتقدند زنان باید توانمند باشند و آگاهی یكی از راههای مهمتوانمندی است. زنان دسترسی كمتری به اطلاعات دارند و باید ما هرچه میتوانیم این اطلاعات را بین خود رد و بدل كنیم و اینكار به جز روشهای معمولی كه تاكنونداشتهایم اینبار از طریق چهره به چهره درحال انجام شدن است. زنان باید برای رسیدن به خواستههای خود تلاش کنند و دل بسوزانند تا دیگر آنچه را که به دست آوردهاند به راحتی از دست ندهند. این ها همه بخشی از خواستههای اصلی کمپین است.
در حال حاضر در چه مرحلهای ازمسیر فعالیت خود هستید؟
کمپین جمع آوری یک میلیون امضا به طوررسمی در تاریخ 5 شهریور 1385 کار خود را آغاز کرد . در آن روز قرار بود در مجتمعمسکونی رعد واقع در شهرک غرب تهران اعلام موجودیت کند و به همراه جمع کثیری از حامیان ودوستداران که در مراسم شرکت کرده بودند این اتفاق مبارک را جشن بگیرد . امامتاسفانه در آخرین ساعات مانده به برگزاری مراسم مجوز لغو شد. ولی هیچ یک از دوستانحاضر نشدند یک قدم از مواضع خود عقب نشینی کنند. در نتیجه برنامه در خیابان برگزارشد. نمی دانم شاید این که شروع کار کمپین از خیابان آغاز شد بیشتر از جنس خودش بود واز همان ابتدا در مکانی خود را با صدای بلند فریاد زد که هویتش و هدفش همان جا بود: " کوچه و خیابان". اعضای کمپین بر حسب نیاز، کمیتههایی را تشکیل دادند که بهتربتوانند کار را سازماندهی کنند. برای هر کمیته هم شرح وظایف مشخصی مطرح شد. برایمثال، کمیتهی رسانه مسئول به روز کردن سایت کمپین .میباشد. کمیتهی هماهنگی نیروهای داوطلب در حقیقت افراد علاقهمندی را که در سراسر کشور به کمپین میپیوندد، مدیریت میکند. این کمیته مسئول ارتباط گیری با داوطلبین جمع آوریامضا میباشد، زمینه را برای برگزاری کارگاه آموزشی برایشان فراهم میکند و هر چندوقت یکبار آنان را به دور هم جمع میکند تا از تجربیات و یافتههای خود در حینگرفتن امضا از مردم باز گو کنند تا دیگر اعضا نیز از تجربیات آنان استفاده کنند. کمیتهی آموزش مسئول برگزاری کارگاه آموزشی برای داوطلبین جدید میباشد. اعضایکمیتهی آموزش در هر کارگاه سه بخش عمده را در نظر دارند: اول آنکه درخصوص طرحو چگونگی شکل گیری آن، اهداف و ویژگیهایش با داوطلبان صحبت میکنند، سپس مواردحقوقی مورد نظر در بیانیهی کمپین به طور مفصل توسط وکلای کمیته گفته میشود، و بعدمهارتهای برقراری ارتباط به افراد آموزش داده میشود تا بهترین برخورد و آگاهی رسانی را به دیگران داشته باشیم. کمیتهی مالی موظف است هزینههای لازم برای چاپ وانتشار جزوهها و بیانیهها را تهیه کند. از آنجایی که کمپین به هیچ سازمان داخلی وخارجی و دولتی و غیردولتی وابسته نیست، کار کمیتهی مالی بسیار سخت و طاقتفرساست. کمیتهی انتشارات مسئول تهیهی جزوهها میباشد . مشکلات قانونی و حقوقی در این جزوهها به زبانی بسیار ساده و روان نوشته شده است و اعضا هر گاه که با فردیبرای گرفتن امضا صحبت میکنند یک نسخه از این جزوهها را نیز میدهند تا مطالعهکنند و آگاهی بیشتری بیابند. کمیتهی مستند سازی موظف است تا تجربهها و آموختههای افراد را جمع آوری کند و همچنین امضاهای رسیده را حفظ و نگهداری کند. ودر نهایت کمیتهی روابط عمومی مسئول ارتباط گیری با گروههاو برگزاری نشستهایی بهمنظور اشاعهی مباحث حقوقیكمپین در جامعه است.از طرف دیگر درشهرستانها نیز زنان خودشان گروههای مختلفی شكل دادهاند كه كم و بیش همین وظایف رادنبال میكنند و مستقل عمل میكنند اما با هم هماهنگی لازم را داریم.
