پذيرش > سایت نوشته ها > چهره زنانه فقر
زنان در جامعه
چهره زنانه فقر
28 شهریور 1387 - روزآنلاین / مهرانگیز کار - نسخه قابل چاپ
در جوامع بحران زده و گرفتار تورم و گراني دشوار است به يک موضوع خاص اولويت بخشيد و ديگر مشکلات را در رده هاي بعدي قرار داد. ايران امروز چنان در بحران اقتصادي و بي عدالتي فرو رفته که ناگزير اولويت ها را بايد در همين مجموعه جستجو و رده بندي کرد. در اين مجموعه چهره زنانه فقر بسي کريه، زشت و نامتناسب با کرامت انساني و حيثيت ملي است و از شعارهاي حاکميت که همواره بر شخصيت خانگي زن اصرار مي ورزد بسيار دور است. در اين مجموعه پبدا کردن راه حل براي چهره زنانه فقر، اولويت است. چهره زنانه فقر مشخصاتي دارد که چنانچه زود به فريادش نرسند ايران مي شود يک مورد مثال زدني از کشورهاي مسلمان که در آن قديم ترين شغل زنانه تنها راه ادامه زندگي و امرار معاش بخشي از جمعيت زنان کشور مي شود. جمعيتي که به دلايل گوناگون در بازار کار جاي بسيار کوچکي دارد.
ايران کشوري است ثروتمند. آثار سوء مديريت در استفاده درست از اين ثروت را مي توان به طور کلي در تداوم اقتصاد تک محصولي مشاهده کرد و نمونه هاي آن را در فقري که با افزايش ثروت دولت ايران رابطه معکوس داشته است مثال آورد. به نسبتي که درآمد نفتي بالا رفته فقر عميق تر شده است. دست وارد کنندگان همواره باز بوده تا برخي فعاليت هاي توليدي که ميراث پيش از انقلاب و يا در مواردي محصول بعد از انقلاب است، تعطيل بشود. وقتي کالاي وارداتي از برکت روابط وارد کننده با عوامل فساد اقتصادي ارزان تر به دست مشتري مي رسد، توليدکننده داخلي که کالاي مشابه به بازار عرضه مي کند چگونه مي تواند سر پا باقي بماند؟ توليدکننده در کار خود وا مي ماند و حقوق کارگران پرداخت نمي شود. با تعطيل مراکز توليد يا پايين افتادن ظرفيت توليد اين مراکز بر تعداد بي کاران کشور افزوده مي شود. بر تعداد کودکان خياباني يا کودکان کار افزوده مي شود. بر تعداد زناني که همدست باندهاي تبهکار مي شوند افزوده مي شود. بند زنان زندان ها پر و خالي مي شود، اما چهره زنانه فقر تکان نمي خورد. بلکه بيشتر فربه مي شود.
چهره زنانه فقر ده ها زاويه دارد. گاهي چهره زنانه فقر به انگيزه عشق مادري و تأمين رزق و روزي بچه ها به فحشا مي گرايد. عوامل فساد اقتصادي زير پاي جمع بزرگي از مادران را خالي کرده اند و ديگر بهشت را آنجاها نمي توان جستجو کرد. جمع بزرگي از مردان که به موجب شرع و قانون "نان آور" خانواده هستند بي کار و خانه نشين شده اند. زنان دردمند آنها گاهي فقط يک راه براي ادامه زندگي دارند که در همان راه دستگيرشان مي کنند، به زندان شان مي برند، شلاق شان مي زنند و به دست بي ترحم فقر و تنهايي رهاشان مي کنند تا ديگربار جرم را تکرار کنند.
آنچه در حق چهره زنانه فقر در ايران روا مي دارند درست در نقطه مقابل اعتقادات اسلامي است که اکنون ابزار تبليغات جناحي شده است. راه حل را بايد در بخش مسئوليت دولت ها جستجو کرد و از اين حيث کارنامه دولت ها را بررسيد. به بودجه هايي که دولت ها در سه دهه اخير به مجالس شوراي اسلامي برده اند بايد نگاه کرد. در مقايسه با افزايش قيمت نفت درصدي از بودجه که به بهبود چهره زنانه فقر اختصاص دارد ناچيز است و گاهي در حد هيچ. گاهي تلاش شده با راه اندازي متعه خانه ها و مراکز صيغه چهره زنانه فقر را مخفي کنند يا ساده لوحانه بر آن مهار بزنند و مشروعيت بدهند. مي دانيم با اين گونه برنامه ريزي ها کاري از پيش نبرده اند. اينک تلاش مي ورزند ضرورت تنظيم سند رسمي براي عقد موقت (صيغه) را به کلي منتفي سازند، که اين شيوه هم کمک مي کند به بالا رفتن نرخ فحشا زير پوشش يک سند دست نويس که در بسياري موارد قلابي است.
