پذيرش > همراهان > نامه های شما > خانه زن کجاست؟
خانه های ناامن
خانه زن کجاست؟
18 شهریور 1387 - خدیجه شمسی نژاد - نسخه قابل چاپ
تغییربرای برابری- خانه هر انسانی خانه امن و اسایش اوست حال اگر خانه محل نا امنی شود خانه امن انسان کجا خواهد بود؟ اگر زنی در خانه اش مورد توهین و تحقیر قرار گیرد اگر در حق او ظلم کنند زندگی در چنین خانه چه محل امنی خواهد بود؟ و این زن با چه دلخوشی می تواند در چنین خانه ای ادامه حیات دهد در این صورت خانه او کجا خواهد بود؟ با توجه به اینکه میدانیم هیچ خانه ای برای زن مانند خانه شوهرش نیست حتی خانه پدر و مادرش؟! چه بسیار زنانی که با ناروایی ها، بی تفاوتی ها و بی اعتنایی شوهر مواجه می شوند و بعلت اموزش غلطی که به آنها داده اند که با همان لباس سفیدی که به خانه شوهر جفا کار رفته است باید با همان لباس خارج شود و باید این خانه عذاب را تحمل کند تا شاید روزی شوهر او دلش برحم اید و یا شعور پیدا کند و دست از اعمال غیر انسانی خود بر دارد و زندگی ارام و بی دغدغه ای را اغاز کند که ممکن است خیلی دیر شده باشد.
زنی که در خانه پدرش بعلت خودخواهی های به ظاهردلسوزانه و غیر مسئولانه مورد زورگویی پدر سالارانه و محدودیت های تحمیلی پدر است اگر بعد از ازدواج هم در خانه شوهر بعلت تسلط جویی های فرهنگی و مرد سالارانه و زورمدارانه شوهر قرار گیرد نمی داند به کجا مراجعه کند تا داد خود را بستاند. تکلیفش چیست؟ سرنوشتش چه خواهد شد؟ اینجاست که می سوزد و می سازد و یا از حق و حقوق خود می گذرد آن هم با چه کشمکش های آسیب زا. با داشتن فرزند یا فرزندانی بی گناه ناگزیر جدا می شود و تازه بعد از جدایی بر چسب زن بیوه را تحمل می کند و متعاقب آن نگاه های مردان ناپاک و هرزه را. آیا باید مدارا کند یا دوباره شوهر کند؟ حال کدام خانه، خانه امن اوست؟ خانه پدرش؟ خانه شوهرش؟ اینجاست که هیچ جایی و هیچ پناهی را جایگاه و پناهگاه امن خود نمی یابد و از همه سو عرصه های زندگی فردی و اجتماعی اش براو ناگوار و ناروا می شود. چه کند؟ چقدرتحمل کند؟ افسرده می شود, و دلخسته و نگران از آینده ای که نه قانونی، نه حمایتی، نه دلسوزی ای و نه مروتی دارد. در این موقع است که بسیاری از چنین زنانی تاب نمی آورند و کاسه صبرشان لبریز می شود و به فکر پایان بخشیدن به زندگی محنت بار خویش می افتند چون راه نجات دیگری را نمی شناسند. همه آنها که اطلاعات و آگاهی های لازم را برای تصمیم گیری های قاطعانه ندارند به بن بست می رسند که برخی خودکشی و خود سوزی را تنها راه رهائی از اسارت و زندان سراسر رنج و عذاب خانه ناامن خود می یابند. کافی است به آمار خودکشی دختران و زنان ایران در شهر و بخصوص در روستاها مراجعه کنیم, به آمار طلاق در دادگاه های خانواده نگاهی بیاندازیم تا به زندگی فاجعه آمیز و بی خانمانی های زن ایرانی پی ببریم. بی جهت نیست که به همت زنان هوشمند و حقوقدان ایرانی جنبش و کمپین جمع آوری یک میلیون امضا تشکیل می شود برای آنکه حقوق پایمال شده و زنان بی پناه ابران را اعاده نماید.
بقول هایدگر دانشمند آلمانی که معنی انسان بودن هر انسانی را در انتخابش می داند و می گوید: چون انتخاب دارم پس وجود دارم و می بینیم که چه بلایی بر سر این انسان ستم دیده در جریان تاریخ تا به امروز آمده است ...
ارسال به
بالاترین
،
توییتر
،
فریندفید
،
فیسبوک
در همين بخش :
پیشکش "ندا"های کشورم /خانم دکتر،چند دقيقه وقت داريد؟ / خليل طالقانی
براي سه سال سخت كمپين، براي ما
برای دادخواهی از ظلمی که بر فرزندانمان می رود چه می توانیم بکنیم؟
زنان زابل در چنگ خرافات و خشونت
سه شنبه سبز من
ديگر بخش ها :
طرح یک میلیون امضا
|
مقالات
|
سایت نوشته ها
|
اخبار
|
گزارش كمپين
|
گفت و گو
|
علیه سکوت
|
كوچه به كوچه
|
نامه های شما
|
گزارش ویژه
|
گفتگو با اعضا
|
ویژه سالگرد کمپین
|
تصویر برابری
|
دل آرام علی
|
تریبون
|
مقالات
|
تاریخ شفاهی
|
خارج از چارچوب
|
کتابخانه
|
درباره کمپین
|
کمپین در شهرها
|
کمپین در بند
|
صدای تغییر
|
ویژه 22 خرداد
|
لایحه حمایت از خانواده
|
گالری
|
عشا مومنی
|
امیر یعقوبعلی
|
خدیجه مقدم
|
راحله عسگری زاده و نسیم خسروی
|
پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز
|
زینب پیغمبرزاده
|
سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی
|
احترام شادفر
|
نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی
|
وبلاگ مهمان
|
پرونده خرم آباد
|
دستگیری ها
|
مریم مالک
|
پرستو اللهیاری
|
مهرنوش اعتمادی
|
سمیه رشیدی
|
Other Languages
|
همراهان
|
«فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت»
| English
|