در حال حاضر، در بسیاری از شهرها وروستاها داوطلبین برای جمع آوری امضاء و برقراری ارتباط فعالند، از جمله تهران، گرگان، تبریز، همدان، آمل، زنجان، شیراز، اصفهان، یزد، کرج، مریوان، سنندج وشهرهای دیگر.در همهی شهرها داوطلبین به طور منظم با هم در ارتباط هستند، گروهها و کمیتههایمورد نیاز خود را تشکیل دادهاند، در کارگاه آموزشی شرکت کردهاند و بسیار فعالانه به کار خود ادامه میدهند. در تهران هر هفته حداقل یک کارگاه برای داوطلبین جدیدبرگزار میشود . ارتباط بین شهرهای دیگر نیز توسط کمیتهی هماهنگی نیروهای داوطلب وسایت وجود دارد.
برخوردها با کمپین چگونه بودهاست؟ زنان، مردان، قشرهای مختلف، دولت و دیگر نهادهای حکومتی، رسانهها، دیگرنهادها و نیروهای سیاسی...
واقعیت آن است که خواستههای اینکمپین آنقدر ملموس و در خیلی موارد خواستههای ابتدایی یک انسان برای زندگی است کهمخالفت جدی و سرسختانهای نمی توان با آن داشت. زنان و مردان در سطح جامعه که باتوجه به تجربیات امضا گیرندگان اغلب برخوردی دوستانه و دلسوزانه داشتهاند. یا خودخواستهاند که جزو گروه باشند و به داوطلبین پیوسته اند یا مشتاقانه امضا زدهاند ویا اگر مخالف امضا کردن بودهاند برخورد تند و دور از انتظاری نداشتهاند.
بر این طرح نام «کمپین» یا «کارزار» نهادهاید که برنامهریزیهای کوتاه مدت برای رسیدن به یک نتیجهی مشخص دریک فاصلهی زمانی مشخص را تداعی میکند. آیا برای این «کمپین» چنین هویتی قائلید؟یعنی به عنوان یک «گام» مشخص در مسیری طولانیتر؟
قطعا کمپین یک «گام» مشخص در مسیریطولانیتراست. همانطور که در ابتدای مصاحبه گفتم، فعالان جنبش در شعارهای خود اعلامکرده بودند که « عدالت حقوقی کف مطالبات است ». زنان جامعهی ما برای رسیدن به یکزندگی بدون اجحاف و ستم باید مبارزات فراوانی کنند. ما تا رسیدن به جامعهای عاریاز هرگونه نابرابری جنسیتی راه طولانی و سختی را در پیش داریم و عدالت در قوانیناولین و ابتداییترین خواستهی بر حق زنان است. اما زمان پایان فاز اول کمپین دو سالپیشبینی شده است. هرچند تا هنگامی كه یک میلیون امضا جمع نشده باشد، همهی اعضایكمپین امیدوار هستند كه تا رسیدن به این حد نصاب به كار خود ادامه دهند. هر گاه یکمیلیون امضاء جمع شد، وارد فاز دوم طرح خواهیم شد، به این معنی که عدهای حقوقدانقوانین جایگزین را بهصورت لایحه خواهند نوشت و به همراه امضاها به قانون گزارانخواهند داد و مراحل پیگیری این خواستهها در فازهای دیگر به اشكال مختلف ادامه پیداخواهد كرد. در این مرحله تلاش برای به بار نشستن خواستهی یک میلیون ایرانی مد نظرخواهد بود.