ورود به بحث مسئوليت دولت ها اين پرسش را پيش رو مي گذارد که دولت ها براي اشتغال زنان و پر کردن اوقات فراغت آنان چگونه بودجه بندي کرده اند؟ آيا به نسبت جمعيت زنان غيرماهر و جوان کشور اين بودجه در حدي بوده و هست که به زنان فرصت حرفه آموزي يا مثلا به آنها شانس بدهند تا ورزش کنند، با کامپيوتر بازي کنند، برقصند، آواز بخوانند، ساز بزنند، کتابخواني داشته باشند و...؟ اگر پاسخ منفي است به خوبي مي توان ريشه هاي آسيب پذيري زنان و بالا رفتن تعداد کودکان رها شده در خيابان ها را به سوء مديريت دولت ها نسبت داد. وقتي زنان امکانات لازم براي حرفه آموزي ندارند و شرع و قانون تأکيد دارد بر اينکه زنان بايد "نفقه خور" باقي بمانند تکليف زني که نان آور از دست مي دهد، نان آورش بيکار و خانه نشين مي شود، معتاد يا متواري مي شود، زنداني مي شود، طلاقش مي دهند يا طلاق مي گيرد يا شوهر به سهولت زن ديگري را سر سفره خانواده مي نشاند، يا زني که اساسا شوهر نمي کند روشن است. اگر اين زن حرفه اي نياموخته باشد، چندتايي بچه گرسنه هم توي خاک و خل دنبال نان خشک بگردند، چه سرنوشتي پيش رو دارد؟ انصاف بدهيد و با صداي بلند از خود انتقاد کنيد و بگوييد در اين ماجراهاي تلخ که همه امکانات و فرصت ها به دزدان و همکارانشان داده شده و آنها چهره زنانه فقر را تنها گذاشته اند تا به شبکه هاي فحشا و توزيع مواد مخدر و سرقت بپيوندند، گناهکار اصلي مديران و برنامه سازاني هستند که نفع شخصي را بر منافع عمومي ترجيح داده اند.
چهره زنانه فقر از آن دلخراش تر است که تصوير شد . چهره افراد، گروه ها و سازمان هايي که عوامل ايجاد اين وضعيت هستند ديري است براي کارگرداني مديريت جامعه اي که فقر زنانه در آن عامل افرايش نرخ فحشا شده است، مخدوش است. اينان صلاحيت ندارند و مشروعيت از دست داده اند.
روزآنلاین
ارسال به
بالاترین
،
توییتر
،
فریندفید
،
فیسبوک
در همين بخش :
یک خبر تلخ؟ یک قانونشکنی؟ یک تصمیم بخشنامهای جدید؟
چرا بایست به سکسوالیته پرداخت؟ / نفیسه آزاد
آزارجنسی خانگی؛ «قربانی» نه، «نجات یافته»
زنان، بزرگترین بازندگان بهار عرب
سانسور از دیدگاه جنسیتی/الهه امانی
ديگر بخش ها :
طرح یک میلیون امضا
|
مقالات
|
سایت نوشته ها
|
اخبار
|
گزارش كمپين
|
گفت و گو
|
علیه سکوت
|
كوچه به كوچه
|
نامه های شما
|
گزارش ویژه
|
گفتگو با اعضا
|
ویژه سالگرد کمپین
|
تصویر برابری
|
دل آرام علی
|
تریبون
|
مقالات
|
تاریخ شفاهی
|
خارج از چارچوب
|
کتابخانه
|
درباره کمپین
|
کمپین در شهرها
|
کمپین در بند
|
صدای تغییر
|
ویژه 22 خرداد
|
لایحه حمایت از خانواده
|
گالری
|
عشا مومنی
|
امیر یعقوبعلی
|
خدیجه مقدم
|
راحله عسگری زاده و نسیم خسروی
|
پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز
|
زینب پیغمبرزاده
|
سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی
|
احترام شادفر
|
نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی
|
وبلاگ مهمان
|
پرونده خرم آباد
|
دستگیری ها
|
مریم مالک
|
پرستو اللهیاری
|
مهرنوش اعتمادی
|
سمیه رشیدی
|
Other Languages
|
همراهان
|
«فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت»
| English
|