در ترکیب فعالان این کمپین،شخصیتهایی با دیدگاههای متفاوت سیاسی، عقیدتی و اجتماعی به چشم میخورند. چنینتفاوتهایی را مثبت ارزیابی میکنید، یا برعکس، روند کار و تاثیر اجتماعی- سیاسیکارتان را دچار مشکل کرده است؟
مطمئنا مثبت است، چرا که خواست و هدفکمپین به هیچ عنوان تنها خواست و هدف گروه و طبقه خاصی را در نظر نگرفته است. آن چهاز نظر این کارزار ناعادلانه و تبعیض آمیز است، همه را درگیر کرده است، از زنان ترک،گیلکی ، بلوچ، کرد گرفته تا سنی و شیعه، بیسواد و با سواد، جوان و پیر، فقیر وپولدار، و غیره همه به یک اندازه دچار ناعدالتی و تبعیض هستند. در نتیجه، امکانمخالفت با آن را به حداقل رسانده است. از طرفی تکثر و گوناگونی حامیان و فعالان اینکمپین باعث میشود تا اعتماد مردم هم بالا رود و با اطمینان بیشتری به حرف دلکمپینیها گوش بدهند. از طرفی دیگر، اینكه افراد با دیدگاههای مختلف و با دورنماهایمتفاوتی از مسئلهی زنان بر سر حقوق برابر و انسانی برای زنان به توافق برسند و یككمپین واقعی یعنی كمپینی كه در دنیای واقعی و با حركتی منظم و هماهنگ و در طول مدتزمان نسبتا زیادی با هم بهطور مرتب همكاری كنند به نظرم واقعهای است مهم كه شایددر یك دههی گذشتهی فعالیت زنان بیسابقه باشد.
چه میزانی از تاثیر برای فعالیتاین کمپین در جهت مبارزهی زنان ایران برای برابری حقوق اجتماعی قائلید؟ چه بهلحاظ اجتماعی و فرهنگی، و چه از نظر قانونی و سیاسی (برخوردهای دولتی و رسمی).
بستگی به این دارد كه تاثیر را چگونهببینیم. اگر منظور تاثیر از پایین و از دل جامعه است كه قطعا پاسخام مثبت است، زیرااگر همین الان نیز كمپین به هر دلیلی متوقف شود، تاثیر خود را در بخشهایی هرچندكوچك در جامعه گذشته است و در ادامه نیز این تاثیرات گستردهتر خواهد شد و بهلایههای مختلفی از جامعه نیز خواهد رسید. ما آنچه بیش از همه مد نظر داریم، همینگسترش حساسیت جنسیتی نسبت به قوانین تبعیضآمیز موجود است. اگر جامعه به اینقوانین تبعیضآمیز حساس شود و ببیند میتواند آن را تغییر دهد، بزرگترین تاثیر وقدمی است كه برداشته شده است. اما اگر منظورتان از تاثیر تغییر فوری قوانین است،مسلما خیر. اینكه قانونگزاران در قوانین تجدیدنظر كنند مسلما به آینده و به دههاعامل دیگر بستگی دارد. اما بهنظرم هر اتفاقی در عرصه قانونگزاری در آیندهبیافتد، بیتردید نقش و تاثیر این كمپین در آن انكارناپذیر خواهد بود. مسئلهی دیگریكه باید در نظر گرفت آن است كه در این كمپین نه تنها فعالان این كمپین روی زنان درقشرهای مختلف تاثیر میگذارند، بلكه خود این فعالان نیز از جامعه تاثیر میپذیرند.شناخت جامعهی زنان یكی از ابزارهایی است كه ما برای هر حركتی نیاز داریم. و اینكمپین فرصت بسیار مغتنمی برای فعالان جنبش زنان است كه جامعهی زنان و انواع واقسام تفكرات و دیدگاهها و رنجها و مشكلات زنان در قشرهای مختلف را بشناسند. اینهم دستاورد كمی نیست. در واقع در این كمپین همهی ما داریم میآموزیم. ما میآموزیمكه كجا قرار داریم و چطور بهتر میتوانیم پیش برویم. تاثیر این كمپین بر روی خودفعالان آن نیز غیرقابل انكار است.
آیا فعالیت این «کمپین» پس ازرسیدن به منظور خود، در جهاتی دیگر یا گستردهتر تداوم خواهدیافت؟
این كمپین بیشك حاصل اتحادهای كوچك وفعالیتهای جمعیای است كه در دههی گذشته فعالان جنبش زنان از آن درس گرفتند. فعالانجنبش زنان در حین اتحادها و فعالیتهای كوچكی كه در كنار هم داشتند از یك طرف بهنیروی جمعی یكدیگر پی بردند و از طرف دیگر نقصانها و مشكلات ناشی از این اتحادهارا درك كردند. آنها در طی تجاربی كه در گذشته كسب كردند، بهویژه در 22 خرداد درمیدان هفت تیر، متوجه شدند كه از تنهاترین گروههای اجتماعی هستند و این خود زنان هستندكه اصلیترین پشتوانههای این جنبش خواهند بود. آنها در طی یك دوره فعالیتهایمختلفی كه انجام دادند متوجه شدند كه اشكالات كار جمعیشان كجاست، و اتحادها کجا میتواند پایههای سستی داشته باشد و كجا میتواند این اتحادها تعمیق شود. آنهامتوجه شدند كه باید بهطور جدیتر به نیروی اجتماعی خود زنان روی بیاورند و با كمكردن زرق و برقهای رایج دل به نیروهای اجتماعی زنان بسپارند. بههرحال این كمپینحاصل تجارب گذشته و آرزوهای آیندهی همهی كسانی است كه در آن زندگی میكنند و بهاین زندگی جمعی خواهند پیوست. تاكنون كه چنین بوده است اما این كه در آینده اینكمپین چطور پیش برود بستگی به یكایك افرادی دارد كه در آن فعالیت میكنند، آنان كه این كمپین را شكل دادهاند و آرزوهایشان را در این كمپیندیدهاند و همانها هستند كه در چگونگی ادامهی آن دخیل خواهند بود.
سايت گذر
ارسال به
بالاترین
،
توییتر
،
فریندفید
،
فیسبوک
در همين بخش :
یک خبر تلخ؟ یک قانونشکنی؟ یک تصمیم بخشنامهای جدید؟
چرا بایست به سکسوالیته پرداخت؟ / نفیسه آزاد
آزارجنسی خانگی؛ «قربانی» نه، «نجات یافته»
زنان، بزرگترین بازندگان بهار عرب
سانسور از دیدگاه جنسیتی/الهه امانی
ديگر بخش ها :
طرح یک میلیون امضا
|
مقالات
|
سایت نوشته ها
|
اخبار
|
گزارش كمپين
|
گفت و گو
|
علیه سکوت
|
كوچه به كوچه
|
نامه های شما
|
گزارش ویژه
|
گفتگو با اعضا
|
ویژه سالگرد کمپین
|
تصویر برابری
|
دل آرام علی
|
تریبون
|
مقالات
|
تاریخ شفاهی
|
خارج از چارچوب
|
کتابخانه
|
درباره کمپین
|
کمپین در شهرها
|
کمپین در بند
|
صدای تغییر
|
ویژه 22 خرداد
|
لایحه حمایت از خانواده
|
گالری
|
عشا مومنی
|
امیر یعقوبعلی
|
خدیجه مقدم
|
راحله عسگری زاده و نسیم خسروی
|
پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز
|
زینب پیغمبرزاده
|
سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی
|
احترام شادفر
|
نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی
|
وبلاگ مهمان
|
پرونده خرم آباد
|
دستگیری ها
|
مریم مالک
|
پرستو اللهیاری
|
مهرنوش اعتمادی
|
سمیه رشیدی
|
Other Languages
|
همراهان
|
«فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت»
| English
|